دید تونلی؛ وقتی ذهن فقط یک مسیر را می بیند.

6 اسفند 1404 - خواندن 4 دقیقه - 306 بازدید

«دید تونلی» اصطلاحی است که در روان شناسی برای توصیف وضعیتی به کار می رود که در آن دامنه ی توجه و پردازش شناختی فرد به شدت محدود می شود. در این حالت، ذهن بر یک محرک، یک فکر، یک تهدید یا یک هدف خاص قفل می شود و اطلاعات دیگر حتی اگر مهم، مرتبط یا هشداردهنده باشند به حاشیه رانده می شوند یا اصلا دیده نمی شوند. درست مانند نگاه کردن از درون یک تونل، هرچه در مرکز است واضح و پررنگ دیده می شود اما پیرامون به تاریکی می رود.

از منظر عصب روان شناختی، دید تونلی اغلب با فعال شدن شدید سیستم های بقا و استرس مرتبط است. هنگامی که مغز وضعیت را «اضطراری» یا «تهدیدکننده» ارزیابی می کند، منابع شناختی به طور نابرابر به سمت پاسخ سریع هدایت می شوند. در این شرایط، نقش ساختارهایی مانند آمیگدالا پررنگ تر و کارکردهای تحلیلی و انعطاف پذیر قشر پیش پیشانی تضعیف می شود و در نتیجه، «کاهش خلاقیت»، «افت توان حل مسئله» و «ناتوانی در دیدن گزینه های جایگزین» مشاهده می گردد.

دید تونلی فقط یک پدیده ی لحظه ای در شرایط بحرانی نیست؛ این الگو می تواند در زندگی روزمره نیز شکل مزمن به خود بگیرد. در اضطراب های فراگیر، افسردگی، وسواس فکری عملی، تعارض های عاطفی و حتی در برخی سبک های شخصیتی، فرد ممکن است بارها و بارها در یک روایت ذهنی واحد گرفتار شود. «یا موفق می شوم یا شکست خورده ام»، «او حتما قصد بدی دارد»، «اگر این طور نشود، همه چیز تمام است» و ...
این نوع جملات نمونه هایی از منطق دوگانه و محدودکننده ای هستند که محصول دید تونلی اند.

در روابط انسانی، دید تونلی می تواند به سوءتفاهم های عمیق دامن بزند. وقتی فرد فقط از زاویه ی درد، خشم یا ترس خود به موضوعات می نگرد، توان همدلی و درک دیدگاه طرف مقابل کاهش می یابد. در چنین فضایی، گفت وگو به تقابل بدل می شود و حل مسئله جای خود را به دفاع و حمله می دهد. بسیاری از بن بست های ارتباطی، نه به دلیل پیچیدگی مسئله، بلکه به خاطر تنگ شدن میدان دید ذهنی رخ می دهند.

نکته ی مهم این است که دید تونلی ذاتا «بد» نیست. در برخی موقعیت های فوری مانند واکنش به خطر فیزیکی همین تمرکز شدید می تواند نجات دهنده باشد. مسئله از جایی آغاز می شود که این حالت به طور ناآگاهانه و مزمن به سبک غالب پردازش ذهنی فرد تبدیل شود. آن جا که ذهن، به جای انعطاف، به عادت محدودسازی پناه می برد.

مداخلات روان شناختی متعددی به گسترش میدان دید شناختی کمک می کنند. افزایش آگاهی هیجانی، تمرین ذهن آگاهی، بازسازی شناختی و تقویت تفکر چندبعدی از جمله راهکارهایی هستند که به فرد کمک می کنند از تونل ذهنی بیرون بیاید و دوباره «کل صحنه» را ببیند. گاهی فقط یک مکث کوتاه، یک پرسش ساده «چه توضیح های دیگری ممکن است وجود داشته باشد؟» می تواند دیواره های این تونل را ترک بیندازد.

دید تونلی یادآور یک حقیقت بنیادین در روان شناسی است: آنچه ما می بینیم، همیشه تمام واقعیت نیست. ذهن انسان، بسته به هیجان ها، باورها و تجربیاتش، می تواند جهان را بزرگ تر یا کوچک تر از آنچه هست نشان دهد. رشد روانی، تا حد زیادی، یعنی توانایی خروج آگاهانه از این تونل ها و دیدن جهان با زاویه ای بازتر، انسانی تر و واقع بینانه تر.