جامعه و «دیگری»

13 آبان 1405 - خواندن 3 دقیقه - 20 بازدید


جامعه و «دیگری»
ه
یچ جامعه ای یک شبه به خشونت، نفرت و حذف نمی رسد. پیش از آنکه انسان ها به جان یکدیگر بیفتند، معمولا اتفاق دیگری رخ داده است: آنها به تدریج یاد گرفته اند که یکدیگر را «دیگری» ببینند.معلوف در هویت های مرگبار نشان می دهد که وقتی یکی از تعلقات هویتی در شرایط تهدید، تحقیر یا ترس برجسته می شود، انسان ممکن است خود را بیش از پیش با «ما» تعریف کند و در برابر آن، «آنها» را قرار دهد. در چنین شرایطی، تعلقی که می توانست سرچشمه معنا باشد، به ابزار مرزبندی تبدیل می شود.این فرایند شاید در ابتدا بسیار ساده و حتی بی ضرر به نظر برسد.ما خوبیم؛ آنها بدند.ما قربانی هستیم؛ آنها مقصرند.ما حق داریم؛ آنها مانع اند.اما مشکل از جایی آغاز می شود که این دوگانه ها به زبان دائمی جامعه تبدیل شوند.آنگاه انسان دیگر فرد مقابل را با همه پیچیدگی هایش نمی بیند؛ فقط نماینده یک گروه می بیند. و وقتی انسان به «نماینده یک گروه» تبدیل شد، همدلی دشوارتر می شود.معلوف از تجربه جنگ داخلی لبنان سخن می گوید و نشان می دهد چگونه ترس و ناامنی می تواند انسان معمولی را در شرایطی قرار دهد که رفتارهایی را انجام دهد که پیش تر تصورش را نمی کرد. در وضعیت بحرانی، «دیگری» می تواند به تهدیدی وجودی تبدیل شود.این درس برای هر جامعه ای جدی است.هرگاه ادبیات سیاسی، رسانه ای یا اجتماعی ما دائما گروهی را به عنوان «مشکل» معرفی کند، باید مراقب باشیم. هرگاه درباره بخشی از جامعه چنان سخن گفته شود که گویی فاقد پیچیدگی، کرامت یا حق است، زنگ خطر به صدا درآمده است.جامعه سالم، اختلاف را حذف نمی کند؛ انسان زدایی از طرف مقابل را حذف می کند.می توان با یک سیاست مخالف بود، بدون اینکه طرفداران آن سیاست را دشمن دانست.می توان با یک دولت یا جریان سیاسی مخالفت کرد، بدون اینکه تمام هوادارانش را از جامعه بیرون راند.می توان درباره یک گروه اجتماعی نقد جدی داشت، بدون اینکه اعضای آن گروه را به یک صفت تقلیل داد.این شاید یکی از مهم ترین اخلاق های گفت وگو باشد: هیچ کس را آن قدر ساده نکنیم که دیگر نتوانیم انسان بودن او را ببینیم.جامعه زمانی وارد مسیر خطرناک می شود که «دیگری» دیگر یک انسان نباشد؛ فقط یک برچسب باشد.از این منظر، یکی از وظایف روشنفکر، روزنامه نگار و کنشگر اجتماعی صرفا افشاگری نیست؛ بلکه جلوگیری از تولید زبان هایی است که انسان ها را به دشمنان یکدیگر تبدیل می کند. شاید پیش از هر اصلاح سیاسی، به یک اصلاح زبانی نیاز داشته باشیم:کمتر برچسب بزنیم؛کمتر مطلق سازی کنیم؛کمتر «ما» را پاک و «آنها» را شر معرفی کنیم.زیرا تاریخ بارها نشان داده است: پیش از آنکه دیگری حذف شود، معمولا ابتدا از دایره انسان ها حذف شده است.