MohammadMehdi Seyed naseri
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال/Scholar of Children’s Rights and the Digital Future of Childhood
56 یادداشت منتشر شدهآیا گوشی هوشمند، کودکی را از کودکان می دزدد؟
تاملی بر نسبت میان فناوری، رشد کودک و مسئولیت خانواده در قرن بیست ویکم
مقدمه؛ وقتی کودکی در صفحه ای کوچک خلاصه می شود
اگر کسی بیست سال پیش می گفت روزی کودکان ساعت های طولانی از زندگی خود را با صفحه ای کوچک در دست سپری خواهند کرد، شاید این پیش بینی بیش از اندازه اغراق آمیز به نظر می رسید. آن روزها، کودکی با صدای بازی در کوچه، دویدن در پارک، ساختن کاردستی، کتاب خواندن، گفت وگو با دوستان و کشف جهان پیرامون معنا پیدا می کرد. امروز، در بسیاری از خانه ها، بخش قابل توجهی از این تجربه ها جای خود را به لمس یک صفحه نمایش داده است.
گوشی هوشمند، بی تردید یکی از مهم ترین دستاوردهای فناوری معاصر است. این ابزار، امکان یادگیری، ارتباط، دسترسی به دانش، خلاقیت و مشارکت را فراهم کرده و زندگی میلیون ها انسان را آسان تر ساخته است. اما همین ابزار، هنگامی که بدون برنامه، آموزش و نظارت در اختیار کودک قرار می گیرد، می تواند پرسش هایی عمیق درباره ماهیت کودکی، رشد انسان و مسئولیت بزرگسالان ایجاد کند.
از همین رو، پرسش اصلی این نیست که آیا گوشی هوشمند خوب است یا بد؛ بلکه این است که آیا شیوه استفاده ما از آن، بخشی از فرصت های بی بدیل کودکی را از کودکان گرفته است؟
کودکی؛ دوره ای که جایگزین ندارد
کودکی، صرفا مرحله ای کوتاه پیش از بزرگسالی نیست؛ دوره ای یگانه در رشد انسان است که بسیاری از توانایی های شناختی، هیجانی، اجتماعی و اخلاقی در آن شکل می گیرد.
بازی آزاد، حرکت، گفت وگوی چهره به چهره، تجربه طبیعت، دوستی، خیال پردازی، ساختن، شکست خوردن و دوباره تلاش کردن، همگی بخش هایی از فرایند طبیعی رشد کودک هستند. این تجربه ها را نمی توان به سادگی با فناوری جایگزین کرد، زیرا ارزش آنها تنها در انتقال اطلاعات نیست، بلکه در ساختن شخصیت، اعتمادبه نفس، همدلی و مهارت های زندگی نهفته است.
اگر بخش بزرگی از این تجربه ها به تماشای منفعلانه صفحه نمایش یا حضور مداوم در فضای دیجیتال تبدیل شود، ممکن است کودک از فرصت هایی محروم شود که هیچ دوره دیگری از زندگی قادر به جبران کامل آنها نیست.
مسئله، گوشی نیست؛ جایگزین شدن تجربه های واقعی است
گاهی در بحث های عمومی، همه مشکلات به خود گوشی هوشمند نسبت داده می شود. این نگاه، اگرچه ساده به نظر می رسد، اما واقعیت را به درستی توضیح نمی دهد.
گوشی هوشمند می تواند کتابخانه ای سیار، کلاس آموزشی، ابزار خلاقیت، وسیله ارتباط با خانواده و پنجره ای به جهان دانش باشد. در مقابل، همان ابزار می تواند به منبع حواس پرتی، انزوای اجتماعی، مصرف بی وقفه محتوا یا وابستگی ناسالم نیز تبدیل شود.
تفاوت این دو وضعیت، در خود فناوری نیست؛ بلکه در شیوه استفاده از آن است.
پرسش مهم تر این است که آیا فناوری، تجربه های ضروری کودکی را تکمیل می کند یا جای آنها را می گیرد؟ هنگامی که بازی در فضای باز، گفت وگو با خانواده، مطالعه، ورزش، هنر و خواب کافی، به دلیل استفاده بی رویه از صفحه نمایش کاهش می یابد، نگرانی ها نیز افزایش پیدا می کند.
رشد مغز و اهمیت تجربه های متنوع
رشد مغز کودک، تنها از مسیر دریافت اطلاعات رخ نمی دهد. حرکت، بازی، تعامل اجتماعی، لمس اشیا، تجربه محیط طبیعی، حل مسئله در دنیای واقعی و ارتباط عاطفی با دیگران، همگی در شکل گیری شبکه های عصبی و مهارت های شناختی نقش دارند.
به همین دلیل، متخصصان رشد کودک تاکید می کنند که تجربه های متنوع و متعادل، برای رشد سالم ضروری هستند. اگر کودک بخش عمده ای از زمان بیداری خود را در برابر صفحه نمایش بگذراند، بخشی از این تجربه های ضروری ممکن است کاهش یابد.
البته این به معنای آن نیست که هر استفاده ای از گوشی زیان آور است. استفاده آموزشی، خلاقانه و متناسب با سن، به ویژه هنگامی که با همراهی بزرگسالان انجام شود، می تواند بخشی از فرایند یادگیری باشد. آنچه محل نگرانی است، جایگزین شدن تدریجی جهان واقعی با جهان صفحه نمایش است.
آیا فناوری، تخیل را محدود می کند؟
یکی از ویژگی های بازی های سنتی آن بود که کودک ناچار بود بخش بزرگی از جهان بازی را با نیروی تخیل خود بسازد. یک جعبه مقوایی می توانست به کشتی، خانه یا سفینه فضایی تبدیل شود. چند تکه چوب، جهانی از داستان و ماجراجویی خلق می کرد.
در بسیاری از محیط های دیجیتال، جهان بازی از پیش طراحی شده است. کودک بیشتر مصرف کننده تجربه ای آماده است تا آفریننده آن. البته برخی برنامه ها و بازی های دیجیتال نیز خلاقیت را تقویت می کنند، اما اگر سهم تجربه های آزاد و واقعی به تدریج کاهش یابد، فرصت تمرین تخیل نیز ممکن است محدود شود.
تخیل، یکی از پایه های نوآوری، هنر، علم و حل مسئله است و حفظ آن، نیازمند تنوع در تجربه های کودکی است.
نقش خانواده؛ مهم تر از خود فناوری
هیچ فناوری، در خلا عمل نمی کند. خانواده، همچنان مهم ترین عامل در شکل گیری رابطه کودک با گوشی هوشمند است.
اگر والدین خود بخش عمده ای از زمان حضور در کنار فرزند را به صفحه نمایش اختصاص دهند، انتظار رفتار متفاوت از کودک دشوار خواهد بود. کودکان بیش از آنکه به توصیه ها گوش دهند، از رفتار بزرگسالان الگو می گیرند.
گفت وگو درباره فضای دیجیتال، تعیین قواعد روشن و متناسب با سن، ایجاد زمان های مشترک بدون تلفن همراه، تشویق به مطالعه، بازی، ورزش و فعالیت های هنری، می تواند تعادل سالم تری میان زندگی دیجیتال و زندگی واقعی ایجاد کند.
هدف، حذف فناوری نیست؛ بلکه جلوگیری از آن است که فناوری به محور اصلی تجربه کودکی تبدیل شود.
آیا می توان کودکی دیجیتال و کودکی واقعی را با هم جمع کرد؟
پاسخ این پرسش، مثبت است؛ به شرط آنکه تعادل حفظ شود.
کودک امروز باید مهارت زندگی در جهان دیجیتال را بیاموزد، زیرا آینده او با فناوری گره خورده است. اما در عین حال، به همان اندازه به دویدن، بازی کردن، دوست پیدا کردن، کتاب خواندن، تجربه طبیعت، گفت وگو با خانواده و کشف جهان واقعی نیاز دارد.
هدف تربیت در قرن بیست ویکم نباید بازگرداندن کودکان به گذشته باشد و نه رها کردن کامل آنان در جهان دیجیتال؛ بلکه ساختن پلی میان این دو جهان است.
کودکی که هم سواد دیجیتال دارد و هم از تجربه های واقعی زندگی بهره مند است، برای آینده آمادگی بیشتری خواهد داشت.
نتیجه گیری؛ آنچه نباید از کودکان گرفته شود
پرسش «آیا گوشی هوشمند، کودکی را از کودکان می دزدد؟» در حقیقت پرسشی درباره خود گوشی نیست؛ بلکه درباره شیوه زندگی ماست.
اگر گوشی هوشمند جای گفت وگو را بگیرد، اگر صفحه نمایش جای بازی را پر کند، اگر ارتباط مجازی جای دوستی های واقعی را بنشاند، اگر مصرف محتوا جای تجربه کردن را بگیرد و اگر سکوت طبیعت با صدای بی وقفه اعلان ها جایگزین شود، آنگاه می توان گفت بخشی از کودکی در حال از دست رفتن است.
اما اگر فناوری در خدمت یادگیری، خلاقیت، ارتباط و رشد قرار گیرد و در کنار آن، فرصت های اصیل کودکی نیز حفظ شود، گوشی هوشمند نه دزد کودکی، بلکه ابزاری در خدمت آن خواهد بود.
مسئله اصلی، انتخاب میان فناوری و کودکی نیست؛ مسئله، انتخاب میان استفاده آگاهانه و استفاده بی برنامه از فناوری است. کودکان بیش از هر چیز، به بزرگسالانی نیاز دارند که به یاد داشته باشند کودکی دوره ای تکرارنشدنی است. هیچ پیشرفت فناورانه ای نمی تواند ارزش بازی در هوای آزاد، گفت وگوی صمیمانه، لمس طبیعت، تجربه دوستی و شادی های ساده کودکی را جایگزین کند.
شاید مهم ترین مسئولیت ما در عصر دیجیتال این باشد که اجازه ندهیم ابزارهایی که برای آسان تر کردن زندگی ساخته شده اند، ناخواسته بخشی از زیباترین فصل زندگی انسان را کوتاه تر کنند. آینده به کودکانی نیاز دارد که هم فناوری را بشناسند و هم طعم واقعی کودکی را فراموش نکرده باشند.
محمدمهدی سیدناصری
پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال