پژوهش حاضر با هدف
تحلیل و بررسی تطبیقی اهداف آموزشی در
مکاتب فلسفی نگاشته شده است. اهمیتفلسفه در تمامی زمینه های علوم بشری بر کسی پنهان نیست که ظهور
مکاتب مختلف
فلسفی در طی تاریخجهت روشن سازی زوایای پنهان دانش بشری بوده است که آشنایی با این
مکاتب و اهداف تربیتی آن و مقایسهآنها با یکدیگر می تواند باعث ایجاد شناخت و آگاهی، و شکل گیری روحیه نقادی نسبت به خط مشی ها وبرنامه ریزی های آموزشی شود که مفید و مطلوب است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی گرد آوردی شده است. روند پژوهش بدین صورت است که در ابتدا به معرفی اجمالی مشهورترین
مکاتب فلسفی ایدهآلیسم، ریالیسم، پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم، طبیعت گرایی پرداخته ایم و سپس شمای کلی از کلیه مکاتبفلسفی در غالب یک جدول با ویژگی ها کلی هر مکتب را ذکر کردیم. در مرحله بعد کلیه
مکاتب با یکدیگرتطبیق و وجوه اشتراک و افتراق آن ها در غالب یک جدول ترسیم شد و در نهایت
مکاتب مورد بررسی درمقایسه با فلسفه اسلامی مورد نقد و
تحلیل قرار گرفتند. از آنجایی که در پژوهش منابع و مراجع موجود فیشبرداری و در راستای سوالات و هدف پژوهش مورد استفاده قرار گرفت، نمونه گیری صورت نگرفت و منابع ومراجع در دسترس با استفاده از فرم های فیش برداری مورد بررسی و
تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهشنشان می دهد، هدف مشترک همه این
مکاتب میل به زندگی خوب اما با راهکارهای متفاوت با تاکید برخودکافی انسان می باشد در حالی که نگاه به انسان در پارادایم های
فلسفی غرب و اسلام متفاوت می باشد کهدر بطن پژوهش
تحلیل شده است.