معلم؛ معمار زیست بوم دانایی و هسته ی مرکزی تحول در مدرسه

15 تیر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 20 بازدید


در سپهر تعلیم وتربیت معاصر، عبور از پارادایم های مکانیکی و تکنیک محور به سمت رویکردهای انسان گرایانه، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای بقای نهاد آموزش است. مدرسه، برخلاف دیدگاه های کلاسیک که آن را ماشینی برای تولید خروجی های استاندارد می پنداشتند، در حقیقت یک «زیست بوم زنده» است؛ موجودیتی که حیات و پویایی آن نه با بخشنامه های اداری، بلکه با کیفیت روابط انسانی و سلامت سازمانی آن تعریف می شود. در قلب این زیست بوم، معلم به عنوان «کنشگر اصلی تحول» ایستاده است؛ کسی که فراتر از انتقال صرف دانش، مسئولیت معماری تجربه های یادگیری و توسعه ی ابعاد انسانی دانش آموزان را بر عهده دارد. با این حال، باید اذعان کرد که ظرفیت شکوفایی این کنشگری، به شدت تحت تاثیر فضایی است که مدرسه برای معلم فراهم می آورد.

پژوهش های حوزه ی مدیریت آموزشی، به ویژه مطالعات اخیر در زمینه ی مدیریت انسان گرایانه، به خوبی نشان داده اند که سلامت سازمانی مدرسه، تابعی از اعتماد نهادینه و حمایت های عاطفی-حرفه ای است. هنگامی که ساختار مدرسه به جای تمرکز بر کنترل و پایش عملکرد، بر توانمندسازی و استقلال حرفه ای متمرکز شود، می توان انتظار داشت که نرخ فرسودگی شغلی کاهش و سطح خلاقیت آموزشی افزایش یابد. در واقع، معلمی که خود در محیطی برخوردار از کرامت و امنیت روانی تنفس می کند، بهتر می تواند فضایی مشابه را برای دانش آموزانش بیافریند. بنابراین، فرسودگی شغلی را نباید صرفا یک مسئله ی فردی دانست؛ بلکه این پدیده، بازتابی از خلاهای ساختاری در مدیریت کلان آموزش وپرورش و فرهنگ حاکم بر مدرسه است.

برای تحقق یک تحول بنیادین، باید مسیر سیاست گذاری ها از «اجرا» به «مشارکت» تغییر جهت دهد. توانمندسازی معلمان نه از طریق دوره های آموزشی سطحی و تکراری، بلکه از مسیر درگیر کردن آنان در فرآیندهای تصمیم سازی و ایجاد فرصت هایی برای «پژوهش در عمل» محقق می شود. وقتی معلم از حاشیه به متن تصمیم گیری ها بیاید و نقش خود را از یک کارگزار ساده به یک طراح آموزشی ارتقا دهد، شاهد ظهور نوعی «عاملیت حرفه ای» خواهیم بود که موتور پیشران عدالت آموزشی و کیفیت یادگیری است. در نهایت، باید به یاد داشت که شکوفایی نظام تعلیم وتربیت، مستقیم ترین نسبت را با «شادابی جان» و «آزادی ذهن» معلم دارد؛ چرا که مدرسه ای که به معلمان خود اعتماد می کند، در واقع به آینده ی جامعه اعتماد کرده است. تحول، در نهایت از کلاس های درسی آغاز می شود که در آن، معلم به عنوان یک کنشگر آگاه، فرصت آن را یافته است تا تفاوت بنیادین ایجاد کند.