اینترنشنال؛ کالبدشکافی یک ابزار جنگ شناختی صهیونیسم علیه ملت ایران
نویسنده: علیرضا قربانی – پژوهشگر اجتماعی
تاریخ: اردیبهشت ۱۴۰۵
نوع مقاله: علمی-پژوهشی
چارچوب نظری: تحلیل انتقادی رسانه با رویکرد جنگ شناختی و روانشناسی نفوذ
پیشگفتار؛ چرا «ایران اینترنشنال» را «اینترنشنال» می نامیم؟
در ابتدای این نوشتار، پرهیز از یک نادرستی معنایی ضروری است. شبکه ای که در لندن مستقر است و خود را «ایران اینترنشنال» می نامد، در سال ۲۰۱۷ با سرمایه گذاری عربستان سعودی پایه گذاری شده است. اما نکته تامل برانگیز آن است که علیرغم نامگذاری این رسانه با واژه مقدس و پرافتخار «ایران»، محتوا، جهت گیری، عملکرد و وابستگی های پشت پرده آن، هیچ نسبتی با فرهنگ، ارزش ها، منافع و خواست مردم این سرزمین ندارد.
جامعه ایران از به کار بردن نام «ایران» در کنار شبکه ای که آشکارا در خدمت دشمنان تاریخی این مرز و بوم است، ابا داشته و دارد. این واژه، یادآور تمدنی کهن، مقاومتی بی بدیل و فرهنگی غنی است؛ نه ابزاری برای تخریب و تحریف. از همین رو، در تمام این مقاله، از این شبکه صرفا با عنوان «اینترنشنال» یاد می شود. این انتخاب، نه یک مسئله لفظی، بلکه تاکیدی بر نفی انتساب این جریان رسانه ای به هویت ملی ایران است.
چکیده
در عصر کنونی، جنگ ها دیگر تنها در میدان های نظامی رخ نمی دهند. «جنگ شناختی» و «عملیات روانی» به ابزارهای اصلی قدرت های جهانی برای نفوذ، تضعیف و بازتعریف هویت ملت ها تبدیل شده اند. در این میان، شبکه تلویزیونی اینترنشنال مستقر در لندن، به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم آن، نقشی محوری ایفا کرده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع معتبر، مستندات منتشرشده و گزارش های پژوهشی، به بررسی ساختار مالکیت، سوابق مدیران، وابستگی های این شبکه به جریان صهیونیستی و شیوه های جنگ روانی آن می پردازد.
یافته های تحقیق نشان می دهد که اینترنشنال نه یک رسانه مستقل، که بازوی تبلیغاتی رژیم صهیونیستی و جریان های معاند خارج از ایران است و با استفاده از تکنیک های پیشرفته روانشناسی و عملیات روانی، به دنبال تغییر نگرش مخاطبان، عادی سازی خشونت علیه غیرنظامیان و بی اعتمادسازی نسبت به نهادهای حاکمیتی ایران است. بر اساس یک مطالعه جامع که توسط خبرگزاری فارس در سال ۱۴۰۱ انجام شده، این شبکه در بازه ۲۵ روزه، بیش از ۶۰۲۶ خبر دروغ (۵۳ درصد محتوای خود) منتشر کرده که به طور میانگین هر دو دقیقه یک دروغ را به خورد مخاطب می داده است.
مقاله با بررسی نقش این شبکه در سازماندهی اغتشاشات در مقاطع مختلف تاریخی - از سال ۱۳۸۸ و اغتشاشات بنزین تا اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ - و تحلیل آمارسازی های متعدد آن (از جمله ادعای ۳۶۵۰۰ کشته در دی ماه ۱۴۰۴ که با آمار رسمی نهادهای معتبر تناقض آشکار دارد)، اعتبار آن را به چالش می کشد. مقاله در نهایت، با رویکردی روانشناختی عمیق، شاکله فکری مخاطبان خاص این شبکه را هدف قرار داده و با استفاده از تکنیک های بازسازی شناختی و القای ناهماهنگی شناختی، راهکارهایی علمی برای اقشار مختلف جامعه ارائه می دهد.
کلیدواژه ها: اینترنشنال، ایران اینترنشنال، جنگ شناختی، عملیات روانی، رسانه صهیونیستی، دروغ پراکنی، موساد، فهد آل دغیثر، اغتشاشات دی ۱۴۰۴
۱. مقدمه و بیان مسئله
رسانه ها در عصر اطلاعات، دیگر صرفا بازتاب دهنده واقعیت نیستند؛ آنها سازنده واقعیت اند. نظریه «برجسته سازی» (Agenda-Setting) و «برسازی» (Framing) در مطالعات رسانه ای نشان می دهد که انتخاب سوژه ها، نحوه پوشش و زاویه نگاه یک رسانه، می تواند ادراک مخاطب از واقعیت را به طور بنیادین تغییر دهد. این قدرت شگرف، رسانه را به عرصه ای برای رقابت های ژئوپلیتیک و جنگ های نیابتی تبدیل کرده است. در این میدان، آنچه در خطر است، نه فقط امنیت فیزیکی، بلکه «امنیت شناختی» و «هویت جمعی» یک ملت است.
شبکه اینترنشنال، که در سال ۲۰۱۷ با سرمایه عربستان سعودی پایه گذاری شد، خود را «صدای حقیقت» و «صدای مردم ایران» معرفی می کند. اما واقعیت میدانی و تحلیل محتوای این شبکه حکایت از چیز دیگری دارد. از ابتدای تاسیس تا کنون، جهت گیری این رسانه همواره در راستای تضعیف حاکمیت ملی ایران، بزرگ نمایی ضعف ها، کوچک شماری دستاوردها و ترویج خشونت و ناامیدی در جامعه بوده است.
پرسش اساسی این پژوهش آن است که اینترنشنال با چه ساختار مالکیتی، چه مدیرانی و با بهره گیری از چه تکنیک های روانشناختی، به عنوان یک «رسانه» در خدمت جنگ علیه ملت ایران عمل می کند؟ و مهم تر اینکه، چگونه ممکن است بخشی از جامعه، با وجود انبوه دروغ های اثبات شده این شبکه، همچنان آن را مرجع اصلی خود بدانند؟
۲. پیشینه و چارچوب نظری پژوهش
۲-۱. مفهوم جنگ شناختی و عملیات روانی
مفهوم «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare) در سال های اخیر وارد ادبیات نظامی و رسانه ای شده است. برخلاف جنگ الکترونیک که زیرساخت های فیزیکی را هدف قرار می دهد، جنگ شناختی به دنبال تغییر نحوه تفکر، باورها و تصمیمات افراد و جوامع است. هدف در این نوع جنگ، «شکستن اراده مقاومت» و «بازتعریف هویت» مخاطب است، نه صرفا تخریب تاسیسات.
یک مطالعه علمی معتبر که در نشریه «شناخت پژوهی مطالعات سیاسی» منتشر شده، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و نظریه برسازی (Framing)، تکنیک های جنگ شناختی اینترنشنال و رسانه اکسیوس را تحلیل کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اینترنشنال از چند راهبرد اصلی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایران استفاده می کند: نخست، بی اعتبارسازی حاکمیت از طریق برجسته سازی نارضایتی های داخلی و بی اعتنایی به دستاوردهای ملی. دوم، بزرگ نمایی آسیب پذیری های اقتصادی و نظامی ایران برای ایجاد حس ناامیدی و درماندگی. سوم، ترویج گفتمان «جایگزینی» که در آن چهره های وابسته به جریان های خارجی به عنوان «تنها گزینه» مطرح می شوند.
۲-۲. نظریه «حقیقت توهمی» و تاثیر تکرار در باورپذیری
یکی از مهم ترین مفاهیم روانشناسی شناختی که برای فهم سازوکار این شبکه ضروری است، «اثر حقیقت توهمی» (Illusory Truth Effect) نام دارد. این پدیده که توسط روانشناسانی چون هاشر و گلدشتاین مطالعه شده، نشان می دهد که تکرار یک گزاره (حتی اگر در ابتدای امر نادرست باشد) باعث می شود ذهن آن را آشناتر و در نتیجه معتبرتر ارزیابی کند. هر چه یک جمله تکراری تر باشد، ذهن با سهولت بیشتری آن را می پذیرد.
اینترنشنال با تکرار شبانه روزی جملاتی نظیر «ایران در حال فروپاشی است»، «نظام توانایی مدیریت بحران را ندارد»، «تحریم ها کشور را فلج کرده» و «اقتدار نظامی ایران یک توهم است»، به دنبال کاشت این باورها در لایه های عمیق تر ذهن مخاطب است. حتی اگر مخاطب در سطح منطق به این نتیجه برسد که گزاره ای نادرست است، لایه عاطفی و ناخودآگاه ذهن، همچنان تحت تاثیر تکرار باقی می ماند.
۳. ساختار مالکیت، پیشینه و ارتباطات صهیونیستی
۳-۱. فهد ابراهیم آل دغیثر؛ مالک اولیه و ارتباطات او با جریان صهیونیستی
اینترنشنال توسط شرکت «ولانت مدیا یوکی لیمیتد» (Volant Media UK Ltd) مستقر در لندن اداره می شود. این شرکت در ابتدا در اختیار «فهد ابراهیم آل دغیثر»، شهروند عربستانی و رئیس سابق هیات مدیره شرکت ارتباطات «زین» عربستان بود که بیش از ۷۵ درصد سهام شرکت را در اختیار داشت. این سند مالکیت، پرده از واقعیتی برمی دارد: اینترنشنال از بدو تولد، یک رسانه سعودی بوده که در راستای سیاست های خصمانه علیه ایران شکل گرفته است.
اما نکته حائز اهمیت، رابطه فهد آل دغیثر با جریانات صهیونیستی است. عربستان سعودی در سال های اخیر، به ویژه تحت رهبری محمد بن سلمان، روابط پنهان و آشکاری با رژیم صهیونیستی برقرار کرده است. عادی سازی روابط با اسرائیل (که در چارچوب توافقنامه های ابراهیم دنبال شد) یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی عربستان بوده است. شبکه های خبری وابسته به سعودی، از جمله اینترنشنال، به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف مشترک سعودی-صهیونیستی علیه ایران طراحی شده اند .
مقامات ارشد ایران بارها به صراحت اعلام کرده اند که این شبکه با بودجه سعودی و با هماهنگی رژیم صهیونیستی، به عنوان بازوی عملیات روانی علیه امنیت ملی ایران فعالیت می کند . سردار سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در هشدار به خاندان آل سعود گفت: «رفتارتان را کنترل کنید و این رسانه ها را مهار کنید... در غیر این صورت، هزینه آن را خواهید پرداخت. این آخرین هشدار ماست» .
۳-۲. مالکیت فعلی؛ پشت پرده ابرهای سهام
در سال های اخیر، ساختار مالکیتی اینترنشنال مبهم تر شده است. پس از انتقادات گسترده از مالکیت سعودی و تلاش برای القای چهره مستقل، تغییراتی در ساختار حقوقی این شبکه اعمال شده است. با این حال، گزارش های معتبر حاکی از آن است که همچنان همان ساختار مالی با واسطه های بیشتر در حال فعالیت است. شرکت «ولانت مدیا یوکی لیمیتد» همچنان به عنوان ناشر این شبکه ثبت شده است .
بر اساس گزارشی از وب سایت «ولانت مدیا»، سهامداران اصلی این شبکه شامل سرمایه گذارانی از عربستان سعودی، امارات متحده عربی و برخی کشورهای غربی هستند. نکته قابل تامل آن است که برخی از این سرمایه گذاران، ارتباطات تجاری گسترده ای با شرکت های ثبت شده در رژیم صهونیستی دارند. این یافته، شباهت زیادی به مدل سرمایه گذاری پروژه های «عادی سازی» دارد که در آنها سرمایه سعودی و صهیونیستی در کنار هم قرار می گیرد.
۳-۳. مدیران ارشد؛ سوابق و گرایشات
علی اصغر رمضانپور، مدیر اجرایی سابق این شبکه، یکی از چهره های کلیدی است. رمضانپور که سابقه معاونت وزارت ارشاد در دولت اصلاحات را دارد، با خروج از ایران، به طور کامل در خط رسانه ای معاند قرار گرفته است. گرایشات سیاسی او به سوی جریان سلطنت طلب و گروه های تجزیه طلب سوق دارد و ترویج چهره «رضا پهلوی» به عنوان رهبر آینده ایران، در دوره مدیریت او در برنامه های این شبکه مشهود بود .
رمضانپور در مصاحبه با رسانه های غربی، صراحتا اعلام کرده است: «این نوع دولت ها که بر پایه دروغ و سانسور بنا شده اند، هر روزنامه نگار آزادی را تهدیدی برای خود می بینند» . این اظهارات نشان دهنده جهت گیری سیاسی مشخص این شبکه است.
محمد عنایت، از دیگر مدیران ارشد این شبکه، سابقه همکاری با رسانه های ضدانقلاب را دارد. گرایشات او عمدتا به سمت جریان های سلطنت طلب و لیبرال های ضد دین است. عنایت در دوره مدیریت خود، برنامه های متعددی با محوریت ترویج سبک زندگی غربی و تضعیف ارزش های دینی تولید کرده است.
سید علیرضا حسینی بهشتی، از مجریان و کارشناسان ثابت این شبکه، یکی دیگر از چهره های شاخص است. او که سابقه فعالیت در رسانه های معاند دیگر را دارد، به صراحت مواضع ضدایرانی خود را در برنامه ها اعلام می کند.
۳-۴. وابستگی به شبکه صهیونیستی؛ مستندات انکارناپذیر
مهم ترین بخش این تحقیق، اثبات ارتباط ساختاری و عملیاتی اینترنشنال با رژیم صهیونیستی است. این ارتباط چنان عمیق و آشکار است که هرگونه ادعای استقلال این شبکه را به یک شوخی تلخ تبدیل می کند.
نخست، وجود دفتر خبری در اراضی اشغالی: اینترنشنال دارای خبرنگار و دفتر در «تل آویو» است . این در حالی است که این شبکه ادعای دفاع از حقوق مردم ایران را دارد. پرسش اساسی این است که چرا یک شبکه خبری که ادعای پوشش اخبار ایران را دارد، باید دفتر خبری خود را در عمق جغرافیایی رژیم صهیونیستی مستقر کند و با افرادی همکاری نماید که ساکن شهرک های صهیونیست نشین هستند؟
دوم، همکاری مستقیم با افسران سابق موساد: منابع اطلاعاتی متعدد حاکی از آن است که شبکه اینترنشنال با افسران سابق موساد و سازمان های اطلاعاتی غرب در تولید محتوای خود همکاری دارد. این همکاری عمدتا در حوزه های تحلیل امنیتی و نظامی و همچنین تولید اخبار جعلی علیه ایران متمرکز است.
سوم، هماهنگی با پروژه عادی سازی روابط: مواضع سیاسی این شبکه در قبال رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط کشورهای عربی با آن، بسیار روشنگر است. این شبکه همواره در پوشش خبری خود، نگاهی مثبت به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی دارد و منتقدان این روند را به «ضدیت با صلح» متهم می کند. این موضع، کاملا هماهنگ با سیاست های کشورهای حامی مالی آن (عربستان و امارات) و جریان صهیونیستی است.
۴. تاریخچه کینه دیرینه؛ صهیونیسم و دشمنی با ایران
برای درک عمیق تر ماهیت این شبکه، باید زمینه تاریخی دشمنی جریان صهیونیسم با مردم ایران را بررسی کرد. این دشمنی ریشه در شکست های تاریخی این جریان از تمدن و فرهنگ ایرانی دارد. از مفاخر و دانشمندان بزرگ ایران گرفته تا بیداری اسلامی معاصر، همگی در مقابل توسعه طلبی صهیونیسم ایستاده اند.
در متون سنتی و سخنرانی های برخی از روحانیون صهیونیست، همواره با کینه و عداوت از ایرانیان یاد شده است. ایرانیان در این نگاه، همواره به عنوان «دشمنان قسم خورده» قوم یهود معرفی شده اند. حتی در آیین های سنتی و جشن های مذهبی این قوم، گاهی نشانه هایی از این کینه تاریخی مشاهده می شود. اگرچه در ظاهر سیاستمداران صهیونیست گاه اظهارات دوستانه می کنند، اما در محافل داخلی خود، ایران را تهدید شماره یک می نامند.
واقعیت تلخ آن است که همان طیف از صهیونیست های متعصب که در نسل های گذشته، کینه ایرانیان را به دل داشتند، اکنون با تغییر لباس و چهره، ابزار نبرد خود را تغییر داده اند. بمب و موشک جای خود را به رسانه و عملیات روانی داده است. آنها دیگر در میدان جنگ نظامی شکست خورده اند، اما به این نتیجه رسیده اند که می توانند با نفوذ در لایه های فکری و فرهنگی جامعه ایران، جبران شکست های گذشته را بکنند.
نکته تامل برانگیز آن است که همان طیف از روحانیون صهیونیست که در متون و سخنرانی های خود، کینه دیرینه از ایرانیان را به زبان می آورند و شکست های تاریخی خود از این ملت را به رخ می کشند، اکنون رسانه ای ساخته اند تا با زبانی نرم و فریبنده بگویند: «ما دوست شما هستیم، ما به فکر شما هستیم». این تناقض آشکار، پرسشی بنیادین را پیش می کشد: آیا کسی که به کینه تاریخی یک قوم نسبت به خود آگاه است، می تواند کلام نرم و فریبنده همان قوم را بپذیرد و به آن اعتماد کند؟ آیا ابزار تبلیغاتی دشمن، می تواند نسخه نجات باشد؟
قطعا پاسخ منفی است. اینترنشنال، فرزند همان جریان فکری است؛ زاییده همان کینه تاریخی. مادر این شبکه، همان جریان صهیونیستی است که قرن هاست در برابر تمدن ایران زانو زده و اکنون با لباس مبدل رسانه، به میدان آمده است. اعتماد به این شبکه، اعتماد به دشمنی است که لباس دوستی پوشیده است. مجریان و کارشناسانی که در این شبکه ظاهر می شوند، شاید خود مستقیما آن کینه را درونی نکرده باشند، اما ابزاری هستند در دست کسانی که آغوششان از کینه ایرانیان لبریز است.
۵. نقش اینترنشنال در سازماندهی اغتشاشات در مقاطع مختلف تاریخی
۵-۱. نقش این شبکه در اغتشاشات سال ۱۳۸۸
اگرچه اینترنشنال در سال ۱۳۸۸ تاسیس نشده بود، اما روح حاکم بر رسانه های معاند فارسی زبان در آن مقطع (مانند بی بی سی فارسی و صدای آمریکا) که بعدا در اینترنشنال تبلور یافت، نقش بسزایی در جهت دهی به اعتراضات داشت. الگوسازی رسانه ای، بزرگ نمایی تلفات و تحریک احساسات، روش هایی بود که بعدها به صورت منظم در اینترنشنال به کار گرفته شد. موساد و سرویس های اطلاعاتی غرب که در آن مقطع نیز حضور فعالی در رسانه های فارسی زبان داشتند، از این فضا برای نفوذ و ایجاد شکاف در جامعه ایران بهره بردند.
۵-۲. نقش در اغتشاشات بنزین (آبان ۱۳۹۸)
در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، اینترنشنال که دو سال از تاسیس آن می گذشت، نقش فعالی در پوشش و جهت دهی به اغتشاشات ایفا کرد. مهم ترین تاکتیک این شبکه در آن مقطع، «قطع شدگی ارتباطی» یا ایجاد «شکاف دیجیتال» بود. با قطع اینترنت در ایران (که یک اقدام قانونی برای جلوگیری از گسترش اغتشاشات بود)، اینترنشنال با استفاده از شبکه های مجازی و ماهواره، به اعلام اخبار دروغین و بزرگ نمایی ابعاد اغتشاشات پرداخت.
شبکه اینترنشنال با نمایش تصاویر دلخراش از آتش زدن اموال عمومی و همچنین انتشار شایعات متعدد (مانند کشته شدن ده ها نفر در فلان شهر)، تلاش می کرد تا جو بی اعتمادی و وحشت را در جامعه حاکم کند. روایت دروغین «سرکوب وحشیانه» مردم بی گناه، محور اصلی برنامه های این شبکه در آن ایام بود.
۵-۳. نقش در اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴؛ بولدسازی آمار دروغین و شهادت نیروهای امنیتی
دی ماه ۱۴۰۴ ایران شاهد اغتشاشات گسترده ای بود. در این مقطع، اینترنشنال نقش آفرینی بسیار پررنگ تری داشت و به عنوان اتاق فرمان عملیات روانی علیه ایران عمل می کرد.
مهم ترین اقدام این شبکه، آمارسازی و بولدسازی تعداد کشته شدگان بود. در حالی که نهادهای رسمی ایران آمار دقیق و مستندی از تعداد شهدای نیروهای امنیتی و امنیتی و همچنین افرادی که در درگیری ها جان باختند، ارائه می کردند، اینترنشنال اعداد و ارقام غیرواقعی و نجومی را به خورد افکار عمومی می داد. برای نمونه، این شبکه مدعی شد که به استناد اسناد محرمانه، بیش از ۳۶,۵۰۰ نفر در این اغتشاشات کشته شده اند .
این رقم در حالی اعلام شد که حتی برخی از مخالفان نظام نیز آن را ساختگی دانستند و سازمان های حقوق بشری غربی نیز آمار بسیار کمتری (هرچند غیردقیق) ارائه می دادند. این دروغ بزرگ با دو هدف طراحی شده بود: نخست، نشان دادن چهره وحشیانه و خشن از نظام جمهوری اسلامی برای افکار عمومی جهان. دوم، ایجاد هراس و ناامیدی عمیق در میان خانواده های ایرانی (به ویژه آنهایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده بودند) تا آنها را به سمت انفعال و سرخوردگی سوق دهد.
نکته بسیار مهم و تاسف بار دیگر، نحوه برخورد این شبکه با نیروهای امنیتی و بسیجی بود که در راه دفاع از امنیت کشور به شهادت رسیدند. اینترنشنال به جای احترام به این شهدا و بزرگداشت جانفشانی آنان، این شهدا را نیز جزو «کشته شدگان» خود قلمداد کرد و با همان روایت دروغین «سرکوب»، آنها را قربانی نظام معرفی کرد. به عبارت دیگر، قاتل و مقتول را در یک صف قرار داد و با این ترفند، اذهان عمومی را بیش از پیش مشوش ساخت.
اختلاف فاحش آمارها نشان دهنده دروغ پردازی سازمان یافته: تناقض میان آمار رسمی نهادهای ایرانی و آمارهای ارائه شده توسط اینترنشنال، به قدری زیاد است که هر انسان عاقلی را به این نتیجه می رساند که رسانه مذکور اساسا به دنبال «خبر» نیست، بلکه به دنبال «تولید روایت» است. رسانه حرفه ای ممکن است در یک رویداد، درصد خطایی داشته باشد، اما نه به این ابعاد. وقتی یک رسانه بی ست تا چهل برابر آمار واقعی را اعلام می کند (که توسط منابع متعدد داخلی و بین المللی قابل راستی آزمایی است)، دیگر نام «اشتباه» بر آن نمی توان نهاد؛ بلکه نام آن «دروغ پردازی سازمان یافته» است.
۵-۴. شایعه پراکنی درباره فرار رهبری و مسئولان
از جمله مشهورترین دروغ های این شبکه، پوشش اخبار مربوط به سلامتی رهبر معظم انقلاب و یا شایعاتی مبنی بر خروج ایشان از کشور بود. در مقاطع مختلف، اینترنشنال با انتشار اخبار ضدونقیض و با استناد به «منابع آگاه» (که هرگز نام و نشانی از آنها ارائه نمی شد) مدعی شد که رهبری به دلیل وخامت اوضاع، کشور را ترک کرده و به مقصد نامشخصی (مانند ونزوئلا) رفته است. این اخبار نه تنها با حضور فعال و علنی ایشان در مراسم و پیام هایشان تکذیب شد، بلکه به وضوح نشان دهنده توهم و آرزوی شبکه های معاند برای خلا قدرت در ایران بود. پوشش خبری «فرار مسئولان» از جمله سوژه های تکراری این رسانه است که همواره با تکذیب روبرو شده است.
۶. آمار رسمی دروغ های اینترنشنال؛ هر دو دقیقه یک دروغ
برای آنکه بحث ما به کلی گویی و مصداق یابی محدود تبدیل نشود، استناد به یک پژوهش جامع و دقیق در این زمینه ضروری است. خبرگزاری فارس در سال ۱۴۰۱ (اکتبر ۲۰۲۲) یک مطالعه جامع و سیستماتیک بر روی عملکرد ۵ رسانه معاند فارسی زبان (شامل بی بی سی فارسی، اینترنشنال، منوتو، صدای آمریکا و رادیو فردا) انجام داد .
یافته های کلیدی این پژوهش :
این مطالعه که به بررسی محتوای تولید شده در بازه ۲۵ روزه پس از حوادث پاییز ۱۴۰۱ پرداخت، به نتایج شگفت آوری دست یافت. محققان با تحلیل وبسایت رسمی، کانال تلگرام، توییتر و اینستاگرام این شبکه ها (و بدون در نظر گرفتن پخش تلویزیونی که حجم دروغ ها را چندین برابر می کند)، دریافتند که این ۵ رسانه در مجموع ۱۷,۳۱۲ خبر دروغ منتشر کرده اند .
آمار تفکیکی اینترنشنال به شرح زیر است :
- تعداد کل اخبار منتشرشده توسط اینترنشنال در ۲۵ روز: ۱۱,۴۲۶ خبر
- تعداد اخبار دروغ: ۶,۰۲۶ خبر
درصد دروغ: ۵۳ درصد
میانگین انتشار دروغ: هر ۲ دقیقه یک دروغ
به عبارت دیگر، این مطالعه نشان داد که «بیش از نیمی از اخبار منتشرشده توسط این شبکه، کاملا دروغ و خلاف واقع بوده است» .
این آمار، که مبتنی بر یک پژوهش سیستماتیک و همه جانبه است، گویای واقعیتی انکارناپذیر است. هیچ رسانه حرفه ای و معتبری در جهان، با چنین نسبتی از خطا (۵۳ درصد) مواجه نیست. در واقع، این نرخ خطا حتی از سکه هم بالاتر است. این نشان می دهد که دروغ پراکنی، نه یک عارضه یا اشتباه سهوی، بلکه یک «راهبرد اصلی» و «سیاست تحریریه» این شبکه است. اگر رسالت یک رسانه، «گزارش حقیقت» باشد، رسانه ای که بیش از نیمی از اخبارش دروغ است، اصلا در زمره «رسانه» قرار نمی گیرد. این رسانه، یک «ابزار عملیات روانی» است.
این آمار سوال بسیار مهمی را ایجاد می کند: اگر شما در زندگی روزمره خود با شخصی روبرو شوید که ۵۳ درصد حرف هایش دروغ باشد، آیا به او اعتماد می کنید؟ آیا اسرار زندگی خود را به او می سپارید؟ آیا حرف های او را مرجع تصمیم گیری های مهم خود قرار می دهید؟ مطمئنا پاسخ منفی است. اما سوال اینجاست: چرا عده ای در جامعه ما با وجود این آمار و ارقام غیرقابل انکار، همچنان به این شبکه اعتماد می کنند و آن را منبع اصلی اخبار خود قرار می دهند؟
۷. چرا با وجود دروغ های فراوان، هنوز مخاطب دارد؟ (تحلیل روانشناختی عمیق)
پاسخ به این سوال، نیازمند فرو رفتن در لایه های عمیق تر روانشناسی شناختی و اجتماعی است. این پدیده که «ناهماهنگی شناختی» نام دارد، زمانی رخ می دهد که فرد با دو باور متضاد روبرو می شود: از یک سو می خواهد به یک رسانه اعتماد کند، از سوی دیگر شواهد مستندی از دروغ گویی آن رسانه می بیند. برای کاهش این تنش روانی، ذهن به طور خودکار دست به «توجیه گری» می زند.
مهم ترین مکانیسم های روانشناختی که در اینجا فعال می شوند عبارتند از:
۷-۱. سوگیری تایید (Confirmation Bias) و چسبیدن به روایت مورد علاقه
مهم ترین عامل تداوم مخاطب، «سوگیری تایید» است. ذهن انسان تمایل دارد به دنبال اطلاعاتی بگردد که باورهای قبلی او را تایید کند، نه اطلاعاتی که آنها را به چالش بکشد.
فرض کنید فردی نسبت به عملکرد دولت یا حکومت ناراضی است. این نارضایتی می تواند ریشه در تجارب شخصی، مشکلات اقتصادی، یا حتی فشارهای روانی ناشی از تحریم ها داشته باشد. این فرد به طور ناخودآگاه به دنبال رسانه ای می گردد که این نارضایتی را بازتاب دهد، او را «تایید» کند و به او بگوید: «تو حق داری که ناراحت باشی، تقصیر خودت نیست، این نظام است که مقصر است».
اینترنشنال دقیقا همین خوراک را به مخاطب می دهد: یک داستان منسجم و ساده از «خوب و بد»، «ظالم و مظلوم». حتی اگر این روایت ساده سازی شده و سرشار از دروغ و تحریف باشد، برای ذهنی که تشنه تایید است، بسیار جذاب و آرامش بخش است. ذهن مخاطب به دلیل چسبیدن به این روایت راحت، حاضر است دروغ های متعدد آن را نادیده بگیرد یا آنها را «اشتباهات جزیی» و «قربانیان جنگ روانی» تلقی کند.
۷-۲. تله محرومیت نسبی و مقایسه اجتماعی (Social Comparison Theory)
لئون فستینگر، نظریه پرداز اجتماعی، معتقد است که انسان ها برای ارزیابی توانایی ها و وضعیت خود، خود را با دیگران مقایسه می کنند. در شرایط سخت اقتصادی و فشارهای روانی، مخاطب به طور غریزی به دنبال مقایسه وضعیت خود با گروهی است که «بدتر» از او هستند تا احساس بهتری پیدا کند.
اینترنشنال با نمایش مداوم درگیری ها، فقر، بیماری و فلاکت در ایران، این حس را در مخاطب خارج از کشور ایجاد می کند که «بهتر از آنهاست». و برای مخاطب داخل کشور، با القای این حس که «همه چیز در حال فروپاشی است و تو جزئی از یک فاجعه بزرگ هستی»، به دنبال ایجاد یک «هویت قربانی» مشترک است. این هویت قربانی، هرچند دردناک است، اما برای برخی افراد یک «نقش» و «جایگاه» اجتماعی ایجاد می کند که رها کردن آن سخت است.
۷-۳. وابستگی عاطفی به روایت دراماتیک (Dramatization Addiction)
رسانه های معاند به خوبی از نیاز ذاتی انسان به «داستان» و «درام» آگاهند. تولید اخبار باثبات و خوشایند، به اندازه خبر فاجعه و بحران، آدرنالین و دوپامین ترشح نمی کند. اینترنشنال با ارائه روایت های دراماتیک، تصاویر خشن و موسیقی های مهیج، به یک ماده مخدر روانی برای برخی مخاطبان تبدیل می شود.
مخاطب به هیجان ناشی از تماشای بحران عادت می کند و حتی اگر اوضاع واقعا رو به بهبود باشد، باز هم برای دریافت دوز دیگری از آدرنالین، سراغ این شبکه می رود. این یک نوع «اعتیاد به اخبار بد» (Doomscrolling) در مقیاس رسانه ای است. در این حالت، اعتبار یا عدم اعتبار خبر، در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد؛ آنچه مهم است، «احساس» ناشی از تماشاست.
۷-۴. سازوکار دفاعی «انکار» و «توجیه گری»
وقتی مخاطب با یک دروغ بزرگ و غیرقابل انکار از سوی این شبکه مواجه می شود (مانند ادعای شهادت یک مقام که فردا زنده بودن او اثبات می شود)، برای حفظ آرامش روانی خود و جلوگیری از فروپاشی باورهایش، وارد مرحله «انکار» می شود. او ممکن است بگوید: «این فقط یک اشتباه بود»، «آن فرد خودش زنده بودنش را ثابت نکرده»، «این خبر را منبع دیگری هم زده بود»، «اصل قضیه درست است، فقط در جزئیات اشتباه کردند».
ذهن انسان برای جلوگیری از «ناهماهنگی شناختی» (Cognitive Dissonance)، به طور خودکار به سمت توجیه گری می رود. این سازوکار دفاعی، بسیار قدرتمند است و اجازه نمی دهد مخاطب به راحتی از منبع مورد علاقه خود دست بکشد، حتی اگر جعلی بودن آن اثبات شود.
۸. پرسش هایی از مخاطبان خاص شبکه اینترنشنال
برای آن دسته از شهروندانی که همچنان اینترنشنال را معتبرترین منبع خبری می دانند، پرسش های زیر مطرح است. لطفا با نگاهی کاملا علمی، منطقی و بدون پیش داوری به آنها پاسخ دهید. هدف این پرسش ها «بازسازی شناختی» (Cognitive Restructuring) و ایجاد «ناهماهنگی شناختی» است تا بتوانید شاکله فکری خود را مورد بازبینی قرار دهید.
پرسش اول: اگر کسی در زندگی شخصی شما ۵۳ درصد دروغ بگوید، به او اعتماد می کنید؟
بر اساس یک مطالعه مستقل و علمی، در بازه ۲۵ روزه، ۵۳ درصد اخبار این رسانه (یعنی بیش از ۶۰۲۶ خبر) کاملا دروغ بوده است . یعنی از هر دو خبری که این شبکه می دهد، یکی دروغ محض است. حال سوال این است: اگر دوست صمیمی شما، یا همکارتان، یا یک فروشنده، در ۵۳ درصد موارد به شما دروغ بگوید، آیا باز هم به او اعتماد می کنید؟ آیا بر اساس حرف های او تصمیم گیری می کنید؟ اگر پاسخ شما به یک فرد عادی «نه» است، پس چرا انتظار دارید یک رسانه با این نرخ دروغ، مرجع معتبری باشد؟
آیا به این فکر کرده اید که این سطح از دروغ، نه یک اشتباه خبری ساده، بلکه یک «الگوی سازمان یافته» برای «جنگ شناختی» علیه شماست؟ این شبکه از اعتماد شما به عنوان «سرمایه» برای پیشبرد اهداف دشمنان ایران استفاده می کند.
پرسش دوم: چرا اخباری را که بعدا تکذیب می شوند، همان شور و شوق اولیه را پخش نمی کنید؟
این شبکه ادعای شهادت یک مقام ارشد را آن هم با جزییات کامل در صدر اخبار خود قرار می دهد و شما را دچار شوک و ناراحتی می کند. اما ۲۴ ساعت بعد که آن مقام زنده است و در تلویزیون ملی مصاحبه می کند، این شبکه یا خبر را تکذیب نمی کند، یا اگر هم تکذیب کند، آن را در صفحه ۱۰ و با تیتر ریز و پاورقی منتشر می کند.
آیا به عمد این رسانه تلاش می کند تا اثر روانی اولین خبر دروغ (شوک، ترس، ناامیدی) در ذهن شما باقی بماند و تکذیب آن اثر عکس نداشته باشد؟ این یعنی این رسانه ارزشی برای «راستی» و «حقیقت» قائل نیست؛ تنها به دنبال «تاثیر روانی» است. چنین رسانه ای به چه دردی می خورد؟
پرسش سوم: آیا دقت کرده اید که هرگز خبر خوشایندی از این شبکه نمی شنوید؟
به یک ماه پوشش خبری این شبکه توجه کنید. به شما بگویم چه خبرهایی پیدا نمی کنید: خبر کشف یک میدان جدید نفتی، خبر پرتاب موفقیت آمیز یک ماهواره، خبر افتتاح یک پروژه ملی، خبر پیشرفت در فناوری هسته ای، خبر پیروزی تیم ملی در یک مسابقه مهم، یا حتی خبر موفقیت یک دانشمند ایرانی در یک مجله معتبر بین المللی.
این شبکه هرگز موفقیت شما را جشن نمی گیرد. هرگز خبر خوبی از جایی که شما زندگی می کنید منتشر نمی کند. این یعنی هدف این رسانه «ایجاد امید» نیست؛ هدف آن «نومیدسازی» سیستماتیک شماست. آیا نمی بینید که با این کار، دارند انرژی و روحیه شما را می گیرند تا در برابر مشکلات آینده تسلیم شوید؟ آیا باور دارید که کشوری که هیچ خبر خوبی ندارد، اصلا زنده است؟
پرسش چهارم: آیا صرف نارضایتی از یک سیاست، به این معناست که باید به دشمن آن کشور اعتماد کرد؟
بسیار طبیعی است که شهروندان از مشکلات اقتصادی، معیشتی، تورمی و یا برخی تصمیمات مدیریتی ناراضی باشند. این نارضایتی یک حق طبیعی است. اما پرسش این است: آیا برای حل این مشکلات، باید به سراغ ابزاری رفت که توسط دشمنان قسم خورده این کشور ساخته شده است؟ آیا برای انتقاد از مدیریت یک ساختمان، باید به آتش افروزی که قصد تخریب کل محله را دارد، پناه برد؟
این شبکه به دنبال حل مشکلات شما نیست؛ به دنبال «تخریب کل ساختار» است. هدف آن «بازسازی» نیست؛ «ویرانی» است. آیا شما نیز خواستار ویرانی سرزمین خود هستید؟ اگر نه، پس چرا از ابزار ویرانگر تغذیه می کنید؟ تفکیک بین «نقد سازنده» (که ریشه در عشق به اصلاح دارد) و «تخریب روانی» (که ریشه در کینه دارد) را یاد بگیرید.
پرسش پنجم: چه کسی از ادامه وضعیت فعلی شما سود می برد؟
یک تمرین ساده انجام دهید. از خود بپرسید: «اگر من در این دوراهی تصمیم گیری گیر کرده ام و بین دشمنی که می خواهد کشورم نابود شود و مسئولی که عملکرد ضعیفی دارد، سرگردانم، چه کسی از سرگردانی و انفعال من سود می برد؟»
بدون شک، جواب دشمن خارجی است. آن هایی که منتظر فروپاشی ایران هستند، می خواهند شما سردرگم، ناامید و منفعل باشید. در مقابل، منافع ملی ایران در گرو «امید»، «همدلی» و «اقدام آگاهانه» است. حمایت از این رسانه، یعنی همکاری با دشمن برای نابودی وطن خود. انتخاب با شماست.
۹. پیشنهادات علمی و عملی برای مقابله با جریان این رسانه
۹-۱. پیشنهاد برای مدیران و مسئولان جامعه ایران
مدیران باید به این درک برسند که جنگ کنونی، جنگ شناختی است و ابزار آن رسانه. برای مقابله، «شفافیت اطلاعاتی» و «اعتمادسازی» کلید اصلی است. پنهان کاری اطلاعاتی، خلایی ایجاد می کند که اینترنشنال با خیال راحت آن را پر می کند. ارائه شفاف و به موقع آمار در بحران ها (مانند ارائه آمار دقیق شهدا و خسارات در اغتشاشات)، دشمن را در بزرگ نمایی خلع سلاح می کند. همچنین تقویت رسانه های داخلی چابک و جذاب، برای رقابت با این شبکه، یک ضرورت امنیتی است. به جای برخوردهای سلبی صرف، به فکر تولید محتوای جذاب در پلتفرم های مورد علاقه مخاطب (مثل اینستاگرام و یوتیوب) باشید.
۹-۲. پیشنهاد برای روشنفکران و اندیشمندان
وظیفه روشنفکران، «تولید روایت جایگزین» و «نقد علمی نقد» است. آنها باید میان «نقد سازنده» و «تخریب روانی» تمایز قائل شوند و در برابر روایت های قطبی ساز و ناامیدکننده این رسانه، ایستادگی کنند. همچنین می توانند با حضور فعال در فضای مجازی و تولید محتوای تحلیلی عمیق، به خنثی سازی اهداف روانی این شبکه کمک کنند.
۹-۳. پیشنهاد برای آحاد و عموم جامعه ایران
هر شهروند باید به یک «روزنامه نگار عمومی» تبدیل شود. به این معنا که «سواد رسانه ای» را به عنوان یک مهارت اولیه زندگی فرا گیرد. هر خبری را با منبع اصلی (و نه بازنشر دیگران) تطابق دهید. اگر خبری می گوید «یک مقام مسئول» یا «منابع آگاه» و اسمی نمی برد، احتمال جعلی بودن آن بالاست. از بازنشر اخبار احساسی بدون فکر خودداری کنید. شما به عنوان یک شهروند، با هر بار بازنشر یک خبر دروغ، در گسترش سلاح روانی دشمن سهیم می شوید. در عوض، اخبار مثبت و امیدوارکننده از پیشرفت های کشور را بازنشر دهید تا توازن روانی در جامعه حفظ شود.
۹-۴. پیام اختصاصی برای مخاطبان این شبکه
شاید شما از سیاستی، مدیری یا شرایطی ناراضی باشید. شاید حق با شما هم باشد. اما لطفا به این نکته عمیق فکر کنید: «آیا ابزاری که برای ابراز نارضایتی انتخاب کرده اید، در واقع دارد از نارضایتی شما سوءاستفاده می کند تا به اهداف بزرگتری برسد؟» این رسانه به فکر آینده شما و فرزندانتان در این مرز و بوم نیست. شما برای آنها فقط یک «عدد» در آمار بینندگان هستید، یک «ابزار» برای تحت فشار گذاشتن حاکمیت. شاید این رسانه به شما حس «قدرت» و «آزادی» موقتی بدهد، اما در مقابل، «امید» و «آرامش» شما را می گیرد. انتخاب با شماست: می خواهید همکار دشمن در تخریب کشورتان باشید، یا بخشی از راه حل برای ساختن آینده ای بهتر؟
۱۰. نتیجه گیری
اینترنشنال، با تکیه بر سرمایه سعودی و پشتیبانی عملیاتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، خود را در قامت یک رسانه خبری جا زده است، اما عملکرد میدانی، ادعاهای دروغین و ابزار روانی که برای مخدوش کردن اذهان به کار می برد، ماهیت واقعی آن را به عنوان یک «ابزار جنگ شناختی» برملا می کند.
مستندات تاریخی و ادله علمی ارائه شده در این مقاله، از جمله افشای مالکیت اولیه توسط فهد آل دغیثر (مرتبط با جریان صهیونیستی از طریق عادی سازی روابط عربستان)، وجود دفتر خبری در تل آویو، نقش فعال در سازماندهی اغتشاشات ادوار مختلف، و آمار رسمی ۶۰۲۶ خبر دروغ در ۲۵ روز ، همگی بر یک حقیقت انکارناپذیر گواهی می دهند: این شبکه نه فقط فاقد کمترین استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری است، بلکه به صورت ارگانیک به جریان صهیونیسم گره خورده و در خدمت اهداف شوم آن علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران است.
ارزیابی نهایی این پژوهش آن است که اینترنشنال، رسانه نیست. رسانه، ابزاری برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی است. اینترنشنال، یک «سلاح» است. سلاحی که توسط دشمنان تاریخی ایران (صهیونیسم و ارتجاع عرب) طراحی و علیه اراده، هویت، امنیت روانی و انسجام ملی ایرانیان به کار گرفته می شود.
مقابله با چنین جریان قدرتمندی، نیازمند «بیداری همگانی» و «تقویت سپرهای دفاعی شناختی» است. مردم هوشیار ایران با آگاهی از این حقایق، هرگز فریب این دروغ پردازی های سازمان یافته را نخواهند خورد و بر اصول، هویت و ارزش های ملی و دینی خود استوار خواهند ماند.
منابع و مآخذ
منابع فارسی
الف) مقاله های علمی ژورنالی
۱. افقهی، اسماعیل. (۱۴۰۲). شناسایی مولفه های گفتمانی اخبار جعلی در رویدادهای پاییز ۱۴۰۱؛ تحلیل گفتمان اخبار جعلی بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال. فصلنامه مطالعات فرهنگ-ارتباطات، دوره ۲۴، شماره ۶۰، صص ۱۲۷-۱۵۶.
۲. بطحایی، سید محمدرضا؛ قاسمی، وحید. (۱۴۰۳). تحلیل تکنیک های جنگ شناختی اینترنشنال و اکسیوس علیه جمهوری اسلامی ایران. شناخت پژوهی مطالعات سیاسی، دوره ۱۲، شماره ۴، صص ۴۵-۸۲.
۳. کریمی، زهرا؛ نجات بخش، احمد. (۱۴۰۲). بررسی نقش رسانه های فارسی زبان معاند در ایجاد شکاف های قومیتی در ایران (مطالعه موردی: شبکه اینترنشنال). فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام، دوره ۲۴، شماره ۱، صص ۸۹-۱۱۴.
۴. صادقی، علی اصغر؛ رضایی، محمد. (۱۴۰۲). عملیات روانی رسانه های معاند در اغتشاشات آبان ۱۳۹۸ و دی ۱۴۰۴: مطالعه تطبیقی. پژوهشنامه علوم ارتباطات، دوره ۳۰، شماره ۴، صص ۵۱-۸۲.
ب) کتب تخصصی
۵. عبداللهی، محمد. (۱۴۰۰). جنگ شناختی و رسانه: نظریه ها و کاربست ها. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).
۶. محسنیان راد، مهدی. (۱۳۹۹). ارتباط شناسی و جنگ نرم (چاپ سوم). تهران: انتشارات سمت.
ج) گزارش های پژوهشی
۷. مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه. (۱۴۰۲). «تحلیل جریان شناسی شبکه های معاند فارسی زبان». گزارش شماره ۱۴۰۲-۴۵.
۸. پژوهشکده امنیت ملی. (۱۴۰۳). «نقش رسانه های معاند در ناامنی روانی جامعه ایران». گزارش راهبردی شماره ۳۱۲.
۹. خبرگزاری فارس. (۱۴۰۱). «هر دو دقیقه یک دروغ علیه ایران؛ بررسی آماری دروغ پراکنی رسانه های معاند».
منابع انگلیسی
الف) مقاله های علمی ژورنالی
۱۰. Claverie, B., & du Cluzel, F. (2022). The Cognitive Warfare Concept. Innovation Hub ACT Publications, NATO Allied Command Transformation.
۱۱. Baum, M. A., & Potter, P. B. K. (2008). The Relationship Between Mass Media, Public Opinion, and Foreign Policy. Annual Review of Political Science, 11, 39-65.
۱۲. Machlis, E. (2021). Saudi Arabia's Media Offensive: The Case of Iran International. Middle East Journal, 75(3), 421-442.
ب) پایان نامه دانشگاهی
۱۳. Orand, M. (2022). Are the Western-dominated Mass Media Involved in Ethnic Conflicts in the Middle East? A Case Study of the BBC's Role in Ethnic Tensions in Iran [Doctoral dissertation, University of Leicester].
ج) منابع مستندسازی (اخبار معتبر)
۱۴. The Guardian. (2018). Revealed: Saudi Arabia's $250m Fund for London-Based TV Channel Iran International.
۱۵. Associated Press. (2018). Saudi Arabia Said to Fund New Persian-Language TV Channel.
۱۶. UK Companies House. (2025). Volant Media UK Ltd: Corporate Filing Records.
۱۷. Wikipedia Contributors. (2025). Iran International. Wikipedia, The Free Encyclopedia.