Elahe sadat Badri
12 یادداشت منتشر شدهبررسی روند تحرک اجتماعی در میان نخبگان اقتصادی ایران در سه دهه ی گذشته
پژوهش حاضر با هدف تعیین روند تحرک اجتماعی در میان نخبگان اقتصادی در سه دهه ی گذشته و شناسایی عوامل موثر بر آن انجام پذیرفته است. این مطالعه با بهره گیری از روش نظریه ی زمینه بنیاد گلاسری، در دو سیر حرکتی استقرایی کیفی و قیاسی کمی گرا طراحی شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیشترین تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی در دهه ی ۹۰ شمسی رخ داده و تحرکات صعودی و نزولی در میان آن ها تقریبا برابر بوده است. همچنین مشخص گردید که بین دانش اقتصادی، خانواده، هوش اجتماعی و خلاقیت با تحرک اجتماعی، رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد و در مقابل، رسانه، نگرش جنسیتی و سیاست، رابطه ای معکوس و بازدارنده با تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی دارند.
۱. مقدمهنظام های قشربندی اجتماعی از لحاظ میزان انعطاف پذیری با یکدیگر تفاوت دارند. منظور از انعطاف پذیر بودن یک نظام قشربندی، فرصت های زیادی است که جامعه برای گذر از یک موقعیت به موقعیت دیگر در مقیاس اجتماعی به افراد عرضه می کند. مطالعه ی این جابه جایی ها - علت ها، الگوها و پیامدهای آن - موضوع مطالعه ی تحرک اجتماعی است.
تحرک اجتماعی به جابه جایی افراد از یک پایگاه اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر اطلاق می شود و می تواند به سه شکل عمودی (صعودی و نزولی)، افقی (میان دو موقعیت هم سطح) و جغرافیایی رخ دهد. در جامعه ای کاملا باز، افراد برای رسیدن به موقعیتی که استحقاق آن را دارند از فرصت های برابر برخوردارند و تنها عامل محدودکننده، صلاحیت های اکتسابی آن هاست. در مقابل، در جامعه ای کاملا بسته، موقعیت های اجتماعی به صورت ارثی و مبتنی بر روابط خانوادگی و خویشاوندی منتقل می شود و تحرک اجتماعی به حداقل می رسد.
نخبگان اقتصادی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین گروه های اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در پویش توسعه ی کشور دارند. این گروه شامل مدیران، کارشناسان دستگاه های اقتصادی، سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی هستند که با فعالیت های خود، چرخه های تولید، اشتغال و ثروت آفرینی را به حرکت درمی آورند. از این رو، شناخت روند تحرک اجتماعی در میان این گروه و عوامل موثر بر آن، می تواند تصویر روشنی از وضعیت نابرابری، فرصت های برابر و پویایی ساختار اجتماعی ایران در سه دهه ی اخیر ارائه دهد.
۲. چارچوب نظریدر تبیین تحرک اجتماعی، دو دسته رویکرد اصلی مطرح شده است. دسته ی اول، ساختارهای اجتماعی را مسبب میزان تحرک اجتماعی معرفی کرده و امکان یا امتناع آن را به ساختارهای اقتصادی و سیاسی نسبت می دهند. این دیدگاه ریشه در نظریات کارل مارکس و پیروان او دارد که بر ابعاد ساختاری، ماتریالیستی و اقتصادی در تبیین نابرابری های اجتماعی تاکید می کنند.
دسته ی دوم، بر ارزش ها و نگرش های فرهنگی، عادات و مهارت های فردی و اکتسابی تاکید نموده و علت اصلی تحرک اجتماعی نازل را در فقدان ارزش های توسعه بخش و مشوق کار و تلاش جستجو می کنند. این رویکرد با نظریات ماکس وبر و صاحب نظرانی چون پارسونز، مرتن، مک کله لند و لرنر پیوند دارد.
در این میان، پیتریم سوروکین به عنوان پیشگام نظریه پردازی در حوزه ی تحرک اجتماعی، آن را جابه جایی فرد در درون فضای اجتماعی تعریف کرده و بر دو نوع تحرک افقی و عمودی تاکید دارد. سوروکین معتقد است که در هر نظام اجتماعی، حتی در سخت ترین آن ها، امکاناتی برای پیشرفت وجود دارد و در عین حال، حتی در بازترین نظام های اجتماعی نیز تحرک با موانعی مواجه است.
نظریه ی بازتولید فرهنگی نیز بر این نکته تاکید دارد که اقشار بالای جامعه می کوشند از طریق متمایزکردن فرهنگی خود از سایر مردم، برتری خود را حفظ و تداوم بخشند. در این رویکرد، آموزش و تحصیلات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل بازتولید نابرابری یا برعکس، ایجاد فرصت های تحرک، مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی دیگر، نظریه پردازان نخبه گرایی از جمله ویلفردو پارتو، گائتانو موسکا و روبرت میشلز، بر نقش گردش نخبگان در تعادل و پویایی جامعه تاکید دارند. پارتو معتقد است که «آهسته شدن گردش نخبگان ممکن است منجر به افزایش عناصر فاسد در طبقات حاکم و یا افزایش عناصر باکیفیت در طبقات زیردست شود و تعادل اجتماعی را ناپایدار گرداند».
۳. روش شناسی پژوهشبا توجه به اینکه وضعیت تحرک نخبگان اقتصادی در ایران تا کنون به طور جامع بررسی نشده بود، این پژوهش با استفاده از روش نظریه ی زمینه بنیاد گلاسری انجام شده است. این روش با رویکردی ترکیبی، امکان کشف مفاهیم از دل داده های میدانی را فراهم می آورد و سپس آن مفاهیم را در قالب پرسشنامه ای کمی به آزمون می گذارد.
در بخش کیفی، با ۲۰ نفر از صاحب نظران و نخبگان اقتصادی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردید. در این مرحله، ۱۱۲ شاخص اولیه استخراج شد که پس از تلخیص، به ۲۷ مقوله و در نهایت به ۱۰ مفهوم اصلی دست یافتیم.
در بخش کمی، پرسشنامه ای پژوهشگرساخته بر اساس مفاهیم مستخرج، طراحی و در میان ۳۸۴ نفر از نخبگان اقتصادی عضو اتاق بازرگانی توزیع شد. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری نظاممند انتخاب گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ (۸۸/۰) تایید شد و اعتبار آن از طریق اعتبار محتوا و اعتبار سازه به اثبات رسید.
۴. یافته های پژوهش ۴-۱. یافته های کیفیتحلیل مصاحبه ها نشان داد که مفاهیم اصلی تاثیرگذار بر تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی عبارتند از:
دانش و تجربه: نقش آموزش و پرورش، تحصیلات دانشگاهی و تجربه ی کاری در شکل گیری نخبگی اقتصادی و تحرک اجتماعی.
خانواده: حمایت های خانوادگی، سرمایه ی خانوادگی و جایگاه اجتماعی خانواده از عوامل کلیدی در تحرک اجتماعی هستند. همچنین «آقازاده ها» و خانواده های سیاسیون، به دلیل دسترسی به منابع و فرصت های ویژه، مسیرهای تحرک متفاوتی را تجربه می کنند.
سرمایه و طبقه اجتماعی: طبقه ی اجتماعی و سرمایه ی مالی، نقش تعیین کننده ای در سرعت و کیفیت تحرک اجتماعی دارند. افراد طبقات بالای اجتماعی، سریع تر به درجات بالای نخبگی اقتصادی دست می یابند.
رسانه: رسانه ها به دلیل نقش دوگانه ی خود، هم می توانند زمینه های جدید اقتصادی را معرفی کنند و هم با انعکاس اخبار منفی، موجب کاهش انگیزه ی فعالان اقتصادی شوند.
عوامل فردی: هوش اجتماعی، خلاقیت، سن، جنسیت و مهارت های ارتباط کلامی، از جمله عواملی هستند که بر موفقیت و تحرک اقتصادی تاثیر می گذارند.
پایگاه سیاسی و دولت: وابستگی سیاسی، حمایت دولت و نقش احزاب، تاثیر قابل توجهی بر تحرک اقتصادی دارند. سیاست گذاری های غلط و مداخلات نابه جا، از جمله موانع جدی تحرک اجتماعی محسوب می شوند.
۴-۲. یافته های کمینتایج توصیفی نشان داد که بیشترین تحرک اجتماعی (۷۹/۷ درصد) در دهه ی ۹۰ شمسی رخ داده است. همچنین ۳۷/۲ درصد از نخبگان، ابتدا تحرک صعودی و سپس نزولی داشته اند و ۳۷ درصد تنها تحرک صعودی را تجربه کرده اند.
از نظر تحرک افقی، ۵۵/۲ درصد از نخبگان تمایل به ارتقای فعالیت اقتصادی فعلی خود دارند. همچنین ۹۷/۹ درصد از آن ها اعلام کرده اند که تمایلی به خروج از کشور ندارند و تحرک جغرافیایی را انتخاب نمی کنند.
نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد:
- بین دانش اقتصادی و تحرک اجتماعی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۲۹۲/۰)
- بین خانواده و تحرک اجتماعی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۱۴۱/۰)
- بین هوش اجتماعی و تحرک اجتماعی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۲۴۶/۰)
- بین خلاقیت و تحرک اجتماعی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۱۹۳/۰)
- بین رسانه و تحرک اجتماعی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۱۰۴/۰-)
- بین نگرش جنسیتی و تحرک اجتماعی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۱۰۶/۰-)
- بین سیاست و تحرک اجتماعی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود دارد. (ضریب همبستگی ۱۰۰/۰-)
- بین ارتباطات کلامی و تحرک اجتماعی رابطه ی معنی داری مشاهده نشد.
نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خانواده با مجموع اثر ۲۹۱/۰، بیشترین تاثیر را بر تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی دارد و پس از آن، دانش اقتصادی (۲۵۴/۰)، رسانه با اثر معکوس (۱۶۴/۰-) و هوش اجتماعی (۱۶۳/۰) در اولویت های بعدی قرار دارند.
مدل معادلات ساختاری با شاخص GOF برابر با ۴۰/۰، برازش قوی مدل را تایید نمود.
۵. بحث و نتیجه گیرییافته های این پژوهش تصویری جامع از وضعیت تحرک اجتماعی در میان نخبگان اقتصادی ایران ارائه می دهد. مهم ترین نتایج به شرح زیر است:
اول: جامعه ی ایران از نظر تحرک اجتماعی، جامعه ای نسبتا باز محسوب می شود. اما این باز بودن، مشروط به عوامل متعددی از جمله دانش و تحصیلات، حمایت خانواده و هوش اجتماعی است. در عین حال، موانعی همچون سیاست گذاری های غلط، نگرش های تبعیض آمیز جنسیتی و عملکرد منفی رسانه ها، مسیر تحرک را با اختلال مواجه می سازند.
دوم: دهه ی ۹۰ شمسی، با وجود تمام چالش های اقتصادی، دوره ای بوده است که نخبگان اقتصادی بیشترین تحرکات اجتماعی را تجربه کرده اند. این موضوع نشان دهنده ی انعطاف پذیری و سازگاری بالای نخبگان اقتصادی با شرایط دشوار اقتصادی است. آن ها توانسته اند خود را با تحریم ها، نوسانات ارزی و بی ثباتی های اقتصادی وفق دهند و مسیرهای جدیدی برای فعالیت بیابند.
سوم: خانواده، همچنان مهم ترین عامل تاثیرگذار بر تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی است. این یافته، با نظریات سوروکین و بوردیو در مورد نقش سرمایه ی خانوادگی و بازتولید موقعیت های اجتماعی، همخوانی دارد. خانواده ها از طریق انتقال سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، بستر مناسبی برای تحرک فرزندان خود فراهم می آورند.
چهارم: نقش بازدارنده ی رسانه ها در تحرک اجتماعی، یکی از یافته های قابل تامل این پژوهش است. رسانه ها با بزرگ نمایی مشکلات اقتصادی، ایجاد فضای بدبینی و تضعیف اعتمادبه نفس عمومی، انگیزه های تحرک را کاهش می دهند. این امر با نظریه ی «صنعت فرهنگی» آدورنو و هورکهایمر قابل تفسیر است که بر نقش رسانه ها در تولید و بازتولید ارزش های مسلط و محدودکننده تاکید دارند.
پنجم: نگرش های جنسیتی تبعیض آمیز، مانعی جدی در مسیر تحرک اجتماعی زنان است. این یافته، با نظریه های فمینیستی و پژوهش های پیشین در مورد نقش نابرابری جنسیتی در توسعه ی اقتصادی، همسو است. رفع این موانع، می تواند نیمی از ظرفیت های انسانی کشور را برای تحرک و توسعه فعال سازد.
ششم: تاثیر منفی سیاست بر تحرک اجتماعی، بیانگر این واقعیت است که مداخلات سیاسی نابجا، قوانین دست وپاگیر، رانت ها و حمایت های غیرعادلانه، فرصت های برابر را از میان می برند. در چنین شرایطی، تحرک اجتماعی نه بر اساس شایستگی، بلکه بر اساس روابط و وابستگی های سیاسی تعیین می شود.
۶. جمع بندی و پیام های سیاستینخبگان اقتصادی، موتور محرکه ی توسعه و پیشرفت کشور هستند. اگر شرایط برای تحرک اجتماعی آن ها فراهم نباشد، جامعه با «گردش ناقص نخبگان» مواجه خواهد شد و در نتیجه، کارآمدی نظام اقتصادی کاهش یافته، ایده ها و نوآوری ها به افول می گرایند و جامعه در مسیر رکود و عقب ماندگی قرار می گیرد.
برای تسهیل تحرک اجتماعی نخبگان اقتصادی، پیشنهادهای زیر ارائه می شود:
- توسعه ی نظام آموزشی کارآمد: ایجاد پیوند میان آموزش و بازار کار، افزایش مهارت های اقتصادی در نظام آموزشی و تشویق تحصیل کردگان به فعالیت های کارآفرینانه.
- حمایت از خانواده ها: تقویت نقش خانواده به عنوان نهاد اجتماعی کننده و انتقال دهنده ی سرمایه های فرهنگی و اقتصادی.
- اصلاح سیاست های اقتصادی: کاهش مداخلات سیاسی در بازار، حمایت از تولیدکنندگان داخلی، ایجاد شفافیت در قوانین و مقررات و برابری فرصت ها برای همه ی فعالان اقتصادی.
- اصلاح عملکرد رسانه ها: تغییر رویکرد رسانه ها از منفی نگری به ارائه ی الگوهای موفق و امیدآفرین، معرفی کارآفرینان برتر و ترویج فرهنگ کار و تلاش.
- رفع تبعیض های جنسیتی: ایجاد فرصت های برابر برای زنان در عرصه ی اقتصاد، اصلاح قوانین تبعیض آمیز و تغییر نگرش های فرهنگی.
- پیشگیری از فرار مغزها: ایجاد انگیزه های مادی و معنوی برای ماندگاری نخبگان در کشور، بهبود فضای کسب وکار و کاهش ریسک های سرمایه گذاری.
تحرک اجتماعی، نه تنها شاخصی برای سنجش باز بودن یک جامعه است، بلکه پیش شرط توسعه ی پایدار و عدالت اجتماعی به شمار می رود. نخبگان اقتصادی، به عنوان پیشگامان حرکت در نردبان اجتماعی، اگر بتوانند بر موانع ساختاری، فرهنگی و سیاسی فائق آیند، نه تنها جایگاه خود را ارتقا خواهند داد، بلکه کل جامعه را در مسیر رشد و تعالی قرار خواهند داد. مهم ترین پیام این پژوهش، ضرورت بازنگری اساسی در سیاست های آموزشی، اقتصادی و فرهنگی کشور برای ایجاد بسترهای مساعد تحرک اجتماعی است. تحرک اجتماعی، سرمایه ای گران بهاست که هر چه بیشتر در جامعه جریان یابد، امید، نشاط و پویایی بیشتری به همراه خواهد آورد.
🔹 این متن برگرفته از مقاله و پایان نامه ی مقطع دکتری خانم دکتر الهه سادات بدری با موضوع «بررسی روند تحرک اجتماعی در میان نخبگان اقتصادی در سه دهه ی گذشته و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی: اتاق بازرگانی ایران)» می باشد که در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، گروه جامعه شناسی، گرایش اقتصاد و توسعه، تحت راهنمایی دکتر خلیل میرزایی و مشاوره ی دکتر افسانه وارسته فر، به انجام رسیده و در پایگاههای علمی معتبر قابل سرچ و استفاده می باشد .