عشاق سحرگاهی انتظار؛ راز پیوند باطنی رهبر شهید با قطب عالم امکان

26 مهر 1405 - خواندن 17 دقیقه - 21 بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم

(تقدیم به ساحت ملکوتی بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روح مطهر قائد شهید امت، حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای)


چکیده

این جستار تفصیلی و منظومه نگارانه، ژرف ترین و بنیادین ترین لایه حیات نظری، جهادی و معنوی رهبر شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای را به واکاوی می گذارد؛ لایه ای که بر مدار «ارتباط پیوسته وجودی، تضرع شبانه و دلدادگی معرفتی به ساحت مقدس قطب دایره امکان، حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)» شکل گرفته است. در اندیشه و سیره این پیشوای انقلابی، مساله مهدویت نه یک باور منفعلانه گوشه گیرانه یا رویای دوردست تاریخی، بلکه «موتور پیشران تاریخ»، «روح حاکم بر کارزار مبارزه با طواغیت جهان» و «حقیقت حاضر و زنده ای» است که تمامی راهبردهای کلان نظام اسلامی و محور مقاومت بر مدار آن رقم می خورد. این مقاله با تکیه بر تحلیل گفتمان بیانات مستند، خلوت های سلوکی، مناجات های تاریخی و در نهایت واقعه شهادت و عروج سرخ در سحرگاهان رمضان المبارک سال هزار و چهارصد و چهل و هفت هجری قمری، تبیین می کند که چگونه آرامش کوه وار و صلابت حیدری ایشان در طوفان های هولناک ژئوپلیتیک، محصول سر بر آستان حجت حق نهادن در دل سحرها بود. در نهایت نشان داده می شود که انقلاب اسلامی در بینش رهبر شهید، اردوگاه اضطراری و پادگان آماده باش کلان امت برای تحویل پرچم حاکمیت به دستان یداللهی مصلح کل به شمار می رود.

واژگان کلیدی: رهبر شهید، قطب عالم امکان، مهدویت انقلابی، انتظار پویا، پیوند باطنی، تضرع سحرگاهی، تمدن نوین اسلامی، عروج سرخ، ماه مبارک رمضان.

طلیعه؛ سر نیابت و هندسه اتصال به حجت غایب حاضر

در حکمت متعالیه و عرفان شیعی، جهان خلقت بدون «انسان کامل» و «واسطه فیض الهی» دمی برپای نمی ماند؛ وجود مقدسی که جان جهان، لنگر زمین و زمان، و قطب دایره وجود است. در روزگار غیبت کبرا، بار گران رسالت هدایت امت و حفظ کیان دین در کارزار متلاطم طواغیت، بر شانه «نایب عام» یعنی فقیه جامع الشرایط، شجاع و مدیر نهاده شده است.

اما آنچه تمایزدهنده منظومه حکمرانی الهی با الگوهای رایج قدرت در جهان معاصر است، پیوند نامرئی و بی وقفه نایب با صاحب اصلی ولایت است. تاریخ معاصر ما شاهدی بر ظهور مردی بود که در جایگاه زعامت یک امت بیدار و در میانه آتش افروزی مستکبران بین المللی، هیچ گاه خود را بیش از یک «سرباز جان برکف»، یک «منتظر چشم به راه» و یک «محب دلسوخته» در پیشگاه قطب عالم امکان ندید.

رهبر شهید، نماد پیوند اعجاب انگیز عقلانیت سیاسی و شجاعت پولادین در روز روشن، با گریه های عاشقانه، انکسار روح و استغاثه در ظلمت شب بود. شناخت حقیقت صلابت او ممکن نیست مگر آنکه ابتدا چشمه زلال اتصال باطنی او به چشمه سار ولایت حجه بن الحسن العسکری شناخته شود.

ساحت نخست: تبارشناسی اندیشه مهدوی؛ امام زمان (عج) به مثابه حقیقت زنده و حاضر

یکی از انحرافات بنیادینی که در طول سده ها دامن گیر جوامع منتظر شده، تبدیل عقیده مهدویت به یک «آرمان انتزاعی و ناملموس در انتهای نامعلوم تاریخ» بوده است. رهبر شهید با بهره گیری عمیق از معارف قرآن و اهل بیت، نخستین گام احیاگری خود را در زنده سازی حس «حضور عینی و هم اکنونی امام زمان» برداشت.

یکم: غیبت شخص، نه غیبت شخصیت و تصرف

در منظومه فکری رهبر شهید، غیبت به معنای نامرئی بودن فیزیکی یا عدم آگاهی امام از احوال مردمان نیست، بلکه به معنای ناشناخته بودن هویت ظاهری برای عموم است. ایشان همواره با لحنی هشداردهنده و شوق آفرین به جوانان می فرمودند:

«امام زمان ارواحنا فداه در میان مردم است؛ با مردم زندگی می کند؛ بر احوال ما آگاه است؛ در سختی ها و رنج ها ملجا و پناه است. این تصور غلط است که خیال کنیم حضرت در جزیره ای نامعلوم، دور از سرنوشت جوامع و فارغ از کشاکش حق و باطل نشسته اند؛ خیر! دست قدرت الهی از آستین ولایت او در تمام حوادث عالم فعال است. اگر عنایت و توجه پیوسته آن وجود شریف نبود، توطئه های پیاپی شیاطین این انقلاب و این ملت را در همان سال های نخست می بلعید.»

این نگاه، حضور امام زمان را از یک مفهوم ذهنی به یک «تجربه زیسته و ناظر بر رفتار» بدل می ساخت. از دیدگاه رهبر شهید، باور به حضور امام زمان (عج):

  • عامل مراقبت دائمی در مدیریت کلان کشور: مسئولان باید بدانند که کارنامه اعمالشان هر دوشنبه و پنجشنبه به محضر مبارک قطب عالم امکان عرضه می شود؛ ازاین رو هرگونه خیانت، تنبلی و دنیاطلبی در چشم انداز نایب، دهن کجی به نگاه مهربانانه صاحب اصلی این انقلاب تلقی می شد.
  • تزریق امید مطلق به بدنه امت: در بحرانی ترین مقاطع نبرد و تهدیدهای هولناک نظامی و اقتصادی، کلام ایشان موجی از آرامش می آفرید، زیرا پایگاه روحی ایشان بر نصرت وعده داده شده امامی استوار بود که در بزنگاه ها دستگیری می کند.

دوم: امام عصر؛ مظهر مهر، دادگری و دادستانی از ستمگران

در برابر چهره پردازی های تحریف آلود و هراس انگیزی که دشمنان و متحجران از عصر ظهور ترسیم می کردند، رهبر شهید همواره امام مهدی (عج) را «تجسم رحمت بی کران الهی»، «نقطه پایان اشک یتیمان و مظلومان» و «تندر خروشان الهی بر سر جباران تاریخ» معرفی می کردند. ایشان تاکید داشتند که انتظار، در حقیقت عطش بشریت برای عدالت مطلق و چشیدن طعم حکومت اولیای الهی است.

ساحت دوم: نظریه «انتظار انقلابی و تمهید تمدنی» در تقابل با تحجر و سکون

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان های واپس گرا و انجمن های مدعی مهدویت، با برداشتی باطل از روایات، چنین القا می کردند که برای ظهور امام عصر نباید دست به هیچ اصلاح، قیام یا مقاومتی زد، بلکه باید منتظر ماند تا فساد و بیداد فراگیر شود. رهبر شهید، با شمشیر بران استدلال فقهی و روایی، این جریان را به عنوان «بزرگ ترین خیانت به مفهوم انتظار» رسوا نمودند.

یکم: انتظار یعنی آماده باش دائم و پنجه در پنجه استکبار افکندن

در حکمت مهدوی رهبر شهید، انتظار یک کنشگری فوق العاده فعال، پرتپش و مجاهدانه است. ایشان در یکی از خطبه های ماندگار خویش تصریح فرمودند:

«انتظار یعنی چه؟ یعنی ترقب؛ یعنی آماده باش کامل! سربازی که در سنگر، چشم به راه فرمانده نشسته است، دست روی دست نمی گذارد تا دشمن بر سرش بتازد؛ او خاکریز می زند، سلاح را پاک می کند، خشاب ها را پر می نماید و سنگر را نفوذناپذیر می سازد. منتظر مصلح کل، خود باید صالح ترین، قوی ترین و خط شکن ترین انسان ها باشد. مگر می شود انسان ادعای عشق به مهدویت داشته باشد، اما در برابر صهیونیسم، جنایات آمریکا و ذلت امت اسلامی سکوت پیشه کند؟»

دوم: نظام جمهوری اسلامی به عنوان اردوگاه مرکزی تمهید ظهور

از نگاه ایشان، تشکیل نظام اسلامی و مقاومت در برابر نظام سلطه، هدفی درون زا و متوقف در مرزهای ملی نبود، بلکه سنگ بنای شکل گیری «تمدن نوین اسلامی» برای آماده سازی جهان بود:

۱. برافراشتن خیمه عدل: اثبات این که می توان دین را در ساحت اداره سیاست، اقتصاد، علم و فرهنگ به کار گرفت و بدون وابستگی به مکاتب شرق و غرب، مدلی کارآمد از زیست توحیدی ارائه داد.

۲. پرورش انسان طراز مهدوی: نسلی که خود را در میدان های آزمون جهاد، علم، نانو، هسته ای و دفاع از حرم صیقل داده و روحیه فداکاری و نثار جان را سرلوحه خویش قرار داده است.

۳. بسیج مستضعفان عالم: شکل دهی به هسته های مقاومت بین المللی که پایه های هژمونی فرعونی مدرن را به لرزه درآورده و افکار عمومی جهان را برای استقبال از منجی آماده می سازد.

ساحت سوم: خلوت های سحرگاهی؛ زایشگاه صلابت روزانه

یکی از شگفت ترین جلوه های سیره رهبر شهید، هم نشینی دو ویژگی به ظاهر متضاد در وجود ایشان بود: «صلابت سهمگین در برابر دشمنان» و «خشوع و اشک بار بودن در محراب بندگی».

یکم: محراب سحر؛ سرچشمه آرامش در طوفان ها

کسانی که در نزدیک ترین لایه های حیات ایشان زیسته اند، شهادت داده اند که ایشان مقیدترین انسان ها به تهجد، بیداری سحرگاهان، تلاوت با تدبر قرآن، قرائت ادعیه ماثوره و توسل ویژه به قطب عالم امکان بودند. سحرگاه برای رهبر شهید، زمان بازیابی قوا و کسب طمانینه از اقیانوس بیکران ولایت الهی بود.

زمانی که جهان استکبار با ناوها، تحریم های فلج کننده، فتنه های پیچیده اطلاعاتی و غوغاسالاری رسانه ای تمام ارکان محاسباتی سیاستمداران دنیا را به لرزه درمی آورد، رهبر شهید با آرامشی ماورایی و چهره ای منور در برابر دوربین ها ظاهر می شد و با صلابتی تکرارنشدنی می فرمود: «دشمن هیچ غلطی نمی تواند بکند؛ ما به حول و قوه الهی و با عنایت امام زمان پیش خواهیم رفت.» این آرامش، تصنعی و برآمده از تحلیل های خشک سیاسی نبود؛ این بازتاب نجوای شبانه ای بود که در آن تمامی پرچم ها، تدبیرها و جان ها به دست ولی عصر سپرده شده بود.

دوم: اشک های پنهان و زاری های مخلصانه

ایشان بارها به مسئولان و جوانان نهیب می زدند که اگر دل انسان با تضرع، نماز شب و ارتباط با امام زمان نرم نشود، قدرت سیاسی و نظامی او را به تباهی و تکبر خواهد کشاند. اشک های ایشان بر سجاده در تاریکی شب، سد پولادین اخلاص بود که مانع از رخنه حب جاه و ریاست در وجودش می شد. او با تمام وجود باور داشت که اگر اشک نایب در محضر مولایش بریزد، دست گره گشای امام در میادین سخت رویارویی به یاری امت خواهد شتافت.

ساحت چهارم: نجوای جانسوز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸؛ تجلی شیدایی سرباز در برابر فرمانده کل

هیچ تحلیلی از پیوند باطنی رهبر شهید با قطب عالم امکان بدون بازخوانی فراز پایانی خطبه تاریخی جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ کامل نخواهد بود؛ فرازی که تاریخ معاصر ایران و تشیع را تکان داد.

در روزهایی که پایتخت در آتش فتنه ای پیچیده و غبارآلود می سوخت، بدخواهان انقلاب دندان طمع تیز کرده بودند و بسیاری از خواص در آزمون بصیرت فرو لغزیده بودند، رهبر شهید پس از تبیین عقلانی و مستدل خطوط انقلاب و اتمام حجت با همگان، ناگهان پرده از راز باطنی خویش برداشت. ایشان روی سخن را از زمینیان برگرفت و رو به آسمان، با صدایی لرزان از گریه، خطاب به قطب عالم امکان چنین نجوا فرمود:

«ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، کردیم؛ آنچه باید گفت، گفتیم و خواهیم گفت. ما خردک بضاعتی داریم، اندک مایه ای داریم؛ ما این بضاعت را در کف دست گرفتیم و آوردیم. جان ناقابلی دارم، جسم ناقابل ، رنجور و ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما داده اید؛ همه این ها را من در کف دست گرفته ام و در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا می کنم. این ها فدای شما باد! ای سید ما! دعا کن برای ما؛ صاحب ما تویی، صاحب این کشور تویی، صاحب این انقلاب تویی؛ پشتیبان ما باش…»

این کلمات، صرفا یک قطعه ادبی یا خطابه احساسی نبود؛ بیعت نامه ای خردکننده بود میان یک فقیه مجاهد و امام معصومش. شکستن بغض آن پیشوای مقتدر در برابر دیدگان میلیون ها انسان مومن، زلزله ای در قلوب ایجاد کرد؛ غبار فتنه ها را فرونشاند، دل های مردد را پیوند زد و اراده ها را برای حماسه های بزرگی چون نه دی مشتعل ساخت. این همان سر ولایت بود: وقتی رهبری همه چیز خویش، حتی آبرو و جانش را به پای امام زمان نثار می کند، خدای متعال محبت و هیمنه او را در جان های مردم ریشه دار می سازد.

ساحت پنجم: سحرگاه رمضان؛ میعاد عهد خونین و عروج سرخ

سفر پرفراز و نشیب این بنده برگزیده و نایب نستوه، نمی توانست پایانی جز شهادت داشته باشد. مردی که هفت دهه از عمر شریف خویش را در شکنجه گاه های ستم شاهی، جبهه های جنوب و غرب در دوران دفاع مقدس، جانبازی از ناحیه دست، و سی و چند سال رویارویی بی امان با استکبار جهانی در کسوت رهبری سپری کرده بود، خود بارها با حسرت و تمنا فرموده بود: «حیف است کسانی که عمرشان را در جهاد فی سبیل الله گذرانده اند، با مرگ طبیعی و در بستر بمیرند؛ مرگ سرخ در راه خدا پاداش مجاهدان است.»

یکم: فرجام سرخ در سحرگاه ضیافت الله

سرانجام دست تقدیر الهی زیباترین تابلو را رقم زد. در سحرگاه نهم اسفندماه سال هزار و چهارصد و چهل و هفت، هم زمان با ایام ماه مبارک رمضان، خفاشان شب پرست استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل، پس از سال ها عجز در برابر اقتدار منطقه ای و تسلیم ناپذیری این قائد بصیر، در اقدامی بزدلانه و جنایت بار، مقر زعامت ایشان را هدف حملات وحشیانه قرار دادند.

رهبر شهید در ساعاتی که همواره زمان راز و نیاز او با قطب عالم امکان بود، با لبان روزه دار و در محراب پاسداری از عزت اسلام، به آرزوی دیرینه خویش رسید و با ندای آسمانی «فزت و رب الکعبه»، شهد گوارای شهادت را نوشید و به اجداد طاهرینش پیوست. بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی در بامداد پس از واقعه، مرهمی بر دل های داغدار امتی بود که پیشوای خویش را مظلومانه اما در اوج اقتدار از دست داده بودند:

«روح بلند پیشوای ملت بزرگ ایران و آزادی خواهان جهان و امت اسلامی، حضرت امام خامنه ای به ملکوت اعلی پیوست و به آرزوی دیرینه خویش رسید و به تاسی از جد بزرگوارش امام علی (ع) در ماه مبارک رمضان به ساحت مقدس الهی واصل گردید… این شهادت ها بی تردید آغازگر خیزشی عظیم در مبارزه با ستمگران عالم خواهد بود.»

دوم: پیوند کربلایی؛ شهادت در رکاب ولایت

خون پاک رهبر شهید، خاک پاک میهن را گلگون کرد، اما پیام بزرگی در پی داشت: نایب امام زمان تا آخرین نفس، سپر بلای امت و آرمان های توحیدی شد. این عروج سرخ، خط بطلانی کشید بر تمام فریب کاری های جبهه باطل و نشان داد مکتبی که پیشوایش در صف مقدم جهاد و شهادت گام برمی دارد، هرگز شکست را نخواهد شناخت.

ساحت ششم: بازتاب های تمدنی، تشییع میلیونی و سپردن علم به دست صاحبش

شهادت رهبر شهید نه پایان یک راه، بلکه انفجار نوری تازه در کالبد امت اسلامی بود. با وجود شرایط پیچیده امنیتی و تجاوزات خصمانه، وداع تمدنی و تاریخی ملت ایران و ملت های آزاده با پیکر مطهر ایشان در تیرماه، رستاخیزی کم نظیر آفرید:

  • روزها طواف در مصلای تهران و گریه های سوزناک توده های میلیونی که پیوند ناگسستنی امام و امت را به رخ جهانیان کشید.
  • بدرقه باشکوه در شهر علم و جهاد، قم مقدسه.
  • انتقال نمادین و جانسوز به عتبات عالیات؛ وداع با بارگاه امیرالمومنین در نجف، سیدالشهدا و علمدار کربلا، و کاظمین شریفین.
  • و سرانجام، آرام گرفتن پیکر مطهر در مضجع شریف خورشید طوس، حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، همان امامی که رهبر شهید در طول حیاتش همواره به سایه سار حریمش پناه می برد.

این خاکسپاری، پایان کار نبود؛ بلکه موجی از بیداری، استکبارستیزی و عزم راسخ را در سراسر منطقه برانگیخت. جبهه مقاومتی که به برکت هدایت های این شهید والامقام پایه ریزی شده بود، قوی تر، مصمم تر و پیوسته تر از گذشته، پایه های کاخ های ستمگران را هدف گرفت.

فرجام و نتیجه گیری؛ مشعل فروزان در مسیر ره سپاری به سوی ظهور

تحلیل همه جانبه زیست فردی، سیاسی و جهادی رهبر شهید، حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، یک حقیقت محوری را پیش روی هر محقق منصفی قرار می دهد: «راز ماندگاری، نفوذ قلبی و شکست ناپذیری او در اتصال مطلق به قطب دایره امکان نهفته بود.»

ایشان به جهان معاصر آموختند که:

۱. سیاست و دیپلماسی بدون معنویت و مهدویت، بازیچه شیاطین است؛ اقتدار حقیقی از پای سجاده تضرع به امام زمان سرچشمه می گیرد.

۲. انتظار فرج، برترین جهاد امت اسلامی است؛ این انتظار باید در ساخت موشک، پیشرفت نانوتکنولوژی، تربیت نسلی فداکار، مبارزه بی امان با فقر و فساد، و کوبیدن بر هیمنه استکبار خود را نشان دهد.

۳. شهادت، زیباترین امضای قبولی از سوی قطب عالم امکان است؛ پاداشی که پروردگار پس از هشت دهه استقامت در راه حق، در سحرگاه ماه رمضان به این عبد صالح خویش ارزانی داشت.

علمی که رهبر شهید با خون مطهر خویش استوار داشت، امروز بر زمین نمانده است. امت اسلام و جوانان دلاور محور مقاومت با الهام از سیره آن قائد جاویدان، گام های نهایی را برای برچیدن پایه های ستم جهانی و تمهید حکومت عدل مهدوی برمی دارند؛ و آن روز دور نیست که پرچم این نهضت، با بانگ جانبخش انا بقیه الله، به دست مبارک صاحب حقیقی اش سپرده شود.

فهرست منابع و مآخذ پژوهشی

۱. قرآن کریم.

۲. نهج البلاغه، گردآوری شریف رضی، تصحیح صبحی صالح.

۳. صحیفه سجادیه، دعای بیست و هفتم (دعای مرزداران) و ادعیه سلوکی.

۴. خامنه ای، سید علی، انسان دویست و پنجاه ساله؛ بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی و مبارزاتی ائمه معصومین (ع)، نشر صهبا، تهران.

۵. خامنه ای، سید علی، طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، تهران.

۶. خامنه ای، سید علی، مجموعه بیانات پیرامون مهدویت، انتظار فرج و حکومت جهانی عدل، پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر آثار.

۷. خامنه ای، سید علی، متن کامل خطبه های جمعه تاریخی بیست و نه خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت، مصلای بزرگ تهران.

۸. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، کتاب الحجه، تحقیق علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران.

۹. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، دارالکتب الاسلامیه، قم.

۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، مجلدات پنجاه و یک و پنجاه و دو (پیرامون غیبت و ظهور حضرت حجت)، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

۱۱. طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه، دارالمعارف الاسلامیه، قم.

۱۲. بیانیه رسمی شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پیرامون شهادت پیشوای امت، مورخ ده اسفند هزار و چهارصد و چهل و هفت، خبرگزاری جمهوری اسلامی.