زیست عفیفانه؛ الگویی برای اعتلای شخصیت و امنیت اجتماعی

20 مرداد 1405 - خواندن 7 دقیقه - 36 بازدید


زیست عفیفانه؛ الگویی برای اعتلای شخصیت و امنیت اجتماعی

در جهان معاصر که هجمه ی ابزارهای رسانه ای، تعریف «آزادی» را به «لذت جویی فردی» تقلیل داده است، بازخوانی مفهوم «زیست عفیفانه» بیش از یک تکلیف دینی، یک ضرورت تمدنی برای حفظ سلامت روان و بقای نهاد خانواده است. زیست عفیفانه، فراتر از یک نوع پوشش ظاهری، یک استراتژی زیستی برای حفظ کرامت انسانی است؛ راهبردی که از سوی پیامبران الهی به عنوان بنیان سلامت جامعه معرفی شده است. زیست عفیفانه؛ ضرورت فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی جامعه امروز است.

در روزگاری که مرزهای اخلاقی در اثر سرعت ارتباطات، گسترش رسانه ها و الگوهای متنوع سبک زندگی بیش از هر زمان دیگر در معرض فرسایش قرار گرفته اند، سخن گفتن از زیست عفیفانه نه بازگشت به گذشته، بلکه بازخوانی یک حقیقت همیشه زنده و بنیادین است. عفاف، صرفا یک امر فردی یا مجموعه ای از باید و نبایدهای ظاهری نیست؛ بلکه شیوه ای از بودن، نگاه کردن، سخن گفتن، تعامل داشتن و زیستن است که کرامت انسان را پاس می دارد و جامعه را از سقوط در ورطه ی بی هویتی، افراط گری و لذت محوری بی مهار حفظ می کند. در حقیقت، زیست عفیفانه، هم یک فضیلت اخلاقی است و هم یک ضرورت اجتماعی. جامعه ای که در آن حیا، پاکدامنی، صداقت، احترام متقابل و مسئولیت پذیری تضعیف شود، دیر یا زود با بحران اعتماد، فروپاشی روابط انسانی، سستی خانواده و گسترش آسیب های روانی و اجتماعی روبه رو خواهد شد. از این منظر، عفاف فقط در پوشش خلاصه نمی شود؛ بلکه در رفتار، گفتار، ادبیات، نگاه، انتخاب ها و سبک ارتباط معنا پیدا می کند. عفاف در منطق قرآن و سنت قرآن کریم انسان را موجودی شریف و صاحب کرامت می داند و از او می خواهد که زندگی خود را بر پایه ی تقوا، پاکی و خویشتن داری بنا کند. در آیات متعدد، هم به حفظ نگاه، حفظ زبان و حفظ حدود اخلاقی سفارش شده و هم به پرهیز از اموری که زمینه ی سقوط اخلاقی را فراهم می کند. در آموزه های وحیانی، عفاف به معنای سرکوب فطرت نیست، بلکه هدایت آن به سوی مسیر درست و انسانی است. پیامبران الهی نیز همواره حامل پیام پاکی، اعتدال و کرامت بوده اند. سیره ی آنان نشان می دهد که انسان مومن، پیش از آنکه با ظاهر خویش شناخته شود، با وقار، ادب، صداقت و پاکی درونی شناخته می شود. در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام نیز حیا و عفاف از برجسته ترین نشانه های ایمان به شمار آمده است؛ زیرا انسان باحیا، مرز میان آزادی و بی بندوباری را می شناسد و اجازه نمی دهد که میل و هیجان، عقل و اخلاق را کنار بزند.

1. عفاف در آینه ی وحی؛ امنیت در سایه ی حیا: قرآن کریم، عفاف را در پیوند مستقیم با امنیت اجتماعی می بیند. خداوند متعال در آیه ۳۰ سوره نور، پیش از دستور به حجاب، دستور به «غض بصر» (کنترل نگاه) می دهد : «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم...» به مردان باایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزه تر است). در اینجا واژه ی «ازکی»، «زکات» به معنای رشد و نمو است. قرآن کریم می گوید عفاف، محدودیت نیست؛ بلکه عاملی برای رشد درونی و سلامت روانی فرد است. نگاه های رها، نه تنها امنیت دیگران را سلب می کند، بلکه خود فرد را نیز از آرامش دور کرده و انرژی های روانی او را در مسیرهای بیهوده هدر می دهد.

2. حیا؛ سد مستحکم اخلاقی:امام باقر (ع) در کلامی گهربار می فرمایند: الایمان و الحیاء مقرونان فی قرن، فاذا ذهب احدهما تبعه صاحبه» ایمان و حیا در یک ریسمان به هم بسته اند؛ چون یکی برود، دیگری نیز به دنبالش می رود . این روایت، یک اصل جامعه شناختی مهم را بیان می کند: اخلاق اجتماعی یک جامعه، بدون «حیا» فرو می پاشد. حیا، نیروی بازدارنده ی درونی (Self-control) است که انسان را از سقوط در رذائل باز می دارد. جامعه ای که حیا را «عقب ماندگی» معرفی کند، در واقع در حال خلع سلاح اخلاقی نسل های آینده ی خود است.

3. نوجوان و جوان؛ در جستجوی الگوی زیسته: جوان امروز در تعارض میان «الگوهای مجازی» و «ارزش های سنتی» سردرگم است. قرآن کریم در داستان حضرت یوسف (ع)، بهترین الگوی جوان عفیف را ارائه می دهد. یوسف (ع) در اوج قدرت و در شرایطی که هیچ نظارت بیرونی وجود نداشت، به دلیل «ایمان و حیا»، از گناه می گریزد. پیام این داستان برای نسل امروز این است که: زیست عفیفانه، زیست منفعلانه نیست؛ بلکه عالی ترین شکل قدرت اراده است. ما باید به جوانانمان بیاموزیم که «نه» گفتن به هوس های زودگذر، نشانه ی ضعف نیست، بلکه نشانه ی بلوغ فکری و عزت نفس است. همان طور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: العفه راس کل خیر، عفاف، سرآغاز تمام خیرهاست.

4. نقش خانواده؛ سنگر اول تربیت:خانواده مسئول مستقیم انتقال «فرهنگ عفت» است. اگر در کانون خانواده، ادبیات گفتاری میان والدین محترمانه نباشد، اگر پدر و مادر نسبت به رعایت حریم های اخلاقی بی تفاوت باشند، نمی توان انتظار داشت که فرزندان در محیط های عمومی، پایبند به اصول باشند. تربیت فرزند در عصر حاضر نیازمند «مهندسی عاطفی» است که نیاز مبرم به رعایت اصول ذیل را دارد:

_ تکریم شخصیت : فرزند باید احساس کند که «عفاف»، به دلیل ارزشمندی وجود اوست، نه صرفا یک تحمیل بیرونی

_ سواد رسانه ای: خانواده باید در مورد محتوای فضای مجازی گفتگو کند. بی تفاوتی خانواده ها نسبت به آنچه فرزندانشان در فضای مجازی می بینند و می شنوند، بزرگترین خیانت به زیست عفیفانه است

5. نفوذ فرهنگی و مسئولیت نخبگان امروز: دشمن با هوشمندی، مرزهای عفت را هدف قرار داده است. حاج علی اکبری در خطبه های خود به درستی اشاره کردند که گزارش های حمایت مالی از رفتارهای هنجارشکنانه، نشان دهنده ی یک «پروژه» است، نه یک «جریان طبیعی». پژوهشگران و نخبگان جامعه باید این نکته را تبیین کنند که «برهنگی و ترویج بی حیایی»، ابزاری برای تضعیف بنیان خانواده است. وقتی خانواده تضعیف شود، نظام اجتماعی متلاشی می گردد. همان طور که در روایات آمده است، جامعه ای که عفت را کنار بگذارد، در معرض عقوبت های الهی و اجتماعی قرار می گیرد؛ چرا که حیا، چتر امنیتی جامعه است.

با این تفاسیر ، زیست عفیفانه، پاسداشت «انسانیت انسان» است. این فرهنگ نه با زور و تحمیل، بلکه با «تبیین»، «الگوسازی»، «محبت هوشمندانه» و «ایجاد عزت نفس» در نسل جوان و جامعه نهادینه می شود. ما به عنوان والدین و پژوهشگران، وظیفه داریم چهره ی زیبایی از عفاف را به تصویر بکشیم؛ چهره ای که در آن، پاکی نه یک بند و زنجیر، بلکه بالی برای پرواز به سوی کمال، آرامش و کرامت پایدار است.

به قلم رقیه پورغفار/ 1405/05/18