تحلیل حقوقی مالکیت، حضانت و تفکیک دارایی مشتری از دارایی صرافی

1 شهریور 1405 - خواندن 15 دقیقه - 52 بازدید

اگر صرافی رمزارزی ورشکسته شود، رمزارز مشتری متعلق به کیست؟

تحلیل حقوقی مالکیت، حضانت و تفکیک دارایی مشتری از دارایی صرافی

مقدمه

فرض کنید شخصی در حساب کاربری خود نزد یک صرافی رمزارزی، موجودی ۲ بیت کوین مشاهده می کند. کاربر این بیت کوین ها را خریداری کرده، بهای آن را پرداخته و صرافی نیز در پنل کاربری، مالکیت یا دست کم موجودی ۲ BTC را به وی نمایش می دهد.اکنون صرافی فعالیت خود را متوقف می کند، امکان برداشت مسدود می شود یا در وضعیتی قرار می گیرد که توان ایفای تعهدات خود در برابر کاربران را ندارد.پرسش ساده اما از نظر حقوقی بسیار مهم این است:

آیا کاربر مالک دو بیت کوین مشخص است و می تواند استرداد عین دارایی خود را مطالبه کند، یا صرفا طلبکاری است که می تواند ایفای تعهد صرافی را مطالبه نماید؟

پاسخ به این سوال صرفا با مشاهده عدد «2 BTC» در حساب کاربری ممکن نیست.برای تحلیل صحیح، باید میان سه لایه متفاوت تفکیک کرد:

یک.دارایی موجود روی بلاکچین (On-chain Asset)،

دو.موجودی ثبت شده در دفتر داخلی صرافی (Internal Ledger) 

سه.حقوق کاربر در برابر صرافی.

عدم توجه به این تفکیک می تواند در دعاوی مربوط به مالکیت رمزارز، استرداد دارایی، توقیف، ورشکستگی، کلاهبرداری و حتی اجرای احکام به نتیجه گیری نادرست منتهی شود.

۱. موجودی حساب کاربری الزاما به معنای مالکیت بر رمزارز مشخص نیستی کی از اشتباهات متداول آن است که موجودی نمایش داده شده در حساب کاربری صرافی، مستقیما معادل مالکیت کاربر بر همان مقدار رمزارز در شبکه بلاکچین تلقی شود.در حالی که از منظر فنی، چنین ملازمه ای ضرورتا وجود ندارد.در یک کیف پول غیرحضانتی (Non-Custodial Wallet)، کاربر معمولا ابزار لازم برای کنترل دارایی به ویژه کلید خصوصی یا Seed Phrase را در اختیار دارد و می تواند بدون اخذ اجازه از واسطه، تراکنش را امضا و دارایی را منتقل کند.اما در بسیاری از صرافی های متمرکز، وضعیت متفاوت است.کاربر ممکن است در پنل خود «۲ BTC» مشاهده کند، در حالی که این مقدار لزوما در یک آدرس مستقل بلاکچینی که به همان کاربر اختصاص یافته باشد نگهداری نمی شود.صرافی می تواند دارایی تعداد زیادی از مشتریان را در یک یا چند کیف پول تجمیعی نگهداری و سهم هر مشتری را در دفتر داخلی (Internal Ledger) خود ثبت کند.بنابراین باید از یک قاعده مهم آغاز کرد: ثبت موجودی رمزارزی در حساب کاربری، به تنهایی برای اثبات مالکیت عینی کاربر نسبت به مقدار مشخصی از رمزارز موجود در یک آدرس بلاکچینی کافی نیست.البته این گزاره به معنای نفی حق کاربر نیست. موجودی حساب، سوابق معاملات، واریزها و برداشت ها و سایر داده های پلتفرم می توانند ادله بسیار مهمی برای اثبات رابطه حقوقی و میزان استحقاق کاربر باشند؛ بحث بر سر ماهیت این حق است.

۲. سه لایه ای که وکیل باید از یکدیگر جدا کنددر اختلاف میان کاربر و صرافی رمزارزی، حداقل سه سطح باید مستقلا بررسی شود.

الف) لایه بلاکچین

در این سطح پرسش می شود:رمزارز واقعا در چه آدرسی قرار دارد؟چه کسی قادر به امضای تراکنش است؟کلید خصوصی تحت کنترل چه شخص یا نهادی است؟آیا آدرس موردنظر اختصاصی است یا دارایی کاربران متعدد در آن تجمیع شده است؟Blockchain وضعیت تراکنش ها و دارایی های ثبت شده در آدرس ها را نشان می دهد؛ اما پاسخ کامل به این سوال که «مالک حقوقی این دارایی چه کسی است؟» الزاما از خود دفترکل استخراج نمی شود.

ب) لایه دفتر داخلی صرافی

صرافی ممکن است برای هر کاربر حسابی ایجاد و موجودی او را در پایگاه داده داخلی ثبت کند.برای مثال:User A = 2 BTCاما ممکن است در Blockchain هیچ Wallet مستقلی حاوی دقیقا ۲ BTC به نام یا برای استفاده انحصاری User A وجود نداشته باشد.در واقع، صرافی ممکن است دارایی هزاران کاربر را در یک Omnibus Wallet یا Omnibus Account تجمیع کند و صرفا از طریق سیستم حسابداری داخلی مشخص کند هر مشتری نسبت به چه مقدار از دارایی ها ذی حق است.در این حالت، دفتر داخلی صرافی در تعیین میزان استحقاق کاربران اهمیت اساسی پیدا می کند.

ج) لایه رابطه حقوقی

مهم ترین مرحله تحلیل برای وکیل همین مرحله است.باید مشخص شود رابطه کاربر و صرافی از نظر حقوقی چه ماهیتی دارد.آیا صرافی صرفا دارایی متعلق به مشتری را نگهداری می کند؟آیا متعهد است مقدار معینی رمزارز از همان نوع را به مشتری مسترد کند؟آیا دارایی مشتری از دارایی صرافی تفکیک شده است؟آیا صرافی طبق قرارداد اجازه استفاده، انتقال یا تجمیع دارایی را داشته است؟آیا شروط استفاده پلتفرم برای کاربر حق عینی نسبت به دارایی ایجاد می کند یا عمدتا یک حق دینی و قراردادی علیه صرافی به وجود می آورد؟

پاسخ به این پرسش ها تعیین می کند که در زمان بحران مالی یا توقف فعالیت صرافی، کاربر با چه نوع ادعایی مواجه است.

۳. کنترل کلید خصوصی مساوی مالکیت حقوقی نیست

در ادبیات رمزارزها عبارت مشهوری وجود دارد:Not your keys, not your coins.این عبارت از منظر مدیریت ریسک بسیار مهم است، اما نباید بدون تعدیل وارد استدلال حقوقی شود.در اختیار داشتن Private Key معمولا نشان دهنده کنترل فنی (Technical Control) بر دارایی است؛ یعنی دارنده کلید می تواند تراکنش را امضا و دارایی را منتقل کند.اما:کنترل فنی و مالکیت حقوقی دو مفهوم متفاوت اند.ممکن است یک صرافی، Custodian، امین یا ارائه دهنده خدمات کیف پول، کلید خصوصی را در اختیار داشته باشد، ولی دارایی از حیث حقوقی متعلق به مشتری باشد.برعکس، صرف توانایی شخص برای انتقال یک رمزارز نیز الزاما مشروعیت حقوقی تصرف وی را ثابت نمی کند؛ همان گونه که شخصی که از طریق سرقت Seed Phrase به کیف پول دیگری دسترسی یافته است، با وجود برخورداری از قدرت فنی انتقال، مالک حقوقی دارایی نمی شود.از این رو در دعاوی رمزارزی باید میان حداقل چهار مفهوم تفکیک کرد:Access → Control → Entitlement → Ownershipدسترسی، کنترل، استحقاق و مالکیت.

که ممکن است در یک شخص جمع شوند، اما ضرورتا مترادف نیستند.

۴. اهمیت تفکیک دارایی مشتری از دارایی صرافی

یکی از مهم ترین ابزارهای حمایت از مشتریان، تفکیک دارایی ها (Asset Segregation) است.اگر دارایی های متعلق به مشتریان از دارایی اختصاصی صرافی به صورت روشن و قابل اثبات تفکیک شوند، در زمان توقف فعالیت یا ورشکستگی، امکان شناسایی و مطالبه دارایی مشتریان افزایش می یابد.اما اگر دارایی ها کاملا با یکدیگر مخلوط شوند و سیستم حسابداری یا اسناد قابل اتکایی برای تعیین سهم هر مشتری وجود نداشته باشد، مسئله بسیار پیچیده تر خواهد شد.این موضوع در مقررات اتحادیه اروپا درباره بازارهای رمزدارایی، موسوم به MiCA، به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است.ماده ۷۰ MiCA ارائه دهندگان خدمات رمزدارایی را که دارایی مشتری یا ابزار دسترسی به آن را نگهداری می کنند ملزم می کند ترتیبات مناسبی برای حمایت از حقوق مالکانه مشتری، به ویژه در صورت ورشکستگی ارائه دهنده، برقرار کنند و مانع استفاده از دارایی مشتری برای حساب خود شوند.ماده ۷۵ این مقررات در خصوص ارائه خدمات حضانت و اداره رمزدارایی به نمایندگی از مشتری (Custody and Administration of Crypto-assets on behalf of Clients) جزئیات بیشتری مقرر کرده است.بر اساس این ماده، ارائه دهنده خدمات حضانتی باید از جمله برای هر مشتری سوابقی متناسب با حقوق وی نسبت به رمزدارایی ها نگهداری کند، سیاست مشخص Custody داشته باشد و سازوکاری برای بازگرداندن رمزدارایی یا ابزار دسترسی به مشتری پیش بینی نماید.مهم تر آنکه بند ۷ ماده ۷۵ مقرر می کند دارایی های مشتریان باید از دارایی های خود ارائه دهنده تفکیک شوند. مقرره حتی بر تفکیک حقوقی و عملیاتی تاکید می کند تا طلبکاران ارائه دهنده، به ویژه در وضعیت ورشکستگی، نتوانند برای وصول مطالبات خود به رمزدارایی هایی که به نمایندگی از مشتریان نگهداری می شود رجوع کنند.

۵. کیف پول تجمیعی؛ آیا هر مشتری باید Wallet مستقل داشته باشد؟لزومی ندارد نتیجه بگیریم که حمایت از مالکیت مشتری فقط زمانی ممکن است که برای هر مشتری یک Wallet مستقل ایجاد شود.در عمل، پلتفرم ها می توانند از ساختارهای تجمیعی استفاده کنند.در Omnibus Account یا کیف پول تجمیعی، دارایی چند مشتری در یک ساختار مشترک نگهداری می شود، ولی سامانه داخلی باید قادر باشد سهم و حقوق هر مشتری را به شکل قابل اتکا تعیین کند.مقررات تکمیلی MiCA در سال ۲۰۲۵ نیز این مسئله را صراحتا پیش بینی کرده است. در این مقررات از ارائه دهنده خواسته شده نحوه تفکیک دارایی مشتریان، تفاوت Walletهای مشتریان با Walletهای متعلق به خود ارائه دهنده و حتی سازوکار نگهداری کلیدهای رمزنگاری و Multi-Signature Walletها را تشریح کند. در صورت استفاده از Omnibus Accounts نیز نحوه تفکیک حقوق مشتریان مختلف باید مشخص باشد.بنابراین:Segregation الزاما به معنای One Client = One Wallet نیست.تفکیک می تواند هم در معماری فنی و هم از طریق ثبت دقیق و قابل حسابرسی حقوق هر مشتری تحقق پیدا کند؛ هرچند نحوه این تفکیک بر قدرت اثبات مالکیت و استرداد دارایی اثر مستقیم خواهد داشت.

۶. اگر صرافی ورشکسته شود، مشتری «مالک» است یا «طلبکار»؟

اینجا مهم ترین پرسش حقوقی مطرح می شود.فرض کنیم کاربر ۲ BTC در حساب خود دارد و صرافی ورشکسته می شود.دو وضعیت حقوقی کاملا متفاوت قابل تصور است.در وضعیت نخست، اثبات می شود صرافی دارایی را برای مشتری و به حساب وی نگهداری می کرده و دارایی مزبور از اموال اختصاصی صرافی قابل تفکیک است.در چنین فرضی، استدلال حقوقی مشتری برای مطالبه و

استرداد دارایی متعلق به خود بسیار قوی تر خواهد بود.اما در وضعیت دوم، ساختار قراردادی و عملیاتی به گونه ای است که مشتری صرفا نسبت به صرافی حق مطالبه مقدار معینی رمزارز دارد و نتوان دارایی معینی را به عنوان مال متعلق به وی از دارایی صرافی تفکیک کرد.در این حالت، این احتمال مطرح می شود که حق مشتری بیشتر ماهیت دینی و قراردادی داشته باشد.در نتیجه، پرسش اصلی فقط این نیست که:«کاربر چند بیت کوین در حسابش داشته است؟»بلکه باید پرسید:«حق کاربر نسبت به این بیت کوین ها از چه ماهیت حقوقی برخوردار بوده است؟»این تمایز می تواند تعیین کند که شخص مدعی استرداد مال خود است یا ایفای تعهد و وصول طلب را درخواست می کند.

۷. مسئله در حقوق ایران

در حقوق ایران تحلیل موضوع نیازمند احتیاط بیشتری است؛ زیرا نمی توان قواعد تفصیلی MiCA درباره Custody و Asset Segregation را مستقیما به روابط کاربران و صرافی های ایرانی تسری داد.MiCA در اینجا منبع تطبیقی است، نه قانون حاکم بر روابط داخلی ایران. اما به تجویز ماده 3 قانون تجارت الکترونیک (ماده 3در تفسیر این قانون همیشه باید به خصوصیت بین المللی، ضرورت توسعه هماهنگی بین کشورها در کاربرد آن و رعایت لزوم حس نیت توجه کرد.) نیز توجه داشت.

در پرونده ایرانی باید ابتدا قرارداد میان کاربر و پلتفرم، شرایط استفاده، شیوه واقعی نگهداری دارایی، سوابق حساب و تراکنش و سپس قواعد عمومی حقوق اموال و تعهدات بررسی شود.به همین دلیل، صرف استفاده از واژه هایی مانند «کیف پول من»، «موجودی من» یا حتی «دارایی کاربر» در رابط کاربری برای تعیین ماهیت حقوقی رابطه کافی نیست.وکیل باید بررسی کند آیا ساختار واقعی رابطه بر نگهداری مال متعلق به مشتری دلالت دارد یا بر تعهد پلتفرم به تحویل مقدار معادل از یک رمزدارایی.این تمایز خصوصا در تعیین خواسته دعوا، درخواست دستور موقت یا تامین خواسته، توقیف دارایی، ورود ثالث، اعتراض ثالث اجرایی و وضعیت حقوق مشتری در فرض توقف فعالیت پلتفرم اهمیت پیدا می کند.

۸. وکیل در پرونده صرافی رمزارزی چه ادله ای باید جمع آوری کند؟

پیش از طرح دعوا، صرف Screenshot موجودی حساب کافی نیست.مجموعه ای از ادله فنی و قراردادی باید کنار یکدیگر قرار گیرد.از جمله:• قرارداد کاربر با صرافی و نسخه Terms of Service حاکم در زمان ایجاد رابطه؛• سوابق واریز ریالی و رمزارزی؛• تاریخچه معاملات؛• تاریخچه Deposit و Withdrawal؛• Transaction Hash یا TXID تراکنش های On-chain؛• آدرس Walletهای مبدا و مقصد؛• Screenshots و خروجی رسمی موجودی حساب؛• ایمیل ها، پیامک ها و مکاتبات پشتیبانی؛• نحوه Custody دارایی؛• مشخص شدن شخص یا اشخاص کنترل کننده Private Keys؛• شناسایی Hot Wallet و Cold Walletهای مرتبط با پلتفرم، در صورت امکان؛• بررسی وجود یا عدم وجود Omnibus Wallet؛• سوابق Internal Ledger مربوط به مشتری؛• نحوه تطبیق بدهی صرافی به کاربران با ذخایر On-chain آن؛• و در موارد مقتضی، ارجاع موضوع به کارشناسی فنی و مالی.در واقع، اثبات در این دعاوی غالبا از یک دلیل منفرد حاصل نمی شود؛ بلکه نتیجه ترکیب ادله On-chain و Off-chain است.

۹. فرمول پیشنهادی برای تحلیل پرونده

در پرونده های مرتبط با نگهداری رمزارز توسط صرافی می توان از یک مدل چهارمرحله ای استفاده کرد:۱. Assetچه رمزدارایی و به چه میزان موضوع اختلاف است؟۲. Controlکنترل فنی دارایی یا کلیدهای دسترسی در اختیار چه کسی بوده است؟۳. Entitlementبر اساس قرارداد، دفتر داخلی صرافی و سوابق تراکنش، چه شخصی نسبت به دارایی استحقاق دارد؟۴. Ownership / Claimاین استحقاق از منظر حقوقی به ادعای مالکیت و استرداد دارایی منتهی می شود یا صرفا حق مطالبه و الزام صرافی به ایفای تعهد ایجاد می کند؟این چهار مرحله مانع یکی از خطرناک ترین اشتباهات در پرونده های Blockchain می شود:استنتاج مالکیت حقوقی صرفا از کنترل فنی یا موجودی دیجیتال.

نتیجه گیری

ورشکستگی یا توقف فعالیت یک صرافی رمزارزی، صرفا مسئله ای درباره «موجودی حساب» نیست؛ بلکه آزمونی برای تعیین ماهیت واقعی رابطه میان کاربر، پلتفرم و دارایی دیجیتال است.عدد نمایش داده شده در حساب کاربری می تواند دلیل مهمی بر میزان استحقاق مشتری باشد، اما الزاما اثبات نمی کند که همان مقدار رمزارز به صورت عینی و منفک در Blockchain متعلق به وی است.همچنین کنترل Private Key می تواند نشانه قدرتمندی از کنترل فنی باشد، اما به تنهایی مالکیت حقوقی را اثبات نمی کند.ازاین رو، تحلیل حقوقی صحیح مستلزم بررسی همزمان معماری فنی نگهداری دارایی، قرارداد کاربر، دفتر داخلی صرافی، داده های On-chain و قواعد حقوقی حاکم بر مالکیت و تعهدات است.تجربه مقرراتی MiCA نیز نشان می دهد که یکی از مهم ترین راه های کاهش این ابهام، الزام ارائه دهندگان خدمات رمزدارایی به ثبت دقیق حقوق مشتریان و تفکیک دارایی مشتری از دارایی خود ارائه دهنده است؛ به نحوی که حتی در فرض ورشکستگی، مرز میان «دارایی مشتری» و «دارایی صرافی» از بین نرود.و شاید مهم ترین قاعده برای وکیل در چنین پرونده ای همین باش

الناز ابراهیم پور وکیل پایه یک دادگستری متخصص دعاوی مرتبط با جرایم رایانه ای، بلاکچین و رمزدارایی