چیستی کار جهادی و ضرورت انجام آن؛ جستاری تحلیلی(قسمت دوم)

19 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 13 بازدید

چیستی کار جهادی و ضرورت انجام آن؛ جستاری تحلیلی(قسمت دوم)


نسبت کار جهادی با عدالت اجتماعی


یکی از بنیادهای نظری کار جهادی، عدالت است. کار جهادی بدون جهت گیری عدالت طلبانه، ممکن است به فعالیتی پراکنده، احساسی یا نمایشی تبدیل شود. در اندیشه انقلاب اسلامی، عدالت صرفا یک آرمان اخلاقی نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش دینی بودن، مردمی بودن و انسانی بودن یک نظام اجتماعی است. شهید مطهری عدالت را از اصول بنیادین جهان بینی اسلامی می داند و معتقد است که جامعه دینی نمی تواند نسبت به تبعیض، فقر و محرومیت بی تفاوت باشد (مطهری، ۱۳۸۹: ۸۷).

از این منظر، کار جهادی پاسخی عملی به شکاف های اجتماعی و منطقه ای است. هنگامی که گروهی از دانشجویان، پزشکان، معلمان، مهندسان، طلاب یا متخصصان به مناطق محروم می روند، در حقیقت فاصله میان مرکز و پیرامون، برخوردار و کم برخوردار، شهر و روستا، دانشگاه و میدان زندگی را کاهش می دهند. این حضور، اگر درست طراحی شود، فقط خدمت رسانی نیست؛ بلکه نوعی بازشناسی واقعیت اجتماعی است. کنشگر جهادی از نزدیک می فهمد که فقر، محرومیت و نابرابری مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه واقعیت هایی زنده در زندگی انسان ها هستند.

به همین دلیل، کار جهادی برای دانشجو، طلبه، معلم، پزشک و مدیر آینده، کارکرد تربیتی عمیقی دارد. او یاد می گیرد که تصمیم گیری اجتماعی بدون شناخت میدانی، ناقص و گاه ناعادلانه است. در این معنا، اردوهای جهادی اگر از سطح فعالیت های کوتاه مدت عبور کنند، می توانند به مدرسه ای برای تربیت مدیران عدالت خواه، واقع بین و مردم شناس تبدیل شوند.

کار جهادی و خودسازی اجتماعی

کار جهادی فقط خدمت به دیگری نیست؛ نوعی تمرین اخلاقی و معنوی برای خود انسان نیز هست. فرد جهادی در میدان خدمت، با سختی، کمبود، خستگی، تفاوت فرهنگی، نابرابری و گاه ناکامی مواجه می شود. این مواجهه می تواند او را از خودمحوری، راحت طلبی و مصرف زدگی دور کند. به همین دلیل، کار جهادی نوعی «سلوک اجتماعی» است؛ یعنی انسان در مسیر خدمت به خلق، خود را نیز تربیت می کند.

در اندیشه امام خمینی، خودسازی و جامعه سازی از یکدیگر جدا نیستند. انسان مومن باید هم درون خود را اصلاح کند و هم نسبت به اصلاح جامعه مسئول باشد. امام خمینی بارها بر این نکته تاکید می کند که خدمت به بندگان خدا و رسیدگی به محرومان، از جلوه های مهم دینداری و تهذیب نفس است (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۱۸: ۳۹۶). بنابراین، کار جهادی میدان پیوند اخلاق فردی و مسئولیت اجتماعی است.

در اینجا می توان میان کار جهادی و فرهنگ دفاع مقدس نیز نسبتی برقرار کرد. بسیاری از فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس، جهاد را صرفا در عرصه نظامی نمی فهمیدند؛ بلکه آن را نوعی سبک زندگی می دانستند: سبک زندگی مبتنی بر ایثار، مسئولیت پذیری، اخلاص، نظم، شجاعت، برادری و تقدم منافع عمومی بر آسایش شخصی. همین روحیه، پس از جنگ می تواند در عرصه های علمی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی و اجتماعی ادامه یابد. در واقع، کار جهادی استمرار همان منطق ایثار در میدان های نوین جامعه سازی است.

ضرورت کار جهادی در جامعه امروز

ضرورت کار جهادی را می توان از چند منظر توضیح داده و مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:

الف) ضرورت اخلاقی

از منظر اخلاقی، هیچ جامعه ای نمی تواند نسبت به محرومان و رنج دیدگان خود بی تفاوت باشد. بی تفاوتی اجتماعی، نشانه ضعف اخلاق عمومی است. اگر انسان ها فقط در برابر منافع فردی خود حساس باشند و نسبت به درد دیگران واکنشی نشان ندهند، پیوندهای انسانی و اجتماعی تضعیف می شود. کار جهادی این بی تفاوتی را می شکند و حس مسئولیت را زنده نگه می دارد.

شهید مطهری با نقد فردگرایی افراطی، بر این باور است که انسان در منطق اسلامی موجودی اجتماعی و مسئول است و سعادت او از سعادت جامعه جدا نیست (مطهری، ۱۳۷۷: ۱۴۶). بر این اساس، کار جهادی نه یک امر حاشیه ای، بلکه ضرورتی اخلاقی برای حفظ حیات انسانی جامعه است.

ب) ضرورت اجتماعی

از منظر اجتماعی، کار جهادی می تواند
سرمایه اجتماعی تولید کند. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، همکاری، همبستگی و احساس تعلق میان افراد جامعه. وقتی گروه های جهادی در مناطق مختلف حاضر می شوند و با مردم کار می کنند، اگر با احترام و صداقت رفتار کنند، اعتماد اجتماعی افزایش می یابد. مردم احساس می کنند که فراموش نشده اند و بخشی از جامعه بزرگ تر هستند.

البته این سرمایه اجتماعی زمانی پدید می آید که کار جهادی با کرامت انسانی همراه باشد. کمک به محرومان نباید با نگاه از بالا به پایین، ترحم آمیز یا تبلیغاتی انجام شود. در منطق اسلامی، محروم انسان صاحب کرامت است، نه عاشق نمایش خیرخواهی دیگران. قرآن کریم نیز کرامت انسان را اصل بنیادین معرفی می کند:

«ولقد کرمنا بنی آدم»؛

ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.

سوره اسراء، آیه ۷۰