سازمان مردم نهاد به مثابه «پرومته توسعه روستایی»: بازاندیشی در نقش نهادهای مردمی در بازسازی هویت و توسعه درون زا
مطالعه موردی: سازمان مردم نهاد توسعه و عمران روستایی بهده؛
دکتر عبدالحمید دلشاد
چکیده
در دهه های اخیر، نقش سازمان های مردم نهاد در توسعه روستایی از یک نهاد خدمات رسان به یک کنشگر اجتماعی و نهادی تحول آفرین تغییر یافته است. این یادداشت با بهره گیری از استعاره «پرومته» و اتکا به نظریه های سرمایه اجتماعی، حافظه جمعی و هویت، تلاش می کند جایگاه سازمان مردم نهاد توسعه و عمران روستایی بهده را در بازسازی هویت اجتماعی و توسعه درون زا تبیین کند. استدلال اصلی آن است که این سازمان را می توان نه «پرومته»، بلکه یک کنشگر پرومته ای دانست؛ نهادی که با انتقال دانش، احیای حافظه مکان و سازمان دهی کنش جمعی، ظرفیت های توسعه را در جامعه محلی فعال می کند.
مبانی نظری و پشتوانه علمی
سازمان های مردم نهاد در ادبیات کلاسیک توسعه، عمدتا به عنوان واسطه میان دولت و جامعه، تسهیل کننده مشارکت و ارائه دهنده خدمات اجتماعی شناخته می شوند. اما تجربه های موفق توسعه محلی نشان داده است که برخی از این سازمان ها از سطح اجرای پروژه فراتر رفته و به بازیگران تولیدکننده سرمایه اجتماعی، حافظه جمعی و هویت محلی تبدیل می شوند (Putnam, 1993).
در این چارچوب، استعاره «پرومته» می تواند ابزاری مفهومی برای تبیین این نقش باشد. پرومته در اساطیر یونان آورنده آتش برای انسان است؛ آتشی که در خوانش نمادین، معرف دانش، آگاهی، خلاقیت و توانمندسازی است. بنابراین، هنگامی که یک سازمان مردم نهاد با انتقال دانش، احیای میراث فرهنگی و سازمان دهی مشارکت اجتماعی ظرفیت های نهفته یک جامعه را فعال می کند، می توان از کارکرد پرومته ای آن سخن گفت.
تجربه سازمان مردم نهاد توسعه و عمران روستایی بهده در استان هرمزگان، نمونه ای از چنین کارکردی است. فعالیت هایی همچون حفاظت از کلات تاریخی بهده، مستندسازی تاریخ محلی، احیای آیین های بومی، برگزاری جشنواره های فرهنگی، جلب مشارکت داوطلبانه و پیگیری ثبت و معرفی ظرفیت های تاریخی و گردشگری، نشان می دهد که توسعه پایدار صرفا محصول سرمایه گذاری کالبدی نیست، بلکه بر پایه بازتولید سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی استوار است.
از منظر پی یر نورا (1989)، مکان های حافظه، کانون های بازتولید هویت جمعی هستند. هنگامی که یک سازمان مردم نهاد برای حفاظت و احیای چنین مکان هایی اقدام می کند، در واقع فرایند بازسازی حافظه جمعی را تقویت می کند. همچنین، پل کانرتون (1989) نشان می دهد که حافظه اجتماعی از طریق آیین ها، مناسک و کنش های تکرارشونده بازتولید می شود؛ بنابراین، احیای آیین های محلی نه صرفا یک فعالیت فرهنگی، بلکه سازوکاری برای حفظ انسجام اجتماعی و انتقال هویت میان نسل هاست.
از سوی دیگر، استوارت هال (1996) هویت را پدیده ای ایستا نمی داند، بلکه آن را فرایندی اجتماعی، تاریخی و همواره در حال بازتعریف معرفی می کند. بر این اساس، فعالیت های فرهنگی و اجتماعی سازمان های مردم نهاد می تواند زمینه بازسازی مستمر هویت محلی را فراهم آورد. این فرایند زمانی اثربخش تر می شود که با شبکه های اعتماد، مشارکت و همکاری اجتماعی همراه باشد؛ مفهومی که رابرت پاتنام (1993) آن را در قالب سرمایه اجتماعی صورت بندی کرده است.
در همین راستا، نظریه دیلآو که توسط نگارنده به عنوان یک چارچوب نظری میان برد در حوزه توسعه مبتنی بر حافظه مکان ارائه شده است، بر این فرض استوار است که توسعه درون زا از مسیر فعال سازی حافظه مکان، بازتولید سرمایه نمادین، تقویت هویت اجتماعی و نهادسازی مشارکتی شکل می گیرد. در این مدل، سازمان مردم نهاد حلقه اتصال میان میراث فرهنگی، سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی و حکمرانی محلی است. چنین نهادی نه تنها مجری پروژه های توسعه ای، بلکه تولیدکننده معنا، اعتماد و کنش جمعی محسوب می شود.
بر این اساس، تجربه سازمان مردم نهاد توسعه و عمران روستایی بهده نشان می دهد که توسعه پایدار زمانی تحقق می یابد که جامعه محلی، میراث فرهنگی خود را نه به عنوان یادگاری از گذشته، بلکه به عنوان سرمایه ای برای آینده بازتعریف کند. در این وضعیت، سازمان مردم نهاد نقش «کنشگر پرومته ای» را بر عهده می گیرد؛ کنشگری که آتش توسعه را نه از طریق منابع مالی، بلکه از مسیر دانش، اعتماد، حافظه و مشارکت اجتماعی به جامعه منتقل می کند.
نتیجه گیری
بازتعریف سازمان های مردم نهاد از نهادهای اجرایی به نهادهای تولیدکننده سرمایه اجتماعی و فرهنگی، می تواند افق جدیدی در سیاست گذاری توسعه روستایی ایران بگشاید. تجربه بهده نشان می دهد که احیای حافظه مکان، تقویت هویت اجتماعی و نهادسازی مردمی، ظرفیت آن را دارد که به موتور محرک توسعه درون زا تبدیل شود. از این منظر، استعاره «کنشگر پرومته ای» نه یک توصیف ادبی، بلکه چارچوبی تحلیلی برای فهم نقش نهادهای مردمی در توسعه مبتنی بر فرهنگ، هویت و مشارکت است.
Connerton, P. (1989). How Societies Remember. Cambridge University Press
Hall, S. (1996). Questions of Cultural Identity. SAGE Publications
Nora, P. (1989). Between Memory and History: Les Lieux de Mémoire. Representations, 26, 7–24
Putnam, R. D. (1993). Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy. Princeton University Press
دلشاد، عبدالحمید (1404). نظریه دیلآو: چارچوب نظری میان برد درباره رابطه حافظه مکان و بازسازی هویت اجتماعی، نشر جهاد دانشگاهی، تهران، ایران.
دلشاد، عبدالحمید، دلشاد، دانا (1403). راهبردهای ایجاد منطقه نمونه گردشگری روستایی مهرگان (روستای بهده، پشتیبان منطقه)، نشر زرنوشت، تهران، ایران.
(این کتاب با داوری، حمایت و لوگو وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به چاپ رسیده است)