حکمرانی هوشمندانه انرژی، عبور از پارادایم انتخاب بین این یا آن
انجام اصلاحات کلیدی در مسیر حکمرانی، همواره با چالش انتخاب میان «این» یا «آن» روبروست و حکمران پیوسته در صدد انتخاب برترین گزینه است. حال آنکه حکمرانی هوشمند به ما می گوید هیچ انتخابی بین این یا آن وجود ندارد، بلکه پاسخ در ایجاد زوجیت میان هم این و هم آن است.
برای مثال، در پدیده حکمرانی انرژی و به طور مشخص تر حکمرانی بنزین، پرسش کلیدی حکمران معمولا این است که اصلاحات را از بخش عرضه کلید بزند یا بخش تقاضا؟ مصرف را مهار کند یا تولید را افزایش دهد؟ ابتدا زیرساخت حمل ونقل عمومی را بهبود بخشد یا سهمیه خودروهای شخصی را کاهش دهد؟
اما پاسخ حکمرانی هوشمند به حکمران این است که اصلاحات نه یک انتخاب تک بعدی، بلکه یک «همنوازی چند لایه» است.
حکمرانی هوشمند معتقد است تقابل این یا آن یک بن بست ذهنی است و پاسخ در هم افزایی این و آن نهفته است:
۱-عرضه و تقاضا در خدمت یکدیگر:
حکمران هوشمند می داند که افزایش تولید بدون مدیریت مصرف، هیزم ریختن بر آتش ناکارآمدی است و مهار تقاضا بدون ایجاد جایگزین، خشم اجتماعی می آفریند. بنابراین، او بهینه سازی زنجیره تولید را با اصلاح الگوی مصرف همزمان پیش می برد؛ تولید را افزایش می دهد تا فضایی برای تنفس اقتصادی جهت اصلاح قیمت ها ایجاد کند و مصرف را مهار می کند تا منابع آزاد شده صرف زیرساخت های پایدار تولید و توزیع شود.
۲-زیرساخت و محدودیت؛ مکمل های ناگسستنی:
حکمران هوشمند برای بهبود حمل ونقل عمومی منتظر فردایی نامعلوم نمی ماند؛ او هزینه های ناشی از مصرف غیربهینه را به صورت هوشمند به بودجه توسعه زیرساخت های عمومی پیوند می زند. او می داند محدود کردن سهمیه بدون ارائه خدمت جایگزین باکیفیت، فقط به فشار روانی منجر می شود. پس ارتقای عرضه عمومی را پیش شرط انقباض تقاضا نمی بیند، بلکه این دو را در یک بسته اصلاحی درهم تنیده و گام به گام اجرا می کند.
۳-از تقابل ذینفعان به تعامل آن ها:
حکمران هوشمند تضاد میان صنعت خودرو، شرکت نفت، محیط زیست و مردم را به رسمیت می شناسد، اما به جای قربانی کردن یکی برای دیگری، به دنبال ایجاد ارزش مشترک است. او مردم را نه مصرف کننده ای که باید کنترل شود، بلکه همکارانی می بیند که باید در سود بهره وری سهیم باشند.
خلاصه پاسخ به حکمران این است که اصلاحات هوشمند، هنر انتخاب بین این و آن نیست؛ بلکه هنر ساختن اکوسیستمی است که در آن عرضه و تقاضا با هم رشد کنند، زیرساخت و مدیریت همزمان متولد شوند و مردم نه در مقابل اصلاحات، بلکه در مرکز ثقل منافع حاصل از آن قرار بگیرند. حکمرانی هوشمند، عبور از پارادایم یا این یا آن، و ورود به پارادایم چگونه هم این و هم آن در کنار هم است.