Durmohammad Dadkhoah
6 یادداشت منتشر شدهتحلیل و بررسی سیاست آموزشی دختران افغانستان پس از ۲۰۲۱؛ بر اساس مدل چندگانه جان کینگدون
درمحمد دادخواه
درآمد
حق آموزش یکی از اساسی ترین حقوق افراد در جامعه است. این حق، افرادی را که از نظر اقتصادی و اجتماعی به حاشیه رانده شده اند را قادر می سازد تا از فقر رهایی یافته و در جامعه مشارکت داشته باشند. حق آموزش به عنوان بنیادیترین حقوق اساسی افراد در اعلامیه حقوق بشر (۱۹۴۸) و دیگر اعلامیه ها گنجانیده شده است.(Unesco,2025 Banned from education) آموزش بطور عام، و آموزش دختران به طور خاس، یکی از مهم ترین مسله های سیاست گذاری عمومی در افغانستان بوده است. پس از فروپاشی حکومت دور اول طالبان، دولت افغانستان با حمایت جامعه جهانی توسعه آموزش دختران را در اولویت قرار داد. این روند در طی ۲۰ سال به صورت تدریجی، سیاست آموزشی در کشور را تقویت و زیرساخت های نهادی در این زمینه را، توسعه داد. در چارچوب سیاست آموزشی حکومت جمهوریت در افغانستان، زنان حق آموزش، کار و تحصیل را دریافت کردند. تقریبا دو دهه پس از ۲۰۰۱ بخش آموزش عالی افغانستان، به سرعت گسترش یافت. افغانستان در این زمان وارد دوره بازسازی سریع سیستم آموزشی عالی خود شد. زنان به طور فزاینده ای وارد دانشگاه ها و فضای آموزشی شدند(Dawodi, Mursal and Bakthash Ahmad Jawid 2021) اما پس از بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱، این سیاست با تغییرات اساسی مواجه شد. طوری که سیستم آموزشی برای زنان و دختران، با رویکرد محافظه کارانه گروه طالبان، از هم پاشید. دختران تا صنف/کلاس ششم حق آموزش دریافت کردند؛ و بیشتر از آن منع گردید. ممنوعیت آموزش متوسطه دختران، حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان را از تحصیل مرحوم کرد.فراتر از محرومیت، این وقفه طولانی (از ۲۰۲۱ تا کنون) باعث از دست رفتن عمده سواد، تشدید نابرابری و از بین رفتن دستاوردها شده است (unesco, 2025 Afghanistan Education Situation Report).
موضوع آموزش و سیاست آموزشی، در حال حاظر یکی از دغدغه های مهم سیاست گذاری در حکومت گروه طالبان به چشم می خورد، که اغلب در نگاه رسانه ها بعنوان مسله مهم و اساسی در افغانستان کنونی، لاینحل باقی مانده است. این مسله را ما در قالب چاروب نظری جان کینگدون به عنوان نزدیک ترین نظریه در فرایند و ساختار سیاست گذاری آموزشی در افغانستان، انتخاب نمودیم. مابقی نظریات در سیاست گذاری عمومی نمی توانست، آنچه ما بخواهیم را تشریح دهد.
چارچوب نظری: مدل جان کینگدون
بر اساس نظریه جریان های چندگانه جان کینگدون، سیاست گذاری زمانی رخ می دهد که سه جریان مستقل شامل: جریان مسئله، جریان سیاست و جریان سیاسی با یکدیگر همگرا شوند و پنجره سیاستی را که در واقع فرصت برای سیاست گذاری است را باز کند. جریان مسله به این معنی است که یک موضوع به یک دغدغه و یا مسله عمومی تبدیل شده است و نیاز به راه حل دارد. جریان سیاست نیز راه حل های سیاستی را توسط کارشناسان و سیاست گذاران، پی گیری می کند که در واقع بستگی به فرصت های سیاستی دارد. در مرحله سوم، جریان سیاست و قدرت، وجود شرایط سیاسی، افکار عمومی و حمایت نخبگان، از اهمیت خاص برخوردار است. (Kingdon,J.W. 1984) بر این اساس جریان چندگانه جان گینگدون، زمانی که این سه مورد بهم پیوند می خورند، مرحله به نام «پنجره سیاسی» باز می شود که امکان اتخاذ یک سیاست برای حل یک مسله را فراهم می سازد. در زیر به بررسی این موارد در سیاست آموزشی دختران در افغانستان پس از ۲۰۲۱ می پردازیم.
جریان مسئله (Problem Stream)
وضعیت سیاسی افغانستان از زمان به قدرت رسیدن طالبان در اگوست ۲۰۲۱، تاثیرات نگران کننده ای بر حق آموزش برای میلیون ها افغانستانی، به ویژه زنان و دختران داشته است. افغانستان در حال حاضر تنها کشور در جهان است که دختران از رفتن به مدرسه، محروم اند (Unesco,2025 Banned from education).
مدل کینگدان توجه به مشکل عمومی به عنوان مسله را با ارایه شاخص ها، آمار و بازخوردها تعریف می کند. در سیاست آموزشی زنان در افغانستان این موارد با شاخص ها نرخ ۷۰ فیصد بی سوادی زنان و نرخ بالای مرگ و میر مادران به دلیل نااگاهی. رویداد های کانونی چون سرکوب اعتراضات زنان در ۲۰۲۲ و بازخورد های گزارش های سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل، قابل بررسی است.
جریان خط مش(policy Stream)
جریان سیاسی در این مرحله از مدل کینگدون می گوید که خط مش ها به عنوان راه حل مسله، توسط کارشناسان، محققان و تحلیل گران تولید و ارایه می شوند. این طراحان، منتظر فرصت می مانند، اگرچه کارشنان سودمند نباشد. در قبال سیاست آموزشی دختران پس از ۲۰۲۱ در افغانستان تنها راه حل های که برای حل این مسله در نظر گرفته شده است، ایجاد مدارس خانگی و مخفی، آموزش از راه دور (آنلاین)، کمک های بشردوستانه نهادهای امدادی چون بنیاد آقاخان در افغانستان، برنامه های آموزشی دینی (مبتنی بر مسجد و مدرسه های دینی) است، که هیچکدام نتوانسته پنجره فرصت را به درستی باز نماید
جریان سیاست(Politics Stream)
در این مرحله، مدل کینگدون می گوید که عوامل سیاسی شامل: خلق و خوی ملی (افکار عمومی)، تغییرات دولت (انتخابات، کودتا و جنگ)، و فشار های گروه های ذینفوذ، جریان سیاسی مسله را تغییر می دهند. با توجه بر این مرحله در افغانستان:
طالبان در قدرت باقی هستند. و اراده سیاسی برای بازگشایی مدارس وجود ندارد.
عدم اجماع بین المللی کشورها در قبال سیاست های طالبان. کشورهای غربی نتوانستند و نمی توانند تحریم در مقابل تعامل را وسیله ای برای بازگشایی مدارس دختران در افغانستان روی دست گیرند.
افکار عمومی به هیچ عنوان فرصت برای نقد و بازپرس گروه حاکم در قبال قدغن کردن آموزش برای دختران، را ندارد.
گروه های ذینفوذ مانند روحانیون محافظه کار، اگر با سیاست آموزشی طالبان موافق نباشند، قطعا ابزار و قدرت برای تحمیل اراده به گروه حاکم در افغانستان را ندارند.
پنجره سیاستی(Policy window)
با توجه بر مدل فوق، پنجره سیاسی همان لحظه ای از فرصت است که با پیوند این سه جریان (مسله، راه حل و اراده سیاسی)، باز یا بسته می شود. هرگاه هر سه جریان نتوانند پنجره را برای مدت باز نگه دارند، ممکن تا سال های بعد بسته بماند و تغییر در اوضاع سیاست اتفاق نیفتند. کینگدون در دو حالت پنجره را باز یا بسته می داند:
تغییر در جریان مسله: مانند تحولات مهم چون ساختار نظام سیاسی، کودتا یا تحول در افکار عمومی.
تغییر در جریان سیاست: مانند یک فاجعه قوی که توجه محیط بیرونی و کشورها را به خود جلب نماید.
حالا پنجره سیاستی، در ارتباط به سیاست آموزشی دختران در افغانستان پس از ۲۰۲۱، کاملا بسته است. از اوت ۲۰۲۱ به بعد که طالبان به قدرت تکیه زدند، جریان سیاست به طور کامل مانع باز شدن پنجره سیاستی شد. هیچ نوع تحرک نمی تواند در مقابله با قدرت طالبان، این پنجره به عنوان فرصت سیاسی برای تغییر را باز نماید.
سوال این است که پنجره سیاست آموزشی در افغانستان تا چه مدت بسته خواهد ماند؟! آیا در آینده باز می شود یا نه؟ پاسخ بعنوان یک فرضیه بر این سوال، شاید است. هرگاه:
فشارهای بین المللی در برابر طالبان، شدید و متمکز گردد، (تغییر در جریان سیاسی)؛
بحران انسانی (بی سوادی، فقر، جرم و...) به فاجعه اجتماعی تبدیل شود، (تغییر در جریان مسله)؛
شکاف داخلی و مقاومت گرو ها و جبهه های مخالف آن ها شدت بگیرد، ( تغییر در جریان سیاست)، تغییرات در سیاست آموزشی و کل نظام سیاسی، خواهد آمد.
کارآفرینان سیاستی (Policy Entrepreneur)
مطابق نظریه، کارآفرینان سیاستی افراد هستند که منتظر باز شدن پنجره سیاستی می مانند؛ و وقتی پنجره باز گردید، به عنوان یک کنشگر فعال راه حل های خود را ارائه می دهند. با سه ویژگی فعالیت می کنند: تخصص – پشتکار و شبکه ارتباطی.
در افغانستان کارآفرینان چون فعالان رسانه ای، سازمان های بین المللی (یونیسف، یونیسکو و...) و غیره به دنبال بازتاب مشکلات آموزشی دختران در جهان هستند؛ اما از اینکه جریان سیاست (طالبان و قدرت آن ها) در مقابل تغییرات را نمی پذیرد، عملا پنجره سیاستی برای کارآفرینان بسته می ماند.
برآمد
جریان چندگانه جان کینگدون به عنوان نزدیک ترین نظریه در سیاست گذاری عمومی، برای مسله آموزش وحق تحصیل دختران در افغانستان بعد از ۲۰۲۱، می تواند تحلیل کاربردی ای از چگونگی حل مسله را بیان کند. این مدل به خوبی جریان مسله سیاستی آموزش دختران در افغانستان را بیان می کند. اما از اینکه جریان سیاسی و جریان سیاستی، عملا نمی تواند پنجره سیاسی را باز نگهدارد، پاسخ احتمالی به حل دغدغه و یا مسله آموزشی دختران را ارایه می کند.
July 3, 2026
منایع:
1) Dawodi, Mursal and Bakthash Ahmad Jawid (2021) Female student population at Kabul University before the 2021 Ban: Trends, Gender parity and faculty – Level Dynamics
2) Kingdon, J.W. (2011). Agendas, Alternatives, and Public Policies.
3) Unesco, (2025) Afghanistan Education Situation Report
4) Unesco, (2025) Banned from education: A review of the tight to education in Afghanistan