Milad hossein hashemi
27 یادداشت منتشر شدهآمایش سرزمین در عصر هوش مصنوعی؛ از نقشه کشی ایستا تا تصمیم گیری هوشمند
آمایش سرزمین در ایران سال هاست با یک مسئله بنیادین مواجه است: چگونه می توان میان جمعیت، فعالیت، منابع، زیرساخت و ظرفیت های محیطی سرزمین تعادل برقرار کرد؟ پاسخ به این پرسش دیگر صرفا با نقشه های سنتی، داده های پراکنده و برنامه های ثابت بلندمدت امکان پذیر نیست. سرزمینی که به سرعت تحت تاثیر تغییرات جمعیتی، توسعه شهری، بحران آب، تغییرات اقلیمی، مخاطرات طبیعی و تحولات اقتصادی قرار دارد، به نظامی نیاز دارد که بتواند این تغییرات را به صورت مستمر ببیند، تحلیل کند و نسبت به آینده واکنش نشان دهد.
اینجاست که هوش مصنوعی می تواند آمایش سرزمین را وارد مرحله ای متفاوت کند؛ نه به این معنا که ماشین جای برنامه ریز را بگیرد، بلکه به این معنا که توانایی انسان برای شناخت و تحلیل سرزمین چندین برابر شود.
مسئله فقط «داده» نیست؛ مسئله تبدیل داده به تصمیم است
امروز حجم بسیار زیادی از اطلاعات درباره سرزمین تولید می شود؛ از تصاویر ماهواره ای و داده های جمعیتی گرفته تا اطلاعات مربوط به حمل ونقل، منابع آب، کاربری زمین، زیرساخت ها، اقتصاد و محیط زیست. مسئله اصلی اما کمبود مطلق داده نیست؛ پراکنده بودن، ناهمگون بودن و استفاده ناکافی از داده هاست.
هوش مصنوعی می تواند این وضعیت را تغییر دهد. الگوریتم های یادگیری ماشین و روش های تحلیل مکانی قادرند حجم بزرگی از داده ها را هم زمان بررسی کنند، روابط میان متغیرها را شناسایی کنند و الگوهایی را نشان دهند که در تحلیل های سنتی به سادگی قابل مشاهده نیستند.
برای مثال، وقتی قرار است درباره توسعه یک شهر تصمیم گیری شود، نمی توان فقط رشد جمعیت را دید. باید هم زمان منابع آب، ظرفیت محیطی، شبکه حمل ونقل، اراضی کشاورزی، خطر سیل و فرونشست، دسترسی به خدمات، اشتغال و ده ها متغیر دیگر را در نظر گرفت. هوش مصنوعی می تواند این متغیرها را در یک مدل واحد وارد کند.
از پیش بینی گذشته به پیش بینی آینده
یکی از مهم ترین مزیت های هوش مصنوعی برای آمایش سرزمین، امکان حرکت از توصیف وضعیت موجود به سمت پیش بینی آینده است.
اگر بتوانیم بر اساس داده های سال های گذشته تشخیص دهیم که توسعه یک شهر در چه جهتی حرکت می کند، تغییر کاربری زمین با چه سرعتی رخ می دهد، کدام مناطق در معرض کم آبی قرار می گیرند یا کدام مناطق مستعد گسترش سکونتگاه ها هستند، می توان پیش از وقوع بحران برای آن تصمیم گرفت.
این تغییر بسیار مهم است.
برنامه ریزی سنتی غالبا پس از شکل گیری مسئله وارد عمل می شود؛ اما برنامه ریزی هوشمند تلاش می کند قبل از وقوع مسئله، مسیر احتمالی آن را شناسایی کند.
در چنین شرایطی، آمایش سرزمین دیگر فقط پاسخ به این سوال نیست که «امروز چه وضعیتی داریم؟» بلکه می پرسد: «اگر همین روند ادامه پیدا کند، پنج یا ده سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟»
سناریوها؛ مهم تر از یک پیش بینی قطعی
هوش مصنوعی قرار نیست آینده را با قطعیت پیش بینی کند. ارزش واقعی آن در این است که می تواند چند آینده محتمل را در برابر تصمیم گیرنده قرار دهد.
برای نمونه، درباره توسعه یک منطقه می توان سناریوهای مختلفی طراحی کرد:
- توسعه سریع شهری؛
- توسعه کنترل شده و متراکم؛
- توسعه مبتنی بر ظرفیت منابع آب؛
- توسعه صنعتی؛
- توسعه گردشگری؛
- یا ترکیبی از این گزینه ها.
سپس می توان پیامدهای هر سناریو را بر آب، محیط زیست، حمل ونقل، اشتغال، جمعیت و عدالت فضایی بررسی کرد.
در اینجا هوش مصنوعی به یک تصمیم یار فضایی تبدیل می شود؛ یعنی به جای اینکه به مدیر بگوید «این تصمیم را بگیر»، نشان می دهد که هر تصمیم چه پیامدهایی خواهد داشت.
عدالت فضایی؛ جایی که هوش مصنوعی می تواند بسیار مهم باشد
یکی از اهداف مهم آمایش، کاهش نابرابری های فضایی است. اما برای تحقق عدالت فضایی ابتدا باید بدانیم نابرابری دقیقا کجاست و چگونه شکل گرفته است.
ممکن است دو منطقه از نظر جمعیت تقریبا مشابه باشند، اما یکی از آنها به بیمارستان، مدرسه، حمل ونقل عمومی، اشتغال و زیرساخت مناسب دسترسی داشته باشد و دیگری از این امکانات محروم باشد.
تحلیل هم زمان داده های جمعیتی، اقتصادی و مکانی می تواند مناطق کم برخوردار را دقیق تر شناسایی کند و به سیاست گذار نشان دهد که منابع عمومی در کجا بیشترین اثر را خواهند داشت.
بنابراین هوش مصنوعی می تواند آمایش را از یک برنامه صرفا کالبدی به ابزاری برای توزیع عادلانه تر فرصت ها و خدمات تبدیل کند.
بحران آب؛ آزمون واقعی آمایش هوشمند
شاید یکی از جدی ترین حوزه هایی که ضرورت چنین رویکردی را در ایران نشان می دهد، مسئله آب باشد.
تصمیم درباره استقرار جمعیت، صنعت، کشاورزی و حتی توسعه شهری بدون توجه به ظرفیت منابع آب، می تواند در بلندمدت به تشدید بحران منجر شود.
یک سامانه هوشمند آمایش می تواند هم زمان وضعیت منابع آب، روند مصرف، تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت، توسعه صنعتی و تغییرات کاربری زمین را تحلیل کند و نشان دهد که کدام مناطق ظرفیت توسعه بیشتری دارند و کدام مناطق باید با محدودیت توسعه مواجه شوند.
این دقیقا همان جایی است که آمایش از یک سند روی کاغذ به یک ابزار واقعی حکمرانی تبدیل می شود.
اما هوش مصنوعی معجزه نیست
نباید تصور کرد که صرف خرید یک سامانه هوش مصنوعی، مسئله آمایش ایران حل خواهد شد.
اگر داده ها ناقص باشند، مدل نیز نتیجه مناسبی تولید نمی کند. اگر دستگاه ها داده های خود را به اشتراک نگذارند، سامانه هوشمند تصویر کاملی از سرزمین نخواهد داشت. اگر مدل ها بومی نباشند، ممکن است نتایج آنها با واقعیت های اجتماعی و جغرافیایی ایران سازگار نباشد.
از سوی دیگر، مسائل مربوط به امنیت داده، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و توضیح پذیری مدل ها نیز جدی هستند.
بنابراین آمایش هوشمند قبل از آنکه پروژه ای فناورانه باشد، پروژه ای حکمرانی است.
مدل مطلوب برای ایران
برای ایران می توان یک چرخه نسبتا روشن برای آمایش هوشمند تصور کرد:
داده های سرزمینی → یکپارچه سازی → تحلیل هوشمند → پیش بینی → سناریوسازی → تصمیم یار → سیاست گذاری و اجرا → پایش → به روزرسانی
در چنین مدلی، اطلاعات سرزمین دائما به روزرسانی می شوند، مدل ها روندها را تحلیل می کنند، سناریوهای مختلف ساخته می شوند، سیاست گذار پیامدهای تصمیم ها را می بیند و پس از اجرای سیاست نیز نتایج دوباره وارد چرخه می شوند.
این یعنی آمایش دیگر یک سندی نیست که یک بار تهیه شود و سال ها بعد دوباره مورد بازنگری قرار گیرد؛ بلکه تبدیل به یک سیستم یادگیرنده و دائما در حال اصلاح می شود.
جمع بندی
مسئله اصلی آمایش هوشمند، «هوش مصنوعی» نیست؛ مسئله اصلی هوشمند کردن تصمیم گیری درباره سرزمین است.
ایران برای توسعه پایدار به سامانه ای نیاز دارد که بتواند هم زمان جمعیت، اقتصاد، آب، محیط زیست، زیرساخت، مخاطرات و ظرفیت های مناطق را ببیند و پیامد تصمیم های مختلف را پیش از اجرا ارزیابی کند.
هوش مصنوعی می تواند چنین قابلیتی را فراهم کند؛ اما تنها زمانی که در کنار داده های معتبر، زیرساخت مناسب، همکاری نهادی، تخصص انسانی و حکمرانی موثر قرار گیرد.
آمایش سرزمین آینده دیگر صرفا روی نقشه انجام نخواهد شد؛ باید بتواند آینده سرزمین را شبیه سازی کند، پیامد تصمیم ها را بسنجد و پیش از آنکه بحران به واقعیت تبدیل شود، هشدار بدهد.