dr.seyed alireza moojani
10 یادداشت منتشر شدهبیکاری فارغ التحصیلان؛ چالش پنهان آموزش عالی ایران
بیکاری فارغ التحصیلان؛ چالش پنهان آموزش عالی ایرانمقدمه
در دهه های اخیر، آموزش عالی ایران رشد کمی چشمگیری را تجربه کرده است. افزایش تعداد دانشگاه ها، توسعه رشته های تحصیلی و گسترش ظرفیت پذیرش دانشجو موجب شده است که دسترسی به آموزش عالی بیش از گذشته فراهم شود. با این حال، این توسعه کمی همواره با توسعه کیفی و متناسب با نیازهای بازار کار همراه نبوده است. یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت، افزایش نرخ بیکاری در میان فارغ التحصیلان دانشگاهی است؛ پدیده ای که امروزه به یکی از مسائل اساسی نظام آموزش عالی کشور تبدیل شده است.
ریشه های مسئله
بیکاری فارغ التحصیلان را نمی توان صرفا ناشی از شرایط اقتصادی دانست. بخشی از این چالش به ساختار آموزش عالی بازمی گردد. در بسیاری از رشته های دانشگاهی، برنامه های درسی همچنان مبتنی بر انتقال دانش نظری است و فرصت کافی برای کسب مهارت های حرفه ای، کارآفرینی و حل مسئله فراهم نمی شود. از سوی دیگر، ارتباط نظام مند و موثر میان دانشگاه، صنعت و بخش های اقتصادی کشور هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
در نتیجه، دانشجویان پس از سال ها تحصیل با مدرک دانشگاهی وارد بازار کار می شوند؛ اما بسیاری از آنان از مهارت های مورد نیاز محیط های حرفه ای برخوردار نیستند. این شکاف میان آموزش و اشتغال، زمینه ساز بیکاری یا اشتغال نامتناسب با رشته تحصیلی می شود.
پیامدهای بیکاری فارغ التحصیلان
پیامدهای این مسئله تنها به حوزه اقتصادی محدود نمی شود. نخستین پیامد آن کاهش بازده سرمایه گذاری ملی در آموزش عالی است. دولت، خانواده ها و خود دانشجویان هزینه های قابل توجهی برای تحصیل پرداخت می کنند؛ اما زمانی که فارغ التحصیلان وارد چرخه تولید و اشتغال نمی شوند، بخش مهمی از این سرمایه گذاری بلااستفاده می ماند.
دومین پیامد، تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد جوانان به کارآمدی نظام آموزشی است. هنگامی که مدرک دانشگاهی نتواند فرصت شغلی مناسبی ایجاد کند، انگیزه برای ادامه تحصیل و تلاش علمی کاهش می یابد.
پیامد سوم، افزایش مهاجرت نیروهای متخصص است. بسیاری از فارغ التحصیلان مستعد در جست وجوی فرصت های شغلی و حرفه ای بهتر به خارج از کشور مهاجرت می کنند. این امر به خروج سرمایه انسانی و کاهش ظرفیت توسعه علمی و اقتصادی کشور منجر می شود.
علاوه بر این، بیکاری طولانی مدت می تواند پیامدهای روان شناختی و اجتماعی همچون کاهش عزت نفس، ناامیدی نسبت به آینده، تاخیر در تشکیل خانواده و کاهش مشارکت اجتماعی را به همراه داشته باشد.
راهکارها
برای کاهش بیکاری فارغ التحصیلان، بازنگری در ماموریت آموزش عالی ضروری است. دانشگاه ها باید از رویکرد صرفا مدرک محور فاصله گرفته و به سمت آموزش مهارت محور، کارآفرینانه و مسئله محور حرکت کنند. توسعه دوره های کارورزی، تقویت ارتباط با صنعت، بازنگری در برنامه های درسی و توجه به فناوری های نوظهور از جمله هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال می تواند در این مسیر موثر باشد.
جمع بندی
امروزه مسئله اصلی آموزش عالی ایران تنها افزایش تعداد دانشجویان یا دانشگاه ها نیست؛ بلکه ارتقای قابلیت اشتغال پذیری فارغ التحصیلان است. دانشگاهی موفق خواهد بود که بتواند میان آموزش، مهارت و نیازهای واقعی جامعه پیوند برقرار کند. در غیر این صورت، گسترش آموزش عالی نه تنها به توسعه کشور منجر نخواهد شد، بلکه خود به تولیدکننده بیکاری و نارضایتی اجتماعی تبدیل خواهد شد.