تشیع؛ بنیان فکری پیروزی جنبش های اجتماعی ایران

21 تیر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 47 بازدید

در طول تاریخ ایران، به خصوص بعد از دولت صفوی، مقاومت های بسیاری در برابر تمامیت ارضی، سرمایه های ملی و حفظ شالوده های ایرانی شکل گرفته، اما گاه به دلیل زیربنای اجتماعی شکننده و در پی آن مداخله خارجی، این مقاومت ها منجر به موفقیت و دستاورد مورد نظر نشده اند.

اساسا ائتلاف های مردمی که بر اساس شعارهای فراگیر به وجود می آیند، پس از پیروزی اولیه همواره به علت اختلاف در انگیزه ها و منافع گروهی و طبقاتی، به گسستگی و شکست تهدید می شوند. لذا این چالش در عمده تحرکات اجتماعی ایران مانند نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت و... مشاهده می شود. حتی در انقلاب اسلامی نیز این خطر یا آسیب همچنان وجود دارد و گروه هایی مانند مجاهدین خلق همچنان مدعی قدرت هستند. جان فوران استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا معتقد است که انقلاب اگر توسط یک طبقه راهبری شود ممکن است رشد کند و موفقیت تدریجی داشته باشد و اگر موفق شد تداوم یافته و اصطلاحا جا می افتد. اما اگر چند طبقه باشد، همه طبقات تا آخر اهداف را همراهی نکرده و با اختلاف نظرات یکی یکی از مسیر خارج می شوند و در نهایت حرکت منجر به شکست خواهد شد.

جمهوری اسلامی نیز تنها با یک مسیر می تواند به حرکت خود ادامه و توسعه دهد و آن پیش رفتن با اندیشه تشیع است. اگر جمهوری اسلامی بخواهد ادامه حرکت خود و تحرکات مردمی را با یک جنبش و نهضت چند طبقه پیش برود، قطعا به نتیجه نخواهد رسید و در طول این نیم قرن نیز تنها کسانی همواره پای کار و در هر شرایطی به کشور وفادار بودند که در تفکرات شیعی محکم و مصمم بوده و از آن دریچه مسائل را تحلیل می کرده اند.

حکومت صفویه عمری طولانی و در عین حال توفیقات به یاد ماندنی برای ایران به یادگار گذاشته، چون مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی اعلام و در جهت آن تلاش و اقداماتی توسط شیخ بهایی، میرداماد و... صورت گرفته است. و ایران را از امپراتوری عثمانی، مغولها و عرب ها جدا و مستقل کرد.