آینده بودجه ریزی کودک محور در ایران

4 شهریور 1405 - خواندن 5 دقیقه - 14 بازدید



 


بودجه، صرفا یک سند مالی نیست؛ بلکه آیینه اولویت های یک دولت است. هر آنچه در بودجه مورد توجه قرار می گیرد، از حمایت و سرمایه گذاری برخوردار می شود و آنچه نادیده گرفته می شود، به تدریج از دستور کار سیاست گذاری فاصله می گیرد. از این منظر، اگر کودکان مهم ترین سرمایه انسانی هر جامعه هستند، این پرسش مطرح می شود که جایگاه آنان در نظام بودجه ریزی ایران کجاست؟

در نگاه رایج، بودجه های مرتبط با کودکان معمولا به اعتبارات آموزش، بهداشت، واکسیناسیون، تغذیه یا حمایت های اجتماعی محدود می شود. در حالی که تاثیر بودجه بر زندگی کودکان بسیار فراتر از این حوزه هاست. تصمیم درباره توسعه حمل ونقل عمومی، آلودگی هوا، فضاهای شهری، فناوری، فرهنگ، محیط زیست، ورزش، مسکن و حتی سیاست های اقتصادی، همگی می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر کیفیت زندگی، رشد و آینده کودکان اثر بگذارند. بنابراین، بودجه ریزی کودک محور به معنای تخصیص ردیف های مالی جدید برای کودکان نیست، بلکه به معنای نگاه به کل بودجه از منظر آثار آن بر حقوق و منافع کودکان است.

در سال های اخیر، مفهوم بودجه ریزی کودک محور در ادبیات سازمان های بین المللی، به ویژه یونیسف، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. هدف این رویکرد آن است که دولت ها بتوانند میزان سرمایه گذاری واقعی خود بر کودکان را شناسایی کنند، آثار بودجه بر زندگی آنان را بسنجند و منابع عمومی را به گونه ای تخصیص دهند که بیشترین منفعت را برای نسل آینده ایجاد کند. در این چارچوب، پرسش اصلی این نیست که چه مقدار بودجه برای کودکان هزینه می شود، بلکه این است که هر تصمیم بودجه ای چه اثری بر کودکان خواهد داشت.

در ایران نیز، با وجود آنکه قوانین و اسناد بالادستی بر حمایت از کودکان تاکید دارند، هنوز بودجه ریزی با رویکرد حقوق کودک به یک سازوکار نهادمند تبدیل نشده است. معمولا اعتبارات دستگاه های مختلف بر اساس ماموریت سازمانی آن ها تنظیم می شود و کمتر ارزیابی می شود که مجموع این تصمیم ها چه تاثیری بر وضعیت کودکان دارد. در نتیجه، ممکن است سیاستی از منظر مالی موفق به نظر برسد، اما در عمل فرصت های رشد، آموزش، سلامت یا رفاه کودکان را کاهش دهد.

یکی از چالش های اصلی، نبود شاخص های روشن برای سنجش «سهم کودک» در بودجه عمومی است. در بسیاری از موارد، نمی توان به طور دقیق مشخص کرد چه میزان از اعتبارات عمومی به طور مستقیم یا غیرمستقیم صرف تحقق حقوق کودکان می شود. این ابهام، امکان ارزیابی عملکرد، پاسخ گویی و مقایسه سیاست ها را نیز محدود می کند. بدون داده های دقیق، سخن گفتن از عدالت بودجه ای برای کودکان دشوار خواهد بود.

از سوی دیگر، آینده بودجه ریزی کودک محور در ایران تنها به افزایش اعتبارات وابسته نیست. حتی در شرایط محدودیت منابع نیز می توان با تغییر رویکرد، کیفیت تصمیم های بودجه ای را ارتقا داد. برای مثال، پیش از حذف یا کاهش یک برنامه عمومی، باید بررسی شود که این تصمیم چه اثری بر کودکان، به ویژه کودکان آسیب پذیر، خواهد داشت. همچنین، در تخصیص منابع به پروژه های عمرانی، شهری یا فناورانه، می توان تاثیر آن ها بر امنیت، سلامت، آموزش و کیفیت زندگی کودکان را به یکی از معیارهای تصمیم گیری تبدیل کرد.

پیوند بودجه ریزی کودک محور با توسعه پایدار نیز قابل توجه است. هزینه هایی که امروز برای سلامت، آموزش، تغذیه، محیط زیست یا حمایت از کودکان انجام می شود، در واقع سرمایه گذاری برای کاهش آسیب های اجتماعی، ارتقای سرمایه انسانی و افزایش بهره وری در آینده است. از این منظر، بودجه مرتبط با کودکان نباید هزینه ای مصرفی تلقی شود، بلکه باید آن را سرمایه گذاری بلندمدت بر توسعه کشور دانست.

حرکت به سوی بودجه ریزی کودک محور، مستلزم ایجاد چند تحول نهادی است؛ از جمله شناسایی و رصد هزینه های مرتبط با کودکان، طراحی شاخص های ارزیابی اثر بودجه بر حقوق کودک، تقویت همکاری میان دستگاه های اجرایی و در نهایت، الزام به بررسی آثار بودجه بر کودکان پیش از تصویب آن. چنین رویکردی می تواند بودجه را از یک ابزار صرفا مالی، به ابزاری برای تحقق حقوق کودک و عدالت بین نسلی تبدیل کند.

در نهایت، کیفیت یک نظام بودجه ریزی را نمی توان تنها با میزان درآمدها یا تراز مالی آن سنجید. بودجه زمانی کارآمد و آینده نگر است که بتواند از منافع کسانی نیز حمایت کند که هنوز در فرآیند تصمیم گیری صدایی ندارند. کودکان بزرگ ترین ذی نفعان آینده اند و تصمیم های بودجه ای امروز، کیفیت زندگی آنان در سال های پیش رو را رقم خواهد زد.

شاید آینده بودجه ریزی در ایران، بیش از آنکه به افزایش منابع وابسته باشد، به تغییر زاویه نگاه سیاست گذاران بستگی دارد؛ اینکه در کنار این پرسش که «بودجه چقدر است؟»، این پرسش نیز مطرح شود که بودجه برای آینده کودکان چه می کند؟ هنگامی که پاسخ به این پرسش به بخشی از فرآیند بودجه ریزی تبدیل شود، می توان از شکل گیری بودجه ریزی کودک محور در ایران سخن گفت.


 

محمدمهدی سیدناصری

پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال