شهاب الدین سهروردی سر به دار افکار پوسیده؛ حتی اگر در این زمانه می زیست!

1 مرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 234 بازدید

شهاب الدین سهروردی او که از کودکی دل در گرو دانش و فلسفه داشت و ذهن را در آسمان حکمت و منطق پرو بال داد، او که بخاطر علم، فلسفه و حکمت، خودش را از دیدار پدر و مادر محروم کرد و پدر و بویژه مادرش را در حسرت دیدار خود آنقدر چشم براه گذاشت تا دیدارشان به آخرت موکول شد؛ آن زمان، همان زمانی که قرار بود این همه دانش و حکمت و .... را که در محضر اساتید و بیشتر از آن در انزوا و ریاضت و در جام جم وجود خود یافته بود، به دیگران عرضه کند( ذکر این نکته ضروریست که اساتید هیچگاه در پاسخ به سوالات او آنچنان که باید سمت استادی نداشتند و بیشتر از آن که، آنان به سهروردی بیاموزند، سهروردی آنان را به فکر فرو می برد)، همان زمان که میوه رسیده ذهن او برای همگان آب حیات بود؛ قربانی افکار پوسیده و منجمد به اصطلاح فقهای زمان خویش شد تا همگان بدانند اگر کسی بیشتر از فهم فقها چیزی برای عرضه داشته باشد، ذهن منجمد فقها، جان او را همچون آب، بخار خواهد کرد؛ علما و فقهایی که گرچه ادعای فقاهت و عالمی و... دارند اما فراتر از قالب فکری یخ زده خویش را تاب نمی آورنذ و نمی توانند ذهنشان را بالاتر از آنچه در ذهن هایشان منجمد شده، پرواز دهند.

 سهروردی این جوان تشنه معرفت، او که هنگامی که در پیش زرتشتیان چند صباحی را گذراند از ترس اینکه او را کافر بخوانند و زرتشتیان را منحرف کننده مسلمانان؛ توشه عجب هایش را بر دوش آویخت و رفت، او که در انزوا روزها تا سحرگاه غذا نخورد و ریاضت کشید،او که محکوم شد به زیر سوال بردن ختم رسل، به تفکر در مورد حکمت زرتشتیان، به نماز خواندن به سوی قبله خورشید و.... او که قربانی شد تنها بدلیل تفکر!!! اکنون کسانی هستند که از حکمت هایش سخن ها می گویند اما بوضوح می توان گفت اگر سهروردی در این زمانه می زیست، همانها که هم اکنون از حکمت و فلسفه اش سخن می رانند در مقابل اعدامش سکوت می کردند و شاید موافق اعدامش هم بودند!!!

سهروردی اما به روایت تاریخ در 39 روز ریاضت و با خواست خود و با نخوردن آب و غذا قبل از آنکه به دار آویخته شود به زندگی خود پایان داد در حالی که هنوز دهه چهارم زندگیش را هم به پایان نرسانده بود...

حکم اعدام سهروردی توسط علما و فقها به ملک ظاهر دیکته شد، ملک ظاهر از پدرش صلاح الدین خواست تا به حرف فقها گوش نسپارد اما پدر در پاسخ گفت:" این فقها اگر برخلاف میلشان کاری کنیم با توسل به تفسیر و...و استفاده از دین و اعتقادات مردم، آنان را علیه ما می شورانند و چاره ای جز اجرای حکمشان نداریم!!!"

فقها در حالی حکم به اعدام سهروردی دادند که سهروردی اعتقاد داشت حاکمان یک جامعه باید از بین علما و فقهای دینی باشند و....

و شاید در آن سی و نه روز، هر چند که می دانست اما باز هم اندیشد که هر کسی نه فقیه می شود و نه عالم چراکه در ذهن او عالم و فقیه ایده آل نقش بسته بود نه علما و فقهایی که فقط اسم عالم و... را در خورجین بی انتهای جهالت، بر دوششان حمل می کنند....