چیستی کار جهادی و ضرورت انجام آن؛ جستاری تحلیلی(قسمت اول)
((بسم الله الرحمن الرحیم))
چیستی کار جهادی و ضرورت انجام آن؛ جستاری تحلیلی(قسمت اول)
کار جهادی در ادبیات اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی، مفهومی صرفا اجرایی، خیریه ای یا داوطلبانه نیست؛ بلکه نوعی کنش آگاهانه، مومنانه، مردم محور، عدالت طلبانه و مسئله حل کن است که در آن انسان، مسئولیت اجتماعی خود را نه از سر اجبار اداری، بلکه از موضع ایمان، تعهد، عقلانیت و احساس تکلیف نسبت به جامعه بر عهده می گیرد. از این منظر، کار جهادی را باید در پیوند با مفاهیمی چون تکلیف گرایی، عدالت اجتماعی، خدمت به محرومان، خودسازی، مردم باوری، امید اجتماعی و ساختن جامعه توحیدی فهم کرد.
در سنت فکری انقلاب اسلامی، انسان مومن صرفا ناظر به وضعیت جامعه نیست؛ او در برابر فقر، تبعیض، عقب ماندگی، بی عدالتی، رنج محرومان و ضعف های ساختاری احساس مسئولیت می کند. به تعبیر شهید مطهری، اسلام دینی نیست که انسان را به انزوا، بی تفاوتی و رهبانیت اجتماعی دعوت کند؛ بلکه ایمان دینی در نسبت با مسئولیت اجتماعی معنا می یابد و انسان مومن نمی تواند نسبت به سرنوشت دیگران بی اعتنا باشد (مطهری، ۱۳۷۷: ۱۱۲). بر همین اساس، کار جهادی را می توان یکی از صورت های عینی تحقق این مسئولیت دانست.
مفهوم شناسی کار جهادی
برای فهم «کار جهادی» باید نخست میان معنای عام «جهاد» و برداشت های محدود از آن تمایز گذاشت. جهاد در معنای اصیل دینی، صرفا به معنای نبرد نظامی نیست؛ بلکه به معنای کوشش همه جانبه، هدفمند و دشوار در راه خدا و در مسیر تحقق خیر عمومی است. در قرآن کریم، جهاد با مال، جان، تلاش و مجاهدت در راه حق پیوند خورده است:
«وجاهدوا فی الله حق جهاده»؛
در راه خدا آن گونه که شایسته جهاد است، مجاهدت کنید.
سوره حج، آیه ۷۸.
از این منظر، کار جهادی نوعی «جهاد اجتماعی» است؛ یعنی تلاشی منظم، مخلصانه و مسئولانه برای رفع نیازهای واقعی جامعه. این کار ممکن است در قالب خدمت رسانی به مناطق محروم، فعالیت های آموزشی، فرهنگی، عمرانی، سلامت محور، امدادی، تربیتی یا حتی علمی و فناورانه انجام شود. آنچه این فعالیت ها را «جهادی» می کند، صرفا مکان انجام آن یا دشواری فیزیکی آن نیست، بلکه نیت، جهت گیری، روش و نسبت آن با عدالت و کرامت انسان است.
بنابراین، هر کار داوطلبانه ای الزاما کار جهادی نیست. کار جهادی دارای چند مولفه بنیادین است:
۱. ایمان و نیت الهی؛ یعنی خدمت نه برای شهرت، منفعت شخصی یا نمایش اجتماعی، بلکه برای ادای تکلیف.
۲. مردم محوری؛ یعنی مسئله از متن زندگی مردم فهمیده شود، نه از پشت میز و بدون شناخت میدانی.
۳. عدالت خواهی؛ یعنی توجه ویژه به محرومان، مستضعفان و مناطق کمتر برخوردار.
۴. عقلانیت و کارآمدی؛ یعنی فعالیت جهادی نباید احساسی، مقطعی و بی برنامه باشد.
۵. خودسازی در متن جامعه سازی؛ یعنی کنشگر جهادی هم زمان که به جامعه خدمت می کند، خود را نیز تربیت می کند.
امام خمینی در منظومه فکری خود، خدمت به مردم و به ویژه محرومان را از ارکان دینداری اجتماعی می داند و بارها بر این نکته تاکید می کند که مسئولان و نیروهای مومن باید خود را خدمتگزار مردم بدانند، نه حاکم بر آنان (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۱۷: ۴۲۵). این نگاه، پشتوانه نظری مهمی برای کار جهادی است؛ زیرا کار جهادی دقیقا از جایی آغاز می شود که انسان خود را در برابر رنج و نیاز مردم مسئول می بیند.
تفاوت کار جهادی با کار اداری و خیریه ای
یکی از خطاهای رایج، فروکاستن کار جهادی به «کمک خیریه ای» یا «فعالیت فوق برنامه» است. البته کار جهادی می تواند شامل کمک مادی، امداد، ساخت وساز یا خدمات درمانی باشد، اما حقیقت آن فراتر از خیریه است. خیریه معمولا بر رفع فوری یک نیاز تمرکز دارد؛ اما کار جهادی اگر درست فهم شود، باید به سمت توانمندسازی، حل مسئله و تغییر وضعیت حرکت کند.
از سوی دیگر، کار جهادی با کار اداری نیز تفاوت دارد. کار اداری معمولا بر اساس شرح وظیفه، ساعت کاری، مقررات و ساختار رسمی انجام می شود. این امور ضروری اند، اما روح جهادی زمانی پدید می آید که فرد یا گروه، فراتر از حداقل وظیفه اداری، با احساس مسئولیت، ابتکار، سرعت، دلسوزی و تعهد وارد میدان شود. به بیان دیگر، کار جهادی نفی نظم و تخصص نیست؛ بلکه دمیدن روح تعهد، سرعت، خلاقیت و مسئولیت اخلاقی در کار تخصصی و سازمانی است.
شهید بهشتی در بحث از جامعه اسلامی، بر این نکته تاکید دارد که ایمان دینی باید به ساخت اجتماعی عادلانه و مسئولانه منتهی شود. از نظر او، دینداری اگر در سطح فردی باقی بماند و به مسئولیت نسبت به انسان و جامعه تبدیل نشود، از بخشی از حقیقت خود تهی می گردد (بهشتی، ۱۳۸۰: ۶۳). بنابراین، کار جهادی را می توان تجلی اجتماعی ایمان قلمداد کرد.