نگاهی به کتاب «چگونه مارکس بخوانیم؟» اثر پیتر آزبورن

14 آبان 1405 - خواندن 4 دقیقه - 12 بازدید


نگاهی به کتاب «چگونه مارکس بخوانیم؟» اثر پیتر آزبورن

چرا در جهانی که هر روز با پیشرفت فناوری، گسترش بازارها و انباشت بی سابقه ثروت روبه روست، هنوز فقر، نابرابری، استثمار و احساس بیگانگی از زندگی تا این اندازه گسترده است؟ چرا انسان ها جهانی را می سازند که گاه به جای آنکه در خدمت زندگی و آزادی آنان باشد، به نیرویی مسلط بر سرنوشتشان تبدیل می شود؟ برای پاسخ به این پرسش ها، هنوز نمی توان از کنار اندیشه کارل مارکس بی اعتنا گذشت.

مارکس از آن متفکرانی نیست که بتوان اندیشه اش را به یک دوره تاریخی یا مجموعه ای از شعارهای سیاسی محدود کرد. اهمیت او در شیوه ای است که برای دیدن جهان به ما می آموزد: عبور از ظاهر پدیده ها و کشف روابط اجتماعی، اقتصادی و تاریخی پنهان در پس آن ها. او ما را دعوت می کند به جای آنکه کالا را صرفا یک شیء، ثروت را فقط یک عدد، کار را تنها وسیله ای برای درآمد و بازار را فضایی طبیعی و بی طرف بدانیم، مناسبات انسانی و قدرتی را ببینیم که در پس این مفاهیم عمل می کنند.

کتاب «چگونه مارکس بخوانیم؟» نوشته پیتر آزبورن، تلاشی است برای بازگشت به اندیشه مارکس، نه از مسیر تکرار کلیشه ها و داوری های ازپیش ساخته، بلکه از راه مواجهه مستقیم با نوشته ها و مفاهیم بنیادین او. آزبورن در این اثر، گزیده هایی از آثار مهم مارکس را در کنار تحلیل و تفسیر خود قرار می دهد و خواننده را با مسیرهای اصلی اندیشه او آشنا می کند؛ از بت وارگی کالا و ماتریالیسم تاریخی تا ازخودبیگانگی، کمونیسم، سرمایه داری، استثمار کارگران، انباشت اولیه و استعمار.

در این کتاب، مارکس صرفا منتقد اقتصاد سرمایه داری نیست؛ متفکری است که می کوشد نسبت انسان با جهان، کار، تاریخ، طبیعت و دیگر انسان ها را دوباره صورت بندی کند. مفهوم بت وارگی کالا نشان می دهد چگونه روابط میان انسان ها در هیئت روابط میان اشیا ظاهر می شوند. نظریه ازخودبیگانگی، از انسانی سخن می گوید که در محصول و فعالیت خویش، خود را بازنمی شناسد. تحلیل روز کاری، پرده از نزاع بر سر زمان زندگی انسان و منافع سرمایه برمی دارد. بحث انباشت اولیه نیز روایت ساده و افسانه وار پیدایش ثروت را به چالش می کشد و تاریخ سلب مالکیت و تمرکز قدرت را آشکار می سازد.

یکی از امتیازهای اثر آزبورن، پیوند دادن مفاهیم فلسفی مارکس با زمینه های تاریخی و اجتماعی آن هاست. از این رو، کتاب نه صرفا مجموعه ای از نقل قول ها، بلکه راهنمایی برای فهم ارتباط میان اندیشه های مارکس و مسائل جهان مدرن است. خواننده با متفکری روبه رو می شود که می خواهد نشان دهد چگونه مناسبات اقتصادی، شیوه های زندگی، ساختارهای قدرت و حتی صورت های آگاهی انسان را شکل می دهند.

خواندن این کتاب به معنای پذیرش بی چون وچرای همه دیدگاه های مارکس نیست؛ همان طور که نقد یک اندیشه نیز بدون شناخت دقیق آن ممکن نیست. اهمیت این اثر در فراهم آوردن فرصتی برای خواندن انتقادی، پرسشگری و عبور از تصویرهای کلیشه ای درباره یکی از تاثیرگذارترین متفکران تاریخ معاصر است.

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی مارکس نیاز داشته باشیم؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای فهم اکنون. جهانی که در آن کالاها بیش از انسان ها دیده می شوند، سود گاه بر زندگی تقدم می یابد و مناسباتی که ساخته دست بشرند، همچون نیروهایی گریزناپذیر بر او فرمان می رانند، همچنان به پرسش های مارکس نیاز دارد.«چگونه مارکس بخوانیم؟» دعوتی است به دیدن آنچه در پس ظاهر جهان پنهان مانده است؛ زیرا گاهی برای تغییر جهان، نخست باید آن را درست تر دید و عمیق تر فهمید.