Durmohammad Dadkhoah
6 یادداشت منتشر شدهسیاست روایتی چیست؟ و چگونه طالبان از آن در افغانستان مستفید می شوند؟
درمحمد دادخواه
این سوال در مباحث سیاسی مهم است که: سیاستگذاران با چه کنش و رویکرد، در وادی سیاستگذاری، دست به سیاست می زنند؟ پاسخ این سوال ساده نیست. برخی می گویند سیاست کنش عقلانی و فرایندی و ساختاری (محصول دانش تخصصی) است. یعنی ما باید سیاست را از مطالعه و آگاهی فنی این رشته، به چنگ بیاوریم و سپس در مراحل چندگانه پیاده کنیم. برخی دیگر بر این باوراند که سیاست حاصل تفاهم و ائتلاف جمعی است؛ اگرچه ائتلاف کننده گان با تخصص و عقلانیت عمل نکنند (مانند جنگیدن، زور و سلطه). در این نگاه، سیاست استفاده از ابزارهای نامشروع برای رسیدن به قدرت است.
طیف دیگر، سیاست را نه علم و نه زور؛ بلکه روایت و هنر داستان پردازی می دانند. این یعنی سیاست حاصل روایت هایست که سیاست مداران و یا سیاستگذاران، برای اجرایی کردن تصمیمات خود از آن استفاده می کنند. در این صنف، لازم نیست متولیان سیاستگذاری دانش و تخصص داشته باشند؛ بلکه کافیست هنر سرگرم کردن را بلد باشند. رویکرد روایتی، عقلانی و فرایندی بودن سیاست را زیر سوال می برد. این مفهوم در سیاستگذاری عمومی به نام «نظریه روایتی سیاستگذاری» و در جامعه شناسی سیاسی و دیگر رشته های علوم سیاسی به نام «جنگ روایتی» معروف است.
در روایت پردازی، ابزار چنگی شما سرهم کردن روایت هاست. رسانه ها و فعالان رسانه ای طرفدار، قوی ترین ابزار برای پیاده کردن این سیاست است. در نظریه سیاست روایتی، بازیگران و رقبا، در وادی مبارزه، برایند سیاست ها را به نفع خود برای توده ها روایت می کنند. هرکدام با پروپاگندا، کنش سیاستی خود را مشروع و مقبول و قابل قبول، جلوه می دهند؛ در حالی که در اصل آن طور نیست. برای مثال سیاست طالبان در افغانستان، یک سیاست روایتی است. آن ها با روایت پردازی توسط بازیرگران سیاسی (که در سیاست گذاری عمومی به آن ها جامعه سیاستی یا زیرسیستم های سیاستگذاری می گویند) چون ملاهان مساجد، فعالان رسانه ای این گروه، مدارس دینی زنان، لابی های بین المللی و دیگر گروه ها، جایگاه و پایگاه خود نزد مردم را، قوی جلوه داده اند.
طالبان با روایت های سیاستی، حیات سیاسی خود را بیشتر کرده اند. این گروه با روایت پردازی برای توده مردم در قالب برنامه های ساخت وساز، امنیت نظامی، کم کردن فساد و دیگر روایت ها، طبقه عوام و محروم از آگهی سیاسی را مجذوب و طرفدار خود می کنند. این روش برای طالبان از چند لحاظ مفید و کابردی عمل کرده است. نخست اینکه در سیاست روایتی، طالبان از تکنیک «امنیت» به مثابه سیاستگذاری قوی، استفاده می نمایند. طالبان حتی با وجود مشکلات حقوق بشری، اقتصادی و اجتماعی در افغانستان، روایت امنیت را بر کل ساختار سیاستگذاری در کشور، تعمیم داده اند. این روایت ضمن تثبیت قدرت داخلی این گروه، برای کاهش فشارهای بین المللی علیه آن ها نیز مفید بوده است. پروژه نمادین مبارزه طالبان با داعش خراسان، از مهم ترین روایت سازی این گروه در سیاست روایتی حکومت آن ها بوده است. این گروه روایت امنیت محور خود را، از طریق پروژه های فرهنگی چون جذب سیاحان و گردشگران خارجی، به شدت تبلیغ کرده اند.
دوم، روایت ساخت و ساز نمادین؛ طالبان از این تکنیک درقبال مسله مشروعیت خود در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی سود برده اند. در سطح داخلی، پروژه های ساخت و ساز طالبان عوام و طبقه توده را سرگرم و مطیع این می کند، که حکومت طالبان به فکر انکشاف پروژه های زیرساختی کشور است. در حالی که این حد اقل از مصارف کمک های نقدی بین المللی در کشور است. در سطح منطقه ای و بین المللی، طالبان از این روایت برای نزدیک تر ساختن کشورها به سمت مشروعیت سیاسی، استفاده می کنند.