Yoones Yoonesian
دکتری رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
56 یادداشت منتشر شدهسندرم اختلال ترامپ (TDS) یا شطرنج چند بعدی
سندرم اختلال ترامپ (TDS) اصطلاحی تحقیرآمیز است که برای توصیف واکنش های منفی به دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، به کار می رود؛ واکنش هایی که غیرعقلانی و گسسته از مواضع واقعی سیاستی ترامپ توصیف می شوند. این اصطلاح عمدتا از سوی حامیان ترامپ برای بی اعتبار جلوه دادن انتقادها از او استفاده شده است و نوعی بازچارچوب بندی بحث به شمار می آید که با القای ناتوانی مخالفان در درک دقیق واقعیت، آن ها را فاقد قضاوت درست معرفی می کند؛ از این رو، سندرم اختلال ترامپ نوعی مغالطه غیررسمی تلقی می شود. با این حال، برخی روزنامه نگاران نیز از این اصطلاح برای دعوت به خویشتن داری و احتیاط در قضاوت درباره اظهارات و اقدامات ترامپ استفاده کرده اند. همچنین این اصطلاح به تدریج برای توصیف ماهیت حمایت بی چون وچرای برخی از طرفداران ترامپ از رئیس جمهور نیز به کار رفته است.
با وجود آنکه کاربرد واژه سندرم القاکننده یک وضعیت پزشکی است، سندرم اختلال ترامپ یک تشخیص پزشکی رسمی محسوب نمی شود. این اصطلاح نه در هیچ یک از نسخه ها یا پیش نویس های راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی انجمن روان پزشکی آمریکا به عنوان یک اختلال روانی معتبر به رسمیت شناخته شده است و نه در قوانین هیچ یک از ایالت های ایالات متحده جایگاهی دارد. به طور مشابه، دیوید هوروویتز، فعال محافظه کار، از اصطلاح «سندرم اختلال اوباما» (Obama derangement syndrome) برای مقایسه «هیستری افراطی» در انتقادهایی که از سوی بخش هایی از مفسران راست گرا علیه باراک اوباما پس از انتخاب او به عنوان رئیس جمهور مطرح می شد، با «سندرم اختلال بوش» استفاده کرد. او در این زمینه به مقایسه هایی اشاره کرد که اوباما را با ژوزف استالین، دیوید کورش، چارلز منسون و صدام حسین هم ردیف می کردند، هرچند کراوتهمر با به کارگیری این اصطلاح توسط هوروویتز موافق نبود. هوروویتز به ویژه این عبارت را درباره افرادی به کار برد که از نظریه های توطئه موسوم به «بیرتریسم» حمایت می کردند؛ نظریه هایی که مدعی بودند اوباما شهروند مادرزاد ایالات متحده نیست. از سوی دیگر، ازرا کلاین استدلال کرده است که در حالی که اتهام «سندرم اختلال بوش» عمدتا از مخالفت با سیاست های بوش الهام می گرفت، اتهام «سندرم اختلال اوباما» بیشتر ناشی از واکنش ها به خود اوباما به عنوان یک فرد بود؛ به ویژه نژاد و ریشه کنیایی او، و احساسی در میان برخی محافظه کاران که این ویژگی ها او را «غیرآمریکایی» جلوه می داد.
نخستین استفاده از اصطلاح «سندرم اختلال ترامپ» (Trump derangement syndrome) احتمالا توسط استر گلدبرگ در مقاله ای تحلیلی در اوت ۲۰۱۵ در نشریه دی امریکن اسپکتیتر صورت گرفت. او این اصطلاح را برای توصیف «جمهوری خواهان طبقه حاکم» به کار برد که نسبت به دونالد ترامپ برخوردی تحقیرآمیز یا از سر بی اعتنایی داشتند. کراوتهمر نیز در یادداشتی نوشت که افزون بر هیستری عمومی درباره ترامپ، «سندرم اختلال ترامپ» به معنای «ناتوانی در تمایز قائل شدن میان اختلاف نظرهای مشروع سیاستی و … نشانه های آسیب شناسی روانی» است. برخی از حامیان ترامپ ادعا کرده اند که او نوعی «شطرنج چندبعدی» را در سطحی ذهنی بازی می کند که منتقدانش قادر به درک آن نیستند؛ و این موضوع را توضیحی برای سردرگمی و نارضایتی منتقدان از سخنان و اقدامات او می دانند.