حفظ امنیت انرژی حفظ بقای بشر

2 آبان 1405 - خواندن 8 دقیقه - 34 بازدید

عمده انسان ها همواره در تلاش هستند تا بتوانند راحت زندگی کنند. راحتی در تعاریف مختلفی جای می گیرد، اما یکی از مولفه های زندگی راحت، زندگی در امنیت است. امروزه امنیت در بخش های مختلف زندگی انسان ها نقش دارد؛ از امنیت اجتماعی گرفته تا امنیت در فضاهای شخصی. اما بعضی مواقع، مولفه هایی از امنیت از چشم عموم جامعه دور می مانند. یکی از آن ها، مولفه امنیت انرژی است. به زبان ساده، در تعریف امنیت انرژی باید گفت: یک کشور بتواند انرژی موردنیاز خود، مانند نفت، گاز و برق را به طور پایدار، مطمئن و با قیمت قابل قبول تامین کند؛ به گونه ای که زندگی مردم، فعالیت های اقتصادی و امنیت کشور با کمبود یا قطع انرژی دچار مشکل نشود. حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا امنیت انرژی یکی از مهم ترین مسائل در جوامع است؟ مگر، برای مثال، خاموشی چند چراغ چه عواقبی می تواند برای یک جامعه داشته باشد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت که امنیت انرژی به همین سادگی نیست و زنجیره ای از علت ها و معلول ها را با خود به همراه دارد. بیایید در سریع ترین حالت ممکن، این زنجیره مرتبط با امنیت انرژی را با هم بررسی کنیم. امروز ما فقط امنیت انرژی را در حوزه انرژی الکتریسیته و آن هم فقط در بخش مصارف صنعتی ایران بررسی خواهیم کرد. طبق آمارها، ۳۶ درصد از مصرف برق ایران به مصارف صنعتی اختصاص دارد. درواقع، بیشترین مصرف کننده برق در ایران، کارخانه ها و بخش صنعتی کشور هستند. آمارهای مدیریت شبکه برق نشان می دهند که در سال ۱۴۰۳، حدود ۱۲۲ میلیون کیلووات ساعت برق در بخش صنایع مصرف شده است.

تولید ناخالص داخلی ایران (GDP) در سال ۱۴۰۳، با احتساب نفت و گاز، ۱۰ هزار میلیارد تومان است که سهم صنایع از این مقدار ۲۱ درصد بوده است. انرژی، قلب تپنده صنعت است؛ چراکه بدون وجود انرژی، نمی توان کاری انجام داد. انرژی مصرفی در این بخش می تواند شامل برق، نفت، گاز، زغال سنگ یا دیگر منابع انرژی، مانند انرژی هیدرولیکی حاصل از آب، باشد. طبق آخرین آمارها، حدود ۸۰ درصد از انرژی موردنیاز صنایع بر پایه گاز است و پس از آن، حدود ۱۵ درصد از این انرژی بر پایه برق تامین می شود. درواقع، انرژی موردنیاز بخش پتروشیمی و همچنین نیروگاه ها، تا حد زیادی به گاز وابسته است. بیشتر زیرساخت های انرژی ایران نیز بر پایه گاز ساخته شده اند. برای مثال، در داخل ایران ۱۵۱ نیروگاه حرارتی وجود دارد.

برای پی بردن به وضعیت امنیت انرژی، باید سبد انرژی هر کشوری را بررسی کرد. سبد انرژی ایران به شرح زیر است:

در رتبه اول، گاز طبیعی با حدود ۷۵ درصد قرار دارد. در رتبه دوم، سوخت های نفتی، مانند مازوت و گازوئیل، با حدود ۸ تا ۱۰ درصد قرار می گیرند. در رتبه سوم، برق آبی با حدود ۱۲ تا ۱۴ درصد قرار دارد. در رتبه چهارم، انرژی هسته ای، یعنی نیروگاه بوشهر، با حدود ۲ تا ۳ درصد قرار می گیرد و در رتبه پنجم، انرژی های تجدیدپذیر، شامل انرژی خورشیدی، بادی و زیست توده، با حدود ۱ درصد قرار دارند.

از بررسی این موارد به چه نتیجه ای خواهیم رسید؟

شاید بسیاری از شما دوستان با این اصطلاح برخورد کرده باشید که نباید همه تخم مرغ ها را در یک سبد گذاشت. در حال حاضر، در سبد انرژی ایران، تمام تخم مرغ ها در یک سبد قرار گرفته اند. به بیان بسیار ساده تر، ۷۵ درصد از برق ایران از طریق گاز تامین می شود؛ منبعی که محدود است و با توجه به میزان مصرف کنونی، نمی توان منابع نامحدودی از آن را برای آیندگان متصور شد. همچنین، انتقال گاز هزینه های بالایی دارد. در بخش زیرساخت ها، استخراج و انتقال، به سرمایه گذاری و هزینه های زیادی نیاز است. به همین دلیل، نیروگاه های حرارتی از نظر تعداد، محدود هستند. این موضوع خود می تواند تهدیدی اساسی برای امنیت انرژی یک کشور باشد.

اما سوال اصلی در اینجا این است که این تهدید چه عواقبی می تواند برای یک جامعه داشته باشد؟

بیایید این موضوع را با یک مثال در بخش مصارف صنعتی بررسی کنیم.

فرض کنید یک کارخانه تولیدی وجود دارد که ۱۰۰۰ نفر پرسنل در آنجا کار می کنند. این کارخانه در ماه ۱۰۰ عدد محصول تولید می کند و محصولات خود را یک ماه زودتر فروخته است. بنابراین، متعهد است که در ماه آینده ۱۰۰ محصول به خریدار ارائه دهد. حال، صاحب کارخانه باید با استفاده از مبلغ دریافتی خود، مواد اولیه موردنیاز برای تولید محصولاتی را که برای ماه آینده فروخته است، تامین کند. در اینجا، صاحب کارخانه با توجه به برنامه ریزی های انجام شده، به این نتیجه رسیده است که چه مقدار مواد اولیه باید خریداری کند، در طول ماه به چند روز و چند ساعت فعالیت تولیدی نیاز دارد و چه میزان هزینه باید برای پرداخت حقوق پرسنل خود در نظر بگیرد. حال، این واحد تولیدی به این نتیجه رسیده است که باید روزانه ۸ ساعت تولید داشته باشد؛ درواقع، برای فعالیت تولیدی خود به ۸ ساعت برق نیاز دارد. حال، به عنوان یک فرض مثال، اگر در این هفته دو روز قطعی برق وجود داشته باشد، چه اتفاقی برای این واحد تولیدی خواهد افتاد؟

پاسخ ساده است. در مرحله اول، میزان تولید کاهش می یابد و با کاهش تولید، تعداد محصولاتی که می توان به فروش رساند نیز کاهش پیدا می کند. در نتیجه، درآمد حاصل از فروش پایین تر می رود. در مرحله دوم، زمانی که درآمد کاهش یافت، صاحب واحد تولیدی یا باید قیمت محصولات خود را افزایش دهد یا، در شرایطی که امکان افزایش قیمت وجود ندارد، چاره ای جز کاهش هزینه های خود نخواهد داشت. در چنین شرایطی، ممکن است مجبور شود نیروی کار خود را تعدیل کند. برای مثال، از میان ۱۰۰۰ نفر پرسنل، ۳۰۰ نفر تعدیل می شوند. در این مرحله، ۳۰۰ نفر از کارکنان تعدیل شده اند، قیمت محصولات افزایش یافته است، میزان تولید کارخانه کاهش پیدا کرده و هزینه نهایی محصولات نیز بالاتر رفته است. این وضعیت خود می تواند آغازگر زنجیره ای از بحران های اقتصادی و فرهنگی باشد. حال، اگر این محصولات جزو کالاهای اساسی باشند، ضربات بعدی سنگین تر خواهند بود؛ چراکه در این مرحله، فشار ناشی از افزایش هزینه ها به خریداران یا، به اصطلاح، مردم منتقل خواهد شد. این وضعیت نیز می تواند باعث ایجاد نارضایتی های اجتماعی شود.

تمام موارد گفته شده، مثالی از یک سناریوی احتمالی در زمینه تهدید امنیت انرژی یک کشور هستند. طبق گزارش منتشرشده در ۳۰ شهریور ۱۴۰۴، با استناد به سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی ایران، تعداد واحدهای صنعتی مستقر در شهرک ها و نواحی صنعتی به حدود ۵۲ هزار واحد تولیدی می رسد. همچنین، بر اساس گزارش نیروی کار مرکز آمار ایران در بهار ۱۴۰۴، تعداد شاغلان بخش صنعت به ۸٬۲۸۳٬۷۳۵ نفر رسیده است. با توجه به این آمارها، می توان تصور کرد که تهدید امنیت انرژی چه ضربات سنگینی می تواند به یک کشور وارد کند. البته، موارد گفته شده فقط به بخش صنعتی مربوط می شوند و مصارف خانگی و عمومی جامعه در این بحث بررسی نشده اند.

با توجه به آمارهای ارائه شده و سناریوهای مطرح شده، خواهیم فهمید که تهدید امنیت انرژی یک کشور تا چه اندازه می تواند خسارت بار باشد و در نهایت، زنجیره ای از مشکلات اقتصادی و اجتماعی را ایجاد کند. اما راه حل این مشکلات چیست؟

برای اینکه بتوان هرچه سریع تر از بروز بحران انرژی جلوگیری کرد، باید سیاست های مربوط به سبد انرژی کشور را تغییر داد. درواقع، در این مسیر باید به پایداری انرژی و بقای صنایع توجه ویژه ای داشت. دولت در چند سال گذشته به سمت این مسیر حرکت کرده است. برای مثال، می توان به قوانینی مانند قانون مانع زدایی از توسعه صنعت برق، قانون جهش تولید دانش بنیان، آیین نامه اجرایی ماده ۴ قانون مانع زدایی از توسعه صنعت برق، قانون برنامه هفتم پیشرفت و مواردی از این قبیل اشاره کرد.

اما متاسفانه، به دلیل وجود هزینه های بالا و، از همه مهم تر، نیاز به صرف زمان طولانی برای گذار انرژی و ایجاد زیرساخت های مربوط به تغییر و متنوع سازی سبد انرژی، این موارد از مشکلات اساسی این حوزه به شمار می روند. بااین حال، با افزایش آگاهی عمومی نسبت به این گذار، پررنگ تر شدن نقش بخش خصوصی و ایجاد و توسعه بازارهای مالی، می توان سرعت این گذار را افزایش داد.