morteza afsahi
27 یادداشت منتشر شدهفریب زندگی های استوری شده و اینستائی رو نخوریم
یک نفر عکسی از پاهای تپل نوزادی را در توئیتر به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته: اگر می خواهید گاز بگیرید برید ته صف!
صدها نفر برای این پاهای بامزه غش و ضعف رفته اند. چند نفر نوشته اند همین فردا میرم «شوور»! می کنم، دو_سه نفر نوشته اند اصلا من به عشق همین پاها میخوام بچه دار شم و...
مردی روی نوک کوهی ایستاده و دست هایش را باز کرده و نوشته: زندگی یعنی فتح قله ها!
زنی در اینستاگرام عکسی از قرمه سبزی که پخته منتشر کرده و نوشته: هرکی هرچی دلش میخواد بگه. من عاشق اینم که برای همسرم قرمه سبزی بپزم، اونم بیاد بشینه موهامو ببافه.
دهها نفر نوشته اند: آره خوشبختی یعنی همین! خوشبختید شما... حسودیم شد... خوش به حال جفت تون... دلم برای خودم سوخت و ...
مردی عکسی از سوئیچ ماشینی که خریده را منتشر کرده و نوشته «بالاخره خریدمش». جماعتی لایک کرده اند که خوش به حالت و مبارکه و...
اینها همه برش هایی از زندگی هستند نه تمام آن. زندگی اسلایسی! آن بخش از زندگی که دست چین می کنیم و به واسطه ی شبکه های مجازی به دیگران اجازه می دهیم آن را ببینید و بسیاری بر اساس همین «اسلایس» ما را قضاوت می کنند.
بسیاری از آنها که برای آن پاهای تپل دوست داشتنی غش و ضعف می روند اگر همان کودک را به آنها بدهید که ساعت سه نصفه شب بیدار می شود، زار می زند، نمی خوابد، پوشکش نیاز به تعویض دارد، شیر می خواهد، خواب را از آدم می گیرد و... بعید است هنوز فقط به خاطر گاز گرفتن پاهایش به او وفادار بمانند و کماکان بچه بخواهند. کودک فقط گاز گرفتن نمی خواهد، احساس مسئولیت و مراقبت دائمی هم می خواهد. می توانید؟
این تصور که زندگی مشترک فقط آن لحظه است که بوی خوش قرمه سبزی در فضای خانه می پیچد یا مرد می نشیند به بافتن گیسوی زن، یک فانتزی زیباست اما وقتی عملی نمی شود بسیاری از همسران احساس ناکامی می کنند که پس چرا زن من قرمه سبزی نمی پزد؟ یا چون همسرم موهام رو نمی بافه پس دوستم نداره!
مردی که خسته از جدال در یک زندگی بی رحمانه به خانه می آید و هنوز ذهنش درگیر پرخاش رئیس و ضرر و زیان ناشی از معامله و ترافیک کشنده و بی ثباتی بازار و ... است دل و دماغی برایش نمی ماند که شب هنگام وقتی می رسد بنشیند به بافتن گیسو!
البته که اگر این کار را بکند عجب مرد نیکویی است اما اگر هم حال و حوصله اش را نداشته باشد دلیل بر فقدان عشق و دوست نداشتن همسر نیست. آن یک عکس که دیده اید هم نشان خوشبختی تمام وقت آن زوج نیست. فقط یک برش دست چین شده از یک زندگی است. یک اسلایس!
فتح قله ها لذت بخش است اما قبل از آنکه کسی روی نوک کوهی فاتحانه عکس یادگاری بگیرد، باید رنج بالا رفتن از آن را به جان بخرد. عرق ریختن، زمین خوردن، تحمل سرما و گرما، تاول زدن پا و... آن عکس فقط یک برش است. فقط یک اسلایس لذتبخش!
مردی که عکسی از سوئیچ ماشینش را به اشتراک گذاشته هم دشواری خریدن آن را که علنی نکرده. غبطه خوردن به آن لحظه گرچه واکنشی طبیعی است اما شاید اگر رنج رسیدن به این موفقیت را می دانستیم هرگز غبطه نمی خوردیم. این تنها یک برش از زندگی مرد است. یک اسلایس، نه تمام آن.
خلایق حق دارند هر اسلایسی از زندگی شان که دوست دارند را به نمایش بگذارند اما ما حق نداریم آن یک اسلایس را «تمام» زندگی شان فرض کنیم، دست به مقایسه اش با زندگی خودمان بزنیم و احساس ناکامی کنیم.
زندگی اسلایسی می تواند آفت آرامش مان باشد اگر باور نکنیم که بسیاری از عکس هایی که می بینیم و حرف هایی که می شنویم تنها برش هایی گزینش شده اند، نه تمام آن! خصوصا با این تورم افسار گسیخته و عده معدودی که سالی یکبار رستوران میروند و همون رو استوری میکنند...