مرز بندی نسبی میان ارزش و ضد ارزش

4 شهریور 1405 - خواندن 2 دقیقه - 188 بازدید

بین ارزش و ضد ارزش، هیچگاه، مرز روشن و تغییرناپذیر وجود نداشته است، آنچه امروز ارزشمند است، ممکن است در زمانی دیگر بی ارزش یا حتی ضد ارزش تلقی شود؛ همان گونه که رفتاری که در یک فرهنگ ناپسند است، ممکن است در فرهنگی دیگر نشانه ای از بی باکی، شجاعت یا احترام باشد. گویی ارزش ها بیش از آنکه در ذات اشیا و رفتارها ثابت باشند، در نگاه انسان ها و در بستر زمان و مکان تغییر کرده و معنا پیدا می کنند.


تاریخ پر است از مواردی که روزگاری ناپسند بوده اند و بعدها ارزشمند شده اند، یا برعکس. حتی مفاهیمی مانند آزادی، اطاعت، فردگرایی، سکوت، صراحت و سنت، بسته به جامعه و دوره تاریخی می توانند معنایی کاملا متفاوت پیدا کنند. آنچه برای یک نسل نشانه ی پیشرفت است، شاید برای نسلی دیگر نشانه ی فروپاشی باشد.


اما پرسش مهم تر این است: چه کسی تعیین می کند چه چیزی ارزشمند و چه چیزی ضد ارزش است؟ جامعه؟ خانواده؟ دین؟ قانون؟ اکثریت مردم؟ قدرت حاکم؟ یا خود انسان؟


شاید هیچ پاسخ ساده ای وجود نداشته باشد. بسیاری از ارزش ها محصول توافق جمعی اند و برخی دیگر از شرایط محیطی، تجربه، اخلاق و وجدان انسانی سرچشمه می گیرند. مشکل از جایی آغاز می شود که انسان، ارزش های خود را حقیقتی مطلق بداند و تصور کند هرکس متفاوت می اندیشد، الزاما در اشتباه است.


شاید بلوغ فکری از جایی آغاز شود که بفهمیم ارزش ها را باید شناخت، درباره شان پرسید و گاهی دوباره بازتعریف کرد. زیرا ممکن است آنچه ما امروز «ارزش» می نامیم، فردا در آینه ی تاریخ چهره ی دیگری پیدا کند. در نهایت، ارزشمندترین چیز شاید خود توانایی پرسیدن باشد: چرا این را ارزشمند می دانیم؟ و چه کسی این ارزش را برای ما تعیین کرده است و آیا به ارزش ها به دیده مطلق باید نگریست؟!