Hamid Reza Sabet Nasab
دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه جامع امام حسین(ع)
6 یادداشت منتشر شدهالگوریتم ها علیه انسان؛ چگونه پلتفرم ها ذهن ما را مهندسی می کنند؟
تماشای مستند «معضل اجتماعی» جدای از بیان پشت پرده شبکه های اجتماعی، دیدگاه عمیقی از کارکرد پلتفرم ها و الگوریتم ها در جامعه نه تنها به علاقه مندان یا متخصصان این حوزه بلکه به مردم عادی می دهد. پس وقتی از این زاویه به ساختار پلتفرم ها نگاه می کنیم، در میابیم که با یک مسئله عمیقا انسانی و روان شناختی روبه رو هستیم که اگر دست مایه انسان های منفعت طلب و صرفا به دنبال کسب سود باشد، آینده انسان ها را تهدید خواهد کرد. هر چند در این مستند به خوبی تلاش های فعالان مدنی و کنشگران اجتماعی ایالات متحده آمریکا را به نمایش گذاشت و به نظر بنده توانست در لایه های پنهان مستند به مخاطب خود این پیام را برساند که «بی تفاوتی» و منفعل بودن جایی در مقابل این نخواهد داشت.

حال با تماشای این مستند به چند پرسش رایج در جامعه پاسخ خواهیم داد
۱. چرا بازی فعالیت در شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاری ویدئو به هیچ وجه عادلانه نیست؟
چون به مثابه یک مبارزه نابرابر است چراکه در یک طرف صفحه نمایش، ذهن انسان با تمام آسیب پذیری های تکاملی و نیازهای روانی اش (مثل نیاز به تایید، ترس از طرد شدن و...) قرار دارد و در طرف دیگر، هزاران مهندس نخبه و ابررایانه هایی که دقیقا برای هک کردن همین نقاط ضعف طراحی شده اند.
ما فکر می کنیم در حال استفاده از یک ابزار رایگان هستیم اما در واقعیت، پلتفرم ها در حال فروش «تغییر تدریجی و نامحسوس در رفتار و ادراک ما» و به یک تعبیر جالب "آینده " مشترکان خود به تبلیغ دهندگان هستند. در این بازی برخلاف چیزی که شرکت های ارائه دهنده خدمات شبکه اجتماعی بازنمایی می کنند، ما کاربر نیستیم بلکه خود «محصول» محسوب می شویم.
۲. چرا در حالی که یوتیوب تضادها را بین مردم افزایش می دهد، همچنان گسترش آن مورد حمایت واقع شده است؟
پاسخ رو می توانیم در مدل درآمدی این پلتفرم ها پیدا کنیم و اون جواب «اقتصاد توجه» شاید باشد. مدل کسب وکار یوتیوب و پلتفرم های مشابه بر اساس مدت زمان حضور شما طراحی شده و الگوریتم ها متوجه شده اند که محتوای آرام و منطقی، آدم ها را زیاد پای صفحه نگه نمی دارد اما محتوای جنجالی، تندروانه و تضادآفرین احساسات (به ویژه خشم و ترس) را تحریک کرده و کاربر را ساعت ها در یک «لانه خرگوش» فرو می برد. بنابراین، گسترش آن توسط شرکت های فناوری و سهام داران حمایت می شود چون تضاد بیشتر مساوی است با درگیری بیشتر کاربر، و درگیری بیشتر مساوی است با سود مالی کلان تر.
۳. مردم در مورد الگوریتم چگونه فکر می کنند و حقیقت ماجرا چیست؟
مردم عوام و یا حتی به نظر بنده برخی از نخبگان عموما فکر می کنند الگوریتم یک ابزار خنثی، بی طرف و یک قطعه کد ساده است که فقط برای کمک به آن ها طراحی شده تا محتوای محبوب آن ها را پیدا کنند.
اما بر اساس این مستند حقیقت ماجرا این است که الگوریتم ها هوش های مصنوعی قدرتمندی هستند که هدف اصلی شان بهینه سازی برای درگیری است. آن ها مدل های پیش بینی کننده ای از ما می سازند تا بدانند چه چیزی ما را خوشحال، عصبانی یا افسرده می کند تا دقیقا همان محتوایی را به ما تزریق کنند که ما را آنلاین نگه می دارد. الگوریتم ها بی طرف نیستند؛ آن ها برای سودآوری شرکت ها برنامه ریزی شده اند.
۴. چرا سکوهایی در فضای مجازی ایجاد شده است که به ما اطلاعات غلط می دهند؟
هیچ مهندسی در ابتدا با هدف ساختن یک «ماشین تولید دروغ» کدنویسی نکرده همچون متخصصی که در مستند بیان کرد که ما «لایک» رو برای ابراز مهر و عشق ساختیم نه تایید و یا عدم تایید افراد! مشکل اینجاست که این سکوها برای انتشار چیزی بهینه سازی شده اند که بیشترین توجه را جلب کند.
طبق تحقیقاتی که در مستند هم به آن اشاره می شود، اخبار جعلی در توییتر ۶ برابر سریع تر از اخبار واقعی پخش می شوند. چرا؟ چون اخبار واقعی معمولا خسته کننده اند، اما اطلاعات غلط هیجان انگیز، عجیب و ترسناک طراحی می شوند بنابراین پلتفرم ها به درستی اطلاعات کاری ندارند، آن ها به میزان کلیک شدن آن اهمیت می دهند و یا به عبارتی هر چیزی که توجه کاربران را جلب کند، آن وایرال میشود سوای از اینکه اطلاعات آن غلط یا صحیح باشد! مثل اشاعه تئوری های توطعه و یک مثال جالب پیتزا گیت که در این مستند به آن اشاره شد.
۵. برخی از شایعاتی که در خصوص کرونا در شبکه های اجتماعی منتشر شد تا از طریق اطلاعات نادرست درآمد ایجاد کند، چه بود؟
در دوران پاندمی کرونا، ما شاهد اوج این فاجعه بودیم چون ترس عمومی بهترین فرصت برای سودآوری بود. شایعاتی مثل «ارتباط دکل های 5 جی نسل پنجم ارتباطات همراه با شیوع یا تشدید ویروس کرونا»، «فروش داروها و معجون های عجیب و غریب به عنوان درمان قطعی»، «ادعای وجود میکروچیپ در واکسن ها برای کنترل ذهن» و... به شدت وایرال شدند.
تولیدکنندگان این محتواها با جذب میلیون ها بازدید، درآمدهای تبلیغاتی هنگفتی به جیب زدند و پلتفرم ها هم سهم خود را برداشتند، در حالی که این اطلاعات غلط در دنیای واقعی به قیمت جان انسان ها تمام شد.
۶. شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاری ویدئو چگونه به دموکراسی آسیب می زنند و خشونت را ترویج می کنند؟
این شبکه ها ما را در «حباب های فیلتر» و «اتاق های پژواک» محبوس می کنند بدین معنی که هر کس فقط محتوایی را می بیند که باورهای قبلی اش را تایید می کند پس نتیجه این می شود که ما دیگر یک «حقیقت مشترک» نداریم. وقتی من و شما دو دنیای کاملا متفاوت با اخبار کاملا متضاد را در گوشی هایمان می بینیم، امکان گفتگوی سازنده از بین می رود و طرف مقابل را نه یک مخالف فکری، بلکه یک هیولا می بینیم.
وقتی این قطبی سازی به اوج برسد، به راحتی به خشونت در دنیای واقعی تبدیل می شود (همان طور که در مستند به نقش فیس بوک در فاجعه و خشونت علیه مسلمانان روهینگیا در میانمار اشاره شد). دموکراسی نیازمند آگاهی، گفتمان و حقیقت مشترک است، چیزهایی که الگوریتم های فعلی در حال نابودی آن ها هستند.