معیشت در میانه بحران؛ تاملی بر گزاره «باید از است بر نمی خیزد» در اقتصاد جنگ زده ایران

معیشت در میانه بحران؛ تاملی بر گزاره «باید از است بر نمی خیزد» در اقتصاد جنگ زده ایران
در فلسفه باستان، پارمنیدس، فیلسوف یونانی، با این استدلال که «هیچ چیز از نیستی پدید نمی آید»، هرگونه تغییر و شدن را انکار می کرد و هستی را امری ثابت و لایتغیر می دانست . این گزاره که در طول تاریخ تفکر بشری، فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته، امروز در شرایط جنگی که ایران با حمله هم زمان اسرائیل و آمریکا مواجه شده، معنایی تازه و تلخ می یابد. گزاره ای که زمانی در خدمت اثبات «هستی» بود، اکنون می تواند در توصیف «بحران» به کار آید: «باید»ی که بر دوش خانواده های ایرانی سنگینی می کند، از «است»ی که در آن زندگی می کنند، برنمی خیزد.
زمانی که جنگ، اقتصاد را هدف می گیرد، دیگر نمی توان از «بایدها»ی اقتصادی سخن گفت؛ چراکه «هست» میدان نبرد، تمام قواعد بازی را تغییر می دهد. خانواده های ایرانی امروز در پارادوکسی گیر کرده اند که در آن، تهدید موشکی و تحریم های فلج کننده، «است» جدیدی را رقم زده است که با هیچ «باید»ی در برنامه های توسعه یا وعده های مسئولان همخوانی ندارد.
تصویر امروز اقتصاد خانواده در ایران، تصویر سفره هایی است که هر هفته جمع تر می شود. گزارشی میدانی نشان می دهد که قدرت خرید یک خانواده ایرانی در مواجهه با افزایش قیمت ها، به حدود یک سوم سال قبل کاهش یافته است؛ به طوری که با مبلغی که پارسال سه عدد مرغ خریداری می شد، امروز به زحمت می توان یک عدد مرغ تهیه کرد . این تنها یک آمار نیست؛ این «است» جدید زندگی روزمره است.
هرچند مقامات دولتی بر افزایش ۶۰ درصدی حداقل دستمزد در اسفندماه تاکید دارند ، اما واقعیت میدان، چیز دیگری می گوید. قیمت ها هفتگی افزایش می یابند، در حالی که دستمزدها سالانه تعدیل می شوند . این شکاف میان «باید» دستمزد و «است» تورم، خانواده ها را در شرایطی قرار داده که مجبورند برای تامین کالاهای اساسی، از پس انداز خود خرج کنند؛ البته اگر پس اندازی وجود داشته باشد .
در مقابل این فشارها، دولت با طرح هایی مانند « کالابرگ الکترونیک» و حذف ارز ترجیحی، به دنبال اعمال «باید»های اصلاحی خود بر اقتصاد است . اما این سیاست ها در شرایط تحریم و جنگ، نه تنها کارساز نیست، بلکه به بحران دامن می زند. به گفته تحلیلگران، منشا تورم کنونی، مجموعه ای از عوامل است؛ از آزادسازی قیمت ها و حذف ارز ترجیحی (که پیش از جنگ آغاز شد) تا تحریم های جدید ایالات متحده و ناامنی ناشی از حملات اخیر .
کارشناسان به صراحت به تاثیر منفی تحریم های یک جانبه بر معیشت خانواده ها اذعان کرده اند؛ تحریم هایی که دسترسی به کالاهای اساسی را محدود کرده و باعث کاهش قدرت خرید مردم شده است. این یعنی «است» تحریم و جنگ، چنان قدرتمند است که هر «باید» اقتصادی از پیش طراحی شده را زیر سوال می برد.
گزاره «باید از است بر نمی خیزد» در این میان، روایتی فلسفی از وضعیت امروز جامعه ایران است. وقتی قفسه های فروشگاه ها پر است اما سفره ها خالی، یعنی «است» توزیع با «باید» مصرف فاصله دارد. وقتی قیمت روغن خوراکی پنج برابر می شود و دید و بازدیدهای خانوادگی از هفته ای یک بار به سالی یک بار کاهش می یابد، یعنی «است» جنگ، «باید»های فرهنگ و اقتصاد را بازنویسی کرده است.
خانواده های ایرانی در این روزها، بیش از آنکه به دنبال تفسیر «باید»های اقتصادی از بالا باشند، با «است»ی دست و پنجه نرم می کنند که از دل تورم، تحریم و ناامنی برخاسته است. آنها برای بقا، «است» را می پذیرند و «باید»ها را به حاشیه می رانند. این یادداشت نه در مقام داوری که در مقام شرح «هستی» تلخ امروز است؛ هستی ای که در آن، هر «باید»ی در برابر «است» فلج کننده جنگ، رنگ می بازد و کارکرد خود را از دست می دهد.