هنوز هم استاد حرف می زند و دانشجو یادداشت برمی دارد...

30 تیر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 35 بازدید

هنوز هم استاد حرف می زند و دانشجو یادداشت برمی دارد...

اگر بخواهم یکی از ماندگارترین تصویرهای سال های تحصیل خودم را توصیف کنم، احتمالا همین صحنه است؛ استادی پشت تریبون ایستاده، اسلایدها یکی یکی عوض می شوند، دانشجویان یا مشغول نوشتن اند یا منتظرند کلاس تمام شود.

جالب اینجاست که این تصویر را سال ها پیش در دوران کارشناسی دیده بودم و امروز، در بسیاری از کلاس های دکتری هم هنوز همان تصویر را می بینم؛ فقط کیفیت پاورپوینت ها بهتر شده است.

گاهی از خودم می پرسم مگر دنیا عوض نشده است؟ مگر هوش مصنوعی، یادگیری شخصی سازی شده، آموزش مبتنی بر پروژه، کلاس معکوس و یادگیری مشارکتی سال هاست وارد ادبیات آموزش نشده اند؟ پس چرا در عمل، هنوز رایج ترین روش تدریس ما همان سخنرانی یک طرفه است؟

تناقض تلخی است؛ در دانشگاه درباره نوآوری آموزشی مقاله می نویسیم، اما خود کلاس هایمان کمترین نشانی از نوآوری دارند.

من سال ها مدیر مدرسه بوده ام. بارها از معلمان خواسته ام که دانش آموز را از حالت شنونده صرف خارج کنند؛ کلاس را به فضایی برای گفت وگو، تجربه، حل مسئله و مشارکت تبدیل کنند. اما وقتی به دانشگاه می آیم، گاهی احساس می کنم خود دانشگاه هنوز همان الگویی را اجرا می کند که از مدارس انتظار دارد کنار گذاشته شود.

واقعیت این است که بسیاری از کلاس های دانشگاهی هنوز بر این فرض بنا شده اند که «اگر استاد خوب صحبت کند، دانشجو خوب یاد می گیرد.» در حالی که پژوهش های جدید علوم یادگیری چیز دیگری می گویند؛ یادگیری زمانی عمیق می شود که دانشجو فکر کند، سوال بپرسد، تجربه کند، اشتباه کند و دوباره یاد بگیرد.

ما سال هاست درباره «دانشجو محوری» سخن می گوییم، اما در عمل، بسیاری از کلاس ها همچنان «استادمحور» اداره می شوند. دانشجو بیشتر شنونده است تا یادگیرنده؛ بیشتر دریافت کننده است تا تولیدکننده دانش.

از سوی دیگر، شیوه های ارزشیابی نیز کمتر تغییر کرده اند. هنوز در بسیاری از درس ها، ملاک موفقیت دانشجو توانایی بازتولید مطالب در پایان ترم است، نه توانایی تحلیل، نقد، حل مسئله یا خلق ایده های جدید. نتیجه آن است که بسیاری از دانشجویان برای امتحان مطالعه می کنند، نه برای یادگیری.

شاید وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن «استاد چه چیزی تدریس کرد؟» از خود بپرسیم «دانشجو در این کلاس چه چیزی ساخت، تجربه کرد و آموخت؟»

به باور من، آینده آموزش عالی نه در ساختمان های بزرگ تر و نه در تجهیزات پیشرفته تر، بلکه در تغییر فلسفه تدریس نهفته است. دانشگاهی موفق خواهد بود که کلاس درس را از محل انتقال اطلاعات به محیطی برای اندیشیدن، گفت وگو، تجربه و حل مسائل واقعی تبدیل کند.

من هنوز امیدوارم روزی وارد کلاسی شوم که استاد کمتر سخن بگوید و دانشجویان بیشتر بیندیشند؛ کلاسی که در آن پرسیدن ارزشمندتر از حفظ کردن باشد، تجربه مهم تر از تکرار، و یادگیری عمیق جایگزین انباشت اطلاعات شود.

شاید آن روز بتوانیم بگوییم آموزش عالی، نه فقط محتوای خود، بلکه شیوه آموزش دادن را نیز متحول کرده است.