Hamid Reza Sabet Nasab
دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه جامع امام حسین(ع)
6 یادداشت منتشر شدهفیلم «شبکه اجتماعی»؛ راوی یک کیس استادی از دگرگونی ارتباطات در قرن ۲۱

✍️ حمیدرضا ثابت نسب| فیلم شبکه اجتماعی The Social Network فیلمی درام به کارگردانی دیوید فینچر محصول سال ۲۰۱۰ ایالات متحده آمریکا ست. این فیلم درباره ایجاد شبکه اجتماعی فیس بوک و زندگی مارک زاکربرگ سازنده این سایت، در اینترنت و بر اساس کتابی با نام میلیاردرهای تصادفی نوشته بن مزریک (Ben Mezrich)، ساخته شده است.
وقتی این اثر را مشاهده می کنید، ماجرا خیلی فراتر از یک فیلم بیوگرافی یا سرگرم کننده است. این فیلم دقیقا مثل یک مطالعه موردی (کیس استادی) جذاب به ما نشان می دهد که چطور الگوهای ارتباطی ما در قرن بیست و یکم زیر و رو شد.
خالق منزوی بزرگترین شبکه ارتباطی!
تلخ ترین و شاید خنده دارترین پارادوکس داستان این است که بزرگترین ابزار ارتباطی دنیا را کسی می سازد که خودش در ساده ترین ارتباطات رودررو و درک احساسات دیگران لنگ می زند. این قضیه به خوبی نشان می دهد که ما انسان های مدرن چطور به ارتباطات از پشت صفحه مانیتور پناه برده ایم تا از دردسرها و پیچیدگی های ارتباط چشم توچشم فرار کنیم.
پایین آوردن ارزش دوستی تا حد یک عدد
یادتان هست کلمه «دوست» قبلا چه بار معنایی و عاطفی عمیقی داشت؟ کاری که فیس بوک کرد این بود که این مفهوم را تا حد یک کلیک و یک عدد در گوشه پروفایل پایین آورد. روابط انسانی رسما تبدیل به یک پایگاه داده شد. در مطالعات فرهنگی به این روند می گوییم «کالایی شدن»؛ یعنی جایی که احساسات و روابط اجتماعی هم شبیه به یک محصول قابل اندازه گیری می شوند.
ترفند انحصار و کلاس گذاشتن دیجیتال
اوایل کار، فیس بوک فقط برای کسانی باز بود که ایمیل دانشگاه هاروارد را داشتند. این یک کلک روان شناختی فوق العاده بود. آدم ها همیشه دوست دارند حس کنند به یک گروه خاص و رده بالا تعلق دارند. همین انحصار اولیه باعث شد بقیه برای ورود به این شبکه و ساختن هویت دیجیتالشان سر و دست بشکنند تا پایگاه اجتماعی یا اصطلاحا کلاس خودشان را بالا ببرند.
دعوای سنت و هکرهای قانون شکن
در طول فیلم ما مدام درگیری دو جهان بینی را می بینیم. از یک طرف برادران وینکلواس که نماینده آدم های رسمی، پایبند به اخلاق کلاسیک و چارچوب دار هستند، و از طرف دیگر زاکربرگ و شان پارکر که نماینده فرهنگ سیلیکون ولی با شعار «سریع حرکت کن و ساختارها را بشکن» به حساب می آیند. فیلم خیلی زیبا نشان می دهد که چطور تکنولوژی جدید، اخلاقیات و ساختارهای سنتی را دور زد و قواعد خودش را نوشت.
کنکاش در زندگی بقیه؛ سوخت اصلی شبکه های اجتماعی
یکی از نقاط عطف داستان جایی است که متوجه می شوند کلید ماجرا، اضافه کردن گزینه «وضعیت تاهل» (سینگل یا در رابطه بودن) است. این یعنی موتور محرک این پلتفرم از همان روز اول روی «کنجکاوی اجتماعی» و به زبان ساده تر، سرک کشیدن در زندگی دیگران تنظیم شد. این دقیقا همان چیزی است که امروزه به عنوان «اقتصاد توجه» می شناسیم.
در نهایت، برداشت من این است که «شبکه اجتماعی» داستان ساخته شدن یک وب سایت نیست، بلکه روایت تغییر شکل خود ماست. شبکه ای که قرار بود دنیا را به هم وصل کند، روی پایه هایی از حسادت، رقابت، احساس طردشدگی و خشم سازنده اش بنا شد؛ مفاهیمی که هنوز هم به وضوح در دی ان ای (DNA) شبکه های اجتماعی امروز دیده می شوند.