غروب صهیونیسم
غروب صهیونیست
به قلم: مهدی غلامی – تحلیل گر و کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل
ما نه در آغاز یک جنگ، بلکه در «آغاز پایان» یک رژیم هستیم. این پایان ممکن است کوتاه یا طولانی باشد، پرهزینه یا بدون برگشت؛ اما تردیدی نیست که «آغاز شده» است. حمله به خاک ایران، ترور سرداران سپاه، دانشمندان هسته ای، و شهادت غیرنظامیان، نه تنها تجاوزی آشکار به تمامیت یک ملت است، بلکه نشانه ای از ضعف، استیصال و ناتوانی رژیمی است که سال ها پشت نقاب آهنین امنیت، به حیات مصنوعی خود ادامه داده است.
اسرائیل با حمله به کنسولگری ایران در دمشق و به دنبال آن اقدامات تحریک آمیز دیگر، همچون ترور رهبران محور مقاومت و حملات سایبری، تلاش کرد تهران را به واکنشی احساسی بکشاند؛ غافل از آنکه پاسخ ایران، نه احساسی که «راهبردی» و مبتنی بر یک دکترین ملی بود. عملیات «وعده صادق ۳» نه تنها هیمنه نظامی اسرائیل را به چالش کشید، بلکه نشان داد که دوران ضربه زدن بدون پاسخ به پایان رسیده است.
سکوت مدعیان حقوق بشر در برابر این تجاوزات آشکار و ترورها، نشان داد که نهادهای بین المللی مدت هاست جان باخته اند. سازمان ملل، شورای امنیت و دیگر ساختارهایی که قرار بود حافظ صلح باشند، اکنون به ابزار فشار قدرت های سلطه گر تبدیل شده اند. چشمان خود را بر ترور دانشمندان، کودک کشی در غزه، و تجاوز به حاکمیت ملی ایران بسته اند.
جمهوری اسلامی ایران، با اتکای به رهبری فرزانه انقلاب اسلامی، آیت الله العظمی خامنه ای، نه تنها از هرگونه ماجراجویی افراطی پرهیز کرد، بلکه با منطق مقاومت، پاسخی درخور و متوازن به دشمن داد. در بیانات ایشان بارها آمده است که «نیروهای مسلح ما رژیم صهیونیستی را بیچاره خواهند کرد» و تاکید فرموده اند که «در عملیات وعده صادق ۳، این ما خواهیم بود که پایان جنگ را رقم خواهیم زد نه اسرائیل». این سخن، نه صرفا یک شعار که «برآورد دقیق از قدرت بازدارندگی ملی» است.
در روزهای گذشته، جهان شاهد فرود موشک های نقطه زن ایرانی در عمق سرزمین های اشغالی بود؛ موشک هایی که از سامانه های مختلف ایران و با عبور از چند لایه پدافندی اسرائیل، از جمله گنبد آهنین، به اهداف خود اصابت کردند. نه گنبد آهنین و نه کمک های فنی پدافندی آمریکا، نتوانستند هیمنه پوشالی امنیت اسرائیل را حفظ کنند. تصاویر منتشر شده از نابودی تاسیسات حیاتی و خسارات سنگین، تل آویو را در شوک راهبردی فرو برد.
از سوی دیگر، شادی ملت های مسلمان، از غزه و لبنان گرفته تا یمن و عراق، از این پاسخ قاطع ایران، نشان داد که امید به مقاومت زنده است و تهران در این جغرافیای ظلم ستیزی تنها نیست. مردم در خیابان ها، رسانه ها و شبکه های اجتماعی، از عملیات ایران به عنوان «آغاز انتقام مظلومان» یاد کردند.
در نقطه ای حساس و سرنوشت ساز، رژیم صهیونیستی که خود را در باتلاق ناکارآمدی راهبردی می دید، کوشید با کشاندن پای آمریکا به یک درگیری مستقیم، ورق را برگرداند. در این میان، دونالد ترامپ با چراغ سبز تل آویو، حمله به تاسیسات هسته ای ایران در فوردو، نطنز و اصفهان را با استفاده از بمب افکن های B-52 و بمب های سنگرشکن کلید زد. اما این اقدام نه تنها برخلاف تمامی کنوانسیون های بین المللی و قوانین حقوق بشر بود، بلکه به یکی از بزرگ ترین اشتباهات راهبردی تاریخ آمریکا تبدیل شد؛ چراکه ایران با هدف قرار دادن پایگاه نظامی آمریکا در قطر، نشان داد در تلافی و بازدارندگی، هیچ مرزی را به عنوان خط قرمز دشمن به رسمیت نمی شناسد.
این اتفاق، نه یک نبرد ساده، بلکه یک شکست ژئوپلیتیک بود؛ شکستی که به ورشکستگی سیاسی رژیم صهیونیستی و تردید عمیق در اعتبار راهبردی ایالات متحده در جهان اسلام و حتی فراتر از آن، دامن زد.
در نهایت، آنچه این ملت را از هر تهدیدی عبور داده، نه فقط قدرت نظامی بلکه «حمایت مردمی» و «اعتقاد به مظلومیت ستیزی» بوده است. مردم ایران، با حضور در صحنه، دفاع از محور مقاومت و پشتیبانی از فرزندان خود در نیروهای مسلح، پیام روشنی به جهان دادند: ما اهل عقب نشینی نیستیم.
و امروز در پرتو خون شهیدان، تدبیر رهبری، و پایداری ملی، باید گفت: عملیات وعده صادق ۳، نه آغاز یک جنگ، بلکه آغاز پایان رژیم صهیونیستی است.