RAMIN MONSEF KASMAII
وکیل کانون وکلا دادگستری گیلان ،پژوهشگر روانشناسی حوزه جرم، حقوق پزشکی ، حقوق بینالملل و در آخر دانش آموز
62 یادداشت منتشر شدهدفن پسماند و مسئولیت حقوقی

چکیده
مدیریت پسماند یکی از مسائل مهم حقوق محیط زیست و از مصادیق ارتباط میان حقوق عمومی، سلامت عمومی و مسئولیت دولت و نهادهای محلی است. دفن پسماند، اگرچه در نظام حقوقی ایران به عنوان یکی از شیوه های دفع پسماند پذیرفته شده است، اما این پذیرش مطلق نبوده و تابع الزامات زیست محیطی، بهداشتی و فنی است. مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که محل دفن برای مدت طولانی مورد استفاده قرار گرفته و آثار احتمالی آن از محدوده محل دفع فراتر رفته باشد.
محل دفن پسماند سراوان در گیلان نمونه ای قابل توجه از این وضعیت است؛ محلی که بنا بر گزارش های منتشرشده، حدود چهار دهه محل انباشت پسماند بوده و در سال های اخیر موضوعاتی مانند شیرابه، آلودگی منابع آب و خاک، آثار زیست محیطی و ضرورت ساماندهی یا جابه جایی آن مورد توجه دستگاه های اجرایی و کارشناسی قرار گرفته است. در سال ۱۴۰۵ نیز سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور مطالعات مربوط به ضرورت جابه جایی محل دفن و مکان یابی محل جدید را در دستور کار قرار داده است.
این مقاله با بررسی قوانین ایران و مقایسه آن با نظام حقوقی اتحادیه اروپا، آلمان و ژاپن، بر این فرض استوار است که مسئله پسماند را نمی توان صرفا یک موضوع خدمات شهری دانست؛ بلکه در صورت تحقق آلودگی و ورود خسارت، موضوع می تواند واجد آثار حقوقی، مدنی، کیفری و اداری باشد. مقاله در نهایت بر ضرورت گذار از «دفن محوری» به «مدیریت یکپارچه و چرخه ای پسماند»، تقویت اصل پیشگیری، اعمال مسئولیت موثر و توجه به عدالت زیست محیطی تاکید می کند.
واژگان کلیدی: پسماند، دفن زباله، مسئولیت حقوقی، محیط زیست، سراوان، مسئولیت مدنی، مسئولیت کیفری، عدالت زیست محیطی، اقتصاد چرخشی.
---
مقدمه
جرقه نگارش این مقاله، نه در میان صفحات یک کتاب حقوقی و نه در جریان مطالعه یک پرونده قضایی، بلکه چند روز پیش و در جریان عبور از نزدیکی محل دفن زباله سراوان گیلان زده شد؛ جایی که سال هاست نام آن با انباشت پسماند، بوی نامطبوع، شیرابه و نگرانی های زیست محیطی گره خورده است.
آنچه در نگاه نخست شاید صرفا یک مسئله خدمات شهری و مدیریت پسماند به نظر برسد، با اندکی تامل، ابعاد بسیار گسترده تری پیدا می کند. پرسش اینجاست که وقتی زباله های یک شهر در نقطه ای مشخص انباشته و دفن می شوند، هزینه های واقعی این انتخاب را چه کسی می پردازد؟ آیا تنها هزینه جمع آوری و انتقال زباله مطرح است، یا باید هزینه های زیست محیطی، اجتماعی، بهداشتی و حتی حقوقی آن را نیز محاسبه کرد؟
سراوان تنها یک محل دفن زباله نیست؛ می توان آن را نمونه ای عینی برای طرح پرسش هایی اساسی در حقوق محیط زیست دانست. پرسش از اینکه مسئولیت حقوقی آلودگی احتمالی بر عهده چه اشخاص یا نهادهایی است، حدود مسئولیت شهرداری و سایر دستگاه های دولتی کجاست، حقوق ساکنان مناطق پیرامون محل دفن چگونه حمایت می شود و در صورت ورود خسارت به انسان، خاک، آب و منابع طبیعی، چه سازوکارهایی برای توقف آلودگی، جبران خسارت و احیای محیط زیست وجود دارد؟
از سوی دیگر، مقایسه وضعیت ایران با کشورهایی که طی دهه های اخیر از دفن گسترده پسماند فاصله گرفته و به سمت تفکیک از مبدا، بازیافت، پردازش و اقتصاد چرخشی حرکت کرده اند، نشان می دهد که مسئله پسماند صرفا یک مسئله فنی یا مدیریتی نیست؛ بلکه در بسیاری از نظام های حقوقی، بخشی از یک نظام منسجم برای حمایت از محیط زیست و تضمین حقوق نسل های آینده محسوب می شود.
بر همین اساس، این مقاله تلاش می کند با نگاهی حقوقی و تطبیقی، ضمن بررسی چارچوب قانونی مدیریت و دفع پسماند در ایران، مسئولیت های احتمالی ناشی از آلودگی و دفن غیراصولی پسماند را بررسی کرده و با نگاهی به تجربه برخی نظام های حقوقی، وضعیت سراوان گیلان را به عنوان یک مطالعه موردی مورد واکاوی قرار دهد.
هدف این نوشتار، صرفا نقد یک شیوه مدیریت شهری یا انتساب مسئولیت به یک نهاد خاص نیست؛ بلکه طرح این پرسش بنیادی است که:
در نظام حقوقی ایران، هنگامی که مدیریت پسماند به ایجاد یا استمرار یک آسیب زیست محیطی منجر می شود، قانون تا چه اندازه قادر است از حق مردم بر محیط زیست سالم حمایت کرده و مسئولیت اشخاص و نهادهای مسئول را محقق سازد؟
---
۱. مفهوم پسماند و جایگاه آن در حقوق ایران
نخستین گام برای تحلیل حقوقی موضوع، تعیین مفهوم پسماند است.
قانون مدیریت پسماندها مصوب ۱۳۸۳، برای پسماند چارچوب حقوقی مشخصی ایجاد کرده و پسماند را به طور کلی مواد جامد، مایع و گازی به استثنای فاضلاب تعریف می کند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم حاصل فعالیت انسان بوده و از نظر تولیدکننده زائد تلقی می شود.
اهمیت این تعریف در آن است که قانونگذار، پسماند را صرفا «زباله خانگی» نمی داند؛ بلکه انواع مختلف پسماند از جمله عادی، پزشکی، صنعتی، ویژه و کشاورزی را از یکدیگر تفکیک کرده است.
این تفکیک، آثار حقوقی مهمی دارد؛ زیرا نمی توان با تمام پسماندها با یک روش برخورد کرد.
پسماند بیمارستانی، پسماند صنعتی خطرناک و زباله عادی شهری، از منظر خطر، شیوه حمل، پردازش و دفع، وضعیت یکسانی ندارند.
از همین رو، نخستین اصل حقوقی در مدیریت پسماند را می توان چنین خلاصه کرد:
نوع پسماند، شیوه قانونی مدیریت و دفع آن را تعیین می کند.
---
۲. اصل پنجاهم قانون اساسی؛ مبنای اساسی حمایت از محیط زیست
مهم ترین نقطه شروع در حقوق ایران، اصل ۵۰ قانون اساسی است.
این اصل، حفاظت از محیط زیست را وظیفه عمومی دانسته و تصریح می کند که فعالیت های اقتصادی و غیر اقتصادی که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.
اهمیت اصل ۵۰ در پرونده هایی مانند سراوان در آن است که محیط زیست را از سطح یک موضوع صرفا اجرایی و اداری فراتر برده و در جایگاه یک ارزش بنیادین قانون اساسی قرار می دهد.
از سوی دیگر، عبارت «نسل امروز و نسل های بعد» در این اصل، دارای اهمیت ویژه ای است.
قانون اساسی صرفا درباره انسان امروز سخن نمی گوید.
بنابراین تصمیمی که امروز برای مدیریت پسماند گرفته می شود، نباید صرفا بر مبنای هزینه و فایده کوتاه مدت ارزیابی شود؛ بلکه آثار آن بر نسل های آینده نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
از این منظر، انباشت چند دهه ای پسماند در یک نقطه، صرفا یک مسئله امروز نیست.
ممکن است بخشی از آثار آن تا سال ها پس از پایان فعالیت محل دفن نیز باقی بماند.
---
۳. آیا دفن زباله ذاتا غیرقانونی است؟
پاسخ منفی است.این نکته از نظر حقوقی بسیار مهم است.
قانون مدیریت پسماندها اصل دفع پسماند را به رسمیت شناخته و برای محل های دفع، الزامات و ضوابطی مقرر کرده است.
بنابراین نمی توان صرف «دفن زباله» را جرم دانست.
آنچه باید بررسی شود این است که:
آیا دفن مطابق قانون، مجوز، ضوابط فنی و الزامات زیست محیطی انجام شده است یا خیر؟
این تمایز از نظر حقوق کیفری اهمیت فراوانی دارد.
در یک نظام مبتنی بر اصل قانونی بودن جرم و مجازات، نمی توان صرفا بر اساس ناپسند بودن یک رفتار، آن را جرم تلقی کرد.
در نتیجه، در مورد سراوان نیز پرسش حقوقی دقیق این نیست که:
«آیا زباله دفن شده است؟»
بلکه پرسش این است:
«آیا نحوه، محل، مدت، حجم و شرایط دفن پسماند با الزامات قانونی و زیست محیطی منطبق بوده است؟»
---
۴. مسئولیت مدیریت پسماند در قانون ایران
قانون مدیریت پسماندها در ماده ۷، مسئولیت مدیریت اجرایی پسماندهای عادی در شهرها و روستاها و حریم آنها را در چارچوب مقرر بر عهده شهرداری ها و دهیاری ها قرار داده است. در خصوص پسماندهای صنعتی و ویژه نیز اصل بر مسئولیت تولیدکننده است.
این ماده، یکی از پایه های مهم تحلیل وضعیت سراوان است.
اما مسئولیت شهرداری را نباید به معنای «مسئولیت انحصاری» دانست.
مدیریت پسماند یک زنجیره است:
تولید → تفکیک → جمع آوری → حمل → پردازش → بازیافت → دفع نهایی.
در هر مرحله ممکن است اشخاص یا نهادهای مختلفی نقش داشته باشند.
از این رو، اگر در یک پرونده زیست محیطی خسارتی ایجاد شود، باید دقیقا مشخص شود:
- چه نهادی وظیفه قانونی داشته است؟
- چه نهادی مجوز صادر کرده است؟
- چه نهادی نظارت داشته است؟
- چه نهادی عملیات را انجام داده است؟
- آیا عملیات به پیمانکار واگذار شده است؟
- آیا پیمانکار ضوابط را رعایت کرده است؟
- آیا دستگاه ناظر از تخلف مطلع بوده است؟
- آیا پس از اطلاع، اقدام موثر صورت گرفته است؟
پاسخ به این پرسش ها می تواند مسئولیت اشخاص مختلف را از یکدیگر تفکیک کند.
---
۵. محل دفن؛ انتخاب یک زمین یا تصمیم حقوقی زیست محیطی؟
یکی از مهم ترین موضوعات در مدیریت پسماند، مکان یابی محل دفن است.
محل دفن نمی تواند صرفا بر اساس در دسترس بودن زمین انتخاب شود.
آب های زیرزمینی، شیب زمین، جنس خاک، فاصله از مناطق مسکونی، منابع آب، مناطق کشاورزی، جنگل، شرایط اقلیمی و امکان کنترل شیرابه از جمله عواملی هستند که باید در مکان یابی مورد توجه قرار گیرند.
آیین نامه اجرایی قانون مدیریت پسماندها در ماده ۲۵ مقرر کرده است دستگاه های ذی ربط پیش از صدور مجوز محل دفن زباله و پسماند، نسبت به استعلام و اخذ تاییدیه وزارت نیرو درباره عدم تاثیرپذیری منابع آبی اقدام کنند.
این حکم نشان می دهد که قانونگذار، موضوع آب را در مکان یابی محل دفن یک موضوع فرعی نمی داند.
بنابراین اگر یک محل دفن به گونه ای انتخاب شود که منابع آب را در معرض خطر قرار دهد، اصل مکان یابی می تواند از منظر حقوقی محل پرسش قرار گیرد.
---
۶. سراوان؛ از محل موقت تا بحران چنددهه ای
مطابق گزارش ایرنا در سال ۱۴۰۳، محل دفن پسماند سراوان حدود چهار دهه محل انباشت زباله شهر رشت و برخی شهرستان های اطراف بوده و توده ای با ارتفاع بیش از ۱۰۰ متر و مساحت گزارش شده حدود ۱۸ هکتار شکل گرفته است. همان گزارش، از آثار زیست محیطی و آلودگی آب های سطحی و زیرزمینی و آثار بهداشتی ناشی از وضعیت محل سخن گفته است.
صرف نظر از اینکه درباره هر یک از این ارقام باید به گزارش رسمی و کارشناسی استناد کرد، یک واقعیت حقوقی غیرقابل انکار است:
استمرار طولانی مدت یک محل دفع، مسئله را از یک تصمیم اولیه مکان یابی به مسئله ای مستقل درباره استمرار مسئولیت تبدیل می کند.
ممکن است محلی در زمان آغاز فعالیت، از نظر قانونی قابل استفاده تشخیص داده شده باشد؛ اما این به معنای آن نیست که برای همیشه و بدون توجه به تغییر شرایط، مجاز باقی می ماند.
ظرفیت محل، تغییر حجم پسماند، تغییرات جمعیتی، تغییر شرایط هیدرولوژیک، فرسودگی زیرساخت ها و ظهور آثار جدید آلودگی، همگی می توانند ضرورت ارزیابی مجدد را ایجاد کنند.
---
۷. آیا مجوز اولیه، مسئولیت بعدی را از بین می برد؟
به نظر می رسد پاسخ حقوقی باید منفی باشد.
مجوز قانونی، در بهترین حالت، مجوز انجام یک فعالیت در چارچوب شرایط مقرر است؛ نه مجوز ایجاد آلودگی نامحدود.
اگر شرایط فعالیت تغییر کند یا فعالیت از حدود مجاز فراتر رود، نمی توان صرف وجود مجوز اولیه را دلیل بر مشروعیت تمام اقدامات بعدی دانست.
این اصل در حقوق محیط زیست اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از آثار زیست محیطی در لحظه ایجاد نمی شوند.
ممکن است یک فعالیت سال ها ادامه پیدا کند و آثار زیان بار آن به تدریج آشکار شود.
بنابراین:
قانونی بودن آغاز یک فعالیت، لزوما به معنای قانونی بودن تمام نتایج و نحوه استمرار آن نیست.
---
۸. شیرابه؛ مهم ترین حلقه اتصال زباله و آلودگی
یکی از مهم ترین پیامدهای محل دفن پسماند، تولید شیرابه است.
شیرابه حاصل عبور آب از میان توده پسماند و ترکیب آن با مواد مختلف موجود در زباله است.
ترکیب شیرابه به نوع پسماند، سن محل دفن، شرایط آب وهوایی و عوامل دیگر بستگی دارد.
از نظر حقوقی، مسئله زمانی شکل جدی پیدا می کند که شیرابه بدون کنترل و تصفیه مناسب وارد:
- خاک،
- آب های سطحی،
- آب های زیرزمینی،
- رودخانه ها،
- تالاب ها
شود.
در سال ۱۴۰۵ نیز سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور، با توجه به هشدارهای کارشناسی درباره آثار زمین شناختی و احتمال ورود شیرابه به رودخانه گوهررود و تهدید مناطق پایین دست و تالاب انزلی، مطالعات تخصصی درباره جابه جایی محل دفن سراوان را در دستور کار قرار داده است.
این موضوع اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا در اینجا مسئله از «محل دفن» فراتر رفته و به حوضه آبریز و آثار فرامنطقه ای مربوط می شود.
---
۹. قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست
در کنار قانون مدیریت پسماندها، قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست نیز چارچوب مهمی برای مقابله با آلودگی ایجاد کرده است.
اصل اساسی در این حوزه آن است که فعالیت هایی که منجر به آلودگی محیط زیست شوند، تحت نظارت و محدودیت های قانونی قرار دارند.
از منظر حقوقی، محیط زیست را نمی توان صرفا به «زمین محل دفن» محدود کرد.
محیط زیست مجموعه ای به هم پیوسته است.
اگر آلودگی از محل دفن به آب منتقل شود و از آب به کشاورزی، حیات وحش یا سلامت انسان برسد، اثر حقوقی مسئله نیز می تواند زنجیره ای باشد.
بنابراین ارزیابی حقوقی باید به جای تمرکز صرف بر محل تخلیه، کل مسیر احتمالی آلاینده را بررسی کند.
---
۱۰. ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی و بهداشت عمومی
در حقوق کیفری ایران، ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی تعزیرات از مهم ترین مقررات قابل بررسی در موضوع آلودگی و تهدید علیه بهداشت عمومی است.
دفع غیربهداشتی مواد زائد و برخی رفتارهای آلاینده می تواند حسب شرایط مشمول این مقرره قرار گیرد.
بنابراین اگر در یک پرونده ثابت شود که نحوه دفع پسماند به شکل غیربهداشتی انجام شده و واجد شرایط قانونی جرم باشد، موضوع می تواند از حوزه تخلف اداری خارج و وارد قلمرو مسئولیت کیفری شود.
با این حال، در یک مقاله حقوقی باید از یک خطای رایج پرهیز کرد:
هر آلودگی الزاما جرم نیست و هر تخلف زیست محیطی الزاما به مسئولیت کیفری شخص خاص منتهی نمی شود.
برای تحقق مسئولیت کیفری باید عناصر جرم، رفتار انتساب پذیر، رابطه سببیت در موارد لازم و سایر شرایط قانونی اثبات شود.
---
۱۱. ماده ۶۹۰ و حفاظت از اراضی و منابع طبیعی
در صورتی که اقدامات مرتبط با دفع پسماند با تصرف، تخریب یا ایجاد آثار غیرمجاز در اراضی و منابع طبیعی همراه باشد، حسب مورد می توان مقررات ماده ۶۹۰ قانون مجازات اسلامی را نیز مورد بررسی قرار داد.
البته این ماده نباید به شکل خودکار بر هر محل دفن زباله اعمال شود.
نوع زمین، وضعیت مالکیت، مجوزهای صادرشده، حدود عملیات و عنصر مادی جرم باید دقیقا احراز شود.
این نکته نشان می دهد که در پرونده های محیط زیستی، کارشناسی ثبتی، منابع طبیعی و محیط زیست در کنار تحلیل حقوقی ضرورت دارد.
---
۱۲. ماده ۱۸ قانون مدیریت پسماند؛ توقف آلودگی و پاکسازی
یکی از مهم ترین ظرفیت های قانون مدیریت پسماندها، ماده ۱۸ است.
مطابق این ماده، در شرایطی که آلودگی خطر فوری برای محیط و انسان داشته باشد، پس از اخطار سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت بهداشت، عاملان آلودگی مکلف به توقف فعالیت منجر به آلودگی و رفع آلودگی و پاکسازی محیط هستند و در صورت استنکاف، مرجع قضایی می تواند موضوع را خارج از نوبت رسیدگی کند.
اهمیت ماده ۱۸ در این است که فلسفه حقوق محیط زیست را روشن می کند:
هدف قانون فقط مجازات نیست.
هدف، متوقف کردن آسیب است.
در واقع:
مجازات ← واکنش به تخلف
اما
رفع آلودگی ← بازگرداندن محیط به وضعیت مطلوب
و این دو نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
---
۱۳. جبران خسارت؛ ماده ۱۹ قانون مدیریت پسماندها
ماده ۱۹ قانون مدیریت پسماندها نیز مقرر کرده است که در جرایم موضوع قانون، مرتکبان علاوه بر جریمه، حسب شرایط به پرداخت خسارت به اشخاص یا جبران خسارت وارده محکوم شوند.
این ماده ظرفیت مهمی برای مسئولیت مدنی در حوزه پسماند ایجاد می کند.
اما یک مسئله دشوار باقی می ماند:
اثبات رابطه سببیت.
مثلا اگر فردی مدعی شود آلودگی محل دفن موجب بیماری او شده است، صرف هم جواری مکانی برای اثبات مسئولیت کافی نیست.
باید مجموعه ای از داده ها بررسی شود:
آلاینده چیست؟
منبع آن کجاست؟
چه میزان از آن منتشر شده است؟
مسیر انتقال آن چیست؟
فرد چه میزان در معرض آن قرار گرفته است؟
آیا عامل دیگری نیز می تواند علت آسیب باشد؟
و در نهایت، آیا رابطه علمی و حقوقی میان آلودگی و خسارت اثبات می شود؟
از این رو، دعاوی زیست محیطی بدون کارشناسی علمی دقیق، با دشواری جدی مواجه خواهند بود.
---
۱۴. قانون مسئولیت مدنی و خسارت به اشخاص
ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی، در صورت ورود لطمه به جان، سلامت، مال یا حقوق اشخاص در شرایط مقرر، مسئولیت جبران خسارت را شناسایی کرده است.
از این منظر، اگر آلودگی ناشی از پسماند به شکل قابل اثبات موجب خسارت به اشخاص شود، می توان قواعد عمومی مسئولیت مدنی را نیز در کنار مقررات خاص محیط زیست مورد بررسی قرار داد.
برای مثال:
- خسارت به ملک؛
- کاهش ارزش اقتصادی ملک؛
- خسارت به فعالیت کشاورزی؛
- هزینه های ناشی از رفع خسارت؛
- خسارت های مادی ناشی از آلودگی؛
می توانند حسب مورد موضوع دعوا قرار گیرند.
اما در خصوص خسارت های سلامت، رابطه سببیت علمی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
---
۱۵. مسئولیت دولت و شهرداری؛ آیا «خدمت عمومی» مصونیت ایجاد می کند؟
یکی از مسائل مهم در حقوق عمومی این است که اگر فعالیت مدیریت پسماند توسط شهرداری انجام شود، آیا ماهیت عمومی فعالیت موجب مصونیت از مسئولیت می شود؟
پاسخ را نمی توان به صورت مطلق مثبت دانست.
شهرداری، هرچند یک نهاد عمومی است، در چارچوب قانون فعالیت می کند.
اگر قانونی وظیفه ای را بر عهده یک نهاد عمومی گذاشته باشد، همان قانون حدود و الزامات اجرای آن وظیفه را نیز تعیین می کند.
بنابراین:
عمومی بودن فعالیت، به معنای مصونیت مطلق از مسئولیت نیست.
از سوی دیگر، انتساب مسئولیت به شهرداری نیز نیازمند بررسی دقیق است.
اگر عملیات به پیمانکار واگذار شده باشد، باید مشخص شود:
- پیمانکار چه تعهداتی داشته؟
- شهرداری چه وظیفه نظارتی داشته؟
- آیا تخلف پیمانکار قابل پیش بینی بوده؟
- آیا شهرداری از تخلف اطلاع داشته؟
- آیا پس از اطلاع اقدام کرده است؟
در نتیجه، باید میان مسئولیت ناشی از فعل مستقیم، مسئولیت ناشی از ترک وظیفه و مسئولیت قراردادی یا پیمانکاری تفکیک کرد.
---
۱۶. مسئولیت دستگاه های متعدد
بحران پسماند معمولا یک مسئول واحد ندارد.
در نظام ایران، وزارت کشور، شهرداری ها، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو، وزارت بهداشت و در مواردی وزارت جهاد کشاورزی، هر یک در بخش هایی از نظام مدیریت پسماند وظایفی دارند.
این ساختار چندلایه، از یک طرف امکان مدیریت تخصصی ایجاد می کند، اما از طرف دیگر ممکن است موجب پدیده ای شود که بتوان آن را پراکندگی مسئولیت نامید.
در چنین شرایطی، خطر این وجود دارد که هر دستگاه، بخشی از مسئولیت را به دستگاه دیگر نسبت دهد.
از منظر حقوق عمومی، این وضعیت مطلوب نیست.
مردم باید بدانند:
چه نهادی تصمیم گرفته، چه نهادی مجوز داده، چه نهادی نظارت کرده و چه نهادی باید پاسخگو باشد.
---
۱۷. اصل پیشگیری؛ چرا نباید منتظر وقوع خسارت ماند؟
یکی از اصول بنیادی حقوق محیط زیست، اصل پیشگیری است.
منطق این اصل ساده است:
اگر خطر قابل پیش بینی باشد، دولت و نهادهای مسئول نباید منتظر تحقق خسارت بمانند.
در حوزه پسماند، این اصل یعنی:
- محل دفن باید پیشاپیش ارزیابی شود؛
- آب های زیرزمینی باید پایش شوند؛
- شیرابه باید کنترل شود؛
- ظرفیت محل باید مشخص باشد؛
- آثار تجمعی باید ارزیابی شوند؛
- با نزدیک شدن محل به پایان ظرفیت، جایگزین آن باید از پیش تعیین شود.
این همان نقطه ای است که تجربه کشورهای اروپایی اهمیت پیدا می کند.
---
۱۸. مطالعه تطبیقی؛ اتحادیه اروپا
حقوق اتحادیه اروپا رویکرد متفاوتی نسبت به پسماند اتخاذ کرده است.
مطابق «دستورالعمل چارچوب پسماند» اتحادیه اروپا، مدیریت پسماند باید بر اساس یک سلسله مراتب انجام شود:
۱. پیشگیری از تولید پسماند؛
۲. آماده سازی برای استفاده مجدد؛
۳. بازیافت؛
۴. سایر اشکال بازیابی، از جمله بازیابی انرژی؛
۵. دفع.
بنابراین دفع در پایین ترین سطح این سلسله مراتب قرار دارد.
این رویکرد، تفاوت فلسفی مهمی با مدیریت سنتی پسماند دارد.
در نظام سنتی:
زباله → دفن
اما در مدل اروپایی:
پیشگیری → استفاده مجدد → بازیافت → بازیابی → دفع نهایی
یعنی دفن، آخرین راه است.
---
۱۹. اصل «آلاینده می پردازد»
یکی از اصول مهم در حقوق محیط زیست اتحادیه اروپا، اصل:
Polluter Pays Principle
یا
اصل پرداخت توسط آلاینده
است.
دستورالعمل چارچوب پسماند اتحادیه اروپا تصریح می کند هزینه های مدیریت پسماند باید مطابق این اصل بر عهده تولیدکننده یا دارنده پسماند قرار گیرد و مسئولیت مدیریت باید به گونه ای اعمال شود که از سلامت انسان و محیط زیست حفاظت شود.
این اصل یک پیام اقتصادی حقوقی مهم دارد:
اگر تولید پسماند هیچ هزینه واقعی برای تولیدکننده نداشته باشد، انگیزه ای برای کاهش تولید، طراحی محصولات قابل بازیافت یا استفاده مجدد وجود نخواهد داشت.
بنابراین قانون باید هزینه واقعی پسماند را به زنجیره تولید و مصرف بازگرداند.
---
۲۰. هدف اتحادیه اروپا برای دفن پسماند
اتحادیه اروپا در دستورالعمل دفن پسماند، هدف گذاری کرده است که میزان پسماند شهری دفن شده تا سال ۲۰۳۵ به حداکثر ۱۰ درصد وزن کل پسماند شهری تولیدشده برسد.
همچنین از سال ۲۰۳۰، اصل بر این است که پسماند قابل بازیافت یا بازیابی، با استثناهای مقرر، وارد محل دفن نشود.
این ارقام نشان می دهند که در رویکرد اروپایی، سوال اصلی دیگر این نیست که:
«کجا زباله بیشتری دفن کنیم؟»
بلکه سوال این است:
«چگونه کاری کنیم که اساسا نیاز به دفن تا حد ممکن کاهش یابد؟»
---
۲۱. آلمان؛ نمونه ای مهم برای مقایسه با ایران
آلمان یکی از نمونه های مهم تحول در مدیریت پسماند است.
وزارت محیط زیست آلمان اعلام کرده است که از اول ژوئن ۲۰۰۵ دفن پسماند شهری زیست تخریب پذیر تصفیه نشده ممنوع شده است. پسماند باقیمانده باید پیش از دفن، تحت پردازش مناسب قرار گیرد و تنها بقایای غیرقابل بازیابی و برخی پسماندهای مناسب دفن شوند.
این تحول از نظر حقوقی بسیار مهم است.
آلمان صرفا تکنولوژی جدید نخریده است.
بلکه قاعده حقوقی بازی را تغییر داده است.
قانون به جای اینکه بگوید:
«دفن کنید، ولی درست دفن کنید»
به سمت این رویکرد حرکت کرده است:
«تا زمانی که امکان بازیابی وجود دارد، آن را دفن نکنید.»
---
۲۲. ژاپن؛ مدیریت سختگیرانه محل دفن
ژاپن نیز نمونه قابل توجهی است.
وزارت محیط زیست ژاپن اعلام کرده است که مسئولیت دفع پسماند شهری بر عهده شهرداری هاست، اما استانداردهای محل دفن، ساختار، بهره برداری و نگهداری تحت نظام قانونی مشخص قرار دارد.
در این کشور محل های دفن بر اساس نوع پسماند به انواع مختلف تقسیم شده اند و برای پسماندهای خطرناک، الزامات ویژه ای برای جلوگیری از تماس با آب های عمومی و زیرزمینی وجود دارد. همچنین کنترل بو و جلوگیری از تکثیر حشرات و جوندگان از الزامات مدیریت محل دفن است.
در سال مالی ۲۰۲۴ نیز تولید پسماند شهری ژاپن به حدود ۳۸.۱۱ میلیون تن و سرانه تولید روزانه به ۸۳۹ گرم رسید؛ وزارت محیط زیست ژاپن همچنین کاهش مقدار پسماند دفنی را گزارش کرده است.
بنابراین حتی در کشوری که شهرداری مسئول دفع پسماند است، این مسئولیت به معنای اختیار نامحدود نیست.
---
۲۳. تفاوت بنیادین ایران با مدل های تطبیقی
مقایسه نشان می دهد که مشکل ایران صرفا فقدان قانون نیست.
ایران قانون مدیریت پسماند دارد.
قانون هوای پاک دارد.
قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست دارد.
اصل ۵۰ قانون اساسی دارد.
آیین نامه اجرایی دارد.
مقررات کیفری نیز در مواردی قابل اعمال است.
بنابراین مسئله را نمی توان صرفا با عبارت «خلا قانونی» توضیح داد.
به نظر می رسد یکی از مسائل اصلی، فاصله میان قانون و اجرای موثر آن است.
این مسئله در سراوان اهمیت بیشتری پیدا می کند.
زیرا گزارش های رسمی و رسانه ای طی سال های اخیر از تداوم اقدامات ساماندهی، ضرورت جابه جایی محل و ادامه چالش مدیریت پسماند حکایت دارد. در سال ۱۴۰۵ نیز مطالعات تخصصی برای مکان یابی محل جدید مطرح شده است.
---
۲۴. سراوان و مسئله «مسئولیت تاریخی»
در مورد سراوان باید مفهومی فراتر از مسئولیت یک تصمیم امروز را نیز مورد توجه قرار داد:
مسئولیت تاریخی.
اگر یک محل برای مدت کوتاه انتخاب شده باشد اما ده ها سال مورد استفاده قرار گیرد، نمی توان تمام وضعیت موجود را به تصمیم اولیه نسبت داد.
در طول این سال ها:
- مدیران تغییر کرده اند؛
- شوراها تغییر کرده اند؛
- سیاست های پسماند تغییر کرده اند؛
- جمعیت تغییر کرده است؛
- حجم تولید زباله افزایش یافته است؛
- فناوری های مدیریت پسماند تغییر کرده اند.
بنابراین بررسی حقوقی باید دوره های مختلف را از یکدیگر جدا کند.
این پرسش باید مطرح شود:
در هر دوره چه تصمیمی گرفته شد، چه تکلیفی وجود داشت و چه اقدامی انجام یا ترک شد؟
چنین تحلیلی از نظر حقوقی دقیق تر از انتساب کلی مسئولیت به «مدیریت شهری» است.
---
۲۵. عدالت زیست محیطی؛ چرا یک منطقه باید هزینه مصرف دیگران را بپردازد؟
یکی از مفاهیم مهم حقوق محیط زیست معاصر، عدالت زیست محیطی است.
فرض کنیم جمعیت بزرگی در یک شهر زندگی می کنند.
همه تولیدکننده پسماند هستند.
اما بخش عمده هزینه زیست محیطی تولید این پسماند به منطقه ای کوچک منتقل می شود.
ساکنان آن منطقه ممکن است با:
- بو،
- آلودگی احتمالی،
- ترافیک خودروهای حمل زباله،
- کاهش کیفیت زندگی،
- نگرانی درباره سلامت،
- کاهش مطلوبیت زمین،
- آسیب به منابع طبیعی
مواجه شوند.
در این حالت یک سوال بنیادین شکل می گیرد:
آیا توزیع منافع و هزینه های زیست محیطی عادلانه است؟
این همان جایی است که مسئله سراوان می تواند از یک پرونده محلی به نمونه ای از عدالت زیست محیطی تبدیل شود.
---
۲۶. حق بر محیط زیست سالم
در حقوق معاصر، «حق بر محیط زیست سالم» increasingly به عنوان بخشی از حقوق بشر و حقوق شهروندی مورد توجه قرار گرفته است.
در ایران نیز اگرچه قانون اساسی عبارت «حق بر محیط زیست سالم» را در قالب یک حق مستقل و با همین عنوان بیان نکرده است، اما اصل ۵۰، همراه با حمایت از جان، سلامت، مالکیت و سایر حقوق اشخاص، ظرفیت مهمی برای حمایت حقوقی از محیط زیست ایجاد کرده است.
از این منظر، محیط زیست سالم نباید صرفا امتیازی باشد که دولت به مردم اعطا می کند.
بلکه باید آن را بخشی از شرایط ضروری زندگی انسانی دانست.
---
۲۷. آیا می توان از «نسل های آینده» در پرونده سراوان سخن گفت؟
پاسخ مثبت است.
اصل ۵۰ قانون اساسی صراحتا نسل های آینده را مورد توجه قرار داده است.
بنابراین اگر تصمیمی امروز اتخاذ شود که آثار زیست محیطی آن برای چند دهه باقی بماند، ارزیابی آن تصمیم باید فراتر از منفعت کوتاه مدت باشد.
این همان مفهوم توسعه پایدار است:
نیازهای امروز نباید به قیمت نابودی امکان زندگی سالم برای فردا تامین شود.
---
۲۸. وضعیت فعلی سراوان؛ پایان مسئله یا آغاز مرحله جدید؟
در سال های اخیر اقدامات مختلفی برای ساماندهی محل دفن سراوان مطرح شده است.
در اسفند ۱۴۰۳، رئیس شورای شهر رشت اعلام کرد از مجموع حدود ۱۹ هکتار محدوده دفن، ۱۷ هکتار پوشش داده شده و کمتر از سه هکتار باقی مانده است.
در سال ۱۴۰۵ نیز گزارش هایی درباره باقی ماندن بخش کوچکی از عملیات بهسازی و همزمان ادامه بحث درباره جابه جایی محل دفن منتشر شده است.
از سوی دیگر، سازمان زمین شناسی کشور در اردیبهشت ۱۴۰۵ مطالعات مرتبط با جابه جایی و مکان یابی محل جدید را دنبال کرده است.
این وضعیت یک نکته مهم را روشن می کند:
ساماندهی سطحی محل دفن با حل مسئله پسماند یکسان نیست.
پوشاندن توده زباله می تواند بخشی از فرآیند اصلاح و کنترل محل باشد، اما پایان مسئولیت نیست.
پس از تعطیلی محل نیز باید موضوعاتی مانند:
- کنترل شیرابه،
- پایش آب های زیرزمینی،
- کنترل گاز،
- تثبیت توده زباله،
- پایش خاک،
- احیای پوشش گیاهی،
- کنترل فرسایش،
- پایش بلندمدت
مورد توجه قرار گیرد.
---
۲۹. چرا انتقال محل دفن به تنهایی راه حل نیست؟
ممکن است تصور شود که با انتقال زباله از سراوان به نقطه ای دیگر، مسئله حل خواهد شد.
اما این تنها انتقال مکان مسئله است.
اگر الگوی مدیریتی تغییر نکند:
سراوان تعطیل می شود → محل جدید ایجاد می شود → محل جدید نیز به سراوان دیگری تبدیل می شود.
بنابراین راه حل باید چندمرحله ای باشد:
۱. کاهش تولید پسماند؛
۲. تفکیک از مبدا؛
۳. بازیافت؛
۴. پردازش پسماند آلی؛
۵. بازیابی انرژی در مواردی که از نظر فنی و زیست محیطی توجیه دارد؛
۶. دفع ایمن باقیمانده.
---
۳۰. پسماند آلی؛ حلقه ای که نمی توان نادیده گرفت
بخش قابل توجهی از پسماند شهری در بسیاری از کشورها را مواد آلی تشکیل می دهد.
دفن پسماند آلی موجب ایجاد فرآیندهای زیستی و تولید گاز و شیرابه می شود.
از این رو، تفکیک پسماند آلی و پردازش آن می تواند فشار زیادی را از روی محل های دفن کاهش دهد.
آلمان نیز بر جداسازی و بازیابی مواد، از جمله پسماندهای زیستی، تاکید دارد و تنها بقایای غیرقابل بازیابی را به محل دفن می فرستد.
---
۳۱. قانون هوای پاک و پسماند
قانون هوای پاک نیز در این حوزه قابل توجه است.
ماده ۲۰ این قانون، انباشت برخی انواع پسماند در فضای باز خارج از مکان های تعیین شده و نیز سوزاندن آنها را ممنوع کرده و برای آن ضمانت اجرا تعیین کرده است. همین ماده دولت و شهرداری ها را مکلف کرده برای شهرها زمینه تبدیل پسماند به انرژی یا کود را فراهم کنند.
این حکم نشان می دهد که قانونگذار ایرانی نیز از نظر نظری صرفا به دفن توجه نکرده است.
بلکه تبدیل پسماند به انرژی یا کود را نیز مورد توجه قرار داده است.
مسئله اصلی در اینجا دوباره به اجرای قانون بازمی گردد.
---
۳۲. آیا زباله سوزی راه حل است؟
پاسخ ساده «بله» یا «خیر» نیست.
زباله سوزی بدون کنترل آلاینده ها می تواند خود به منبع آلودگی هوا تبدیل شود.
از طرف دیگر، در برخی کشورها بازیابی انرژی از پسماند غیرقابل بازیافت بخشی از نظام مدیریت پسماند است.
بنابراین زباله سوزی باید پس از:
کاهش تولید + تفکیک + بازیافت + پردازش
و برای بخش مناسب و غیرقابل بازیافت مورد بررسی قرار گیرد.
تجربه اتحادیه اروپا نیز نشان می دهد بازیابی انرژی در سلسله مراتب بالاتر از دفع قرار دارد، اما پایین تر از پیشگیری، استفاده مجدد و بازیافت است.
---
۳۳. راهکار حقوقی پیشنهادی برای سراوان
از منظر این پژوهش، راهکار حقوقی را می توان در چند محور خلاصه کرد.
نخست: ارزیابی مستقل و شفاف
باید یک ارزیابی علمی مستقل درباره:
- آب های سطحی؛
- آب های زیرزمینی؛
- خاک؛
- شیرابه؛
- گازهای محل دفن؛
- سلامت اکوسیستم؛
انجام شود.
نتایج باید تا حد امکان عمومی و قابل دسترسی باشد.
دوم: تعیین دقیق مسئولیت
باید مشخص شود هر دستگاه در هر دوره زمانی چه تکلیفی داشته است.
سوم: توقف تدریجی و برنامه ریزی شده دفن
توقف دفن نباید صرفا یک وعده سیاسی باشد؛ باید دارای جدول زمانی، محل جایگزین و زیرساخت مناسب باشد.
چهارم: احیای محل موجود
تعطیلی سایت بدون برنامه پسابرجام زیست محیطی کافی نیست.
پنجم: جبران خسارت
در صورت اثبات خسارت، سازوکارهای قانونی جبران خسارت باید فعال شود.
ششم: مشارکت مردم
جامعه محلی نباید فقط در زمان اعتراض شنیده شود.
باید در فرآیند تصمیم گیری، مکان یابی و نظارت مشارکت داشته باشد.
---
۳۴. ضرورت ایجاد نظام پایش عمومی
یکی از پیشنهادهای مهم این مقاله، ایجاد یک سامانه عمومی برای پایش محل های دفن است.
برای هر محل دفن می توان اطلاعات زیر را به صورت دوره ای منتشر کرد:
- حجم پسماند ورودی؛
- ترکیب پسماند؛
- میزان شیرابه؛
- نتایج آزمایش آب؛
- نتایج آزمایش خاک؛
- کیفیت هوا؛
- میزان گاز متان؛
- وضعیت تصفیه شیرابه؛
- ظرفیت باقی مانده محل؛
- قراردادهای پیمانکاری؛
- هزینه های ساماندهی.
این کار دو نتیجه دارد:
شفافیت
و
پاسخگویی.
---
۳۵. مشارکت مردم؛ عنصر مغفول مدیریت پسماند
حقوق محیط زیست مدرن تنها درباره «حفاظت از طبیعت» نیست.
درباره حق مردم برای اطلاع و مشارکت در تصمیم های زیست محیطی نیز هست.
در موضوعی مانند سراوان، جامعه محلی بیش از هر گروه دیگری با پیامدهای تصمیمات مواجه است.
بنابراین مشارکت مردم در:
- انتخاب محل جدید؛
- ارزیابی اثرات زیست محیطی؛
- نظارت بر اجرای پروژه؛
- انتشار نتایج پایش؛
می تواند مشروعیت تصمیمات عمومی را افزایش دهد.
---
۳۶. از منظر حقوق کیفری، مجازات کافی نیست
در پرونده های محیط زیستی، مجازات حبس یا جزای نقدی، هرچند ممکن است لازم باشد، اما به تنهایی مسئله را حل نمی کند.
اگر فردی محیط زیست را آلوده کند و صرفا جریمه شود اما آلودگی باقی بماند، هدف اصلی حقوق محیط زیست محقق نشده است.
به همین دلیل ماده ۱۸ قانون مدیریت پسماند اهمیت ویژه دارد؛ زیرا رفع آلودگی و پاکسازی را در کنار مجازات قرار داده است.
در واقع:
حقوق محیط زیست باید از «حقوق مجازات» به سمت «حقوق احیا و پیشگیری» حرکت کند.
---
۳۷. اصل آلاینده می پردازد و وضعیت ایران
در حقوق ایران، ماده ۱۹ قانون مدیریت پسماند ظرفیت هایی برای جبران خسارت دارد.
اما در مقایسه با نظام اتحادیه اروپا، می توان گفت اجرای عملی اصل «آلاینده می پردازد» هنوز نیازمند توسعه بیشتر است.
در اتحادیه اروپا، این اصل با سیاست های مسئولیت تولیدکننده و مسئولیت گسترده تولیدکننده ترکیب شده است.
به این ترتیب، تولیدکننده محصول نیز می تواند در مرحله پایان عمر محصول مسئولیت مالی یا سازمانی داشته باشد.
این رویکرد می تواند برای ایران نیز قابل مطالعه باشد.
---
۳۸. مسئولیت تولیدکننده؛ حلقه ای که باید تقویت شود
اگر تمام هزینه پسماند بر دوش شهرداری باشد، تولیدکننده و مصرف کننده ممکن است انگیزه کافی برای کاهش تولید پسماند نداشته باشند.
بنابراین باید به سمت نظامی حرکت کرد که تولیدکننده کالا نیز در هزینه پایان عمر محصول سهیم باشد.
برای مثال:
بطری پلاستیکی → تولیدکننده
باتری → تولیدکننده
لوازم الکترونیکی → تولیدکننده
بسته بندی → تولیدکننده
و هرچه محصول سخت تر بازیافت شود، هزینه زیست محیطی بیشتری ایجاد کند.
این همان فلسفه مسئولیت توسعه یافته تولیدکننده است که در نظام اروپایی مورد توجه قرار گرفته است.
---
39. نتیجه گیری
سراوان را نمی توان صرفا با عبارت «مشکل زباله رشت» توضیح داد.
آنچه در این منطقه رخ داده، در صورت احراز آثار زیان بار زیست محیطی، می تواند نمونه ای از یک مسئله چندلایه باشد که در آن حقوق محیط زیست، حقوق عمومی، مسئولیت مدنی، حقوق کیفری، سلامت عمومی و حقوق نسل های آینده به یکدیگر پیوند می خورند.
قانون ایران از نظر مبانی، ظرفیت های قابل توجهی دارد.
اصل ۵۰ قانون اساسی، حفاظت از محیط زیست را وظیفه عمومی دانسته و فعالیت های آلاینده و تخریب کننده غیرقابل جبران را ممنوع کرده است.
قانون مدیریت پسماندها نیز مسئولیت مدیریت، شرایط دفع، ضمانت اجرا، توقف فعالیت آلاینده، پاکسازی و جبران خسارت را مورد توجه قرار داده است.
قانون هوای پاک نیز در بخش هایی با مسئله پسماند ارتباط پیدا می کند و حتی دولت و شهرداری ها را به ایجاد زمینه های تبدیل پسماند به انرژی یا کود مکلف کرده است.
بنابراین، مسئله اصلی را نمی توان صرفا فقدان قانون دانست.
چالش اصلی، فاصله میان قانون و اجرای موثر آن است.
سراوان از این منظر یک نمونه مهم است.
اگر یک محل دفن برای چند ماه یا چند سال ایجاد شود، می توان درباره انتخاب محل، مجوز و نحوه بهره برداری بحث کرد؛ اما وقتی یک محل برای دهه ها مورد استفاده قرار می گیرد، پرسش حقوقی پیچیده تر می شود:
آیا ظرفیت محل بررسی شده بود؟
آیا منابع آب به طور مستمر پایش شده اند؟
آیا شیرابه به طور کامل کنترل شده است؟
آیا آثار تجمعی فعالیت بررسی شده است؟
آیا با ظهور آثار زیان بار، فعالیت متوقف یا اصلاح شده است؟
و مهم تر از همه:
اگر قانون تکلیفی ایجاد کرده اما آن تکلیف اجرا نشده باشد، چه کسی باید پاسخگو باشد؟
پاسخ به این پرسش ها نیازمند بررسی اسناد، مجوزها، گزارش های کارشناسی، قراردادها، تصمیمات اداری و در صورت وجود، آرای قضایی است.
از منظر تطبیقی نیز تجربه اتحادیه اروپا، آلمان و ژاپن نشان می دهد که آینده مدیریت پسماند در «دفن بیشتر» خلاصه نمی شود.
اتحادیه اروپا دفع را در پایین ترین سطح سلسله مراتب قرار داده و برای سال ۲۰۳۵ هدف کاهش دفن پسماند شهری به حداکثر ۱۰ درصد را تعیین کرده است.
آلمان دفن پسماند شهری زیست تخریب پذیر تصفیه نشده را از سال ۲۰۰۵ ممنوع کرده و مدیریت پسماند را بر اساس اقتصاد چرخشی و بازیابی منابع سامان داده است.
ژاپن نیز اگرچه مسئولیت پسماند شهری را بر عهده شهرداری ها گذاشته، اما محل دفن و نحوه بهره برداری از آن را تحت استانداردهای دقیق قرار داده است.
این تجربه ها یک پیام مشترک دارند:
پسماند نباید پایان چرخه مصرف باشد؛ باید تا حد امکان به آغاز یک چرخه جدید تبدیل شود.
از این منظر، سراوان نباید تنها با «انتقال محل دفن» حل شود.
اگر زباله تولیدشده همچنان به همان میزان ادامه پیدا کند و تفکیک، بازیافت، پردازش و کاهش تولید پسماند جدی گرفته نشود، انتقال محل دفن تنها مسئله را از یک نقطه به نقطه ای دیگر منتقل خواهد کرد.
سراوان می تواند نقطه آغاز یک اصلاح بزرگ تر باشد؛ اصلاحی که در آن:
پیشگیری بر دفع مقدم باشد؛
تفکیک بر اختلاط مقدم باشد؛
بازیافت بر دفن مقدم باشد؛
شفافیت بر تصمیمات غیرشفاف مقدم باشد؛
و
مسئولیت بر بی پاسخگویی غلبه کند.
---
دیدگاه نگارنده
به باور نگارنده، مهم ترین مسئله در بحران پسماند سراوان، نه صرفا وجود زباله و نه حتی فقدان فناوری است؛ بلکه مسئله مسئولیت است.
وقتی جامعه ای برای سال ها زباله تولید می کند، طبیعی است که باید برای مدیریت آن هزینه کند؛ اما این هزینه نباید صرفا از بودجه عمومی پرداخت شود و هزینه زیست محیطی آن به صورت خاموش بر دوش گروهی محدود از مردم و نسل های آینده قرار گیرد.
نمی توان پذیرفت که «خدمات عمومی» به عنوان توجیهی برای انتقال دائمی آلودگی به یک منطقه استفاده شود.
از منظر حقوقی، مسئولیت باید با وظیفه متناسب باشد.
هر نهادی که وظیفه ای در زنجیره مدیریت پسماند داشته است، باید در حدود همان وظیفه پاسخگو باشد.
اگر تصمیم اشتباه بوده، باید مشخص شود.
اگر خسارتی وارد شده، باید امکان جبران آن وجود داشته باشد.
و اگر آلودگی همچنان ادامه دارد، اولویت نخست باید توقف منبع آلودگی باشد، نه صرفا پرداخت جریمه.
از این منظر، سراوان را نباید صرفا یک «دفنگاه زباله» دید.
سراوان می تواند آزمونی برای سنجش میزان جدیت حقوق ایران در حمایت از محیط زیست باشد.
آزمونی که پاسخ آن تنها در متن قوانین نیست؛ بلکه در فاصله میان قانون و واقعیت، میان تکلیف و اجرا و میان حق مردم و مسئولیت نهادهای عمومی مشخص خواهد شد.
در نهایت، شاید پرسش اصلی این نباشد که:
«زباله های رشت را کجا دفن کنیم؟»
بلکه پرسش اساسی تر این باشد:
«چرا هنوز باید بخش قابل توجهی از مسئله پسماند را با دفن حل کنیم؟»
پاسخ به این سوال، می تواند آغاز عبور از مدیریت سنتی زباله به سوی اقتصاد چرخشی، عدالت زیست محیطی و مسئولیت پذیری حقوقی باشد.
---
پیشنهادهای حقوقی و اجرایی
۱. ایجاد نظام ملی پایش عمومی محل های دفن پسماند.
۲. الزام به انتشار نتایج آزمایش های آب، خاک و شیرابه.
۳. تعیین مسئولیت دستگاه ها بر اساس وظایف قانونی و نه صرفا جایگاه اداری.
۴. تقویت ضمانت اجرای ماده ۱۸ قانون مدیریت پسماندها در موارد خطر فوری.
۵. استفاده موثرتر از ظرفیت جبران خسارت موضوع ماده ۱۹.
۶. تقویت مسئولیت تولیدکنندگان در چارچوب مسئولیت توسعه یافته تولیدکننده.
۷. ایجاد سازوکار واقعی برای مشارکت جوامع محلی در مکان یابی محل های دفن.
۸. ممنوعیت عملی دفن پسماند قابل بازیافت یا قابل پردازش، مطابق ظرفیت های قانونی و فنی.
۹. طراحی برنامه احیای بلندمدت سراوان پس از توقف دفن.
۱۰. پایش چندساله آب های سطحی و زیرزمینی پس از تعطیلی محل.
۱۱. تدوین برنامه مشخص برای کاهش تولید پسماند در شهر رشت و استان گیلان.
۱۲. ایجاد سازوکار شفاف برای اعلام هزینه های ساماندهی سراوان و منابع تامین مالی آن.
۱۳. بررسی حقوقی قراردادهای پیمانکاری مرتبط با مدیریت پسماند و تعیین حدود مسئولیت پیمانکار و دستگاه عمومی.
۱۴. ایجاد بانک اطلاعاتی از مجوزها، مطالعات مکان یابی و ارزیابی های زیست محیطی محل های دفن.
۱۵. حرکت از «مدیریت بحران پسماند» به سمت «حکمرانی پایدار پسماند».
---
منابع منتخب
منابع حقوقی ایران
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۵۰.
- قانون مدیریت پسماندها مصوب ۱۳۸۳ و اصلاحات بعدی.
- آیین نامه اجرایی قانون مدیریت پسماندها، به ویژه مقررات مربوط به محل دفن و حفاظت منابع آب.
- قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست.
- قانون مجازات اسلامی، تعزیرات، از جمله مواد ۶۸۸ و ۶۹۰.
- قانون مسئولیت مدنی.
- قانون هوای پاک مصوب ۱۳۹۶، به ویژه ماده ۲۰.
منابع تطبیقی
- European Union, Directive 2008/98/EC on waste.
- European Union, Directive 1999/31/EC on the landfill of waste، با اصلاحات بعدی.
- Federal Ministry for the Environment, Germany, Municipal Waste.
- Federal Ministry for the Environment, Germany, Circular Economy.
- Ministry of the Environment, Government of Japan, Waste Disposal and Recycling Measures.
- Ministry of the Environment, Japan, Municipal Solid Waste Generation and Disposal, FY2024.
منابع مرتبط با سراوان
- خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارش «مرهمی بر زخم ۴۰ ساله دفنگاه زباله سراوان رشت».
- گزارش های مربوط به ساماندهی محدوده دفن سراوان و پوشش بخش عمده محدوده.
- گزارش سازمان زمین شناسی درباره مطالعات جابه جایی و مکان یابی محل جدید دفن پسماند سراوان در سال ۱۴۰۵.
- گزارش های سال ۱۴۰۵ درباره وضعیت بهسازی و ادامه چالش مدیریت پسماند سراوان.
---
جمع بندی نهایی
بحران سراوان را نباید فقط با یک پروژه عمرانی، یک محل دفن جدید یا پوشاندن توده زباله پایان یافته تلقی کرد. تعطیلی یک محل، پایان مسئولیت حقوقی نیست؛ بلکه آغاز مرحله ای جدید از مسئولیت برای پایش، پاکسازی، احیا و جلوگیری از تکرار همان الگوست.
از این منظر، مهم ترین درس سراوان برای حقوق ایران شاید این باشد:
محیط زیست چیزی نیست که بتوان خسارت آن را ابتدا ایجاد و سپس با جریمه خریداری کرد.
اصل ۵۰ قانون اساسی، قوانین مدیریت پسماند و مقررات زیست محیطی، اگر به صورت منسجم اجرا شوند، ظرفیت آن را دارند که از «حق مردم بر محیط زیست» حمایت کنند؛ اما این حمایت زمانی واقعی خواهد شد که میان تکلیف قانونی، نظارت، مسئولیت و ضمانت اجرا پیوندی واقعی ایجاد شود.
پاینده بلاشید
دانش آموز دیروز , امروز و فردا