Reza Omraie
9 یادداشت منتشر شدهomraie Intervention Model ( OMR) بیزینس کوچینگ با مدل مداخله عمرائی رویکردی یکپارچه برای رشد پایدار کسب وکار
مقدمه
بیزینس کوچینگ یا کوچینگ کسب وکار، یکی از رویکردهای حرفه ای برای کمک به صاحبان کسب وکار، مدیران و کارآفرینان در مسیر رشد، تصمیم گیری، توسعه عملکرد و دستیابی به اهداف حرفه ای است. با این حال، بسیاری از چالش های کسب وکار صرفا به کمبود دانش، سرمایه یا مهارت های مدیریتی مربوط نمی شوند. گاهی ریشه مسئله در شیوه تفکر مدیر، باورهای محدودکننده، الگوهای تصمیم گیری، تعارض میان ارزش های فردی و اهداف کسب وکار یا عدم هماهنگی میان بخش های مختلف سیستم قرار دارد
مدل Omraie Intervention Model (OMR) با ارائه یک چارچوب پنج مرحله ای، فرایند کوچینگ کسب وکار را از سطح هدف گذاری و اقدام فراتر می برد و به بررسی ارتباط میان آگاهی، درک، ارزش ها، اهداف، قابلیت ها و عملکرد می پردازد
در این رویکرد، هدف تنها رسیدن به یک نتیجه کوتاه مدت نیست،بلکه ایجاد شرایطی است که فرد و کسب وکار بتوانند ظرفیت رشد و تغییر را به شکلی پایدار توسعه دهند
چرا بیزینس کوچینگ به یک رویکرد عمیق تر نیاز دارد؟در بسیاری از موارد، صاحب کسب وکار می داند چه چیزی می خواهد، اما نمی تواند به آن دست پیدا کند
برای مثال
هدف فروش مشخص است، اما عملکرد فروش رشد نمی کند
مدیر می خواهد تیم مستقل تری داشته باشد، اما همچنان همه تصمیم ها را خودش می گیرد
کسب وکار ظرفیت رشد دارد، اما الگوهای قدیمی مانع توسعه آن می شوند
مدیر از تغییر صحبت می کند، اما در عمل به روش های قبلی بازمی گردد
اهداف سازمان با ارزش ها و اولویت های مدیر هماهنگ نیستند
تصمیم های متعدد گرفته می شوند، اما مسیر استراتژیک روشنی وجود ندارد
بنابراین گاهی مسئله اصلی این نیست که «چه کاری باید انجام شود؟» بلکه پرسش مهم تر این است
„چه چیزی باعث شده وضعیت فعلی ایجاد شود و چه چیزی مانع حرکت به وضعیت مطلوب است؟“
اینجاست که OMR می تواند چارچوب متفاوتی برای بیزینس کوچینگ فراهم کند
بیزینس کوچینگ با مدل OMRچگونه عمل می کند؟
مدل OMR دارای پنج مرحله به هم پیوسته است
Observe → Understand → Match → Raise → Align
مشاهده - درک -تطبیق -ارتقا - هم راستاسازی
این پنج مرحله یک مسیر منظم برای بررسی وضعیت موجود، شناخت عوامل موثر، ایجاد هماهنگی، توسعه قابلیت ها و تثبیت تغییر فراهم می کنند
مرحله اول: Observe | مشاهده
فرایند کوچینگ با مشاهده دقیق وضعیت موجود آغاز می شوددر بیزینس کوچینگ، مشاهده فقط بررسی نتایج مالی یا شاخص های عملکرد نیست. کوچ می تواند به شیوه تصمیم گیری مدیر، رفتارهای مدیریتی، الگوهای ارتباطی، نحوه برخورد با چالش ها، واکنش به فشار، روابط کاری و الگوهای تکرارشونده نیز توجه کند
پرسش های این مرحله می توانند شامل موارد زیر باشند
اکنون کسب وکار در چه وضعیتی قرار دارد؟
مهم ترین چالش قابل مشاهده چیست؟
مدیر چگونه با این چالش مواجه می شود؟
چه الگوهایی مرتبا تکرار می شوند؟
چه تفاوتی میان آنچه مدیر می گوید و آنچه در عمل انجام می دهد وجود دارد؟
هدف این مرحله ایجاد تصویر روشن تری از واقعیت موجود است
مرحله دوم: Understand | درک
پس از مشاهده، نوبت به فهم عمیق تر مسئله می رسد
در این مرحله، کوچ تلاش می کند به جای تمرکز صرف بر نشانه ها، عوامل موثر بر وضعیت موجود را بررسی کند
در محیط کسب وکار ممکن است عواملی مانند موارد زیر مورد توجه قرار گیرند
باورهای مدیر درباره موفقیت
الگوهای فکری و تصمیم گیری
تجربیات گذشته
ارزش های حرفه ای
نیازها و انگیزه ها
الگوهای ارتباطی
برداشت مدیر از ریسک و فرصت
ساختارهای ذهنی موثر بر عملکرد
برای مثال، ممکن است مدیر بگوید
„من به تیمم اعتماد ندارم“
اما در مرحله Understand ، مسئله عمیق تر بررسی می شود
چرا اعتماد وجود ندارد؟
آیا تجربه ای در گذشته باعث این نگرش شده است؟
آیا مدیر باور دارد که اگر خودم انجام ندهم، کار درست انجام نمی شود؟
در این صورت، مسئله فقط یک مشکل مدیریتی نیست؛ بلکه یک الگوی فکری و رفتاری نیز در آن نقش دارد
مرحله سوم: Match | تطبیق
پس از مشاهده و درک، مرحله Match به بررسی میزان هماهنگی میان عناصر کلیدی کسب وکار و فرد می پردازد
در این مرحله، مواردی مانند
ارزش ها، اهداف، باورها، هویت حرفه ای، توانمندی ها و جهت حرکت
با یکدیگر مقایسه و بررسی می شوند
پرسش اصلی این مرحله این است
آیا آنچه مدیر می خواهد، با آنچه برای او ارزشمند است و شیوه ای که عمل می کند هماهنگ است؟
برای مثال، مدیری ممکن است هدف توسعه سریع کسب وکار را داشته باشد، اما ارزش اصلی او امنیت و کنترل باشد. این وضعیت می تواند باعث ایجاد کشمکش در تصمیم های حرفه ای شود
Match کمک می کند شکاف ها و ناهماهنگی های مهم شناسایی شوند تا اهداف کسب وکار صرفا روی کاغذ باقی نمانند
مرحله چهارم: Raise | ارتقا
پس از شناخت وضعیت و ایجاد وضوح، مرحله Raise بر توسعه ظرفیت های مورد نیاز تمرکز دارد
در این مرحله سوال اصلی این است
„برای رسیدن به وضعیت مطلوب، چه قابلیت هایی باید توسعه پیدا کنند؟“
این قابلیت ها می توانند شامل مواردی مانند
مهارت های ارتباطی
مذاکره
تصمیم گیری
مدیریت زمان
تفکر استراتژیک
مدیریت هیجانات
تفویض اختیار
رهبری
حل مسئله
مدیریت تعارض
توسعه دیدگاه های جدید
باشند
در این مرحله، کوچینگ از مرحله شناخت عبور کرده و به توسعه قابلیت و تبدیل آگاهی به عملکرد می رسد
مرحله پنجم: Align | هم راستاسازی
آخرین مرحله OMR، هم راستاسازی است
تغییر زمانی ارزشمند است که بتواند در عملکرد واقعی فرد و کسب وکار باقی بماند
در این مرحله، تلاش می شود تغییرات ایجادشده با
اهداف
ارزش ها
تصمیم ها
رفتارها
روابط حرفه ای
سبک مدیریت
جهت گیری کسب وکار
هماهنگ شوند
هدف این نیست که فرد برای مدت کوتاهی رفتار متفاوتی نشان دهد؛ بلکه هدف ایجاد شرایطی است که الگوهای جدید بتوانند به بخشی از عملکرد حرفه ای او تبدیل شوند
کاربردهای بیزینس کوچینگ با مدل OMROMR می تواند در موقعیت های مختلف کسب وکار مورد استفاده قرار گیرد، از جمله
برای صاحبان کسب وکار
روشن کردن مسیر رشد
بررسی موانع فردی و حرفه ای
توسعه قابلیت های مدیریتی
تصمیم گیری بهتر
ایجاد تعادل میان اهداف شخصی و حرفه ای
برای مدیران
توسعه سبک مدیریت
افزایش اثربخشی تصمیم گیری
بهبود ارتباط با کارکنان
تفویض موثرتر
مدیریت تعارض
توسعه توانمندی های رهبری
برای کارآفرینان
تبدیل ایده به مسیر عملی
شناسایی موانع ذهنی و رفتاری
افزایش تمرکز
توسعه قابلیت های مورد نیاز
ایجاد مسیر رشد پایدار
برای کسب وکارهای در حال تغییر
آمادگی برای تغییر
شناسایی الگوهای ناکارآمد
ایجاد هماهنگی میان افراد و اهداف
توسعه ظرفیت های جدید
تثبیت تغییرات ایجادشده
تفاوت بیزینس کوچینگ مبتنی بر OMRدر این رویکرد، کسب وکار صرفا مجموعه ای از اهداف و شاخص های عملکردی در نظر گرفته نمی شود
فرد، عملکرد حرفه ای و محیط کسب وکار در ارتباط با یکدیگر بررسی می شوند
به همین دلیل، OMR تلاش می کند سه سطح را هم زمان مورد توجه قرار دهد
فرد → عملکرد → سیستم
این نگاه می تواند به کوچ کمک کند که مسئله را نه فقط در سطح رفتار ظاهری، بلکه در ارتباط میان عوامل فردی و حرفه ای بررسی کند
نتایج مورد انتظار
بیزینس کوچینگ با استفاده از چارچوب OMR می تواند زمینه ساز نتایجی مانند موارد زیر باشد
افزایش خودآگاهی حرفه ای
افزایش وضوح در اهداف
شناسایی الگوهای ناکارآمد
بهبود کیفیت تصمیم گیری
توسعه قابلیت های مدیریتی
افزایش اثربخشی ارتباطات
ایجاد هماهنگی بیشتر میان ارزش ها و اهداف
تقویت توانایی سازگاری با تغییر
تبدیل آگاهی به اقدام
ایجاد شرایط مناسب تر برای تغییر پایدار
البته نتایج واقعی به شرایط فرد، سازمان، مسئله مورد بررسی و کیفیت اجرای فرایند کوچینگ بستگی دارد
جمع بندی
بیزینس کوچینگ با مدل OMR، فرایند توسعه کسب وکار را از یک رویکرد صرفا هدف محور به یک فرایند یکپارچه برای شناخت، توسعه و تحول تبدیل می کند
در این چارچوب، تحول از مشاهده آغاز می شود، با درک عمیق تر می شود، از طریق تطبیق جهت پیدا می کند، با ارتقا به قابلیت و عملکرد تبدیل می شود و در نهایت از طریق هم راستاسازی در زندگی حرفه ای و کسب وکار تثبیت می شود
OMR در بیزینس کوچینگ یعنی حرکت از شناخت وضعیت موجود به توسعه قابلیت های لازم برای ساختن وضعیت مطلوب و ایجاد تغییر پایدار