جوانان و نوجوانان؛ آینده سازانی در معرض آزمون:

20 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 39 بازدید


جوانان و نوجوانان؛ آینده سازانی در معرض آزمون:

نوجوان و جوان امروز در میانه ی جریان های متعدد فرهنگی قرار دارد؛ از یک سو عطش هویت یابی، دیده شدن و تجربه کردن را دارد، و از سوی دیگر با سیلابی از پیام ها، تصاویر، الگوها و سبک های رفتاری مواجه است که گاه با فرهنگ اصیل او سازگار نیست. در چنین شرایطی، نمی توان تنها با نصیحت های کلی انتظار اصلاح داشت. جوان امروز بیش از هر چیز به الگوی زیسته، گفت وگوی صمیمانه، آموزش درست، اعتماد و همراهی نیاز دار . اگر نسل نوجوان و جوان را به درستی درک نکنیم، ممکن است به جای هدایت، دچار واکنش شویم؛ و واکنش های صرفا سخت گیرانه، بدون اقناع و محبت، گاه نتیجه ای معکوس به دنبال دارد. آنچه می تواند جوان را به عفاف و اخلاق نزدیک کند، نه صرفا ترس، بلکه فهم زیبایی پاکی است. باید برای او روشن شود که عفاف، محدودیت نیست؛ بلکه نوعی آزادی متعالی است؛ آزادی از اسارت نگاه دیگران، هوس های زودگذر و فشارهای تحمیلی فرهنگ مصرف زده.

نقش خانواده در تربیت فرزندان:

خانواده، نخستین مدرسه ی اخلاق و مهم ترین نهاد تربیت است. کودک و نوجوان، پیش از آنکه از مدرسه و جامعه بیاموزد، از خانه می بیند و می شنود. اگر در خانه احترام، آرامش، صداقت، پوشیدگی، ادب در سخن، مدیریت هیجان و مراقبت از مرزهای اخلاقی وجود داشته باشد، فرزندان نیز همان را به عنوان سبک زندگی می آموزند .تربیت عفیفانه با شعار محقق نمی شود؛ با رفتار والدین تحقق می یابد. پدر و مادر باید در گفتار خود از تحقیر، تمسخر، خشونت کلامی و بی ادبی پرهیز کنند. خانه ای که در آن زبان ها آلوده به طعنه، نگاه ها بی مهار و روابط آکنده از بی احترامی باشد، نمی تواند فرزندی باوقار و باحیا پرورش دهد. خانواده باید به فرزند خود بیاموزد که: ارزش انسان به ظاهر و نمایش نیست، بلکه به شخصیت و اخلاق اوست، هر سخنی را نباید گفت و هر تصویری را نباید پذیرفت؛ دوستی، ارتباط و حضور اجتماعی نیز نیازمند مرز و شان انسانی است؛ احساس عزت نفس، مهم تر از جلب توجه دیگران است.

گفتار، ادبیات و اخلاق؛ ستون های عفاف:

زیست عفیفانه فقط در پوشش و ظاهر متجلی نمی شود، بلکه در ادبیات گفتاری و اخلاق ارتباطی نیز خود را نشان می دهد. زبان آلوده، زبان بی پروا و نگاه تحقیرآمیز، با عفاف سازگار نیست. جوانی که به کرامت خویش آگاه باشد، در سخن نیز متین، محترمانه و سنجیده رفتار می کند.

امروزه بخشی از بحران های اخلاقی، نه از نبود دانش، بلکه از کمبود آداب ارتباط ناشی می شود. بی حوصلگی در گفتگو، خشونت در مجادله، سبک سری در شوخی، عادی سازی الفاظ ناپسند و نمایش گری افراطی در فضای مجازی، همگی زمینه ساز فرسایش اخلاق اند. عفاف، در برابر این روند، نوعی خودمهاری آگاهانه است؛ یعنی انسان می داند چه بگوید، چگونه بگوید و چه نگوید.

جامعه و مسئولیت مشترک: حفظ عفاف، وظیفه ی یک نهاد به تنهایی نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، نهادهای فرهنگی و حتی ساختارهای رسمی جامعه، همگی سهمی در صیانت از این سرمایه ی انسانی دارند. اگر الگوهای عمومی جامعه، مرزهای اخلاق را تضعیف کنند، از خانواده نیز انتظار معجزه نمی توان داشت. از همین رو، حمایت از فرهنگ عفاف باید به صورت هوشمندانه، عادلانه و اقناعی دنبال شود؛ نه با شعارهای مقطعی، بلکه با تقویت امید، هویت، معنویت و اعتماد اجتماعی. در برابر جریان هایی که می کوشند مرزهای اخلاق را تیره کنند، جامعه ی مومن و خردمند باید با آگاهی، استدلال، هنر، تربیت و الگوسازی پاسخ دهد. جوان امروز بیش از هر چیز، نیازمند منطق روشن و الگوی زیباست؛ الگویی که نشان دهد پاکی، وقار و حیا، نشانه ی عقب ماندگی نیست، بلکه نشانه ی رشد شخصیت و بلوغ انسانی است. لذا زیست عفیفانه، راهی برای حفظ کرامت انسان، تحکیم خانواده و آرامش جامعه است. عفاف، نه دشمن شادی است و نه مانع پیشرفت؛ بلکه زمینه ساز تعادل، سلامت روان، اعتماد اجتماعی و تعالی معنوی است. اگر خانواده ها، نهادهای آموزشی و فرهنگی، و همه ی آحاد جامعه، این حقیقت را درک کنند، می توان امید داشت که نسل جوان، با هویت روشن تر، رفتاری سنجیده تر و آینده ای امن تر وارد صحنه ی زندگی شود. جامعه ای که عفاف را جدی بگیرد، در واقع از انسان، خانواده و آینده ی خود پاسداری کرده است. و این پاسداری، یکی از روشن ترین جلوه های عقل، ایمان و مسئولیت پذیری جمعی است.

به قلم: رقیه پورغفار 1405/05/19