انسانهای کافی
گرچه تعدادشان کم است، اما آدمهایی هستند که برای خودشان کافیند؛ یا از دوره ای به بعد کافی شدن را آغاز می کنند و وارد چرخه درست زندگی می شوند؛ گرچه تعدادشان خیلی زیاد نیست اما آنقدر کافی بودنشان ارتعاشات مثبت دارد که برای جهان هم کافی می شوند. این آدمها احتیاج ندارند دنبال حواشی باشند، احتیاج ندارند برای بالا رفتن خود دیگران را زیر پا بگذارند، نیاز ندارند برای ساختن دیگران را تخریب کنند؛ نیاز ندارند برای پیشرفت خود زیر پای بقیه را خالی کنند؛ این افراد می دانند زمانشان آنچنان کوتاه است که اگر سرشان را برگردانند تمام می شود و تمام می شوند؛ این افراد آنقدر کافی هستند که کاری ندارند چه کسی چه چیزی دارد و چه ندارد و....؛ حواسشان به آنچه هست که باید باشد، دلشان نمی خواهد چیزی در دنیا حواس شان را پرت کند؛ این افراد آنقدر برای خودشان کافی هستند که برای دیگران غیرقابل باورست. کافی بودن آنها برای جهان گاهی حتی بعد از مرگشان درک می شود؛ زمانی که نیستند ؛ جسمشان زیر خروارها خاک تجزیه شده اما کافی بودنشان ماناست.
چهان، اینچنین آدمهای کافی را لازم دارد ...
بودن این افراد شرط لازم و کافیست برای بودن جهانی درخشان در تاریکی ها عصر حاضر....