کاغذبازی و شکستن کمر بازارهای مالی

14 تیر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 28 بازدید

سلام به همه همراهان عزیز. امروز در اول صحبت می خواهم شما را به یک سفر زمانی ببرم. سال ۱۹۶۸، نیویورک، قلب وال استریت.


تصور کنید بازار بورس در اوج رونق است، قیمت ها بالا می روند و حجم معاملات روزانه به شکل بی سابقه ای به ۱۲ میلیون سهم در روز رسیده است. همه چیز عالی به نظر می رسد، درست است؟ اما پشت صحنه، یک فاجعه در حال رخ دادن بود. در آن زمان، هر معامله ای که انجام می شد، باید روی کاغذهای فیزیکی ثبت، مهر و موم و با پیک به دفاتر مختلف فرستاده می شد.


حجم کاغذها آن قدر زیاد شد که کارمندان وال استریت دیگر نمی توانستند آن ها را دسته بندی کنند. اتاق های معاملاتی پر شده بود از گونی های معلق کاغذ، اسناد گم شده و چک های نقد نشده! وضعیت به قدری بحرانی شد که بورس نیویورک مجبور شد برای عقب نماندن از حجم کار، چند روز در هفته بازار را کاملا تعطیل کند! به این رویداد در تاریخ اقتصاد می گویند «بحران کاغذبازی» (Paperwork Crisis).


چرا این داستان را تعریف کردم؟ چون امروز، در سال ۲۰۲۶، تاریخ در حال تکرار است، اما در یک سطح هوشمندتر. دفترچه های قانونی و سرورهای متمرکز قدیمی، دیگر کشش حجم معاملات و سرعت دنیای دیجیتال را ندارند. به همین دلیل است که پل اتکینز، رئیس جدید SEC (کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا)، اعلام کرد که این سازمان در حال برداشتن قدم های تاریخی برای انتقال بازارهای مالی به روی زنجیره یا همان On-chain از طریق «پروژه کریپتو» (Project Crypto) است. آمریکا فهمیده که برای فرار از بحران های ساختاری، باید دارایی ها را «توکنیزه» (Tokenize) کند. یعنی سهام و اوراق قرضه را از بند سرورهای سنتی رها کرده و به بلاک چین بسپارد.


اما این چه ربطی به ما در ایران دارد؟

وقتی این اخبار را می شنویم، نباید فکر کنیم این یک بازی لوکس مدیریتی در نیویورک است. اتفاقا مدل اقتصاد On-chain و توکنیزه سازی دارایی ها (RWA)، یک لزوم حیاتی و راهبردی برای اقتصاد امروز ایران است. به سه دلیل اقتصادی مهم:


دلیل اول: بزرگ ترین چالش اقتصاد ایران، انزوای مالی و بانکی ناشی از تحریم هاست. سیستم های سنتی مثل سوئیفت برای ما قفل هستند. اما ویژگی ذاتی بازارهای On-chain، «بدون مرز بودن» (Borderless) آن هاست. اگر ما بتوانیم دارایی های واقعی خودمان را—از معادن و فرآورده های نفتی گرفته تا املاک و مستغلات—روی شبکه بلاک چین توکنیزه کنیم، راهی موازی و کاملا شفاف برای جذب سرمایه گذاران بین المللی، بدون نیاز به واسطه های بانکی سنتی، خلق کرده ایم.


دلیل دوم: در ایران همیشه با پدیده ای به نام «نقدینگی سرگردان» مواجهیم که یک روز وارد بازار خودرو می شود، یک روز دلار و یک روز طلا، و در نهایت تورم ایجاد می کند. چرا؟ چون بازارهای مولد ما مثل بورس، ساختار منعطف، شفاف و جذابی برای همه مردم ندارند. توکنیزه کردن دارایی ها به زبان ساده یعنی دارایی های بزرگ را به بخش های بسیار کوچک (Micro-shares) تبدیل کنیم. یک شهروند می تواند با حتی ۵۰ هزار تومان، بخشی از یک پروژه بزرگ صنعتی یا یک ملک تجاری را به صورت توکن بخرد. این یعنی هدایت نقدینگی به سمت تولید با بالاترین سرعت و کمترین بروکراسی.


دلیل سوم: بسیاری از چالش های اقتصادی ما ناشی از «عدم تقارن اطلاعات» و رانت است. وقتی دارایی ها و قوانین تنظیم گری آن ها روی زنجیره (On-chain) تعریف شوند، قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) جایگزین کارمند و مجری قانون می شوند. قانون به صورت خودکار و بدون تبعیض اجرا می شود، دستکاری در صورت های مالی بورس غیرممکن می گردد و اعتماد آسیب دیده سرمایه گذاران به بازار سرمایه بازمی گردد.


نتیجه گیری

پروژه کریپتو در آمریکا به ما یادآوری می کند که حکمرانی دیجیتال دیگر یک انتخاب نیست، یک الزام برای بقاست. اگر کشورهای پیشرفته برای سرعت و کارایی بیشتر به سمت بازارهای On-chain حرکت می کنند، کشوری مثل ایران برای زنده ماندن اقتصادش و عبور از محدودیت های ژئوپلیتیک به این فناوری نیاز دارد. ما چاره ای نداریم جز اینکه از عصر کاغذبازها و سامانه های قطع و وصل شونده ی سنتی، به عصر اقتصاد روی زنجیره هجرت کنیم.


به نظر شما، آیا ساختار مدیریتی و نهادهای ناظر در ایران، شهامت و دانش پذیرش این چرخش پارادایم را دارند؟ قضاوت با شما!


ممنون که تا پایان این یادداشت همراه من بودید. 

تیر ماه 1405