ali yazdaniyan
مدرس دانشگاه - مسئول امور پژوهشی مرکز پژوهش های شورای اسلامی شهر سمنان
105 یادداشت منتشر شدهحله محوری؛ بازگشت به ریشه های حکمرانی مشارکتی در ایران
محله محوری؛ بازگشت به ریشه های حکمرانی مشارکتی در ایران در سال های اخیر، بحث حکمرانی خوب، مشارکت مردمی و سرمایه اجتماعی به یکی از مهم ترین موضوعات ادبیات توسعه و مدیریت عمومی تبدیل شده است. دولت ها در سراسر جهان دریافته اند که حل مسائل پیچیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی صرفا از طریق سازوکارهای اداری و تصمیمات متمرکز امکان پذیر نیست. تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد هرجا مردم در فرآیند تصمیم سازی و تصمیم گیری مشارکت داشته اند، کیفیت سیاست ها افزایش یافته، اعتماد عمومی تقویت شده و مسیر توسعه پایدار هموارتر شده است. در این میان، «محله» به عنوان نزدیک ترین و ملموس ترین سطح تعامل اجتماعی، جایگاهی ویژه در تحقق حکمرانی مشارکتی دارد. با وجود این، در ایران معاصر، محله به تدریج از یک نهاد اجتماعی اثرگذار به یک واحد صرفا جغرافیایی تقلیل یافته است. در گذشته، محلات نه تنها محل سکونت شهروندان، بلکه کانون شکل گیری روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی بودند. بسیاری از امور عمومی در بستر محله سامان می یافت؛ از کمک به نیازمندان و حل اختلافات گرفته تا مدیریت بحران ها و مشارکت در امور شهری. اما روند تمرکزگرایی اداری، گسترش بوروکراسی و تغییر الگوهای زندگی شهری موجب شده است بخش قابل توجهی از این کارکردها تضعیف شود. امروزه یکی از چالش های اصلی نظام حکمرانی در ایران، فاصله میان مردم و ساختارهای تصمیم گیری است. شهروندان اغلب احساس می کنند نقش موثری در تعیین سرنوشت محیط زندگی خود ندارند و بسیاری از تصمیمات در سطوحی اتخاذ می شود که از واقعیت های محلی فاصله دارد. این وضعیت به تدریج موجب کاهش احساس تعلق اجتماعی، افت مشارکت عمومی و کاهش اعتماد به نهادهای رسمی شده است. در چنین شرایطی، بازاندیشی در نقش محله و احیای ظرفیت های محله محور می تواند به عنوان یکی از راهبردهای مهم اصلاح حکمرانی مطرح شود. حکمرانی مشارکتی بر این اصل استوار است که دولت تنها بازیگر عرصه اداره جامعه نیست. شهروندان، نهادهای مدنی، تشکل های محلی، بخش خصوصی و سایر بازیگران اجتماعی نیز در فرآیند حکمرانی نقش دارند. در این رویکرد، دولت از یک نهاد صرفا فرمان دهنده به نهادی تسهیل گر و هماهنگ کننده تبدیل می شود. تحقق چنین الگویی نیازمند وجود بسترهایی است که امکان مشارکت واقعی مردم را فراهم سازد و محله یکی از مهم ترین این بسترهاست. از منظر جامعه شناسی، محله محل تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مجموعه ای از اعتماد، همکاری، هنجارهای مشترک و شبکه های ارتباطی است که امکان کنش جمعی را فراهم می کند. هرچه سطح سرمایه اجتماعی در یک جامعه بالاتر باشد، هزینه های اداره جامعه کاهش یافته و ظرفیت حل مسائل عمومی افزایش می یابد. در مقابل، ضعف سرمایه اجتماعی به افزایش تعارضات، کاهش همکاری و دشوار شدن اجرای سیاست های عمومی منجر می شود. محله ها به دلیل ارتباط مستقیم و روزمره شهروندان با یکدیگر، مهم ترین عرصه شکل گیری سرمایه اجتماعی محسوب می شوند. روابط همسایگی، مشارکت در فعالیت های فرهنگی و مذهبی، همکاری در امور عمومی و تجربه زیسته مشترک، زمینه ساز شکل گیری اعتماد و همبستگی اجتماعی است. هنگامی که این روابط تضعیف شود، جامعه با نوعی گسست اجتماعی مواجه خواهد شد که پیامدهای آن در حوزه های مختلف قابل مشاهده است. یکی از مهم ترین آثار محله محوری، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است. بسیاری از مسائل اجتماعی ماهیتی محلی دارند و راه حل آن ها نیز در همان سطح قابل طراحی و اجراست. آسیب های اجتماعی، مسائل زیست محیطی، مشکلات خدمات شهری، نیازهای فرهنگی و حتی بخشی از مسائل اقتصادی را می توان با مشارکت فعال شهروندان در سطح محله مدیریت کرد. تمرکز بیش از حد بر ساختارهای کلان، نه تنها هزینه های اداره امور را افزایش می دهد، بلکه موجب کندی فرآیند تصمیم گیری نیز می شود. از سوی دیگر، محله محوری می تواند نقش مهمی در ارتقای پاسخگویی نهادهای عمومی ایفا کند. هنگامی که شهروندان در قالب شوراهای محله، انجمن های مردمی یا نهادهای محلی سازماندهی شوند، امکان نظارت اجتماعی بر عملکرد دستگاه ها افزایش می یابد. این نظارت مردمی نه تنها به شفافیت بیشتر منجر می شود، بلکه موجب افزایش اعتماد عمومی نیز خواهد شد. در واقع، مشارکت شهروندان در سطح محله یکی از موثرترین ابزارهای تحقق حکمرانی شفاف و پاسخگو به شمار می رود. ابعاد اقتصادی محله محوری نیز قابل توجه است. در بسیاری از کشورها، توسعه محلی بر پایه ظرفیت های اقتصادی محلات شکل گرفته است. کسب وکارهای کوچک، مشاغل خانگی، تعاونی های محلی و شبکه های اقتصادی اجتماع محور توانسته اند سهم قابل توجهی در اشتغال زایی و رونق اقتصادی ایفا کنند. در ایران نیز بخش مهمی از ظرفیت های اقتصادی در سطح محلات پراکنده است، اما به دلیل نبود سازوکارهای مناسب، این ظرفیت ها کمتر به ثروت و ارزش افزوده تبدیل
می شوند. ایجاد صندوق های اعتباری محلی، حمایت از تعاونی های محله محور، توسعه بازارهای محلی و بهره گیری از سرمایه های خرد مردمی می تواند به تقویت اقتصاد محله ای کمک کند. چنین رویکردی نه تنها به کاهش بیکاری و فقر کمک می کند، بلکه تاب آوری اقتصادی جوامع محلی را نیز افزایش می دهد. تجربه های موفق جهانی نشان می دهد که توسعه پایدار زمانی محقق می شود که مردم در فرآیند خلق ارزش اقتصادی نقش مستقیم داشته باشند. موضوع دیگری که اهمیت محله محوری را دوچندان می کند، مسئله تاب آوری اجتماعی است. جهان امروز با بحران های متعددی از جمله بلایای طبیعی، بحران های اقتصادی، بیماری های فراگیر و تهدیدات زیست محیطی روبه رو است. تجربه این بحران ها نشان داده است که نخستین سطح واکنش و حمایت اجتماعی معمولا در محلات شکل می گیرد. هرچه پیوندهای اجتماعی در یک محله قوی تر باشد، توان جامعه برای مقابله با بحران ها نیز بیشتر خواهد بود. در جریان حوادث طبیعی، زلزله، سیل یا بحران های اقتصادی، همسایگان و شبکه های محلی اغلب پیش از نهادهای رسمی وارد عمل می شوند. این واقعیت نشان می دهد که تاب آوری یک جامعه صرفا به امکانات فیزیکی وابسته نیست، بلکه به کیفیت روابط اجتماعی و سطح اعتماد میان شهروندان نیز بستگی دارد. از این منظر، تقویت محله ها نوعی سرمایه گذاری راهبردی برای افزایش امنیت و پایداری اجتماعی محسوب می شود. البته احیای محله محوری در ایران با چالش هایی نیز همراه است. تغییر سبک زندگی، گسترش شهرنشینی، مهاجرت های گسترده، کاهش روابط همسایگی و رشد فضای مجازی موجب تغییر الگوهای ارتباطی شده است. بسیاری از محلات سنتی که زمانی از انسجام اجتماعی بالایی برخوردار بودند، امروز با نوعی فردگرایی و گسست اجتماعی مواجه اند. بنابراین نمی توان انتظار داشت الگوهای گذشته بدون بازطراحی و انطباق با شرایط جدید احیا شوند. سیاست گذاری عمومی در این حوزه باید مبتنی بر نگاه نوین به محله باشد. محله امروز نیازمند نهادهای جدید مشارکتی، ابزارهای دیجیتال ارتباطی، سازوکارهای شفاف تصمیم گیری و حمایت های قانونی مناسب است. شوراهای محله، خانه های محله، سازمان های مردم نهاد محلی و پلتفرم های مشارکت دیجیتال می توانند بخشی از این سازوکارها باشند. هدف نهایی آن است که شهروندان احساس کنند در اداره محیط زندگی خود نقش دارند و صدای آنان شنیده می شود. در این مسیر، دولت و مدیریت شهری باید از رویکرد تصدی گرایانه فاصله گرفته و نقش تسهیل گر را ایفا کنند. واگذاری بخشی از اختیارات به نهادهای محلی، حمایت از ابتکارات مردمی، تقویت ظرفیت های اجتماعی محلات و ایجاد نظام های مشارکتی از جمله اقداماتی است که می تواند زمینه تحقق حکمرانی محله محور را فراهم سازد. بدون اعتماد به مردم و بدون مشارکت واقعی آنان، دستیابی به توسعه پایدار و حکمرانی کارآمد دشوار خواهد بود. واقعیت آن است که آینده توسعه ایران بیش از آنکه در طرح های کلان و سازه های عظیم رقم بخورد، در کیفیت روابط اجتماعی و میزان مشارکت شهروندان نهفته است. محله ها می توانند حلقه اتصال دولت و جامعه، کانون شکل گیری سرمایه اجتماعی و بستر تحقق حکمرانی مشارکتی باشند. هر اندازه این حلقه تقویت شود، امکان حل مسائل عمومی نیز افزایش خواهد یافت. امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که سیاست گذاران، مدیران شهری و نهادهای مدنی به ظرفیت های مغفول مانده محلات توجه کنند. احیای محله محوری نه بازگشت به گذشته، بلکه گامی به سوی آینده ای است که در آن توسعه، مشارکت، اعتماد و مسئولیت پذیری اجتماعی در کنار یکدیگر معنا پیدا می کنند. در چنین آینده ای، شهروندان نه مخاطبان سیاست ها، بلکه شرکای اصلی حکمرانی خواهند بود؛ و این همان نقطه ای است که توسعه پایدار از آن آغاز می شود.