موانع مشارکت ورزشی زنان روستایی

30 فروردین 1403 - خواندن 8 دقیقه - 56 بازدید

تربیت بدنی و ورزش یکی از قوی ترین نیروهای نهادینه در جامعه و فرهنگ جهانی است و یکی از بهترین راه ها برای دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت، نه تنها در حیطه روانی حرکتی، بلکه در حیطه شناختی و عاطفی است و می تواند به بالا بردن سطح توانایی های جسمی و افزایش قوای عقلانی، کاهش تنش های روانی، ناراحتی های جسمانی و ایجاد محیط های سالم کمک کند(هاسکو،2010).

نقش روستاها در فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس محلی، منطقه ای و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی است که، موجب توجه بیشتر به توسعه روستایی شده است. در اندیشه بسیاری از محققان، توسعه روستایی مقدمه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نیز موخره آن در سطح ملی قلمداد میشود (پورطاهری و همکاران،1389). در این میان زنان و دختران روستایی بخش مهمی از این جمعیت محسوب می شوند؛ که در جوامع روستایی، با مشکلات و نابرابری هایی مانند نداشتن دسترسی به امکانات آموزشی برابر با مردان، فرصت های شغلی نابرابر، فقر و درآمد نابرابر، تنش های بیشتر و ایفای نقش های متعدد خانوادگی و تضاد در این نقش ها مواجهند؛ که تربیت بدنی و ورزش را نیز می توان به آن اضافه کرد (منظمی و همکاران،1389). محروم بودن زنان روستایی از امکانات ورزشی نظیر سالن های ورزشی استخرهای سرپوشیده و فضاهای ورزشی روباز و همچنین تجهیزات و وسایل ورزشی و عدم دسترسی به مربیان آموزش دیده و با تجربه از جمله عوامل موثر بازدارنده رشد و توسعه پایدار ورزش در روستاها به شمار می رود و موجب گردیده است جامعه روستایی به خصوص زنان نتوانند از این مقوله مهم اجتماعی جایگاه ویژه ای را در بین جوامع مختلف پیدا کنند و از آن بهره برداری کنند. البته این تفکر ،که قشر روستایی نسبت به جامعه شهری از تحرک جسمانی بیشتری برخوردار هستند و علی رغم فعالیت های روزانه زنان روستایی و پتانسیل بالقوه آنها این قشر روستایی از این بخش یعنی ورزش محروم ولی بی نصیب گردیدند(سرایی و همکاران،1396).

مشارکت در فعالیت های ورزشی به صورت حرفه ای، تا همین اواخر فعالیتی مردانه بود و زنان سهم چندانی نداشتند (سازمان ملل، 2007)عوامل گوناگون اجتماعی فرهنگی، از جمله افزایش اوقات فراغت، بالا رفتن سطح زندگی، افزایش توجه به بهداشت عمومی و آمادگی جسمانی و بالاخره اهتمام نظام های سیاسی باعث شد از اواسط قرن بیستم، پیدایش نمونه ای موفقیت آمیز زنان در عرصه های ورزشی افزایش یابد (کاکلی،2007).

به عنوان یک قاعده جهانی، مشارکت توده زنان در فعالیت های ورزشی محدود است (خسروی، 1384). برای مثال، نرخ مشارکت ورزشی زنان در انگلستان 56درصد و در استرالیا 59/9 درصد بوده است (استراتون، 2005) طبق گزارش مرکز ملی آمارهای سلامت امریکا(2008) 37/9 درصد از کل زنان آمریکایی در طول هفته هیچ فعالیت ورزشی ندارند و 30/3 درصد از آنان فقط در اوقات فراغت در طول هفته کمتر از 10دقیقه فعالیت ورزشی انجام میدهند. در ایران نیز نرخ مشارکت ورزشی زنانرضایت بخش نیست. مرکز امور مشارکت زنان (1380) نرخ مشارکت ورزشی زنان را بسیار پایین ارزیابی کرده است. تندنویس (1380 ) نشان میدهد 45/8 درصد زنان مورد تحقیق اصلا ورزش نمی کنند. نتایج یک پیمایش ملی نشان داد تنها 41/2درصد از بانوان ایرانی کم و بیش به انجام فعالیت های ورزشی می پردازند (محسنی،1379) احسانی ( 2002) سهم زنان در ورزش همگانی را 33 درصد ارزیابی میکند و لهسایی زاده و همکاران (1385) عدم تمایل و مشارکت زنان در ورزش را مسئله ای مهم می دانند. مطالعات گوناگونی به توصیف موانع مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی، پرداخته و علل متعددی بیان شده اند (احسانی و عربدفتران،1382) .دینگل (2005) با جمع بندی موانع گرایش زنان به ورزش، آنها را به سه دسته تقسیم بندی میکند: دسته اول، موانع عملی هستند مانند: کمبود وقت، بچه داری، ضعف بنیه مالی، کمبود حمل و نقل عمومی، امنیت شخصی و عدم دسترسی به تسهیلات ورزشی؛ دسته دوم، موانع شخصی هستند مانند: نوعتلقی زنان از بدن، پوشاک و تجهیزات ورزشی، فقدان اعتماد به نفس و نفوذ والدین و بزرگترها؛ ودسته سوم، موانع اجتماعی و فرهنگی هستند شامل حاکمیت فرهنگ مردانه در ورزش، پیش داوری های جنسیتی، سوء استفاده های جنسی و عدم پوشش رسانه ای ورزش های زنان. در مطالعه ای علل ورزش نکردن دانشجویان دختر را متاثر از کمبود وقت، امکانات، علاقه، پول، وسیله نقلیه، روابط اجتماعی، ناآگاهی، مهارت و سلامتی دانسته است (احسانی و عرب دفتران،1382) نتایج مطالعه ی دیگری نشان میدهد که بانوان به دلیل عوامل جسمانی نظیر بیماری، معلولیت، چاقی، و عوامل روانی نظیر بی حوصلگی، اضطراب، افسردگی، بی علاقگی، بی انگیزگی، و عوامل مربوط به نگرش خانواده، وضعیت اقتصادی، شرایط فیزیولوژیک، عدم دسترسی به فضای مناسب و عوامل فرهنگی واجتماعی در فعالیت های ورزشی شرکت نمیکنند (سلامی و همکاران،1383) مطالعه دیگری نیزعوامل بازدارنده مشارکت زنان در فعالیتهای ورزشی را به ترتیب در عدم دسترسی به امکانات ورزشی، مناسب نبودن زمان برنامه های ورزشی ویژه زنان، گرانی هزینه ثبت نام، نداشتن وقت و مخالفت اعضای خانواده دانسته است (صدراتی،1385).

عدم وجود آمار و اطلاعات دقیق و قابل استناد از وضعیت موجود زنان روستایی و همچنین فقدان دانش و آگاهی از نیازهای ضروری جوامع روستایی به ویژه زنان موجب گردیده است که شناخت از نیازهای ورزشی زنان روستایی و برنامه ریزی در جهت تامین و تعدیل این نیازها به عنوان یکی از راهبردهای موثر در تحقق اهداف برنامه توسعه کشور در بخش روستایی مد نظر قرار گرفته است از این رو جهت دادن به ظرفیت های این قشر می تواند در تضمین و حفظ سلامتی آنان و همچنین ارتقاء سطح بهره وری در ابعاد مختلف فرهنگی اجتماعی اقتصادی و اهداف ورزش بانوان کشور موثر واقع گردد (میرزاحسینی،1394).

زنان از ارکان مهم جامعه روستایی به شمار می روند که علی رغم مسئولیت های بسیار عمده در عرصه های مختلف زندگی از کمترین امکانات تفریحی ورزشی و رفاهی در روستاها برخوردار می باشند از آنجایی که ایران از پهنه جغرافیایی نسبتا وسیعی برخوردار است پراکندگی شهرها و خصوصا روستاها به لحاظ جمعیت و موقعیت جغرافیایی باعث شده که توزیع امکانات و فضاهای ورزشی از توازن مطلوب و مناسبی برخوردار نباشد از این جهت علی رغم اینکه جامعه روستایی نسبت به جوامع شهری از امکانات رفاهی تفریحی ورزشی بی بهره می باشند توزیع نامتوازن و کمبود امکانات همواره یکی از معضلات زندگی در روستاها به شما می روند که حتی بر تشدید روند مهاجرت روستاییان به شهرها نقش اساسی ایفا می نماید.

منابع :

سرایی سودابه.امینی، امیر مظفر (1396)جایگاه ورزش در زندگی بانوان روستایی شهرستان اصفهان و عوامل بازدارنده آندو فصلنامه مشارکت و توسعه اجتماعی، دوره ،3 شماره 5، پاییز و زمستان ،1396صص4.

میرزاحسینی, مهدی، ۱۳۹۴، بررسی ورزش بانوان و موانع رشد وتوسعه آن در جامعه ایران، اولین کنفرانس بین المللی علوم اجتماعی و جامعه شناسی، شیراز، موسسه عالی علوم و فناوری خوارزمی شیراز.

منظمی، م.؛ علم، ش،. و شتاب بوشهری، ن. (1389)تعیین عوامل موثر بر توسعه تربیت بدنی و ورزش بانوان جمهوری اسلامی ایران. مدیریت ورزشی، شماره ،10صفحه .16.

عباس زادگان، محمد. ترک زاده، جعفر(1379)نیازسنجی آموزشی در سازمانها، شرکت سهامی انتشار، تهران: چاپ اول

Haskova s. (2010)."The transformation of the motivationsphere as a factor in the formation of the professional and personalityqualities of higher educational institutions" Jornal of RussianEducation and society. Vol.51,no.3,pp:13-03.

Henderson, K.A and B.E. Ainsworth. 2003. a Synthesis of Perception about PhysicalActivityamong Older African American and American Indian Women. Am. J. PublicHealth. 93: 313-317.

[1]Stratton

توسعه ورزش زنانمشارکت ورزشی زنان روستایی