دنیای تضادها

15 تیر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 73 بازدید


دنیای ما بر اساس پارادوکس/ تضادها دیزاین شده و عمل می کند.
هر پدیده با جهت مخالف خود معنای زیستن انسان را کامل می کند. ارزش راست با دروغ گفتن سنجیده می شود؛ و لذت پیروزی با شکست. هر صلحی در ادامه ی یک جنگی برقرار می شود و هر عدالت طلبی از یک بی عدالتی ریشه می گیرد.
جهان با قدرتمند و ضعیف، فرادست و فرودست، ثروت و شقاوت، اقناع و اجبار نیاز دارد. چرا؟ چون امورات با تضاد طبقات و تنوع زیستی به اجرا در می آید. اگر همه فرادست و قدرتمند و ثروتمند باشند، حد اعتلای حکمرانی و تشخیص مصلحت امور مشخص نمی گردد.
این فلسفه هستی و زندگی بشر است. چنانکه خداوندگاران زبان و ادب فارسی بر این فلسفه چنین اشاراتی کرده اند:

خیر و شر و خشک و تر زان هست شد
کز طبیعت خیر و شر آمیختند
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
#مولانا

مهر و کین و جنگ و صلح و کلک و تیغ او دهند
دوستان و دشمنان را نفع و ضر و خیر و شر
#فرخ سیستانی

نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است
#خیام

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست
#سعدی

تا نباشد راست کی باشد دروغ
این دروغ از راست می گیرد فروغ
#مولانا