علیرضا صارمی
106 یادداشت منتشر شدهresiliency در ایران: ابعاد فرهنگی و اجتماعی تاب آوری
تاب آوری یا resiliency در ایران یکی از مهم ترین مفاهیمی است که برای شناخت پایداری جامعه در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی باید به آن پرداخت. ایران کشوری است که در طول تاریخ با رخدادهای دشوار بسیاری روبه رو بوده و همین تجربه تاریخی، زمینه شکل گیری الگوهای گوناگون سازگاری، مقاومت و بازسازی را فراهم کرده است. وقتی از تاب آوری اجتماعی و فرهنگی ایران سخن گفته می شود، منظور فقط توان تحمل مشکلات نیست، بلکه ظرفیت جامعه برای بازتعریف زندگی، حفظ پیوندهای انسانی، ادامه کارکردهای روزمره و ایجاد معنا در دل دشواری ها نیز مدنظر قرار می گیرد. به همین دلیل، بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی تاب آوری یا resiliency ایران می تواند درک دقیق تری از واقعیت جامعه ایرانی به دست دهد و نشان دهد مردم چگونه در برابر فشارها ایستادگی می کنند و راه های تازه ای برای ادامه زندگی می سازند.

در سطح فرهنگی، تاب آوری یا resiliency ایران به شدت با حافظه تاریخی و هویت جمعی پیوند خورده است. جامعه ایرانی در طول قرن ها با جنگ، خشکسالی، بحران های اقتصادی، مهاجرت، نوسانات سیاسی و دگرگونی های اجتماعی روبه رو بوده و در هر دوره تلاش کرده نظم زندگی را بازسازی کند. این تداوم تاریخی باعث شده بخشی از فرهنگ عمومی بر پایه صبر، سازگاری، امید، حفظ پیوندهای خانوادگی و بازآفرینی معنا شکل بگیرد. فرهنگ ایرانی در مواجهه با بحران، فقط به بقا فکر نمی کند؛ بلکه تلاش می کند از دل فشار، نوعی نظم جدید بسازد. همین ویژگی است که تاب آوری فرهنگی ایران را از یک واکنش کوتاه مدت فراتر می برد و آن را به یک ظرفیت ماندگار اجتماعی تبدیل می کند. در چنین فضایی، روایت های تاریخی، قصه های خانوادگی، ادبیات، سنت های دینی و آیین های جمعی به مردم کمک می کنند رنج را تفسیر کنند و احساس نکنند در برابر بحران کاملا بی پناه هستند.
یکی از پایه های اصلی تاب آوری اجتماعی یا resiliency در ایران، نهاد خانواده است. خانواده در جامعه ایرانی فقط محل زندگی مشترک نیست، بلکه ساختاری حمایتی، عاطفی و اقتصادی به شمار می رود. در شرایطی که فشارهای معیشتی افزایش می یابد، بیکاری بیشتر می شود یا هزینه های زندگی بالا می رود، بسیاری از خانواده ها با تقسیم منابع، هم خانگی، کمک متقابل و مراقبت جمعی از یکدیگر عبور از بحران را ممکن می کنند. این ویژگی در بسیاری از نقاط ایران دیده می شود و به شکل گیری نوعی امنیت غیررسمی اجتماعی کمک می کند. هنگامی که حمایت های نهادی کافی نیست، خانواده و خویشاوندان عملا بخشی از بار رفاهی را بر دوش می کشند. همین ظرفیت باعث می شود تاب آوری یا resiliency در ایران در بسیاری از موارد از سطح فردی فراتر رود و در بافت خانوادگی معنا پیدا کند. در جامعه ایرانی، فرد اغلب به صورت منفرد با بحران روبه رو نمی شود، بلکه در دل یک شبکه انسانی واکنش نشان می دهد.
در ادامه همین الگو، سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین ابعاد تاب آوری اجتماعی ایران است. سرمایه اجتماعی به مجموعه ای از روابط، اعتماد، هنجارهای همکاری و شبکه های ارتباطی گفته می شود که امکان کنش جمعی را بالا می برد. در ایران، سرمایه اجتماعی در سطح محله، روستا، گروه های صنفی، جمع های مذهبی، شبکه های دوستی و حتی ارتباطات مجازی دیده می شود. این پیوندها در زمان بحران نقشی حیاتی پیدا می کنند. وقتی زلزله، سیل، بیماری فراگیر یا فشار اقتصادی رخ می دهد، همین شبکه ها می توانند اطلاع رسانی، کمک رسانی، جمع آوری منابع و حمایت روانی را آسان تر کنند. تاب آوری یا resiliency بدون سرمایه اجتماعی به شدت ضعیف می شود، زیرا افراد در انزوا توان کمتری برای عبور از فشار دارند. در مقابل، وقتی حس تعلق، اعتماد و همبستگی وجود داشته باشد، جامعه می تواند حتی در شرایط سخت نیز انسجام خود را حفظ کند و از گسست کامل جلوگیری کند.
تاب آوری فرهنگی ایران با آیین ها و مناسک جمعی نیز رابطه ای عمیق دارد. آیین هایی مانند نوروز، شب یلدا، مراسم های محرم، آیین های سوگواری، جشن های محلی و گردهمایی های قومی و مذهبی، فقط رویدادهای نمادین نیستند، بلکه کارکرد اجتماعی و روانی مهمی دارند. این آیین ها فضایی برای همدلی، کاهش تنش، بازسازی روابط انسانی و تقویت حس پیوستگی ایجاد می کنند. جامعه در زمان بحران نیاز دارد که احساس کند هنوز بخشی از یک کل زنده و پویاست. مناسک جمعی این احساس را تقویت می کنند و به نوعی موتور فرهنگی تاب آوری یا resiliency تبدیل می شوند. در ایران، حتی زمانی که فشارهای اقتصادی یا اجتماعی شدت می گیرد، مردم تلاش می کنند شکل هایی از دورهمی، دیدار، مشارکت و آیین ورزی را حفظ کنند. همین استمرار، نشانه مهمی از تاب آوری فرهنگی است، چون نشان می دهد جامعه هنوز توان تولید معنا و همبستگی را از دست نداده است.
نقش دین و معنویت نیز در فهم تاب آوری یا resiliency ایران بسیار مهم است. برای بخش بزرگی از جامعه، باورهای دینی و معنوی فقط امری فردی نیست، بلکه منبعی برای تفسیر رنج، امید به آینده، تحمل فشار و حفظ آرامش روانی به شمار می رود. در دوره های دشوار، زبان دینی می تواند به مردم کمک کند برای مشکلات خود معنایی پیدا کنند و احساس فروپاشی کامل نداشته باشند. هم زمان، نهادهای مذهبی مانند مسجد، هیئت، خیریه های دینی و شبکه های محلی مرتبط با مناسک مذهبی در بسیاری از مواقع به مراکز توزیع کمک، همیاری اجتماعی و سازمان دهی جمعی تبدیل می شوند. در نتیجه، معنویت در ایران فقط یک مسئله شخصی نیست، بلکه یکی از اجزای مهم ساختار اجتماعی تاب آوری فرهنگی و اجتماعی محسوب می شود.
از سوی دیگر، تنوع قومی و زبانی ایران نیز در شکل گیری تاب آوری یا resiliency نقش مهمی دارد. جامعه ایران از گروه های گوناگون قومی، زبانی و محلی تشکیل شده که هر کدام تجربه ها، دانش ها و شیوه های زیست ویژه خود را دارند. این تنوع، در کنار همه پیچیدگی هایی که ممکن است ایجاد کند، یک منبع ارزشمند برای انعطاف پذیری اجتماعی است. بسیاری از جوامع محلی ایران در طول زمان روش های کارآمدی برای سازگاری با اقلیم، کم آبی، دشواری های جغرافیایی و فشارهای معیشتی توسعه داده اند. این دانش محلی در معماری، کشاورزی، مدیریت منابع، روابط اجتماعی و تقسیم کار دیده می شود. هرگاه سیاست گذاری توسعه بتواند این تنوع و تجربه بومی را به رسمیت بشناسد، سطح تاب آوری یا resiliency جامعه افزایش پیدا می کند. حذف یا نادیده گرفتن این دانش ها می تواند ظرفیت سازگاری را کاهش دهد و جامعه را آسیب پذیرتر سازد.
در حوزه اجتماعی، وضعیت اقتصادی و نابرابری نیز اثر مستقیمی بر تاب آوری ایران دارد. هر اندازه فقر، نابرابری و ناامنی شغلی بیشتر شود، تاب آوری اجتماعی کاهش می یابد، زیرا خانواده ها انرژی و منابع کمتری برای مواجهه با بحران های تازه دارند. با این حال، جامعه ایرانی در برابر فشارهای اقتصادی همواره الگوهایی از سازگاری تولید کرده است. کسب وکارهای کوچک خانوادگی، اشتغال خانگی، اقتصاد محلی، حمایت خویشاوندی، صندوق های قرض الحسنه، فعالیت های خیریه و شبکه های غیررسمی مبادله، از جمله ابزارهایی هستند که به خانواده ها کمک می کنند در شرایط دشوار دوام بیاورند. این ویژگی ها بخشی از تاب آوری اجتماعی یا resiliency جامعه را نشان می دهد، هرچند نباید آن را جایگزین سیاست های پایدار رفاهی و اقتصادی دانست. جامعه ای که مدام برای بقا به راه حل های غیررسمی متکی باشد، فرسوده می شود و ظرفیت تاب آوری آن در بلندمدت کاهش پیدا می کند.
نقش زنان در تاب آوری یا resiliency ایران بسیار عمیق و تعیین کننده است. در بسیاری از خانواده ها، زنان مدیران اصلی زندگی روزمره هستند. آنها در تنظیم بودجه، مراقبت از کودکان و سالمندان، حفظ روابط خویشاوندی، انتقال ارزش ها، مراقبت روانی از اعضای خانواده و ایجاد نظم در شرایط دشوار نقشی محوری دارند. در دوره های بحران، همین توان سازمان دهی روزمره باعث می شود خانواده از آشفتگی کامل فاصله بگیرد. افزون بر این، افزایش سطح تحصیلات زنان، حضور آنها در آموزش، سلامت، کارآفرینی خرد و فعالیت های اجتماعی، تاب آوری فرهنگی و اجتماعی را تقویت کرده است. زنان در بسیاری از مناطق ایران حاملان مهم زبان، سنت، مهارت های زیستی و حافظه فرهنگی هستند و از این جهت سهم بزرگی در تداوم هویت جمعی دارند. هر اندازه فرصت مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان بیشتر شود، ظرفیت تاب آوری یا resiliency جامعه نیز افزایش می یابد.
نسل جوان نیز بخش مهمی از آینده تاب آوری اجتماعی ایران را شکل می دهد. جوانان امروز با فشارهای اقتصادی، دغدغه اشتغال، نااطمینانی نسبت به آینده و تغییرات سریع سبک زندگی روبه رو هستند. این وضعیت اگر مدیریت نشود، می تواند احساس فرسودگی، بی اعتمادی و گسست اجتماعی ایجاد کند. با این حال، نسل جوان ایران هم زمان دارای قابلیت های تازه ای است که به تاب آوری یا resiliency جامعه کمک می کند. مهارت های دیجیتال، توان شبکه سازی در فضای مجازی، خلاقیت در کارآفرینی، انعطاف در یادگیری مهارت های جدید و توان تولید محتوا از جمله این ظرفیت ها است. در سال های اخیر، بسیاری از کسب وکارهای نو، شبکه های آموزشی آنلاین و فعالیت های مدنی دیجیتال توسط جوانان شکل گرفته است. اگر این ظرفیت ها با سیاست گذاری درست، آموزش مهارتی و فرصت اقتصادی همراه شود، می تواند پایه مهمی برای تاب آوری آینده ایران باشد.
اعتماد عمومی و کیفیت حکمرانی نیز از ارکان مهم تاب آوری یا resiliency در هر جامعه است و ایران هم از این قاعده جدا نیست. مردم زمانی بهتر با بحران کنار می آیند که احساس کنند نهادهای مسئول شفاف عمل می کنند، اطلاعات دقیق می دهند، پاسخ گو هستند و میان تصمیم گیری و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار می کنند. در شرایط بحرانی، اعتماد عمومی می تواند سرعت همکاری اجتماعی را بالا ببرد و از گسترش اضطراب و سردرگمی جلوگیری کند. اگر جامعه نسبت به اطلاعات رسمی دچار تردید شود، مدیریت بحران دشوارتر می شود و حتی ظرفیت های مردمی نیز ممکن است به شکل کامل فعال نشود. بنابراین تاب آوری اجتماعی ایران فقط نتیجه صبر مردم نیست؛ بلکه به کیفیت نهادها، شفافیت، عدالت، مشارکت اجتماعی و تعامل سازنده میان دولت، جامعه مدنی و متخصصان هم بستگی دارد.
در کنار این عوامل، ادبیات، هنر و زبان در تاب آوری فرهنگی ایران سهم مهمی دارند. شعر فارسی، داستان، موسیقی، هنرهای آیینی و حتی طنز اجتماعی، ابزارهایی برای فهم رنج، حفظ امید و بیان تجربه جمعی هستند. جامعه ایرانی در طول تاریخ از ادبیات برای تحمل دشواری و بازسازی روانی بهره برده است. شعرهای حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی فقط متون ادبی نیستند؛ آنها بخشی از حافظه زنده فرهنگی اند که در موقعیت های مختلف به مردم امکان می دهند احساسات، ترس ها و امیدهای خود را در قالبی آشنا بیان کنند. موسیقی محلی و هنرهای بومی هم در مناطق مختلف همین نقش را بر عهده دارند. طنز نیز در فرهنگ ایرانی یک سازوکار مهم برای کاهش فشار روانی است. وقتی جامعه بتواند درباره دشواری ها حرف بزند، بخندد و آنها را در قالب روایت و شوخی بازآفرینی کند، بخشی از سنگینی بحران کاهش می یابد. این ویژگی ها نشان می دهد تاب آوری یا resiliency در ایران تنها اقتصادی یا نهادی نیست، بلکه به شدت ریشه در فرهنگ و زبان دارد.
در زمینه بلایای طبیعی نیز ایران نمونه های زیادی از تاب آوری اجتماعی و فرهنگی را تجربه کرده است. زلزله، سیل، خشکسالی و بحران آب، بارها جامعه ایران را تحت فشار قرار داده اند. در بسیاری از این رخدادها، مردم عادی، گروه های داوطلب، خیریه ها، نهادهای امدادی و شبکه های محلی با سرعت وارد عمل شده اند و به یاری آسیب دیدگان پرداخته اند. این الگو نشان می دهد که در دل جامعه ایرانی هنوز ظرفیت بالایی برای همدلی و کنش جمعی وجود دارد. با این حال، تجربه بحران های طبیعی همچنین آشکار کرده که تاب آوری یا resiliency تنها با احساس همدردی حفظ نمی شود و نیازمند برنامه ریزی، آموزش، آمادگی شهری، ساخت وساز ایمن، مدیریت منابع آب و نظام هشدار کارآمد نیز هست. اگر سرمایه فرهنگی و اجتماعی جامعه با دانش تخصصی و سیاست گذاری بلندمدت پیوند بخورد، ظرفیت ایران برای عبور از بحران های طبیعی بسیار بیشتر خواهد شد.
در نهایت باید گفت ابعاد فرهنگی و اجتماعی تاب آوری یا resiliency ایران بسیار گسترده و چندلایه است. این تاب آوری از دل خانواده، خویشاوندی، آیین ها، دین، ادبیات، هنر، تنوع محلی، نقش زنان، توان جوانان، همبستگی اجتماعی و تجربه تاریخی عبور از بحران شکل گرفته است. با وجود همه فشارها، جامعه ایران هنوز توانایی قابل توجهی برای حفظ پیوندهای انسانی و بازسازی زندگی روزمره دارد. با این همه، حفظ و تقویت این ظرفیت نیازمند کاهش نابرابری، افزایش اعتماد عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی، حمایت از جامعه مدنی، توجه به سلامت روان، آموزش مدیریت بحران و ایجاد فرصت های واقعی برای نسل جوان است. آینده تاب آوری ایران در گرو آن است که resiliency از یک واکنش ناگزیر به دشواری ها، به یک سرمایه پایدار برای توسعه اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود. چنین مسیری می تواند به جامعه ایران کمک کند که در برابر بحران ها فقط دوام نیاورد، بلکه با آگاهی، انسجام و خلاقیت، مسیرهای تازه ای برای پیشرفت و ثبات پیدا کند.