وقتی جنگ در بدن کودک ادامه پیدا می کند: سوماتیزاسیون و تروما در کودکان و دختران نوجوان

15 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 153 بازدید


چرا برخی کودکان و نوجوانان پس از تجربه جنگ، آوارگی یا مواجهه با خشونت های شدید، به جای صحبت درباره ترس ها و آسیب های روانی خود، دچار سردرد، دل درد، تهوع، خستگی یا دردهای جسمانی مداوم می شوند؟

در سال های اخیر، توجه پژوهشگران سلامت روان کودک به پدیده ای جلب شده است که از آن با عنوان «سوماتیزاسیون» یا «تجسم جسمانی رنج روانی» یاد می شود. در این وضعیت، کودک یا نوجوان به جای بیان مستقیم هیجان هایی مانند ترس، سوگ، خشم یا احساس ناامنی، پریشانی روانی خود را در قالب نشانه های جسمانی تجربه می کند.

مطالعات جدید نشان می دهند کودکانی که جنگ، آوارگی، از دست دادن اعضای خانواده یا خشونت های شدید را تجربه کرده اند، بیش از سایر کودکان در معرض بروز علائم جسمانی بدون علت پزشکی مشخص قرار دارند. سردردهای مکرر، دردهای شکمی، اختلال خواب، خستگی مزمن و دردهای منتشر عضلانی از شایع ترین این نشانه ها هستند.

نکته مهم آن است که بسیاری از این کودکان، به ویژه دختران نوجوان، توانایی یا احساس امنیت لازم برای بیان تجربه های آسیب زا را ندارند. در چنین شرایطی، بدن به زبان دوم کودک تبدیل می شود؛ زبانی که از طریق درد، ناراحتی جسمانی و شکایت های پزشکی سخن می گوید.

پژوهش های منتشرشده در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان می دهد که قرار گرفتن طولانی مدت در شرایط جنگی می تواند بر تنظیم هیجان، عملکرد سیستم استرس مغز و رشد روانی حرکتی کودکان تاثیر بگذارد. به همین دلیل بسیاری از متخصصان معتقدند ارزیابی کودکان جنگ زده نباید تنها بر نشانه های اضطراب یا اختلال استرس پس از سانحه متمرکز باشد، بلکه شکایت های جسمانی آنان نیز باید به عنوان بخشی از پیامدهای روانی تروما مورد توجه قرار گیرد.

از منظر بالینی، این موضوع در مورد دختران نوجوان اهمیت ویژه ای پیدا می کند. دختران معمولا هیجان های درونی شده بیشتری را تجربه می کنند و احتمال بروز اضطراب، نشخوار ذهنی و شکایت های جسمانی در آنان بالاتر گزارش شده است. همچنین برخی پژوهش ها نشان داده اند که استرس های شدید و مزمن می توانند با اختلال در تنظیم سیستم های عصبی و هورمونی بدن همراه باشند و بر ابعاد مختلف سلامت جسمی و روانی نوجوانان تاثیر بگذارند.

آنچه یافته های جدید به ما یادآوری می کند این است که همه زخم های جنگ قابل مشاهده نیستند. برخی از آنها سال ها بعد در قالب سردردهای مزمن، دل دردهای مکرر، اختلالات خواب، خستگی پایدار و سایر مشکلات مرتبط با تنظیم استرس ظاهر می شوند. در واقع، گاهی بدن کودک روایتگر تجربه هایی است که هنوز به زبان نیامده اند.

در سال های اخیر، توجه به رویکردهای تروما محور و مداخلات مبتنی بر ارتباط ذهن و بدن افزایش یافته است. بسیاری از متخصصان معتقدند که کمک به کودکان و نوجوانان آسیب دیده از جنگ تنها به کاهش علائم روان شناختی محدود نمی شود، بلکه باید به بازسازی احساس امنیت، تنظیم هیجان و بازیابی ارتباط سالم با بدن نیز توجه شود.

شاید مهم ترین پیام برای متخصصان سلامت روان، والدین و سیاست گذاران این باشد که شکایت های جسمانی کودکان جنگ زده را نباید صرفا به عنوان یک مشکل پزشکی در نظر گرفت. گاهی یک سردرد یا دل درد مداوم، می تواند بازتاب تجربه ای عمیق از ترس، فقدان یا ناامنی باشد که هنوز فرصت بیان پیدا نکرده است.

کلیدواژه ها

سوماتیک سمپتوم، اختلال علائم جسمانی، تروما، کودکان جنگ زده، سلامت روان کودک، دختران نوجوان، اختلال استرس پس از سانحه، تاب آوری

منابع منتخب

Pluess, M., Brown, F. L., & Panter-Brick, C. (2025). Supporting the Mental Health of Forcibly Displaced Children.

Musasa, N., et al. (2025). War Trauma and Their Disruptive Influences on the Psychomotor Development of Children.

Alkhalifah, R., et al. (2026). Psychological Intervention Strategies for War-Affected Children and Adolescents.