رویکرد انزجار درمانی

2 شهریور 1405 - خواندن 11 دقیقه - 8 بازدید

رویکرد انزجاردرمانی

Aversion Therapy

۱. تعریف و معرفی

انزجاردرمانی یکی از روش های روان درمانی و رفتاردرمانی سنتی است که بر پایه اصول یادگیری و شرطی سازی شکل گرفته است. در این رویکرد، هدف این است که تمایل یا کشش فرد به یک رفتار ناسازگار، عادت مخرب یا محرک آسیب زا، از طریق همراه کردن مکرر آن با یک محرک ناخوشایند (انزجارآور) کاهش یابد یا به طور کامل از بین برود.

این رویکرد که ریشه در کارهای اولیه رفتارگرایانی چون ایوان پاولف، جان واتسون و بعدها بی. اف. اسکینر دارد، تلاش می کند یک پاسخ عاطفی منفی (مانند تهوع، ترس، درد خفیف یا بیزاری) را به رفتاری متصل کند که قبلا برای فرد لذت بخش یا وسوسه انگیز بوده است. برای مثال، هدف این است که فرد با دیدن یا فکر کردن به ماده مخدر یا رفتار مخرب، به جای احساس لذت و تمایل، احساس انزجار و ناخوشایندی را تجربه کند.

امروزه انزجاردرمانی به عنوان یک روش خط اول یا مستقل کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و به دلیل چالش های اخلاقی و نرخ بالای بازگشت رفتار پس از قطع درمان، جای خود را به رویکردهای جامع تر، شناختی و پذیرش محور داده است؛ با این حال، اصول آن هنوز در برخی مداخلات رفتاری خاص یا درمان های یکپارچه دیده می شود.

---

۲. مبانی نظری و فلسفی

الف) شرطی سازی کلاسیک (پاولفی)

مبنای اصلی انزجاردرمانی، شرطی سازی کلاسیک است. در این نظریه، یک محرک غیرشرطی (مانند داروی تهوع آور که به طور طبیعی واکنش ناخوشایندی ایجاد می کند) هم زمان با یک محرک شرطی (مانند الکل یا تصویر رفتار مخرب) ارائه می شود. پس از تکرار این همراهی، مراجع بدون نیاز به داروی تهوع آور، صرفا با دیدن یا بوییدن الکل نیز احساس ناخوشایند و انزجار پیدا می کند.

ب) شرطی سازی فعال (کنش گر)

در بخش دیگری از این رویکرد، از اصول تنبیه برای کاهش فراوانی یک رفتار استفاده می شود. طبق این قانون، اگر بلافاصله پس از انجام یک رفتار نامطلوب، پیامدی ناخوشایند (مانند شوک خفیف یا محرک صوتی آزاردهنده) ارائه شود، احتمال تکرار آن رفتار در آینده کاهش می یابد.

ج) رفتارگرایی رادیکال و تمرکز بر رفتار آشکار

فلسفه رفتارگرایی اولیه بر این فرض استوار بود که روان درمانی باید بر رفتارهای قابل مشاهده و سنجش تمرکز کند. در این دیدگاه، تغییر شناخت، باورها یا تحلیل ناهشیار اولویت ندارد؛ بلکه هدف اصلی تغییر مستقیم الگوهای رفتاری از طریق دستکاری محرک ها و پاسخ هاست.

---

۳. چیستی و مفاهیم اصلی

الف) محرک انزجارآور (Aversive Stimulus)

هرگونه عامل فیزیکی، شیمیایی یا ذهنی که در فرد احساس ناخوشایند، بیزاری یا درد ایجاد کند. این محرک ها می توانند شامل مواد شیمیایی تهوع آور، شوک های الکتریکی بسیار خفیف و کنترل شده، بوهای بسیار ناخوشایند، صداهای آزاردهنده یا حتی تصاویر ذهنی هولناک باشند.

ب) پاسخ انزجاری (Aversive Response)

واکنش بدنی یا هیجانی ناخوشایندی که در اثر مواجهه با محرک انزجارآور ایجاد می شود (مانند حالت تهوع، انقباض عضلانی، اضطراب شدید یا تمایل شدید به فرار از موقعیت).

ج) شرطی سازی تقابلی (Counterconditioning)

فرایندی که در آن، پاسخ مثبت یا لذت بخش قبلی به یک محرک (مثلا لذت ناشی از مصرف سیگار) با یک پاسخ کاملا متضاد و منفی (مانند احساس بیزاری و تهوع از بوی سیگار) جایگزین می شود.

د) تعمیم (Generalization) و خاموشی (Extinction)

- تعمیم: هدف این است که انزجار ایجادشده در اتاق درمان، به محیط واقعی زندگی مراجع نیز تعمیم یابد.

- خاموشی: یکی از ضعف های اصلی این رویکرد این است که اگر همراهی محرک انزجارآور با رفتار مخرب بعد از مدتی تکرار نشود، پاسخ انزجار به تدریج ضعیف شده و از بین می رود (خاموشی رخ می دهد) و فرد ممکن است دوباره به رفتار قبلی بازگردد.

---

۴. نگاه رویکرد به انسان

در رفتارگرایی سنتی که پایه انزجاردرمانی است، انسان موجودی یادگیرنده و به شدت تاثیرپذیر از محرک های محیطی در نظر گرفته می شود. رفتارها، عادت ها و حتی ترجیحات انسان حاصل تاریخچه شرطی سازی و تعامل او با پاداش ها و تنبیه های محیطی است.

این دیدگاه معتقد است همان طور که رفتارهای ناسازگار از طریق تجربه های لذت بخش قبلی آموخته شده اند، می توان آن ها را از طریق ایجاد تجربه های ناخوشایند «زدود» یا اصلاح کرد. با این حال، در دیدگاه های معاصر و اخلاق پزشکی مدرن، این نگاه مکانیکی به انسان مورد نقد جدی قرار گرفته است؛ چرا که اراده، شناخت، معنای شخصی و رابطه بین فردی مراجع را نادیده می گیرد و ممکن است استقلال و کرامت انسانی فرد را تحت الشعاع قرار دهد.

---

۵. آسیب شناسی روانی

از دیدگاه انزجاردرمانی و رفتارگرایی سنتی، آسیب روانی یا رفتار ناسازگار زمانی رخ می دهد که:

- فرد به محرک های آسیب زا یا رفتارهای مخرب (مانند اعتیاد، وسواس های رفتاری خاص یا عادات زیان بار)، پاسخ های هیجانی مثبت (لذت، آرامش موقت، کاهش اضطراب) شرطی کرده باشد.

- سیستم پاداش مغز و یادگیری های قبلی فرد به گونه ای تقویت شده باشند که کشش به سمت رفتار مخرب قوی تر از پیامدهای منفی بلندمدت آن باشد.

- مکانیسم های خودکنترلی فرد در برابر وسوسه یا تکانه رفتار ناکارآمد باشند.

---

۶. سبب شناسی مشکلات روان شناختی

این رویکرد علت مشکلات را در یادگیری های معیوب و شرطی سازی های ناسازگار جست وجو می کند. برای مثال، فردی که دچار مصرف الکل است، در موقعیت های استرس زا الکل مصرف کرده و کاهش موقت اضطراب (پاداش) را تجربه کرده است. این تجربه به مرور زمان الگویی پایدار از کشش و تمایل ایجاد کرده است. انزجاردرمانی بر چرایی ایجاد این رفتار در گذشته های دور تمرکز نمی کند، بلکه به این می پردازد که چگونه پیوند میان «محرک/موقعیت» و «رفتار/پاداش» در زمان حال تداوم یافته است.

---

۷. اهداف درمانی

اهداف اصلی انزجاردرمانی عبارت اند از:

1. شکستن پیوند لذت بخش میان مراجع و رفتار یا ماده آسیب زا؛

2. جایگزین کردن پاسخ کشش و تمایل با پاسخ اجتناب و بیزاری؛

3. کاهش یا حذف کامل دفعات بروز رفتار هدف؛

4. ایجاد فرصت زمانی برای مراجع جهت استفاده از سایر مهارت های شناختی و رفتاری در غیاب وسوسه شدید؛

5. کمک به مراجع برای ترک رفتارهای پرخطر و آسیب زا در کوتاه ترین زمان ممکن.

---

۸. رابطه درمانی

رابطه درمانی در انزجاردرمانی سنتی بیشتر مبتنی بر هدایت، نظارت و اجرای دقیق پروتکل های درمانی توسط درمانگر است. درمانگر نقش یک تکنسین یا متخصص رفتار را دارد که مداخلات را با دقت علمی طراحی و اجرا می کند.

به دلیل ماهیت ناخوشایند تکنیک ها، جلب رضایت آگاهانه و داوطلبانه مراجع پیش از شروع درمان اهمیت حیاتی دارد. مراجع باید کاملا از ماهیت محرک های انزجارآور و مراحل درمان آگاه باشد. در صورتی که رابطه درمانی فاقد اعتماد، همدلی و احترام باشد، اعمال روش های انزجارآور می تواند به احساس تنبیه، تحقیر یا آسیب روحی در مراجع منجر شود.

---

۹. فنون، مداخلات و تکنیک ها

الف) شرطی سازی شیمیایی (شیمی درمانی انزجاری)

در این روش از داروها یا مواد شیمیایی استفاده می شود که در صورت مصرف هم زمان با ماده هدف، واکنش بدنی بسیار شدیدی ایجاد می کنند. برای مثال، داروی دی سولفیرام (Disulfiram) در درمان الکلیسم استفاده می شود؛ این دارو مانع از تجزیه کامل الکل در بدن شده و در صورت مصرف کوچک ترین مقدار الکل، فرد دچار سردرد شدید، تهوع، استفراغ و تپش قلب می شود.

ب) شرطی سازی با تحریک الکتریکی

همراه کردن رفتار هدف یا وسوسه ناشی از آن با یک شوک الکتریکی خفیف، بی خطر اما آزاردهنده روی پوست (معمولا روی مچ دست). این روش بیشتر در دهه های گذشته برای درمان برخی عادات رفتاری تکرارشونده استفاده می شد.

ج) انزجار بویایی و چشایی

استفاده از بوهای بسیار زننده یا طعم های بسیار تلخ و ناخوشایند هم زمان با نزدیک شدن فرد به رفتار هدف. برای مثال، مالیدن مواد تلخ و بی ضرر به ناخن ها برای جلوگیری از ناخن جویدن در کودکان و بزرگسالان نوع ساده ای از این روش است.

د) حساس سازی پنهان (Covert Sensitization)

این تکنیک نسخه ذهنی و شناختی انزجاردرمانی است و آسیب های فیزیکی روش های قبلی را ندارد. در این روش، درمانگر از مراجع می خواهد چشمان خود را ببندد و مراحل انجام رفتار مخرب (مثلا کشیدن سیگار یا پرخوری افراطی) را با جزئیات تصور کند. سپس از او خواسته می شود بلافاصله یک پیامد بسیار منزجرکننده، شرم آور یا تهوع آور (مانند بالا آوردن روی لباس خود یا مواجهه با یک صحنه بسیار ترسناک) را در ذهن خود با جزئیات کامل بازسازی کند. این تمرین به مراجع کمک می کند بدون نیاز به محرک های فیزیکی، پیوند ذهنی انزجاری را تقویت کند.

ه) پرسازی یا اشباع (Satiation)

در این تکنیک رفتاری، فرد مجبور می شود رفتار هدف را به قدری سریع، مداوم و طولانی مدت انجام دهد که لذت اولیه آن کاملا از بین رفته و جای خود را به خستگی مفرط، دل زدگی و انزجار فیزیکی بدهد. برای مثال، مجبور کردن فرد به کشیدن پی درپی و بسیار سریع سیگار در یک اتاق بسته تا جایی که ریه ها و گلو دچار تحریک شدید و بیزاری شوند.

---

۱۰. مناسب چه کسانی و چه اختلالاتی است؟

انزجاردرمانی به طور کلی برای رفتارهایی که جنبه تکانه ای، عادت گونه یا اعتیادی قوی دارند و مراجع تمایل شدیدی برای توقف سریع آن ها دارد، طراحی شده است.

کاربردها:

- عادات رفتاری تکرارشونده و آسیب زا (مانند ناخن جویدن شدید، کندن پوست یا مو)؛

- درمان کمکی برای برخی وابستگی ها به مواد (مانند الکل یا تنباکو) تحت نظارت دقیق پزشکی؛

- اختلال پرخوری افراطی (بیشتر از طریق تکنیک حساس سازی پنهان ذهنی)؛

- برخی رفتارهای وسواسی آسیب رسان به خود که به درمان های شناختی پاسخ نداده اند.

موارد منع مصرف و محدودیت ها:

- افسردگی شدید و افکار خودکشی: استفاده از محرک های ناخوشایند می تواند احساس بی ارزشی و درماندگی را در این افراد تشدید کند.

- اختلالات اضطرابی و تروما: مواجهه با محرک های دردناک یا آزاردهنده ممکن است سیستم عصبی مراجع را بیش از حد تحریک کرده و پاسخ های اضطرابی یا خاطرات تروماتیک را فعال کند.

- کودکان و افراد آسیب پذیر: استفاده از روش های فیزیکی انزجارآور در مورد کودکان، افراد دارای معلولیت ذهنی یا مراجعانی که قادر به ارائه رضایت کامل و آگاهانه نیستند، از نظر اخلاقی کاملا ممنوع است.

- فقدان انگیزه درونی: اگر مراجع صرفا به دلیل فشار خانواده یا مراجع قانونی در درمان شرکت کرده باشد، انزجاردرمانی تاثیری نخواهد داشت و به محض خروج از کلینیک، رفتار مخرب را از سر خواهد گرفت.

ملاحظات اخلاقی و علمی معاصر:

امروزه جامعه روان شناسی و روان پزشکی استفاده از محرک های انزجارآور فیزیکی (مانند شوک یا مواد شیمیایی بیمارکننده) را به دلیل ماهیت تهاجمی و احتمال آسیب های روانی ثانویه، بسیار محدود کرده است. در مقابل، تکنیک های ملایم تر و شناختی تر مانند حساس سازی پنهان به دلیل ایمن بودن و احترام به حریم روانی مراجع، ترجیح داده می شوند. همچنین، درمان های مدرن بر آموزش مهارت های جایگزین، تنظیم هیجان و تقویت رفتارهای مثبت تمرکز می کنند تا فرد نیازی به پناه بردن به رفتارهای مخرب نداشته باشد.