طریقیت ادله الکترونیکی در اثبات و نفی حدود: نسبت فقه امامیه و حقوق کیفری ایران

3 شهریور 1405 - خواندن 7 دقیقه - 39 بازدید

بسمه تعالی


طریقیت ادله الکترونیکی در اثبات و نفی حدود: نسبت فقه امامیه و حقوق کیفری ایران


گسترش فناوری اطلاعات، شکل وقوع بسیاری از رفتارهای مجرمانه و نیز شکل باقی ماندن آثار آن ها را دگرگون کرده است. پیام های الکترونیکی، مکاتبات شبکه های اجتماعی، تصاویر و فیلم های دیجیتال، داده های مخابراتی، سوابق ارتباطات اینترنتی، اطلاعات مکان یابی و آثار دیجیتال برجای مانده در سامانه ها، امروزه بخشی جدی از مواد قابل ارزیابی در دادرسی کیفری را تشکیل می دهند. مسئله اصلی آن است که این داده ها در جرایم مستوجب حد چه جایگاهی دارند: آیا می توانند به تنهایی دلیل شرعی اثبات حد باشند، یا نقش آن ها بیشتر در تقویت یا تضعیف علم قاضی و ایجاد شبهه است. پاسخ به این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که پذیرش ضابطه مند ادله دیجیتال می تواند کشف جرم را تسهیل کند، اما پذیرش بی ضابطه آن ها ممکن است با اصل برائت، احتیاط در دماء و فروج، و قاعده «درء الحدود بالشبهات» ناسازگار شود.


حدود در فقه امامیه مجازات هایی اند که نوع، میزان و شرایط اجرای آن ها از سوی شارع تعیین شده و قاضی اختیار تغییر، تخفیف یا تبدیل آن ها را ندارد. این مجازات ها غالبا ماهیت حق اللهی دارند، تفسیر مقررات مربوط به آن ها باید مضیق باشد و در صورت وجود شبهه معقول، اجرای حد متوقف می شود. جرایمی چون زنا، لواط، قذف، شرب خمر، سرقت حدی، محاربه، بغی و ارتداد از همین سنخ اند. برخی از این حدود، مانند شرب خمر، حق الله محض اند و با گذشت بزه دیده ساقط نمی شوند؛ برخی دیگر، مانند قذف و سرقت، می توانند جنبه حق الناسی نیز داشته باشند. همین ویژگی ها ایجاب می کند که نظام اثبات در حدود، سخت گیرانه، احتیاط آمیز و مبتنی بر طرق معتبر شرعی باشد.


ادله اصلی اثبات حدود در فقه امامیه اقرار، شهادت و علم قاضی است. اقرار در صورتی معتبر است که آزادانه، آگاهانه و کامل باشد و ارکان جرم را دربرگیرد؛ در برخی حدود نیز تعدد اقرار شرط است. شهادت تابع شرایط سخت گیرانه ای چون عدالت شهود، نصاب مقرر، مطابقت مفاد شهادت ها و در موارد لازم مشاهده مستقیم است. علم قاضی نیز محل اختلاف است: دیدگاه مشهور متقدمان، اثبات حدود را به اقرار و بینه محدود می کند، در حالی که برخی فقهای متاخر و معاصر حجیت علم قاضی را در حدود نیز می پذیرند، مشروط بر آن که علم از راهی متعارف، معتبر و قابل تبیین حاصل شده باشد و بر ظن صرف استوار نباشد. در این چارچوب، داده الکترونیکی معمولا در عرض اقرار و بینه قرار نمی گیرد، بلکه می تواند اماره قضایی باشد یا زمینه حصول علم قاضی را فراهم کند.


ماهیت غالب ادله الکترونیکی در این حوزه، ماهیتی طریقی است نه موضوعیت مستقل. به بیان دیگر، خود داده دیجیتال به صرف شکل الکترونیکی اش دلیل شرعی مستقلی برای اجرای حد نیست؛ ارزش آن بسته به کیفیت تولید، حفظ، انتساب و ارزیابی فنی آن است. این ادله را می توان به دو دسته تقسیم کرد: ادله مستقیم، مانند فیلم یا تصویری که وقوع جرم را بی واسطه نشان می دهد؛ و امارات دیجیتال، مانند سوابق تماس، داده مکان یابی، لاگ ورود به سامانه و آثار فنی باقی مانده در دستگاه ها که وقوع یا انتساب جرم را به طور غیرمستقیم تقویت یا تضعیف می کنند. همین تمایز نشان می دهد که ارزیابی اثباتی این ادله باید موردی، فنی و مقید به شرایط اعتبار باشد، نه کلی و یکسان.


اعتبار داده دیجیتال بر چهار معیار اصلی استوار است: اصالت، یعنی صدور واقعی داده از منبع ادعا شده؛ تمامیت، یعنی عدم تغییر از زمان تولید تا ارائه؛ قابلیت اعتماد، یعنی اطمینان پذیری فرایند تولید، ذخیره و انتقال؛ و انتساب صحیح، یعنی احراز ارتباط داده با شخص، دستگاه یا حساب معین. خطر جعل، دستکاری، حذف، انتساب نادرست و گسست زنجیره نگهداری، مهم ترین عواملی اند که ارزش این ادله را کاهش می دهند. ازاین رو داده الکترونیکی تنها زمانی می تواند منشا علم قاضی شود که اصالت، تمامیت، قابلیت اعتماد و انتساب آن احراز شده باشد و علم حاصل از آن یقینی، مستند و قابل تبیین باشد، نه ظنی و سلیقه ای.


کارکرد این ادله دوگانه است. در مقام اثبات، اگر شرایط اعتبار فراهم باشد، داده دیجیتال می تواند وقوع جرم یا انتساب آن را تقویت کند، با سایر قرائن سازگار شود و علم متعارف قاضی را شکل دهد؛ بااین حال معمولا به تنهایی برای اجرای حد کافی نیست و باید در چارچوب ادله معتبر شرعی و قانونی تحلیل شود. در مقام نفی، اهمیت این ادله حتی بیشتر است. هرگاه داده فاقد اصالت کافی باشد، دستخوش تغییر شده باشد، به شخص معین قابل انتساب نباشد، با سایر ادله تعارض داشته باشد یا احتمال معقول جعل درباره آن مطرح شود، می تواند شبهه موضوعی ایجاد کند و به موجب قاعده درء مانع اجرای حد شود. بنابراین باید میان کارکرد اثباتی و کارکرد نفی کننده این ادله تفکیک کرد: ممکن است داده ای برای اثبات حد کافی نباشد، اما برای ایجاد شبهه و سقوط حد کاملا موثر باشد.


حقوق کیفری ایران اصل قابلیت استناد ادله الکترونیکی را پذیرفته است. قانون تجارت الکترونیکی مصوب ۱۳۸۲ داده پیام را به رسمیت شناخته و رد دلیل را صرفا به سبب شکل الکترونیکی آن جایز ندانسته است؛ مواد ۱۲ تا ۱۸ این قانون بر قابلیت استناد، تمامیت و داده پیام مطمئن تاکید دارند. قانون جرایم رایانه ای مصوب ۱۳۸۸ مفهوم «داده» را گسترده تعریف کرده و قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ ضابطان را به رعایت اصول فنی در جمع آوری، حفظ و ارائه این ادله مکلف کرده است. نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه نیز بر قابلیت استناد داده پیام در محاکم تاکید کرده اند. باوجوداین، پراکندگی تعاریف، نبود قانون واحد، ضعف استانداردهای فنی، ابهام در زنجیره نگهداری و فقدان قواعد ویژه برای جرایم حدی همچنان از کاستی های جدی نظام موجود است. ارزش اثباتی داده دیجیتال در جرایم تعزیری نیز الزاما با ارزش آن در جرایم حدی برابر نیست.


نتیجه

 فقه امامیه بهره گیری از ادله نوین را یکسره نفی نمی کند، اما استفاده از آن ها را ضابطه مند و محتاطانه می خواهد. ادله الکترونیکی در جرایم مستوجب حد عموما ابزار طریقیت، اماره قضایی و منشا احتمالی علم قاضی اند، نه دلیل مستقل اثبات حد. هرگونه ابهام درباره اصالت، تمامیت یا انتساب می تواند شبهه ایجاد کند و قاعده درء را فعال سازد. از منظر تقنینی و قضایی، تدوین قانون جامع ادله الکترونیکی، پیش بینی مقررات ویژه برای حدود، تعیین معیارهای روشن احراز اصالت و انتساب، آموزش تخصصی قضات و ضابطان، ایجاد شبکه کارشناسان خبره و حرکت به سوی وحدت رویه ضروری است. رویکرد مطلوب آن است که ظرفیت فناوری در کشف حقیقت به کار گرفته شود، اما اصول احتیاط، برائت و درء در تمام مراحل تحقیق، رسیدگی و اجرا محفوظ بماند.