روش به اشتراک گذاری؛ الگوی کارآمد برای تدریس دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها

1 تیر 1405 - خواندن 10 دقیقه - 208 بازدید

مقدمه

طراحی و اجرای دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها، برآیند نگاهی تعالی یافته به دوگانه به هم پیوسته «تربیت و رشد ارزش های اسلامی درون فردی» و «تلاش در ساختن و پردازش مدیریت کلان اسلامی» است. این آرمان، مبتنی بر استفاده از الگوهای خاص آموزشی با معیار کارآمدی است. صاحب نظران برنامه درسی به نقش اساتید و مربیان به عنوان راهنما، تسهیل کننده و تضمین کننده یادگیری تاکید دارند. توانمندی اساتید در تدریس با روش های یاددهی و یادگیری فعال و بهره گیری از روش های تدریس دانشجو‑محور یک ضرورت انکارناپذیر است.

با این حال، سال هاست که دروس معارف اسلامی با انتقاداتی از سوی دانشجویان و حتی برخی کارشناسان مواجه شده است: تکرار محتوا، عدم ارتباط با نیازهای روز، کم تاثیری در نگرش و رفتار و احساس خستگی و بی علاقگی در کلاس ها. این آسیب ها ریشه در چه عواملی دارد؟ پژوهش های متعدد نشان داده است که یکی از علل اصلی ناکارآمدی، تداوم استفاده از «الگوی توصیف محور» در تدریس این دروس است؛ الگویی که در آن استاد به معرفی داشته های درونی یک نظریه یا نظام فکری بسنده می کند و از مقایسه با مکاتب رقیب و مشارکت فعال دانشجویان غافل می ماند. در مقابل، «روش به اشتراک گذاری» (یادگیری مشارکتی و مقایسه ای) به عنوان الگویی کارآمد، همسو با مقتضیات عصر ارتباطات و نیازهای شناختی نسل جدید، می تواند تحولی اساسی در کارآمدی دروس معارف ایجاد کند. پرسش اصلی این است که الگوی توصیف محور چه کاستی هایی دارد و چگونه روش به اشتراک گذاری می تواند به عنوان الگویی کارآمد، جایگزین آن شود؟ این مقاله در پی تبیین نظری و عملی این گذار روش شناختی است.

1- الگوی توصیف محور

الگوی توصیف محور، یکی از رایج ترین الگوهای به کار گرفته شده در متون فلسفی و عرفانی پیشینیان است. ویژگی مهم آن، بسنده کردن به معرفی داشته های درونی یک موضع، نظریه یا نظام فکری است. در این الگو، مولف خود را بی نیاز از هر گونه مقایسه می داند. در سنت اندیشه اسلامی، بسیاری از آثار کلامی و فلسفی با صبغه توصیفی نوشته شده اند؛ از «تجرید الاعتقاد» تا شرح های گسترده آن، از آثار شیخ مفید تا علامه حلی. در دوران سنتی، به دلیل نبود ارتباطات گسترده و تبلیغات برنامه ریزی شده علیه آموزه های دینی در مقیاس کلان، اندیشمندان نیاز چندانی به سنجش داشته های خود با مکاتب رقیب احساس نمی کردند.

اما این الگو در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، با چالش های جدی روبه رو شده است. امروز دانشجویان از طریق فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و منابع گوناگون، با آراء، شبهات و نظریه های رقیب آشنا می شوند. در چنین شرایطی، ارائه صرف توصیفی از ارزش ها و باورهای اسلامی بدون تبیین وجوه تمایز، پاسخ به شبهات و مقایسه با مکاتب دیگر، نه تنها اثرگذار نیست، بلکه نوعی «واپس روی» و «ایستادن در جایگاه اولیه» تلقی می شود. بر پایه نظرسنجی های انجام شده از دانشجویان حاضر در کلاس های معارف اسلامی، «معرفی توصیفی صرف ارزش های اسلامی» از دیدگاه آنان ناکارآمد ارزیابی شده است.

2- آسیب شناسی الگوی توصیف محور

الگوی توصیف محور دست کم با پنج آسیب عمده همراه است:

نخست: ایجاد پنداره تحجرگرایی. الگوی توصیفی این پیش انگاره را دارد که نگرش دینی مخاطبان ضعیف است و باید تقویت شود. در حالی که بسیاری از دانشجویان دارای نگرش دینی مطلوب هستند، ارائه صرف مطالب توصیفی، آنان را خسته کرده و تصویری ایستا و غیرپویا از دین ارائه می دهد.

دوم: کاهش آمادگی برای عمل و پاسخ دهی. نگرش از سه مولفه شناختی (آگاهی)، عاطفی (احساس) و رفتاری (آمادگی برای عمل) تشکیل شده است. الگوی توصیفی صرف، تنها بعد شناختی را – آن هم به شکلی سطحی – پوشش می دهد و از برانگیختن احساس مسئولیت و آمادگی برای عمل غافل می ماند.

سوم: عدم همخوانی با نیازهای روز. مطالعات نشان می دهد که تکراری بودن محتوا و کاربردی نبودن آن از علل اصلی اثرنبخشی دروس معارف است. دانشجویان انتظار دارند پرسش های وجودی و اجتماعی آن ها در کلاس پاسخ داده شود، نه این که مطالبی تکراری و دور از زندگی روزمره برای آنان بازگو گردد.

چهارم: نادیده گرفتن تنوع مخاطبان. الگوی توصیفی، دانشجویان را موجوداتی منفعل و یکسان فرض می کند، در حالی که آنان پیش دانسته ها، تجربیات دینی و زمینه های فکری متفاوتی دارند. روش به اشتراک گذاری می تواند از این تنوع به مثابه منبع یادگیری استفاده کند.

پنجم: خشونت ورزی معرفتی. اگر دفاع از یک پدیده بدون عقلانیت و اخلاق ورزی همراه باشد، خشونت ورزی دور از انتظار نخواهد بود. استادی که توان تبیین عقلانی آموزه های دینی را ندارد، در برابر پرسش های دانشجو واکنش تند نشان می دهد. این همان خشونت ورزی معرفتی در مقیاس کلاس است.

3- روش به اشتراک گذاری؛ مبانی، مولفه ها و کارکردها

در مقابل الگوی توصیف محور، «روش به اشتراک گذاری» (یادگیری مشارکتی/ مقایسه ای) قرار دارد. این روش نه بر تحمیل اطلاعات، بلکه بر ایجاد موقعیت هایی استوار است که در آن دانشجویان به طور فعال در فرایند یادگیری مشارکت می کنند، تجربیات خود را به اشتراک می گذارند و با دیدگاه های مختلف (از جمله مکاتب رقیب یا تفاسیر متفاوت از اسلام) مواجه می شوند.

مهم ترین مولفه های این روش عبارتند از:

۱. یادگیری گروهی و همیارانه: دانشجویان در گروه های کوچک به بحث و تبادل نظر درباره یک مسئله اعتقادی یا اخلاقی می پردازند. هر فرد موظف است یافته ها و تاملات خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. این فرایند، ضمن تقویت مهارت های ارتباطی، به دانشجو کمک می کند تا از زاویه دید دیگران به مسائل بنگرد.

۲. رویکرد مقایسه ای نظام مند: به جای بسنده به معرفی دیدگاه اسلامی، دیدگاه مکاتب دیگر (مانند مادی گرایی، اگزیستانسیالیسم، بودیسم و...) نیز به طور عادلانه و تحلیلی معرفی و سپس نقاط قوت و ضعف آن ها در مقایسه با آموزه های اسلامی تبیین می شود. این کار نه تنها شبهات را رفع می کند، بلکه «وجه ممتاز اندیشه اسلامی» را برای دانشجو روشن می سازد.

۳. نقش تسهیل گری استاد: استاد در این روش دیگر «سخنران تمام وقت» نیست، بلکه طرح کننده سوال، هدایت کننده بحث و ارائه دهنده بازخورد است. او فضایی امن برای پرسش و نقد فراهم می کند و به دانشجو می آموزد که چگونه می توان با حفظ کرامت، درباره مبانی اعتقادی گفت وگو کرد.

۴. پیوند با زندگی و مسائل روز: محتوای دروس معارف به جای تکرار کلیات، در قالب مسائل عینی و ملموس (مانند چالش های اخلاقی در فضای مجازی، بحران معنا در جوامع مدرن، نسبت دین و سیاست و...) طرح می شود و دانشجویان با به اشتراک گذاری تجربیات شخصی، به فهم عمیق تری دست می یابند.

4- شواهد تجربی و بازخورد دانشجویان از الگوی به اشتراک گذاری

پژوهش های میدانی حاکی از آن است که استفاده از روش به اشتراک گذاری در تدریس دروس معارف، تاثیر مثبت و معناداری بر افزایش دانش، تغییر نگرش و تقویت انگیزه دانشجویان داشته است. در مطالعات تطبیقی میان گروه هایی که با الگوی توصیفی صرف آموزش دیده اند و گروه هایی که با الگوی مشارکتی- مقایسه ای، نتایج به وضوح نشان می دهد که روش به اشتراک گذاری از جهات متعددی برتری دارد.

دانشجویانی که در کلاس های مبتنی بر روش مشارکتی شرکت کرده اند، اظهار داشته اند که میزان مشارکت فعال آنان در بحث های کلاسی به طور چشمگیری افزایش یافته است. همچنین، آنان تغییر نگرش مثبتی نسبت به دروس معارف تجربه کرده اند و علاقه بیشتری به مطالعه فراتر از متون درسی پیدا کرده اند. این دانشجویان معتقدند مطالب ارائه شده با نیازهای زندگی روزمره آن ها همخوانی بیشتری دارد و توانسته است به پرسش های ذهنی آنان پاسخ دهد.

در نظرسنجی های انجام شده، دانشجویان به صراحت بیان کرده اند که «الگوی توصیفی صرف، نوعی ایستایی و واپس روی است» و «روش به اشتراک گذاری به ما فرصت می دهد تا خودمان فکر کنیم، نه این که فقط بشنویم». آنان تاکید کرده اند که در این روش، کلاس از فضای تک صدایی خارج شده و به عرصه ای برای تبادل نظر و رشد فکری تبدیل می شود.

5- راهکارهای عملی برای گذار از توصیف به مشارکت

برای اجرای موثر روش به اشتراک گذاری در دروس معارف اسلامی، راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:

1. بازطراحی کتاب های درسی: محتوای منابع آموزشی باید از حالت تک گویانه خارج شود و شامل بخش هایی مانند «پرسش برای تامل»، «مطالعه موردی»، «مقایسه دیدگاه ها» و «فعالیت گروهی» گردد. این تغییر، دانشجو را از انفعال به درآورده و او را به کنشگری علمی وادار می کند.

2. آموزش اساتید: کارگاه های توانمندسازی اساتید معارف در زمینه روش های تدریس فعال، مدیریت بحث های گروهی و پاسخ به شبهات به صورت مستمر برگزار شود. استادان باید بیاموزند که چگونه بدون اضطراب، فضای نقد و پرسش را مدیریت کنند.

3. ایجاد فضای امن برای پرسش: استاد باید صراحتا اعلام کند که پرسش و نقد به معنای بی احترامی نیست و هر دانشجویی می تواند بدون ترس از کاهش نمره یا قضاوت منفی، شبهه خود را مطرح کند. این اعتمادسازی، گام نخست برای گذار از توصیف به مشارکت است.

4. استفاده از فناوری: از پلتفرم های آموزشی، فروم های بحث آنلاین و شبکه های اجتماعی دانشگاهی برای تداوم گفت وگوها خارج از کلاس بهره گرفته شود. بسیاری از دانشجویان ترجیح می دهند پرسش های خود را در فضای مجازی مطرح کنند.

نتیجه گیری

دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها، رسالت خطیری در تربیت دینی و اخلاقی نسل آینده ساز کشور دارند. با این حال، تداوم الگوی توصیف محور که میراث دوران پیشامدرن است، در عصر ارتباطات، نه تنها کارآمد نیست، بلکه به ایجاد خستگی، تحجرگرایی و حتی خشونت ورزی معرفتی در کلاس ها می انجامد. روش به اشتراک گذاری (یادگیری مشارکتی- مقایسه ای) با تکیه بر مولفه هایی چون یادگیری گروهی، رویکرد مقایسه ای نظام مند، نقش تسهیل گری استاد و پیوند با مسائل روز، می تواند تحولی اساسی در کارآمدی این دروس ایجاد کند.

شواهد تجربی و بازخوردهای دانشجویان نشان می دهد که این روش نه تنها دانش و آگاهی آنان را افزایش می دهد، بلکه نگرش آنان را نسبت به معارف دینی مثبت تر کرده و انگیزه مشارکت و پرسش گری را بالا می برد. بر این اساس، پیشنهاد می شود: نخست، بازنگری اساسی در کتاب های درسی و سرفصل ها با رویکرد مقایسه ای و مشارکتی؛ دوم، برگزاری دوره های توانمندسازی برای اساتید معارف؛ و سوم، تشویق و حمایت از پژوهش های میدانی درباره اثرسنجی روش های نوین تدریس. آینده دروس معارف اسلامی در گرو گذار از «تحمیل» به «به اشتراک گذاری» است؛ گذاری که همسو با فطرت پرسش گر انسان و مقتضیات زمانه، می تواند نسلی معتقد، آگاه و بصیر را تربیت کند.