بازار ارز در تنگنای ریسک: برآیند فشارهای ژئوپلیتیک، ناترازی داخلی و فرسایش اعتماد عمومی

13 مرداد 1405 - خواندن 6 دقیقه - 17 بازدید

عنوان: «بازار ارز در تنگنای ریسک: برآیند فشارهای ژئوپلیتیک، ناترازی داخلی و فرسایش اعتماد عمومی»

۱. مقدمه

بازار ارز ایران طی ماه های اخیر بار دیگر چرخه آشنای نوسان را تجربه می کند؛ چرخه ای که الگوی آن سال هاست تکرار می شود:
هرگاه شرایط سیاسی یا اقتصادی به ظاهر آرام می شود، بازار وارد فاز رکود نسبی می شود، اما با نخستین علامت بی ثباتی یا نااطمینانی، نرخ ارز از سکون خارج شده و در مسیر رشد انتظاری قرار می گیرد.
درک این چرخه فقط با نگاه ترکیبی به سه حوزه امکان پذیر است : ریسک های ژئوپلیتیک منطقه ای، اختلالات ساختاری اقتصاد داخلی، و کاهش اعتماد عمومی. مجموعه این عوامل سازوکاری ساخته اند که بازار ارز را به یک «سیستم ناپایدار واکنش سریع» تبدیل می کند؛ سیستمی که در برابر کوچک ترین محرک، واکنش اغراق آمیز نشان می دهد.

۲. فشارهای ژئوپلیتیک و ریسک های منطقه ای

فضای سیاسی منطقه و روابط بین بازیگران بزرگ جهانی، یکی از مهم ترین موتورهای نوسان ارز در ایران است. رخدادهایی که فاصله جغرافیایی زیادی با ایران دارند، اما اثر آن ها از کانال انرژی، قیمت نفت، و نااطمینانی سطح جهانی به سرعت وارد اقتصاد ایران می شود.

۲-۱. تشدید تنش در محور آمریکا – ونزوئلا و سایه جنگ های نیابتی

وخامت روابط ونزوئلا و ایالات متحده، و مواضع صریح تر واشنگتن، این پیام را القا می کند که رویکرد عملیاتی تر آمریکا در منطقه محتمل است. این فضا به شکل غیرمستقیم احتمال درگیری های جدید یا گسترش تنش های موجود در غرب آسیا را افزایش می دهد.

۲-۲. بحران ایران – اسرائیل و احتمال گسترش درگیری ها

اظهارات شدیداللحن دو طرف، حملات متقابل و پیش بینی ناپذیری رفتار اسرائیل، ریسک فروپاشی تعادل شکننده موجود را بالا برده است.
در شرایطی که «نه جنگ – نه صلح» حکم فرماست، بازار ارز به هر سیگنال منفی واکنش سریع نشان می دهد؛ زیرا سرمایه گذار نمی تواند ریسک سیاسی را قیمت گذاری کند.

۲-۳. جنگ غزه و احتمال عملیات جدید

پرونده غزه، برخلاف انتظار، به مرحله خاموشی نرسیده و هر لحظه امکان آغاز موج جدید حملات از سوی اسرائیل وجود دارد.
این وضعیت فعال و باز، بازارهای مالی منطقه را در حالت آماده باش قرار داده و انتظارات تورمی و ارزی را در ایران تشدید کرده است.

۲-۴. خریدهای نظامی عربستان و پیامدهای امنیتی

تجهیزات نظامی گسترده عربستان از آمریکا نشان می دهد که احتمال بازگشت به یک دوره بی ثباتی در خاورمیانه همچنان جدی است.
این تحولات از منظر بازار، به معنای افزایش «حق ریسک منطقه» است؛ فشاری که به صورت مستقیم بر ارزش ارزهای داخلی منطقه اثر گذاشته و تقاضا برای دارایی های ایمن تر، همچون طلا و دلار، را بیشتر می کند.

۳. متغیرهای داخلی: ناترازی، سیاست گذاری و فرسایش اعتماد

در کنار ریسک های خارجی، اقتصاد ایران با مجموعه ای از مشکلات ساختاری مواجه است که هرکدام به تنهایی می توانند موتور نوسان ارزی باشند؛ و در کنار هم، جهش های ناگهانی را تشدید می کنند.

۳-۱. وضعیت «نه جنگ – نه صلح» و توقف سرمایه گذاری

در فضای غیرقابل پیش بینی، تصمیمات بلندمدت سرمایه گذاری عملا تعلیق می شوند.
فعال اقتصادی در چنین شرایطی حاضر نیست ریسک نرخ ارز را بپذیرد و به جای سرمایه گذاری، دارایی امن نگه می دارد.

۳-۲. دور شدن از مذاکرات و تشدید انتظارات ارزی

اظهارات اخیر دو طرف نشان می دهد که احتمال بازگشت به مذاکرات فعلا کم رنگ شده است.
این فاصله گرفتن، در فضای اقتصادی ایران معادل است با:

  • کاهش امید به گشایش مالی،
  • کاهش انتظار برای افزایش درآمدهای ارزی،
  • و افزایش احتمال تداوم وضعیت فعلی تحریم ها.

نتیجه این سه عامل: افزایش آتی نرخ ارز در ذهن فعالان بازار.

۳-۳. موضوع بنزین و ارسال سیگنال های غلط به جامعه

افزایش مصرف، بحث سهمیه بندی یا اصلاح قیمت، در زمانی اشتباه مطرح شده است.
خود بنزین مساله نیست؛ پیام هایی است که به جامعه منتقل می شود:

  • وضعیت ارزی دولت مناسب نیست،
  • قاچاق مهار نشده،
  • یا دولت برای کاهش ناترازی، به سمت اصلاحات قیمتی رانده شده است.

این سیگنال ها حتی اگر واقعی نباشند، انتظارات تورمی را بالا می برند و همین انتظارات عامل فشار بر نرخ ارز می شود.

۳-۴. ناترازی بانک ها (نمونه آن بانک آینده)

برخورد با یک بانک مشکل دار، بدون ارائه برنامه جامع، نه تنها ناترازی را حل نمی کند، بلکه بی اعتمادی نسبت به سلامت نظام بانکی را افزایش می دهد.
بازار به درستی درک می کند که این مشکلات، ساختاری اند نه موردی.

۳-۵. سیاست های ارزی نامنسجم و تعدد اظهار نظرها

وقتی در موضوع مهمی مانند نرخ ارز یا سیاست های بودجه ای، افراد مختلف اظهار نظرهای متضاد می کنند، بازار به این جمع بندی می رسد که «هیچ راهبرد مشخصی وجود ندارد».
این برداشت، خود محرک اصلی افزایش نرخ ارز است.

۴. نقش بازارسازها و متغیرهای مکمل

در کنار فشارهای سیاسی و اقتصادی، رفتار بازیگران بازار نیز اهمیت دارد.

  • زمان هایی که بازار در حالت نیمه تعادل است، بازارسازها (از صرافی ها تا گروه های فعال در بازار غیررسمی) از شرایط سوءاستفاده می کنند.
  • جهش مقطعی نرخ طلای جهانی نیز به عنوان عامل مکمل، روند افزایش نرخ ارز را تقویت می کند.
  • نبود شفافیت در عرضه و تخصیص ارز، فضا را برای سفته بازی بازتر کرده است.

در اقتصادی که انتظارات بی ثبات و اعتماد آسیب دیده است، هر محرک کوچک، بزرگ نمایی می شود و به روندهای افزایشی دامن می زند.

۵. جمع بندی نهایی

ترکیب سه عامل بزرگ ریسک ژئوپلیتیک، ناترازی داخلی، و فرسایش اعتماد عمومی بازار ارز را در نقطه ای قرار داده که از کوچک ترین تحریک بیرونی یا داخلی تاثیر می پذیرد.
این وضعیت نشان می دهد:

  • نوسانات اخیر صرفا واکنش مقطعی نیستند؛
  • ساختار اقتصادی به مرحله حساسیت بالایی رسیده؛
  • و بدون اصلاحات بنیادی، هر دوره آرامش، موقتی و شکننده خواهد بود.

برای کنترل پایدار بازار ارز، به نظر می رسد:

۱.سیاست گذاری واحد، شفاف و قابل پیش بینی باشد.

۲.بانک مرکزی نقش فعال تری در عرضه به موقع ارز و مدیریت انتظارات ایفا کند.

۳.اصلاحات بانکی و بودجه ای با برنامه مشخص اجرا شود.

۴.دولت پیام های اقتصادی را با دقت و انسجام منتقل کند.

۵.کاهش ریسک های منطقه ای و تقویت مسیرهای دیپلماسی در اولویت قرار گیرد.

در غیاب این اصلاحات، بازار ارز و سایر فعالیت های اقتصادی در کشور همچنان در تنگنای ریسک خواهد ماند و نوسان، بخش دائمی چشم انداز اقتصاد ایران خواهد بود.