نگاهی کوتاه به انواع خیارات در قانون مدنی

نگاهی کوتاه به مبحث خیارات در قانون مدنی
امیرحسین صفدری وکیل دادگستری و پژوهشگر علم حقوق
6. خیار غبن:
غبن در لغت به معنای ضرر رساندن به دیگری است. بطور مثال فرزاد به یک بنگاه ماشین مراجعه کرده و یک ماشین خریداری می کند به مبلغ 700 میلیون تومان اما پس از معامله متوجه می شود آن ماشین فقط 300 میلیون تومان ارزش داشته و 400 میلیون تومان آن ماشین را گرانتر خریده است در اینجا فرزاد می تواند به استناد ماده 416 قانون مدنی معامله را به علت غبن فاحش فسخ کند. نکته مهم در این خیار این است که فرزاد باید نسبت به قیمت اصلی ماشین ناآگاه بوده باشد؛ چرا که اگر میدانسته قیمت واقعی ماشین را ولی باز هم به قیمت بالاتری خریداری کرده است در اینجا فرزاد حق فسخ معامله را ندارد در ضمن خیار غبن فوری است و سریعا باید اعمال شود.
7. خیار عیب:
ممکن است برای هر شخصی پیش آمده باشد که یک کالایی را خریداری کند و پس از آن متوجه شود کالای خریداری شده معیوب است. مثلا آرمین یک مجسمه گران قیمت خریداری می کند پس از آن که مجسمه به دست او می رسد متوجه می شود مجسمه شکسته است یا به اصطلاح معیوب است در چنین مواردی قانونگذار برای تضمین حقوق متضرر از معامله، اختیار فسخی را پیش بینی نموده که به خیار عیب مشهور است.
در ماده 423 و 422 قانون مدنی قانونگذار ما می گوید: خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت می شود که عیب، مخفی و موجود در حین عقد باشد؛ و اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله. در خیار عیب قانونگذار دو اختیار به دارنده خیار داده است: یک) متضرر از معامله می تواند مال را به همان شکل بپذیرد و ارش (تفاوت قیمت مال سالم و معیوب) بگیرد یا معامله را فسخ نماید. دو) خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت می شود که عیب، مخفی بوده و در زمان انجام معامله موجود باشد. خیار عیب فوری است و سریعا باید اعمال شود.
8. خیار تدلیس:
در ماده 439 قانون مدنی قانونگذار ما می گوید: اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و هم چنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس مشتری. به زبان ساده تر خیار تدلیس یعنی فریب خوردن در معامله در قالب یک مثال می توانم بگویم که مثلا جلال ماشین مهدی را خریداری می کند مهدی در هنگام معامله به جلال می گوید ماشین هیچ مشکلی ندارد و هیچ کجای آن رنگ ندارد اما بعد از معامله جلال متوجه می شود چهار درب از ماشین رنگ شده و موتور ماشین هم خراب است در اینجا جلال به استناد ماده 439 قانون مدنی حق فسخ معامله را دارد، خیار تدلیس فوری است و پس از این که متوجه فریب شدید باید سریعا خیار را اعمال کنید.
9. خیار تبعض صفقه:
این خیار در لغت به معنی جزء جزء شدن و صفقه نیز به معنای معامله و داد و ستد است. خیار تبعض صفقه وقتی حاصل می شود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد در این صورت مشتری حق خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.
خیار تبعض صفقه ویژه ی بطلان عقد نسبت به بعض مبیع نیست و در هر مورد که عقد نسبت به بخشی از مورد معامله منحل شود قابل اجراست. این انحلال می تواند به صورت انفساخ، فسخ، بطلان و یا اخذ به شفعه باشد. مطابق ماده 443 قانون مدنی تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتری در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حال ثمن تقسیط می شود.
10. خیار تخلف شرط:
هرگاه شرطی ضمن عقد به نفع یکی از متعاملین شده باشد، در صورت تخلف شرط، مشروط له (کسی که شرط به نفع اوست) با حدود و شرایطی می تواند معامله را فسخ کند. این نوع حق فسخ در فقه اسلامی هم خیار اشتراط نامیده شده است. احکام خیار تخلف شرط به طوری است که در مواد ۲۳۴ الی ۲۴۵ قانون مدنی ذکر شده است.
به طور کلی شروط صحیحی ضمن معاملات درج می شوند، یکی از سه نوع زیر هستند: 1. شرط صفت. 2. شرط نتیجه. 3. شرط فعل. 1. شرط صفت: یعنی شرطی که در مورد کمیت یا کیفیت مورد معامله می شود. 2. شرط نتیجه: یعنی نتیجه ی یک عقد یا یک ایقاع ضمن معامله شرط شود. 3. شرط فعل: یعنی انجام یا ترک عملی بر یکی از طرفین یا هر دو شرط شود.
11. خیار تفلیس: گاهی اموال یک شخص از بدهی های او کمتر می شود در این موارد برای این شخص حکم افلاس یا ورشکستگی صادر می شود. تفلیس عبارت است از صدور حکم دادگاه به اینکه اموال شخص کمتر از دیون اوست. به زبان ساده تر خیار تفلیس یعنی منع شخص مدیون از تصرف در اموال خود به حکم دادگاه برای حفظ حقوق طلبکاران است. شخصی که دادگاه چنین حکمی درباره او صادر کرده مفلس نامیده می شود قانونگذار خیار تفلیس را در زمره خیارات مذکور در ماده ۳۹۶ قانون مدنی نام نبرده، ولی ماده ۳۸۰ را به این خیار اختصاص داده.
12. خیار تعذر تسلیم: یکی از انواع خیار فسخ است که بر پایه آن در صورت ناممکن شدن انجام تعهد برای یکی از طرفین عقد، طرف دیگر حق برهم زدن قرارداد را به دست می آورد. مقصود از تعذر ناتوانی و از بین رفتن و فقدان قدرت است و مقصود از خیار تعذر خیاری است که در اثر ناتوانی طاری و از بین رفتن قدرت تسلیم یا قدرت اجرای تعهد و شرط یک طرف، برای طرف دیگر عقد ایجاد می شود.