سیاست قانون یا قانون سیاست است؟!

15 تیر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 116 بازدید


این سوال درخور بررسی ست که بپرسیم: فرق میان سیاست و قانون چیست؟ کدام یک دیگری را خلق می کند (مرغ یا تخم مرغ)؟ و کدام یکی ابزار دستی دیگری قرار می گیرد؟
اغلب زمانی که کلمه قانون را می شنویم، سیاست از یادمان می رود! مثلا گاهی که می گویند این کار قانونی نیست؛ تصور می کنیم قانون چقدر مقدس و با اهمیت است. قانون بیشتر از سیاست برای ما وحشتناک است. از خانواده تا روستا و از مکتب تا دانشگاه آنقدر کلمه قانون را شنیده ایم که انگار این مفهوم از آسمان هبوط کرده است.
اما این همه خطای محاسباتی است که ما از قانون و اهمیت آن در ذهن پرورده ایم. قانون چیزی نیست جز ابزار دست سیاست. چرا و چگونه؟
همه می دانیم قانون یک گروه با گروه دیگر یا یک حکومت (مانند طالبان) تا حکومت دیگر (جمهوریت) فرق می کند. یعنی هر گروه و حکومتی که بر دیگری پیروز می شود قانون خاص خود را بر مردم تحمیل می کند. پس اینجا نخست قانون تولد می شود یا سیاست؟ طبعا که ابتدا گروه ها و حکومتها از راه جنگ یا دیپلماسی (ابزار سیاست) پیروز می شوند، و سپس تصمیمات، آرمان ها، خواسته ها و مطالبات خود را در چارچوب یک متن و شعار واحد به قانون تبدیل می کنند.
سیاست برای اینکه مشروعیت کمایی کند، دست به ایجاد قانون و مقررات می زند. پس قانون ابزار دست سیاست است، برای رسیدن به هدف.
اگر سیاست را بازیگر فرض کنیم، میدان را قانون می پنداریم؛ یعنی بازیگر ابتدا میدان را برای بازی آماده می کند و سپس به بازی ادامه می دهد.
سیاستمداران بصورت نمادین قوانین را ایجاد می کنند تا اهداف و خواسته های شان را در قالب آن بدست بیاورند.
قانون سند آتش بس میان گروه های متخاصم است. هر گروه با مجرد پیروزی قوانین وضع می کند تا دست مخالفانش را از قدرت و سیاست کوتاه کند. بنابراین قانون بصورت حقیقی هیچ استقلال نسبت به سیاست ندارد؛ اگرچه بظاهر سیاستمداران برای دلخوشی مردم می گویند: همه در برابر قانون برابر اند.