آیا آرامش به هر قیمتی، موجب رضایت درونی می شود؟

6 مرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 112 بازدید

آرامش، واژه ای است که این روزها در جامعه واقعی و مجازی زیاد مورد بحث قرار می گیرد؛ آرامش برای بسیاری از انسانها و نه همه، به هدفی واحد تبدیل شده که برخی برای داشتنش حاضرند بهایی گزاف چون وجدان و... را قربانی آن نمایند؛ اما آیا همه از یک راه به آرامش می رسند؟ و اصلا آیا هر آرامشی ارزشمند است؟ رضایت مهمتر است یا آرامش؟


 هرچه انسان عمیق تر ببیند، درکش از محیط اطراف بیشتر باشد و وجدان بیدارتری داشته باشد، واکنش بیشتری نسبت به این معضلات نشان می دهد. کسی که در اجتماع، بی عدالتی، دورویی، ریا، چاپلوسی و فرصت طلبی را می بیند، چگونه می تواند به سادگی از کنار آنها بگذرد و آرام باشد؟ گاهی ناآرامی نه نشانه ضعف، بلکه نشانه زنده بودن وجدان است.


در مقابل، انسان هایی هم هستند که آرامش خود را در سازگار شدن با هر شرایطی می بینند؛ همان هایی که بعنوان مثال، امروز تا می توانند از مدیری تعریف و تمجید می کنند، او را دلسوز، توانا و بی بدیل می نامند، اما کافی است احساس کنند فردا قدرت به دست دیگری خواهد افتاد؛ ناگهان صدوهشتاد درجه تغییر رویه و نظر می دهند و باز اگر دریابند که همان مدیر قبلی دوباره قرار است سرکار باشد می چرخند تا به نقطه اول برسند، انگار نه انگار که تا دیروز طور دیگری می اندیشیدند و یا نقاب دیگری بر چهره داشتند؛ این تغییر رنگ، بیش از آنکه نشانه انعطاف باشد، یادآور خصلت موجودی به نام آفتاب پرست است؛ رنگ عوض کردن برای ماندن، نه برای حقیقت!!! کسانی که وقتی منافعشان در سیستمی تامین می شود؛ دیگر برایشان مهم نیست دیگران چه بر سرشان می آید؟!

 آرامشی که با معامله کردن حقیقت، وجدان یا شرافت به دست آمده، آیا آرامش واقعیست یا آرامش کاذب چیزی شبیه به بی حسی عمیق؟!

 مسئله اساسی این نیست که چه کسی آرام تر زندگی می کند؛ بلکه این است که هر کس، بهای آرامش خود را با چه چیزی می پردازد. گاهی آرامش، نتیجه خاموش کردن وجدان است و گاهی ناآرامی، هزینه ای است که انسان برای خاموش نشدن وجدان می پردازد. شاید در زمانه ای که باید خروشید، خشمگین شد و در برابر نادرستی ایستاد، آرام نشستن و فقط نظاره کردن، خود بزرگ ترین دلیل برای ناآرامی انسان های بیدار باشد. 

مهمتر از آرامش احساس رضایت درونیست، آنکسی که در مقابل ظلم و... آرام نمی نشیند از کار خود رضایت درونی دارد اما آنکه با هر سازی که زده می شود می رقصد، بیشتر از آنکه رضایت داشته باشد عروسک رقاص، نوازندگان است.