Batol Ghorbani sini
کارشناس ارشد مهندسی گداخت هسته ای، نویسنده وپژوهشگر ریاضیات، فلسفه و...
205 یادداشت منتشر شدهانسان درخت نیست که در زمان پرباری سرفرود آورد.
«درخت هرچه پربارتر، سربه زیرتر» ضرب المثلی زیباست، اما آیا می توان آن را درباره ی انسان نیز به همان سادگی به کار برد؟
درخت، درخت است؛ طبیعت برایش تصمیم می گیرد. وقتی شاخه هایش زیر بار میوه سنگین می شوند، وزن بار آن ها را خم می کند و ناگزیر سر به پایین می آورند. درخت انتخابی ندارد؛ درخت مختار نیست؛ اگر بجای نیروی جاذبه زمین، نیروی جاذبه فضای بالا سرمان وجود داشت شاخه های پربار درختان به سمت آسمان قد علم می کردند؛ خم شدن شاخه های درخت پربار، نتیجه ی قانون طبیعت است، قوانین نیوتن؛ نه فضیلتی اخلاقی. اما انسان درخت نیست. اگر انسانی دانش، هنر و...یا تجربه ی فراوانی از هرچیزی را داشته باشد، هیچ قانون طبیعی او را مجبور نمی کند در برابر همه سر فرود آورد.
پربار بودن، الزاما به معنای فروتن بودن نیست. چه بسیار انسان هایی که آثار فراوانی آفریده اند، کتاب های بسیاری نوشته اند و دانش زیادی اندوخته اند، اما در برابر ظلم، تحقیر انسان ها و بی عدالتی سکوت کرده اند. آیا می توان چنین سکوتی را نشانه ی فروتنی دانست؟ اگر ثمره ی دانش انسان فقط در کتاب هایش باقی بماند و در برابر رنج انسان ها خاموش بماند، این ثمره شاید بیشتر به بار کتاب هایی شبیه باشد که حمالی آن ها را حمل می کند؛ سنگین، اما بی آنکه خود انتخابی داشته باشند که سرآخر این بار ، از کدامین مقصد سردرآورد ...
فروتنی نیز به معنای سر پایین انداختن در برابر همگان نیست. گاهی سربلند ایستادن بابت ثمرات و... و در برابر ظلم، نه غرور، بلکه نشانه ی کرامت است. انسانی که حقیقتی را می داند، اما از ترس یا مصلحت سکوت می کند، صرفا به دلیل دانا بودن، شایسته ی ستایش نیست.
شاید بهتر باشد این ضرب المثل را درباره ی انسان، کمی متفاوت بیان کنیم: هرچه انسانی پربارتر باشد؛ در تفکر و...عمیق تر می شود؛ نه لزوما سربه زیرتر.
زیرا درخت به حکم طبیعت خم می شود، اما انسان باید خودش انتخاب کند که کجا سر فرود آورد و کجا سربلند بایستد.