جنگ رمضان؛ سرگذشت و سرنوشت ایران شیعی در قرن جدید
مقدمه
چه بخواهیم و چه متاسف باشیم، بزرگ ترین بخش تاریخ جهان را جنگ ها اشغال کرده اند و سرنوشت قدرت های بزرگ در جنگ ها رقم می خورد. جنگ در طول تاریخ بشریت غیرقابل گریز بوده و هست. انسان هنگامی که با صلح و دوستی موفق به نتایج دلخواه یا زیاده خواهی های خود نشود، به جنگ روی می آورد. جنگ رمضان ایران در برابر ارتش رژیم اسراییل و ایالات متحده نیز به همین ترتیب و منطق اتفاق افتاده؛ این جنگ واکنش قدرت های جهان به عدالت و آزادی خواهی جهان تشیع با محوریت ایران است.
جنگ رمضان بار دیگر اندیشه های تمدنی اسلام را احیا کرد. در پاکستان مراجعه به اقبال لاهوری، موسی صدر در لبنان، سید قطب در مصر و امام خمینی(ره)، مطهری و شریعتی را در ایران و در عراق اندیشه های محمدباقر صدر را زنده کرد. چرا که این اندیشه ها و به خصوص اندیشه امام خمینی(ره) تا زمانی زنده خواهد ماند که پیش روی کند و پویا باشد، در غیر این صورت مدام در خود غرق می شود.
لذا بررسی ابعاد مختلف این جنگ از اهمیت بسزایی برخوردار است. از جهتی تبدیل شدن جنگ به یک فرایند فرسایشی آن را حائز اهمیت کرده است. بر اساس گزارش موسسه مطالعات امنیت ملی رژیم اسراییل در دکترین امنیت ملی آن (2025-2026): جنگ در خاورمیانه منحصر به عرصه فیزیکی نیست. این دو منازعه(خاورمیانه و اوکراین) به احتمال زیاد به عنوان مواجهه های محوری جهانی شناخته خواهد شد که مسیر نیمه سخت قرن 21 را رقم خواهد زد. از آنجا که ایالات متحده به هیچ وجه نمی خواهد در منطقه امنیت و آرامش وجود داشته باشد، بلکه هدف آنها نوعی "نا امنی کنترل شده" است، این تحلیل به نظر چندان دور از ذهن نخواهد بود.
همچنین جنگ اخیر نشان داد که استراتژی صلح سرد و هم زیستی مسالحت آمیز با امارات، قطر، کویت، عربستان یا اردن ممکن نیست و راهی جز ایجاد رعب و وحشت وجود ندارد و منطق روابط بین الملل به همین ترتیب است که صلح اساسا نه با گفتگو های تاکتیکی، بلکه با تهدید و به کارگیری زور تحقق و پایدار خواهد بود.
لذا در این یادداشت سعی می شود تا جنگ رمضان از نگاه، نقش و منطق ایران شیعی در جهان امروز بررسی و تحلیل گردد.
تجلی آرمان های امام خمینی(ره) در جنگ رمضان
ممکن است بسیاری نگران باشند که این جنگ شاید به قیمت آسیب جدی به تنها حکومت و پایگاه شیعه در جهان تمام شود، اما این نگرانی جایز نیست. جمهوری اسلامی بر اساس رهبری و آموزه های امام خمینی(ره) بنا شده و بر اساس تحلیل شهید سید مرتضی آوینی تفکر امام تا زمانی زنده خواهد بود که مبارزه کند و پیش برود، در غیر این صورت مدام در خود حل و غرق می شود. این مهم را در اتفاقات و حوادث مختلف مانند ظهور داعش و مقابله با آن در عراق و سوریه مشاهده کردیم؛ در مبارزات است که این تفکر توسعه و گسترش یافته، شبکه سازی و مسیر خود را پیدا می کند.
با جنگ رمضان و شهادت رهبری عزیز، موجی در کشورهای مسلمان و حتی غیرمسلمان شکل گرفته است که اگر دقیقا بررسی شود، می توان از آن به عنوان یک معجزه اجتماعی یاد کرد که خارج از تصور و پیش بینی هر تحلیلگر و پژوهشگری پیش از این بوده است. اینکه جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در برابر بزرگ ترین ارتش جهان مقاومت کرده و از حقوق خود کوتاه نمی آید تا دیروز یک تحلیل و ادعا بود که با به وقوع پیوستن آن معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی واژگون شده؛ و این مسیر همان حرکتی است که بنیان گذار انقلاب اسلامی به آن باور داشت و از آن به عنوان مجد اسلامی یاد می کرد: مجد اسلام آن بود که در صدر اسلام بود. مجد اسلام آن بود که با یک جمعیت کم دو امپراتوری را از بین برد، آن مجد اسلام است(موسوی خمینی، روح الله: 1358).
همچنین ایشان بارها در سخنرانی های خود استراتژی سیاست خارجی ایران را در جهت تشکیل و حمایت از هسته های مقاومت در جهان علیه نظام سلطه تبیین فرمودند. این دست از مفاهیم خصوصا در پیام امام به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 به روشنی قابل مشاهده است که از سیاست های غرب و شرق اعلام برائت می کنند و مسیر جدیدی را در مناسبات بین المللی با محوریت ایران اسلامی طرح می کنند که امروز می توان ثمره آن را به بهانه هایی مانند جنگ رمضان در بسیاری از کشورها مشاهده کرد.
در ادامه بخش هایی از این پیام را مرور می کنیم که گویی برای همین روزها به یادگار گذاشته شده است:
· جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادی مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.
· پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام، و ای نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت.
· امروز یکی از افتخارات بزرگ ملت ما این است که در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی امریکا و اروپا در خلیج فارس صف آرایی نمود. و اینجانب به نظام های امریکایی و اروپایی اخطار می کنم که تا دیر نشده و در باتلاق مرگ فرو نرفته اید، از خلیج فارس بیرون روید. و همیشه این گونه نیست که هواپیماهای مسافربری ما توسط ناوهای جنگی شما سرنگون شود؛ که ممکن است فرزندان انقلاب ناوهای جنگی شما را به قعر آبهای خلیج فارس بفرستند.
· به دولت ها و حکومت های منطقه، خصوصا به عربستان و کویت می گویم که همه شما در ماجراجویی ها و جنایاتی که امریکا می آفریند شریک جرم خواهید بود. و ما تا به حال از اینکه همه منطقه در کام آتش و خون و بیثباتی کامل غوطه ور نشود، دست به عملی نزده ایم. ولی حرکات جنون آمیز ریگان مطمئنا حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناکی را بر همه تحمیل می کند. شما اطمینان داشته باشید که در این برگ جدید بازنده اید. خودتان و کشور و مردم اسلامی را در برابر امریکا این قدر ذلیل و ناتوان نکنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.
· من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند. و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم.
جایگاه تشیع در محور مقاومت
حدود 90 درصد جمعیت ایران را شیعیان و 15 تا 20 درصد جمعیت جهان اسلام را تشیع تشکیل می دهند. شیعیان به غیر از ایران، در آذربایجان، عراق، بحرین، لبنان، کویت، یمن، هند، افغانستان، تاجیکستان و پاکستان نیز حضور دارند و روشن است که محور مقاومت بر کرسی شیعه در منطقه نشسته است، لذا این پرسش بسیار با اهمیت به نظر می آید که جنگ رمضان چه تاثیراتی بر تشیع خواهد گذاشت؟ به عبارتی پرسش اساسی یادداشت حاضر به این ترتیب است که با توجه به مقابله جهان تشیع در ایران، عراق، یمن و لبنان در برابر آمریکا و اسراییل، سرنوشت جنگ فارغ از هر نتیجه ای چه تاثیراتی بر آینده تشیع خواهد داشت؟
جنگ و درگیری امروز، متعلق به امروز نیست. بلکه اوج تغییرات و تنش هایی است که طی نیم قرن اخیر در منطقه خاورمیانه شکل گرفته و به همین علت بعید به نظر می آید که به سادگی حل و فصل شود. خاتمه این درگیری ها احتمالا منجر به اتفاق مهمی خواهد شد. اما آنچه که بدیهی و روشن بوده بیداری شیعه بعد از هر درگیری و تغییر در منطقه است. در عراق بعد از حمله آمریکا، شیعه فرصت بروز و ایفای نقش پیدا کرد و به دنبال آن در یمن نیز چنین شد. عراق سالانه میزبان بیش از 20 میلیون شیعه است که به عنوان بزرگ ترین تجمع مذهبی در جهان شناخته می شود. همچنین عراق بعد از حمله آمریکا و جنگ با داعش گروه های مردمی شکل گرفته و تبدیل به یک ساختار رسمی سیاسی و نظامی شیعه در عراق شدند. مرجعیت دینی آیت الله سیستانی به لبنان، سوریه، کویت و پاکستان متصل شد، عراق به ایران و در نهایت یک روند روبه رشد شکل گرفت.
البته که پیوند ایران و یمن نیز متعلق به امروز یا حتی انقلاب اسلامی نیست. ایرانیان و اهالی یمن در میان بهت و تردید اعراب عراقی در طرفداری از علی(ع) بسیار جدی و پایبند بوده و بخش عمده ای از شهر کوفه را تشکیل دادند، مذهب تشیع را از سر اعتقاد پذیرفته و با شهادت امیرالمومنان زیر پرچم فرزندش حسن (ع) گرد آمدند(احمد رضا خضری، 1391). که طی سال های اخیر حوثی های یمن پیوندی عمیق با جمهوری اسلامی ایران بر قرار و در خط مقدم جبهه مقاومت ایفای نقش می کنند.
به همین ترتیب بر اساس تجربیات دو دهه اخیر در افغانستان، سوریه، عراق، لبنان و یمن ثابت کرد که شیعه با توجه به سابقه تاریخی و دشواری های زیستی خود از ابتدای شکل گیری تاکنون، در شرایط جنگی و درگیری به خوبی خود را بازسازی و شبکه سازی می کند، تا به یک ساختار منسجم دست پیدا کند. به نظر بعد از جنگ ایران نیز، قدرت شیعه و امنیت شبکه ای آن قوی تر و از حمایت و درک گسترده مردمی و حتی غیرشیعیان بیشتری برخوردار خواهد بود. تجربه نیم قرن اخیر ثابت کرده با تحرکات، درگیری و فشار بیشتر، آگاهی جمعی و انسجام شیعه افزایش یافته و خود را در غالب یک تشکل منطقه ای، حرکت سیاسی نظامی و هماهنگی آرایش می دهد.
لذا پیش بینی می شود که این در گیری فرصتی برای بازتعریف نقش جهانی تشیع و ارزیابی عمیق هویت شیعه فراهم خواهد کرد. این جنگ ثابت کرد که جهان تشیع قابل اتکا است و می تواند دنیا را تحت تاثیر خود قرار دهد. این جنگ سرنوشت مشترک شیعه در جهان را تعیین خواهد کرد.
بدیهی است که هر حادثه ای که در ایران رخ دهد، به بخشی از جهان اسلام و به خصوص تشیع در لبنان، عراق، یمن، سوریه، آذربایجان، عربستان و بحرین موثر خواهد بود. شکل گیری هلال شیعه و از سال 2003 تا 2024 تبدیل شدن آن به محور مقاومت یک پدیده نوین در جهان تحت رهبری ایران بود که درک صحیح آن توسط افرادی که شناخت دقیق و مستقیمی از تحولات منطقه و غرب آسیا ندارند، غیرممکن است. هلال شیعه از سال 2003 تا 2014 با آغاز بحران سوریه یعنی از 2014 تا 2024 گسترده تر و به محور مقاومت تبدیل شد. محور مقاومت یعنی حرکت تشیع به جهان اسلام بسط پیدا کرده؛ به این معنا که به عنوان مثال شاید در عرصه سیاسی و رسمی مصر مواضع قابل قبولی در قبال ایران نداشته باشد، اما این مردم و جوانان مصری بودند که سفارت اسراییل را در جریان انقلاب تعطیل و خطوط لوله گاز به اسراییل را منفجر کردند. یا اینکه مردم تونس بدون هیچ رهبری موفق به انقلاب شده اند، نشان از عمق و آتش زیر خاکستر در جهان اسلام دارد.
اما با این وجود، همچنان در شرایط فعلی تشیع پرچم دار و پیشتاز گسترش نفوذ اسلام در جهان است. این دستاورد را حاصل جهاد و تلاش های محور مقاومت بخوانیم یا هلال شیعی، مردم جهان آن را به محوریت ایران شیعه دانسته و تحلیل می کنند. استقامت و مقاومت اساسا در اندیشه شیعه، در آرا و سیره حضرت امیرالمومنان بود که شکل گرفت و در تاریخ اسلام نیز مورخان معاویه را فردی منعطف و حضرت علی(ع) را پایبند به اصول و سیره پیامبر روایت می کنند.
راهبرد شیعه و آرمان های محور مقاومت
در اندیشه سیاسی شیعه اگر حکومت ابزاری برای برپایی حق و اجرای عدالت نباشد، به خودی خود هیچ ارزشی ندارد. عدل از اصولی ترین مبانی اندیشه های سیاسی تشیع قلمداد می شود که امروز جهان آن را مطالبه می کند. عدالت ویژگی است که به عقیده شیعه، حاکم و امام در جامعه بدون آن مشروعیت ندارد. در مقابل عدل، ظلم قرار دارد که اولویت نخست شیعه و حکومت علی علیه السلام مبارزه با ظلم بوده است. از همه مهم تر اساس اختلاف و کنار نیامدن امامان شیعه با خلفا نیز در همین مهم نهفته است. شیعه علی(ع)مانند مولای خود عمل می کند. بی عدالتی و ظلم را نمی پذیرد، از اصول و مبانی اسلامی خود برای کسب یا حفظ قدرت عقب نشینی نمی کند، بلکه مشروعیت حکومت را به اجرای عدالت و احکام اسلامی دانسته و اساسا حکومت و فلسفه آن در اسلام را به قرآن و سنت می داند.
شیعه دو راهبرد را در مواجهه با دستگاه ظلم در سرگذشت خود دارد. نخست شیوه گریزناپذیر امام حسن علیه السلام در مقابل معاویه بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام و سپس نحوه مواجهه امام حسین علیه السلام در مقابل فرزند معاویه، یزید که خلافه را به صورت موروثی به دست آورد.
تشیع دوران دشوار و ناگوار پس از صلح امام حسن(ع) با معاویه را در تجربه تاریخی خود دارد. هرچند که این صلح ناخواسته و تحمیل شده شرایط و سیاست های غیراخلاقی و خصمانه معاویه بود، اما در عین حال ضروری به نظر می آمد. همچنین نتایج صلح پس از مدتی کوتاه آشکار شد. یعنی معاویه علنی در مسجد کوفه سخنرانی و عدم پایبندی خود به تعهدات صلح را اعلام کرده و امام نیز تحت فشار دولت اموی و شرایط مستاصل کوفه، به مدینه رفته و روز به روز مشقت و دشواری علیه شیعیان گسترش می یافت. تبلیغات علیه حضرت علی(ع) و فرزندانش دامنه یافته و آنان را در ردیف عاملان قتل عثمان و معاویه را ولی دم او معرفی می کردند. در کوفه فشار بر شیعیان به حداکثر رسیده تا آنجا که حتی تقیه نیز کارساز نبود و در سخت گیری علیه شیعه منجر به بریدن دست و پای آنان یا آویزان کردن از درختان شد. نام شیعیان و خاندان علی(ع)از بیت المال حذف و مقرری آنان قطع شد و خانه های کسانی که خود را شیعه علی(ع)و محب او اعلام می کردند، بنا به دستور معاویه به والیان ویران می شد. این فشارها بر امام حسن(ع)، شیعیان در عراق، شام و مدینه ادامه یافت تا اینکه در نهایت خود امام نیز به شهادت رسیدند.
در مقابل ایستادگی و قیام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا اگرچه اندوهی جانکاه در دل شیعیان به جای گذاشت، اما تاثیر آن بر تاریخ تشیع تا حدی بود که برخی عاشورا را منشا پیدایش این مذهب دانسته اند. حال اگر از این اغراق عبور کنیم، بدون تردید حادثه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان، نقطه عطفی در تاریخ شیعه است که نفوذ و آوازه آن به قبل و پیش از این قیام تقسیم می شود.
بر این اساس و سایر تجربه هایی که در همان دوران امامان معصوم به حافظه شیعه سپرده شد، ایستادگی و مقاومت تنها راه چاره تشیع است، خصوصا شیعه ای که در ایران و مقتضیات تاریخی و جغرافیایی آن زیست می کند، تسلیم شدن، کوتاه آمدن و امتیاز دادن را مسیر مناسبی برای توسعه، پیشرفت یا در امان ماندن نمی داند. شیعه بر اساس قیام امام حسین(ع)که در ظاهر و قواعد نظامی شکست مطلق بوده، اما نه تسلیم، امروز بعد از گذشت 14 قرن جمعیتی 20 میلیونی را هر ساله به کربلا می کشاند، این مسیر و راهبرد شیعه در برابر دشمنان است.
تبیین جایگاه ایران در معادلات بین المللی
ایران صاحب میراثی 6000 ساله است که جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد. ایران کشوری است که هرودوت تاریخ خود را با نام آن آغاز و با نام آن پایان داد. ایران نخستین تمدن تاریخ جهان را در خود جای می دهد و جنگ ایران با یونان در زمان خشایارشاه نخستین جنگ بزرگ تاریخی جهان نام گرفته، نبرد میان شرق و غرب. یونان از آن فاتح بیرون می آید بی آنکه ایران را بتواند مغلوب خواند، زیرا شاهنشاهی هخامنشی تا نزدیک به 150 سال بعد باز هم سرپاست (اسلامی،محمدعلی: 1403).
اسکندر مقدونی به ایران لشکر می کشد و یونان جای خود را به روم می دهد و ایران و روم نزدیک به 900 سال گاه در صلح و گاه در جنگ بهم چنگ و دندان نشان می دهند. ایران در تاریخ نیز آن هنگام جهانی شد که در برابر یونان ایستاد. پارس تنها کشور بزرگی بود که در جهان در برابر یونان شاعر، مورخ و هوشمند سر فرو نیاورد. چهل هزار یهودی که پس از فتح بابل به دست کوروش آزاد شدند و ایران ارش موعود نام نهاده و وارد تورات شد.
کشکمش میان غرب و شرق تمام نخواهد شد، جنگ امروز نیز به همین ترتیب است. این اولین جنگ ایران و غرب نیست و آخرین هم نخواهد بود، اما برای ما همین بس که هزاران هزار از گذشتگان مسافر همین راه بود و همین راه را پیمودند. بسیاری از صاحب نظران در ایران و جهان تنهایی ایران-در جنگ رمضان- را یک ضعف بزرگ یا چالش برای آن می دانند. البته که تنهایی یک کشور در عرصه بین المللی مطلوب نیست، اما ایران همیشه تنها بوده، چون ما نه عرب، نه چشم آبی، نه چشم بادامی، نه اسلاو و نه.... ما ایرانی هستیم و ایران همواره در طول تاریخ تنها بوده... تنها اما قدرتمند، صاحب اندیشه، تمدن و ثروت. این نیز بگذرد و ایران هر چند تنها، اما همواره باقی خواهد ماند.
ایران تنهاست، چون اولین است، کهن ترین است، بزرگ ترین است، مادر است. ایران تنهاست اما تاریخ همه به آن گره خورده، ایران و عرب، ایران و هند، ایران و چین، ایران و غرب. ایران تنهاست اما همه را در خود جای داده، لر، کرد، عرب، گیلک، ترک، بلوچ(اسلامی،محمدعلی: 1403).
امروزه ایران به تنهایی و با پشتیبانی جنبش های شیعی معاصر در حال بازنمایی اسلام و عدالت خواهی تشیع است که این روند در کوتاه مدت تاثیرات عمیقی در میان ملت های جهان خواهد گذاشت. دخالت های ایالات متحده در کشورها و مناطق جهان با رویکرد میلیتاریستی باعث انزجار جهانی از نیروهای نظامی و سازمان های اطلاعاتی این کشور در همه ملت ها از جمله خود آمریکا شده و این مهم باعث افزایش محبوبیت و مقبولیت ایران در جنگ اخیر در میان توده ملت های جهان گردید.
ایران در طول قریب به نیم قرن اخیر با شدیدترین تحریم و تلاش ها برای نادیده گرفتن آن و حذف از معادلات جهانی ثابت کرد که نبودن این کشور در جهان غیرممکن است. چرا که ایران محدود به خطوط سرزمینی و مرزهای خود نیست، بلکه حضور و نقش آفرینی آن ریشه در تاریخ، تمدن کهن و جهانی آن دارد. ایران همچون یک کشور آفریقایی، آمریکای لاتین و حتی شرق آسیا نیست که به سادگی آن را نادیده گرفت و از نقش های این کشور چشم پوشی یا کشوری جایگزین برای آن قرار داد.
· اسلامی نندوشن، محمدعلی(1403): ایران و تنهایی اش، شرکت سهامی انتشار، چاپ ششم.
· خضری، احمد رضا(1391): تشیع در تاریخ، نشر معارف، چاپ اول.
· خمینی، روح الله(1387): آیین انقلاب اسلامی، گزیدهای از اندیشه و آرای امام خمینی، 2جلد، موسسه تنظیم و نشر آثار امام
· خمینی (س)، چاپ اول.
